درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو


عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

http://tab.blogsazan.com/

-----------------------------


نظرسنجی

شاعر مورد علاقه شما کدام است ؟

خبرنامه

آمار

آنلاین : 1
بازدید امروز : 56
بازدید دیروز : 821
بازدید هفته گذشته : 2272
بازدید ماه گذشته : 9893
بازدید سال گذشته : 264123
کل بازدید : 1924505

رفیقان دوستان ده ها گروهند

که هر یک در مسیر امتحانند

گروهی صورتک بر چهره دارند

به ظاهر دوست اما دشمنانند

گروهی وقت حاجت خاکبوسند

ولی هنگام خدمت ها نهانند

گروهی خیر و شر در فعلشان نیست  

نه زحمت بخش و نه راحت رسانند

گروهی دیده ناپاکند هشدار    

نگاه خود به هر سو می دوانند

بر این بی عصمتان ننگ جهان باد  

که چون خوکند و بل بدتر از آنند

ولی یاران همدل از سر لطف    

به هر حالت که باشد مهربانند

رفیقان را درون جان نگهدار    

که آنها پر بها تر از جهانند
 

فریدون مشیری





نوشته شده در چهارشنبه 8 خرداد 1398 ساعت 8:47 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 140 بازدید
  • []

  •  

     هر كه بيند همچو من "شيراز "را فصل بهار
    مي زند بي شك از اينجا پشت پا بر هر ديار.
    در لطافت، در طراوت، در صفا، در تازگي
    بر سر گيتي بود"شيراز" تاج افتخار
    راحت جان است الحق اين هواي روحبخش
    سرو شيراز است بي شك قامت دلجوي يار.

    شعر از فريدون مشيری

    ١٥ ارديبهشت روز شيراز مبارك

    نوشته شده در يکشنبه 15 ارديبهشت 1398 ساعت 15:27 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 131 بازدید
  • []


  • بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
    شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
    آسمان آبی و  ابر سپید
    برگ‌های سبز بید
    عطـر نرگس، رقص باد
    نغمه ی شوق پرستوهای شاد
    خلوت گرم کبوترهای مست
    نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
    خوش به حال روزگار ...
    خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
    خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
    خوش به حال غنچه‌های نیمه‌باز
    خوش به حال دختر میخک که می‌خندد به ناز
    خوش به حال جام لبریز از شراب
    خوش به حال آفتاب ...

    ای دل من! گرچه در این روزگار
    جامه ی رنگین نمی‌‌پوشی به کام
    باده ی رنگین نمی‌بینی به جام
    نقل و سبزه در میان سفره نیست
    جامت از آن می که می‌‌باید تهی‌ست
    ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
    ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
    ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار ...

    گر نکوبی  شیشه ی غم را به سنگ
    هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ ....

    فریدون مشیری

    نوشته شده در پنجشنبه 1 فروردين 1398 ساعت 14:20 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 164 بازدید
  • []

  • شبی، همراه این اندوه جانکاه، مرا با شوخ چشمی گفتگو بود.
    نه چون من، های و هوی شاعری داشت ولی، شعر مجسّم: چشم او بود!

    به هر لبخند، یک «حافظ» غزل داشت. به هر گفتار، یک «سعدی» سخن بود.
    من از آن شب خموشی پیشه کردم،  که شعر او، خدای شعر من بود!

    نوشته شده در يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت 11:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 258 بازدید
  • []


  • بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
    بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب
    بیمار خنده های تواَم،
    بیشتر بخند..
    خورشید آرزوی منی،
    گرم تر بتاب..

    فریدون مشیری

    برچسب‌ها: فریدون مشیری
    نوشته شده در يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت 15:17 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 229 بازدید
  • []

  •  

    این کیست

    گشوده خوشتر از صبح

    پیشانی بیکرانه در من

    از شوق

    کدام گل شکفته ست

    این باغ پر از جوانه در من...

    فریدون مشیری

    برچسب‌ها: فریدون مشیری
    نوشته شده در سه شنبه 18 مهر 1396 ساعت 11:43 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 248 بازدید
  • []


  • می دانی؟
    به شوق نور در ظلمت قدم بردار
    به این غم های جان آزار
    دل مسپار...

    فریدون مشیری

    برچسب‌ها: فریدون مشیری
    نوشته شده در يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت 11:02 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 470 بازدید
  • []

  • یاد من باشد فردا حتما
    به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
    بگذرم از سر تقصیر رفیق، بنشینم دم در
    چشم بر کوچه بدوزم با شوق
    تا که شاید برسد همسفری، ببرد این دل مارا با خود..
    و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست

    زندگی شیرین است

    فریدون مشیری

    نوشته شده در شنبه 15 مهر 1396 ساعت 16:39 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 221 بازدید
  • []


  • یاد من باشد دم صبح
    مهربان باشم با مردم شهر
    و فراموش کنم هر چه گذشت

    فریدون مشیری

    نوشته شده در سه شنبه 11 مهر 1396 ساعت 12:41 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 240 بازدید
  • []


  • هر چه زیبایی و خوبی که دلم تشنه اوست
    مثل گل, صحبت دوست
    مثل پرواز, کبوتر
    می و موسیقی و مهتاب و کتاب
    کوه, دریا, جنگل, یاس, سحر
    این همه یک سو, یک سوی دگر
    چهره همچو گل تازه تو !
    دوست دارم همه عالم را لیک
    هیچ کس را نه به اندازه تو !

    فریدون مشیری

    برچسب‌ها: فریدون مشیری
    نوشته شده در چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت 15:05 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 322 بازدید
  • []


  • من نیز، چو خورشید
    دلم زنده به عشق است...
    راه دل خود را نتوانم
    که نپویم

    هر صبح
    در آیینه ‌ی جادوییِ خورشید
    چون می ‌نگرم
    او همه من، من همه اویم!

     

    نوشته شده در يکشنبه 1 مرداد 1396 ساعت 18:56 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 286 بازدید
  • []


  • آه
    باز این دل سرگشته من
    یاد ‌آن قصه شیرین افتاد
    بیستون بود و تمنای دو دوست
    آزمون بود و تماشای دو عشق
    در زمانی که چو کبک
    خنده می زد شیرین
    تیشه می زد فرهاد
    نه توان گفت به جانبازی فرهاد افسوس
    نه توان کرد ز بیدردی شیرین فرهاد
    کار شیرین به جهان شور برانگیختن است
    عشق در جان کسی ریختن است
    کار فرهاد برآوردن میل دل دوست
    خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن
    خواه با کوه در آویختن است
    رمز شیرینی این قصه کجاست
    که نه تنها شیرین
    بی نهایت زیباست
    آن که آموخت به ما درس محبت می خواست
     جان چراغان کنی از عشق کسی
    به امیدش ببری رنج بسی
    تب و تابی بودت هر نفسی
    به وصالی برسی یا نرسی
    سینه  بی‌عشق مباد

    فریدون مشیری

    برچسب‌ها: فریدون مشیری
    نوشته شده در يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت 14:12 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 511 بازدید
  • []


  • ای تو روشنگر ايام مه آلوده عمر!

    بی تماشای تو روز و شب من تارترين

     فریدون مشیری

    برچسب‌ها: فریدون مشیری
    نوشته شده در شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت 10:22 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 381 بازدید
  • []

  • زندگی شیرین است

    زندگی باید کرد

    برچسب‌ها: فریدون مشیری
    نوشته شده در دوشنبه 4 ارديبهشت 1396 ساعت 10:05 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 396 بازدید
  • []

  • 🍃🌹🍂🌻🍃🌹🍂🌻🍃🌹🍂🌻
    ‍ چشم در راه کسی هستم
    کوله بارش بر دوش ،
    آفتابش در دست
    خنده بر لب ، گل به دامن ، پیروز
    کوله بارش سرشار از عشق ، امید

    آفتابش نوروز
    باسلامش ، شادی
    در کلامش ، لبخند

    از نفس هایش گُل می بارد
    با قدم هایش گُل می کارد

    مهربان ، زیبا ، دوست
    روح هستی با اوست !

    قصه ساده است ، معما مشمار ،
    چشم در راه بهارم آری ،
    چشم در راهِ بهار ….

    فریدون مشیری
    🍃🌹🍂🌻🍃🌹🍂🌻🍃🌹🍂🌻

    نوشته شده در يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت 19:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 336 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    نماینده میکروتیک | منزل مبله شیراز | تشریفات عروسی | خرید سرور مجازی | طراحی بنر | تور چابهار | آموزش تعمیرات | کتراک | اجاره آپارتمان مبله در تهران | قطعات پکیج ایران رادیاتور | اجاره سوئیت در شیراز | تخفیف300ماده نانو | فرش کاشان | آموزش زبان انگلیسی | دکتر نوروزیان | پاپ آپ نمایشگاهی | دانلود رایگان فیلم | محمد صفرزاده | آموزش تعمیرات برد | چاپ کارت شناسایی | خرید لباس هندی | محمد دبیری
    X
    تبليغات