درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو

برچسب‌ها: ,
نوشته شده در شنبه 20 مرداد 1397 ساعت 7:46 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | بازدید


  • دیشب در انتظار تو جانم به لب رسید
    امشب بیا که نیست به فردا تقبلی...

    شهریار

    برچسب‌ها: شهریار
    نوشته شده در سه شنبه 11 ارديبهشت 1397 ساعت 12:26 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 122 بازدید
  • []

  • دیگران را اگر از ما خبری نیست، چه غم؟
    نازنینا
    تو چرا بی خبر از ما شده‌ای؟
    شهریار

    برچسب‌ها: شهریار
    نوشته شده در پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت 19:56 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 128 بازدید
  • []


  • کاش یک روز
    سَر زلفِ تو
    در دست اُفتد،

    تا ستانَم
    من از او
    دادِ شبِ تنهایی...


    برچسب‌ها: شهریار
    نوشته شده در جمعه 3 شهريور 1396 ساعت 14:26 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 145 بازدید
  • []


  • رنگ رؤیا زده ام
    بر افق دیده و دل

    تا تماشا کنم آن
    شاهد رؤیائی را ...

    شهریار

    برچسب‌ها: شهریار
    نوشته شده در شنبه 18 دی 1395 ساعت 12:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 202 بازدید
  • []



  • دامن مکش به ناز که هجران کشیده ام
    نازم بکش که ناز رقیبان کشیده ام!
    .
    شاید چو یوسفم بنوازد عزیز مصر
    پاداش ذلتی که به زندان کشیده ام
    .
    از سیل اشک شوق دو چشمم معاف دار
    کز این دو چشمه آب فراوان کشیده ام
    .
    جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار
    آخر غمت به دوش دل و جان کشیده ام...
    .
    دیگر گذشته، از سر و سامان من مپرس!
    من بی تو دست از این سر و سامان کشیده ام
    .
    تنها نه حسرتم غم هجران یار بود
    از روزگار سفله دو چندان کشیده ام…
    .

    نوشته شده در پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت 15:44 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 217 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • صفایی بود دیشب،
    با خیالت خلوت ما را

    ولی
    من باز پنهانی،
    تو را هم آرزو کردم ...

    شهریار

    نوشته شده در شنبه 27 آذر 1395 ساعت 13:14 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 413 بازدید
  • []


  • ما در این عالم
    که خود کنج ملالی بیش نیست
    عالمی داریم
    در کنج ملال خویشتن

    شهریار

    نوشته شده در جمعه 19 آذر 1395 ساعت 17:10 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 184 بازدید
  • []


  • خزان هم با سرود برگ ریزان عالمی دارد

    چه جای من که از سردی و خاموشی زمستانَم...

     


    نوشته شده در جمعه 30 مهر 1395 ساعت 13:04 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 199 بازدید
  • []


  • کاش یک روز
           سَر زلفِ تو
               در دست اُفتد

    تا ستانَم من از او
                دادِ شبِ تنهایی...


    نوشته شده در شنبه 27 شهريور 1395 ساعت 19:20 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 217 بازدید
  • []

  • تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم

    روزی سراغ وقت من آیی که نیستم

    نوشته شده در جمعه 21 خرداد 1395 ساعت 14:55 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 312 بازدید
  • []

  • از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
    رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
    ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
    تو بمان و دگران وای به حال دگران
    رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند
    هر چه آفاق بجویند کران تا به کران
    میروم تا که به صاحبنظری بازرسم
    محرم ما نبود دیده کوته نظران
    دل چون آینه اهل صفا می شکنند
    که ز خود بی خبرند این ز خدا بیخبران
    دل من دار که در زلف شکن در شکنت
    یادگاریست ز سر حلقه شوریده سران
    گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود
    لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران
    ره بیداد گران بخت من آموخت ترا
    ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران
    سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن
    کاین بود عاقبت کار جهان گذران
    شهریارا غم آوارگی و دربدری
    شورها در دلم انگیخته چون نوسفران
    #شهريار

    نوشته شده در چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 8:29 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 366 بازدید
  • []

  • باز امشب ای ستاره‌ی تابان نیامدی

    باز ای سپیده‌ی شب هجران نیامدی
    شمعم شکفته بود که خندد به روی تو

    افسوس ای شکوفه‌ی خندان نیامدی

    زندانی تو بودم و مهتاب من چرا

    باز امشب از دریچه‌ی زندان نیامدی

    با ما سر چه داشتی ای تیره‌شب که باز

    چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی

    شعر من از زبان تو خوش صید دل کند

    افسوس ای غزال غزل‌خوان نیامدی

    گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه

    نامهربان من، تو که مهمان نیامدی

    خوان شکر به خون جگر دست می‌دهد

    مهمان من، چرا به سر خوان نیامدی

    شناختی فغان دل رهگذر که دوش

    ای ماه قصر، بر لب ایوان نیامدی

    گیتی متاع چون منش آید گران به دست

    اما تو هم به دست من ارزان نیامدی
    صبرم ندیده‌ای که چه زورق شکسته‌ای‌ست

    ای تخته‌ام سپرده به طوفان نیامدی

    در طبع شهریار، خزان شد بهار عشق

    زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی

    محمدحسین بهجت (شهریار)

    برچسب‌ها: شهریار,عشق,شعر
    نوشته شده در يکشنبه 4 آبان 1393 ساعت 0:37 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 347 بازدید
  • []

  • باز امشب ای ستاره‌ی تابان نیامدی

    باز ای سپیده‌ی شب هجران نیامدی
    شمعم شکفته بود که خندد به روی تو

    افسوس ای شکوفه‌ی خندان نیامدی

    زندانی تو بودم و مهتاب من چرا

    باز امشب از دریچه‌ی زندان نیامدی

    با ما سر چه داشتی ای تیره‌شب که باز

    چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی

    شعر من از زبان تو خوش صید دل کند

    افسوس ای غزال غزل‌خوان نیامدی

    گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه

    نامهربان من، تو که مهمان نیامدی

    خوان شکر به خون جگر دست می‌دهد

    مهمان من، چرا به سر خوان نیامدی

    شناختی فغان دل رهگذر که دوش

    ای ماه قصر، بر لب ایوان نیامدی

    گیتی متاع چون منش آید گران به دست

    اما تو هم به دست من ارزان نیامدی
    صبرم ندیده‌ای که چه زورق شکسته‌ای‌ست

    ای تخته‌ام سپرده به طوفان نیامدی

    در طبع شهریار، خزان شد بهار عشق

    زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی

    محمدحسین بهجت (شهریار)

    برچسب‌ها: شهریار,عشق,شعر
    نوشته شده در يکشنبه 4 آبان 1393 ساعت 0:37 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 334 بازدید
  • []

  • استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو روز سیزده به در با همسر وبچه به بغل
    میبینه... :
    سر و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
    تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
    تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
    من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
    منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی
    هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
    پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
    پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
    عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
    عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
    سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
    من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
    تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
    گاهی از کوچه‌ی معشوقه‌ی خود می‌گذرم

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در پنجشنبه 21 فروردين 1393 ساعت 13:11 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 365 بازدید
  • []

  • زن شیطان نیست...

      زن جلوه زیبایی بی حد خداوند است ... 

      میل انسان به بقا...

      میل انسان به زندگی...

      میل انسان به زیبا پرستی...

      میل انسان به انسان...

      زن شیطان نیست ... گوشه ای از هنر آفرینش است...

      زن ... عـــشق است

      یک سرمایه ابدی در جهان...

      خلاصه تمام مهربانی های دنیا...

      چشمهایت را که پاک کنی از تمام هوسها 

      ناز یک زن را جوهر زنانگی او میبینی نه نیاز مردانگی خود...

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 19 شهريور 1392 ساعت 17:38 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 451 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    سفر به ترکیه | فرش کاشان | آژانس هواپیمایی | منزل مبله شیراز | دستگاه فلزیاب | کفسابی | فلزیاب دست ساز | هتل و اقامت | دیاگ | میز کانتر | گیت کنترل تردد | نوبت دهی پزشکان شیراز | هاست ارزان | پاپ آپ نمایشگاهی | فلزیاب | دکتر نوروزیان | فلزیاب | منزل مبله شیراز | لباس هندی | سفر به تایلند| ثبت شرکت | فلزیاب | راهنمای سفر | سفر به گرجستان | منزل مبله شیراز | فلزیاب | سفر به روسیه | منزل مبله | محمد دبیری
    X
    تبليغات