موضوع : گزیده اشعار شهریار | بازدید : 12 | تگ ها : شهریار
تاريخ : شنبه 18 دی 1395 | 12:35 | نویسنده : اشعار فاطمه


رنگ رؤیا زده ام
بر افق دیده و دل

تا تماشا کنم آن
شاهد رؤیائی را ...

شهریار



موضوع : گزیده اشعار شهریار | بازدید : 35 | تگ ها : شهریار,اشعار شهریار
تاريخ : پنجشنبه 2 دی 1395 | 15:44 | نویسنده : اشعار فاطمه



دامن مکش به ناز که هجران کشیده ام
نازم بکش که ناز رقیبان کشیده ام!
.
شاید چو یوسفم بنوازد عزیز مصر
پاداش ذلتی که به زندان کشیده ام
.
از سیل اشک شوق دو چشمم معاف دار
کز این دو چشمه آب فراوان کشیده ام
.
جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار
آخر غمت به دوش دل و جان کشیده ام...
.
دیگر گذشته، از سر و سامان من مپرس!
من بی تو دست از این سر و سامان کشیده ام
.
تنها نه حسرتم غم هجران یار بود
از روزگار سفله دو چندان کشیده ام…
.



ادامه مطلب
موضوع : گزیده اشعار شهریار | بازدید : 51 | تگ ها : شهریار,اشعار شهریار
تاريخ : شنبه 27 آذر 1395 | 13:14 | نویسنده : اشعار فاطمه


صفایی بود دیشب،
با خیالت خلوت ما را

ولی
من باز پنهانی،
تو را هم آرزو کردم ...

شهریار



موضوع : گزیده اشعار شهریار | بازدید : 62 | تگ ها : شهریار,اشعار شهریار
تاريخ : جمعه 19 آذر 1395 | 17:10 | نویسنده : اشعار فاطمه


ما در این عالم
که خود کنج ملالی بیش نیست
عالمی داریم
در کنج ملال خویشتن

شهریار



موضوع : گزیده اشعار شهریار | بازدید : 28 | تگ ها : شهریار,اشعار شهریار
تاريخ : جمعه 30 مهر 1395 | 13:04 | نویسنده : اشعار فاطمه


خزان هم با سرود برگ ریزان عالمی دارد

چه جای من که از سردی و خاموشی زمستانَم...

 




موضوع : گزیده اشعار شهریار | بازدید : 49 | تگ ها : شهریار,اشعار شهریار
تاريخ : شنبه 27 شهريور 1395 | 19:20 | نویسنده : اشعار فاطمه


کاش یک روز
       سَر زلفِ تو
           در دست اُفتد

تا ستانَم من از او
            دادِ شبِ تنهایی...




موضوع : گزیده اشعار شهریار | بازدید : 106 | تگ ها : شهریار,اشعار شهریار
تاريخ : جمعه 21 خرداد 1395 | 14:55 | نویسنده : اشعار فاطمه

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم

روزی سراغ وقت من آیی که نیستم



موضوع : گزیده اشعار شهریار | بازدید : 171 | تگ ها : شهریار,گزیدهٔ غزلیات
تاريخ : چهارشنبه 7 بهمن 1394 | 8:29 | نویسنده : اشعار فاطمه

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند
هر چه آفاق بجویند کران تا به کران
میروم تا که به صاحبنظری بازرسم
محرم ما نبود دیده کوته نظران
دل چون آینه اهل صفا می شکنند
که ز خود بی خبرند این ز خدا بیخبران
دل من دار که در زلف شکن در شکنت
یادگاریست ز سر حلقه شوریده سران
گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود
لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران
ره بیداد گران بخت من آموخت ترا
ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران
سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن
کاین بود عاقبت کار جهان گذران
شهریارا غم آوارگی و دربدری
شورها در دلم انگیخته چون نوسفران
#شهريار



موضوع : گزیده اشعار عاشقانه | بازدید : 181 | تگ ها : شهریار,عشق,شعر
تاريخ : يکشنبه 4 آبان 1393 | 0:37 | نویسنده : اشعار فاطمه

باز امشب ای ستاره‌ی تابان نیامدی

باز ای سپیده‌ی شب هجران نیامدی
شمعم شکفته بود که خندد به روی تو

افسوس ای شکوفه‌ی خندان نیامدی

زندانی تو بودم و مهتاب من چرا

باز امشب از دریچه‌ی زندان نیامدی

با ما سر چه داشتی ای تیره‌شب که باز

چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی

شعر من از زبان تو خوش صید دل کند

افسوس ای غزال غزل‌خوان نیامدی

گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه

نامهربان من، تو که مهمان نیامدی

خوان شکر به خون جگر دست می‌دهد

مهمان من، چرا به سر خوان نیامدی

شناختی فغان دل رهگذر که دوش

ای ماه قصر، بر لب ایوان نیامدی

گیتی متاع چون منش آید گران به دست

اما تو هم به دست من ارزان نیامدی
صبرم ندیده‌ای که چه زورق شکسته‌ای‌ست

ای تخته‌ام سپرده به طوفان نیامدی

در طبع شهریار، خزان شد بهار عشق

زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی

محمدحسین بهجت (شهریار)



موضوع : گزیده اشعار عاشقانه | بازدید : 169 | تگ ها : شهریار,عشق,شعر
تاريخ : يکشنبه 4 آبان 1393 | 0:37 | نویسنده : اشعار فاطمه

باز امشب ای ستاره‌ی تابان نیامدی

باز ای سپیده‌ی شب هجران نیامدی
شمعم شکفته بود که خندد به روی تو

افسوس ای شکوفه‌ی خندان نیامدی

زندانی تو بودم و مهتاب من چرا

باز امشب از دریچه‌ی زندان نیامدی

با ما سر چه داشتی ای تیره‌شب که باز

چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی

شعر من از زبان تو خوش صید دل کند

افسوس ای غزال غزل‌خوان نیامدی

گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه

نامهربان من، تو که مهمان نیامدی

خوان شکر به خون جگر دست می‌دهد

مهمان من، چرا به سر خوان نیامدی

شناختی فغان دل رهگذر که دوش

ای ماه قصر، بر لب ایوان نیامدی

گیتی متاع چون منش آید گران به دست

اما تو هم به دست من ارزان نیامدی
صبرم ندیده‌ای که چه زورق شکسته‌ای‌ست

ای تخته‌ام سپرده به طوفان نیامدی

در طبع شهریار، خزان شد بهار عشق

زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی

محمدحسین بهجت (شهریار)



موضوع : گزیده اشعار شهریار | بازدید : 201 | تگ ها :
تاريخ : پنجشنبه 21 فروردين 1393 | 13:11 | نویسنده : اشعار فاطمه

استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو روز سیزده به در با همسر وبچه به بغل
میبینه... :
سر و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه‌ی معشوقه‌ی خود می‌گذرم



موضوع : گزیده اشعار عاشقانه | بازدید : 273 | تگ ها :
تاريخ : سه شنبه 19 شهريور 1392 | 17:38 | نویسنده : اشعار فاطمه

زن شیطان نیست...

  زن جلوه زیبایی بی حد خداوند است ... 

  میل انسان به بقا...

  میل انسان به زندگی...

  میل انسان به زیبا پرستی...

  میل انسان به انسان...

  زن شیطان نیست ... گوشه ای از هنر آفرینش است...

  زن ... عـــشق است

  یک سرمایه ابدی در جهان...

  خلاصه تمام مهربانی های دنیا...

  چشمهایت را که پاک کنی از تمام هوسها 

  ناز یک زن را جوهر زنانگی او میبینی نه نیاز مردانگی خود...



ادامه مطلب
موضوع : گزیده اشعار شهریار | بازدید : 258 | تگ ها :
تاريخ : دوشنبه 12 فروردين 1392 | 22:56 | نویسنده : اشعار فاطمه
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم
به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را
به یاد یار دیرین کاروان گم کرده رامانم
که شب در خواب بیند همرهان کاروانی را
بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی
چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را
چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی
که در کامم به زهرآلود شهد شادمانی را
سخن با من نمی گوئی
الا ای همزبان دل
خدایا با که گویم شکوه بی همزبانی را
نسیم زلف جانان کو که چون برگ خزان دیده
به پای سرو خود دارم هوای جانفشانی را
به چشم آسمانی گردشی داری بلای جان
خدا را بر مگردان این بلای آسمانی را
نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتن
که از آب بقا جویند عمر جاودانی را


موضوع : گزیده مطالب پند آموز | بازدید : 265 | تگ ها :
تاريخ : شنبه 12 اسفند 1391 | 7:08 | نویسنده : اشعار فاطمه

هر بامداد آهویی از خواب بر میخیزد و میداند که از تندترین شیر

باید تندتر بدود ، وگرنه کشته خواهد شد...

هر بامداد شیری از خواب بر میخیزد و میداند از تندترین آهو

باید تندتر بدود ، وگرنه از گرسنگی خواهد مرد...

فرقی نمیکند آهو باشی یا شیر ، با طلوع خورشید دویدن را آغاز کن...



موضوع : گزیده مطالب پند آموز | بازدید : 273 | تگ ها :
تاريخ : سه شنبه 8 اسفند 1391 | 6:47 | نویسنده : اشعار فاطمه

دیروز یه سوال بی جوابه
دیروز یه توهمه، یه خوابه
دیروز تو قولتو شکستی
روبروی اشتباه اون، چشماتو بستی
باور کن، زندگی همین امروزه...

لحظه ای که تکرار نمیشه
فرصتی که هیچ وقت نداشتی
شاید تنها شانس تو همین امروزه...
همین امروزه...
دیروز یه صدای بی احساسه
اقرار به خیانت، بدون هراسه
امروزتم می گذره به سادگی
امروز فردای دیروزه
تو همون آدم همیشگی
گذشته، تو رو تا کجا می بره؟
توی ذهن تو، بگو...چی می گذره...چی می گذره؟
اگه ثانیه هات می سوزن تو آتیش گذشته
تو خودت مقصری
بار سنگین گذشته رو تا کجا با خودت می بری...؟
با خودت می بری...
باور کن...
زندگی همین امروزه...
لحظه ای که تکرار نمیشه
فرصتی که هیچ وقت نداشتی
شاید تنها شانس تو همین امروزه...
همین امروزه...
باور کن...
زندگی همین امروزه...

ترانه سرا:امید اطهری نژاد

خواننده:سیروان خسروی




موضوع : | بازدید : | تگ ها : ,
تاريخ : سه شنبه 28 دی 1395 | 9:31 | نویسنده : اشعار فاطمه


عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

https://telegram.me/joinchat/B8q8vzwnYB4mW6fmdsLong

 

اشعار سعدی،اشعار حافظ
پنجره ای به سوی برگزیده ها،برگزیده اشعار و مطالب عرفانی،اشعار عاشقانه،شعر کوتاه،اشعار سعدی شیرازی،اشعار حافظ ،اشعار مولانا و شعرای نامی tab.blogsazan.com



صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

پیچک