درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها
@blogsazan

دسته بندي ها

جستجو


من نیز، چو خورشید
دلم زنده به عشق است...
راه دل خود را نتوانم
که نپویم

هر صبح
در آیینه ‌ی جادوییِ خورشید
چون می ‌نگرم
او همه من، من همه اویم!

 

نوشته شده در يکشنبه 1 مرداد 1396 ساعت 18:56 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 18 بازدید
  • []


  • آه
    باز این دل سرگشته من
    یاد ‌آن قصه شیرین افتاد
    بیستون بود و تمنای دو دوست
    آزمون بود و تماشای دو عشق
    در زمانی که چو کبک
    خنده می زد شیرین
    تیشه می زد فرهاد
    نه توان گفت به جانبازی فرهاد افسوس
    نه توان کرد ز بیدردی شیرین فرهاد
    کار شیرین به جهان شور برانگیختن است
    عشق در جان کسی ریختن است
    کار فرهاد برآوردن میل دل دوست
    خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن
    خواه با کوه در آویختن است
    رمز شیرینی این قصه کجاست
    که نه تنها شیرین
    بی نهایت زیباست
    آن که آموخت به ما درس محبت می خواست
     جان چراغان کنی از عشق کسی
    به امیدش ببری رنج بسی
    تب و تابی بودت هر نفسی
    به وصالی برسی یا نرسی
    سینه  بی‌عشق مباد

    فریدون مشیری

    برچسب‌ها: فریدون مشیری
    نوشته شده در يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت 14:12 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 36 بازدید
  • []


  • ای تو روشنگر ايام مه آلوده عمر!

    بی تماشای تو روز و شب من تارترين

     فریدون مشیری

    برچسب‌ها: فریدون مشیری
    نوشته شده در شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت 10:22 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 75 بازدید
  • []

  • زندگی شیرین است

    زندگی باید کرد

    برچسب‌ها: فریدون مشیری
    نوشته شده در دوشنبه 4 ارديبهشت 1396 ساعت 10:05 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 76 بازدید
  • []

  • 🍃🌹🍂🌻🍃🌹🍂🌻🍃🌹🍂🌻
    ‍ چشم در راه کسی هستم
    کوله بارش بر دوش ،
    آفتابش در دست
    خنده بر لب ، گل به دامن ، پیروز
    کوله بارش سرشار از عشق ، امید

    آفتابش نوروز
    باسلامش ، شادی
    در کلامش ، لبخند

    از نفس هایش گُل می بارد
    با قدم هایش گُل می کارد

    مهربان ، زیبا ، دوست
    روح هستی با اوست !

    قصه ساده است ، معما مشمار ،
    چشم در راه بهارم آری ،
    چشم در راهِ بهار ….

    فریدون مشیری
    🍃🌹🍂🌻🍃🌹🍂🌻🍃🌹🍂🌻

    نوشته شده در يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت 19:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 76 بازدید
  • []


  • مشت می کوبم بر در
    پنجه می سایم بر پنجره ها
    من دچار خفقانم، خفقان!

    ‏من به تنگ آمده ام از همه چیز
    بگذارید هواری بزنم ...

    فریدون مشیری

    نوشته شده در پنجشنبه 5 اسفند 1395 ساعت 17:15 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 80 بازدید
  • []

  • بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
    همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
    شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
    شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

    نوشته شده در شنبه 4 دی 1395 ساعت 8:07 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 101 بازدید
  • []


  • عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم

    اکنون که پیدا کرده ام ، بنشین تماشایت کنم
     
     فریدون مشیری

    نوشته شده در پنجشنبه 18 آذر 1395 ساعت 18:12 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 83 بازدید
  • []



  • خوب ِ خوب ِ نازنین ِ من!
    نام ِ تو مرا همیشه مست می کند؛
    بهتر از شراب...
    بهتر از تمام ِ شعرهای ناب!

    فریدون مشیری

    نوشته شده در دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 19:13 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 77 بازدید
  • []


  • غم دنيا نخواهد يافت پايان
    خوشا در بر رخ شادی ‌گشايان
    خوشا دل‌های خوش،
     جانهای خرسند
    خوشا نيروی هستی زای لبخند

    فریدون مشیری

    نوشته شده در جمعه 5 آذر 1395 ساعت 14:16 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 78 بازدید
  • []

  •  

    این دلاویزترین حرف جهان را همه وقت
    نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو...
    "دوستم داری؟" را از من بسیار بپرس
    "دوستت دارم " را با من بسیار بگو...

    فریدون مشیری

    نوشته شده در شنبه 22 آبان 1395 ساعت 18:56 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 58 بازدید
  • []

  •  

    ای بینوا، که فقر تو، تنها گناه توست !

    در گوشه ای بمیر! که این راه،راه توست

    این گونه گداخته ،جز داغ ننگ نیست

    وین رخت پاره،دشمن حال تباه توست

    در کوچه های یخ زده ،بیمار و در بدر

    جان می دهی و مرگ تو تنها پناه توست

    باور مکن که در دل شان میکند اثر

    این قصه های تلخ که در اشک و آه توست

    اینجا لباس فاخر و پول کلان بیار

    تا بنگری که چشم همه عذر خواه توست

    در حیرتم که از چه نگیرد درین بنا

    این شعله های خشم که در هر نگاه توست

    نوشته شده در جمعه 21 آبان 1395 ساعت 11:38 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 77 بازدید
  • []


  • این منم تنها و حیران،
    نیمه شب ؛
    کرده ام همراز خود
    مهتاب را…

    گویم امشب
    بینم آن گل را به خواب؟
    من مگر در خواب بینم
    خواب را...

    نوشته شده در يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت 22:16 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 75 بازدید
  • []


  •  همه می پرسند:
    - چیست در زمزمه مبهم آب ؟
    - چیست در همهمه دلکش بــرگ ؟
    - چیست در بازی آن ابر سپید ¸
    روی این آبی آرام بلند
    که تو را می برد این گونه  به ژرفای خیال

      "چیست که در خلوت خاموش کبوتر ها ؟
    چیست در کوشش بی حاصل موج ؟
    چیست در خــنده جام ؟
    که تو چندین ساعت
    مات ومبهوت به آن می نگری ؟ "


     نه به ابر   نه به آب    نه به برگ٬
    نه به این آبی آرام بلند ٬

    نه به این خلوت خاموش کبوتر ها
    من به این جمله نمی اندیشم !

    به تو می اندیشم !


    ای سراپا همه خوبی
    تک وتنها به تو می اندیشم
    همه وقت
    همه جــا
    من به هر حال که باشم به تو می اندیشم

    تو بدان این را
    تنــها تو بدان
    تو بیـــــــــا
    تو بمان با من   تنها تو بمان !

    جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب !
    من فدای تو ٬ به جای همه گل ها تو بخند !

    تو بمان با من ٬ تنها تو بمان  !
    در دل ساغر هستی تو بجوش !


    من ٬ همین یک نفس از جرعه جانم باقی است
    آخرین جرعه این جــام تهی را تو بنوش !

    نوشته شده در پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت 22:07 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 62 بازدید
  • []


  • نفسم را پر پرواز از توست
    به دماوندِ تو سوگند که گر بگشایند
    بندم از بند؛
    ببینند که آواز از توست!
    همه اجزایم با مهر تو آمیخته است
    همه ذراتم با جان تو آمیخته باد
    خون پاکم که در آن عشق تو می جوشد و بس
    تا تو آزاد بمانی
    به زمین ریخته باد!


    نوشته شده در دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت 18:34 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 87 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ | تور روسیه | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هانس گروهه | محلول رویش مو | هاست لینوکس ارزان | اقامت استرالیا | تور کيش | آژانس هواپیمایی | سیگنال خرید بورس | تور استانبول | شهر سفر | بانک اخبار | ترسیم نقشه بتنی | کانال تلگرام | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | چوب مسواک چیست ؟ | جت گروتينگ | اشعار
    X
    تبليغات