درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها
@blogsazan

دسته بندي ها

جستجو

عاشقم،

اهل همین کوچه ی بن بست کـناری

که تو از پنجره اش پای به قلب من ِ دیوانه نهادی

تو کجا ؟ کوچه کجا ؟ پنجره ی باز کجا ؟

من کجا ؟ عشق کجا ؟ طاقتِ آغاز کجا ؟

تو به لبخند و نگاهی

منِ دلداده به آهی

بنشستیم.

تو در قلب و

منِ خسته به چاهی

گُنه از کیست ؟

از آن پنجره ی باز ؟

از آن لحظه ی آغاز ؟

از آن چشم ِ گنه کار ؟

از آن لحظه ی  دیدار ؟

کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت،

همه بر دوش بگیرم

جای آن یک شب مهتاب،

تو را تنگ در آغوش بگیرم.

 

برچسب‌ها:
نوشته شده در جمعه 21 شهريور 1393 ساعت 23:23 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار رحمان نصر اصفهانی | 209 بازدید
  • []

  • هنگامی که با تندباد حوادث جهان، دست به گریبانی

    و با سرسختی طوفان زندگی در نبرد، تا می توانی

     ایستادگی کن؛ ولی آنگه که نه پای رفتنت ماند

     و نه تاب ایستادن؛ بنشین و صبر کن و بدان که

    طوفان های زندگی را هم دورانیست و تندبادهای زمانه،

     زمانی می گذرند و می گذارندت که برخیزی...

    "مهم این است که تو برای برخاستن مهیا باشی "

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در شنبه 31 خرداد 1393 ساعت 15:25 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده جملات حکیمانه | 235 بازدید
  • []


  • سه چیزرابا احتیاط بردار: قدم ،قلم ،قسم !
    سه چیزرا پاک نگه دار: جسم ،لباس ،خیال!
    ازسه چیزکار بگیر: عقل ،همت ، صبر !
    ازسه چیزخود را دورنگهدار: افسوس ، فریاد ، نفرین !
    سه چیزرا آلوده نکن: قلب ، زبان ، چشم !
    اما سه چیزرا هیچ گاه فراموش نکن : خدا ، مرگ ، دوست

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 2 آبان 1391 ساعت 9:31 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده جملات حکیمانه | 350 بازدید
  • []

  • سفره‌ی دلِ مرا در باد، کسی گشوده نخواهد يافت.
    من خوابِ يک ستاره‌ی صبور
    زير بالش ابرهای راحله ديده‌ام،
    يا باد می‌آيد و آسمان را خواهد رُفت،
    يا شايد کرامتی شد و باران آمد... علی صالحی

     ***

    برای من 
    دوست داشتن 
    آخرین دلیل دانایی است
    اما هوا همیشه آفتابی نیست
    عشق همیشه علامت رستگاری نیست
    و من گاهی اوقات مجبورم
    به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم
    چقدر خیالش آسوده است
    چقدر تحمل سکوتش طولانی ست
    چقدر ... علی صالحی

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در شنبه 26 فروردين 1391 ساعت 12:45 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده جملات حکیمانه | 367 بازدید
  • []

  •  

    راه درست

    روزی،گوساله ای باید از جنگل بکری می گذشت تا به چراگاهش برسد.گوساله ی بی فکری بود و راه پر پیچ و خم و پر فراز و نشیبی برای خود باز کرد.

    روز بعد،سگی که از آن جا می گذشت،از همان راه استفاده کرد و از جنگل گذشت.مدتی بعد،گوساله راهنمای گله،آن راه را باز دید و گله اش را وادار کرد از آن جا عبور کنند.

    مدتی بعد،انسان ها هم از همین راه استفاده کردند:می آمدند و می رفتند،به راست و چپ می پیچیدند،بالا می رفتند و پایین می آمدند،شکوه می کردند و آزار می دیدند و حق هم داشتند.اما هیچ کس سعی نکرد راه جدید باز کند.

    مدتی بعد،آن کوه راه،خیابانی شد.حیوانات بیچاره زیر بارهای سنگین،از پا می افتادند و مجبور بودند راهی که می توانستند در سی دقیقه طی کنند،سه ساعته بروند،مجبور بودند که همان راهی را بپیمایند که گوساله ای گشوده بود.

    سال ها گذشت و آن خیابان،جاده ی اصلی یک روستا شد،و بعد شد خیابان اصلی یک شهر.همه از مسیر این خیابان شکایت داشتند،مسیر بسیار بدی بود.

    در همین حال،جنگل پیر و خردمند می خندید و می دید که انسان ها دوست دارند مانند کوران،راهی را که قبلا باز شده،طی کنند،و هرگز از خود نپرسند که آیا راه بهتری وجود دارد یا نه؟

    برگرفته از: کتاب قصه هایی برای پدران. فرزندان. نوه ها- پائولوکوئیلو


    نوشته شده در جمعه 25 فروردين 1391 ساعت 7:01 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده جملات حکیمانه | 368 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ | تور روسیه | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هانس گروهه | محلول رویش مو | هاست لینوکس ارزان | اقامت استرالیا | تور کيش | آژانس هواپیمایی | سیگنال خرید بورس | تور استانبول | شهر سفر | بانک اخبار | ترسیم نقشه بتنی | کانال تلگرام | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | چوب مسواک چیست ؟ | جت گروتينگ | اشعار
    X
    تبليغات