درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها
@blogsazan

دسته بندي ها

جستجو


رشک می‌بردند شهری بر من و احوال من
کرد ضایع کار من این بخت بی اقبال من

طایری بودم من و غوغای بال افشانیی
چشم زخمی آمد و بشکست بر هم بال من

وحشی بافقی

نوشته شده در يکشنبه 12 دی 1395 ساعت 17:15 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار وحشی بافقی | 43 بازدید
  • []


  • گر ز آزردن من،
    هست غرض مُردن من

    مُردم
    آزار مَکش از پی آزردن من...


    وحشی بافقی


    نوشته شده در پنجشنبه 25 آذر 1395 ساعت 16:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار وحشی بافقی | 71 بازدید
  • []


  • تا مقصد عشاق، رهی دور و دراز است
    یک منزل از آن بادیه ی عشق مجاز است

    در عشق اگر بادیه ای چند کنی طی
    بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است

    عشق است که سر در قدم ناز نهاده
    حُسن است که می گردد و جویای نیاز است!

    وحشی، تو برون مانده ای از سعیِ کمِ خویش
    ورنه درِ مقصود به روی همه باز است…

    وحشی بافقی

    نوشته شده در جمعه 5 آذر 1395 ساعت 20:12 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار وحشی بافقی | 48 بازدید
  • []


  • من
    صید
    دیگری
    نشوم...
    وحشیِ توام

    وحشی بافقی

    نوشته شده در شنبه 8 آبان 1395 ساعت 17:09 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار وحشی بافقی | 47 بازدید
  • []


  • ترک ما کردی، برو همصحبت اغیار باش
    یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش …
    .
    مستِ حُسنی، با رقیبان میلِ مِی خوردن مکن
    بد حریفانند آنها، گفتمت، هُشیار باش
    .
    آنکه ما را هیچ برخورداری از وصلش نبود
    از نهال وصل او، گو: غیر برخوردار باش!
    .
    گر چه می دانم که دشوار است صبر از روی دوست
    چند روزی صبر خواهم کرد… گو دشوار باش !
    .
    صبر خواهم کرد #وحشی در غم نادیدنش
    من که خواهم مرد، گو از حسرت دیدار باش !

    وحشی بافقی

    نوشته شده در جمعه 7 آبان 1395 ساعت 13:55 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار وحشی بافقی | 43 بازدید
  • []

  • الهی به مستان میخانه‌ات

    بعقل آفرینان دیوانه‌ات

    به دردی کش لجهٔ کبریا

    که آمد به شأنش فرود انّما

    به درّی که عرش است او را صدف

    به ساقی کوثر، به شاه نجف

    به نور دل صبح خیزان عشق

    ز شادی به انده گریزان عشق

    به رندان سر مست آگاه دل

    که هرگز نرفتند جز راه دل

    به انده‌پرستان بی پا و سر

    به شادی فروشان بی شور و شر

    خدا را بجان خراباتیان

    کزین تهمت هستیم وارهان

    به میخانهٔ وحدتم راه ده

    دل زنده و جان آگاه ده

    نوشته شده در پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت 13:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده مناجات ها | 33 بازدید
  • []

  • ترک ما کردی

    برو همصحبت اغیار باش

    یار ما چون نیستی

    با هر که خواهی یار باش

    گر بدانی حال من

    گریان شوی بی اختیار

    ای که منع گریه ی بی اختیارم می کنی

    نوشته شده در چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت 17:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار وحشی بافقی | 75 بازدید
  • []

  • برای زیستن هنوز بهونه دارم
    من هنوز می توانم
    به قلبم که فرسوده است
    فرمان بدهم که تو را دوست داشته باشد

    احمدرضا احمدی 


    دلتنگم و با هیچکسم
    میلِ سخن نیست
    کس در همه آفاق
    به دلتنگیِ من نیست

    وحشی بافقی


    گيريم
    خنجر حرف تو بر پهلوی باورها نشست؛
    نوشدارویی...
    شرابی...
    شيونی...
    شعری به كارش می‌كنيم؛

    دل كه چركين شد ،
    چكارش می‌كنيم...؟

    شفیعی کدکنی

    نوشته شده در سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت 11:11 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 52 بازدید
  • []

  • ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا

    خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا

    رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا

    التفاتی به اسیران بلا نیست ترا

    ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا

    با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا

    فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود

    جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود

    همچو گل چند به روی همه خندان باشی

    همره غیر به گلگشت گلستان باشی

    هر زمان با دگری دست و گریبان باشی

    زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی

    جمع با جمع نباشند و پریشان باشی

    یاد حیرانی ما آری و حیران باشی

    ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد

    به جفا سازد و صد جور برای تو کشد

    شب به کاشانهٔ اغیار نمی‌باید بود

    غیر را شمع شب تار نمی‌باید بود

    همه جا با همه کس یار نمی‌باید بود

    یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بود

    تشنهٔ خون من زار نمی‌باید بود

    تا به این مرتبه خونخوار نمی‌باید بود

    من اگر کشته شوم باعث بدنامی تست

    موجب شهرت بی باکی و خودکامی تست

    دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد

    جز تو کس در نظر خلق مرا خوارنکرد

    آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد

    هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد

    این ستمها دگری با من بیمار نکرد

    هیچکس اینهمه آزار من زار نکرد

    گر ز آزردن من هست غرض مردن من

    مردم ، آزار مکش از پی آزردن من

    جان من سنگدلی ، دل به تو دادن غلط است

    بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است

    چشم امید به روی تو گشادن غلط است

    روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است

    رفتن اولاست ز کوی تو ، ستادن غلط است

    جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است

    تو نه آنی که غم عاشق زارت باشد

    چون شود خاک بر آن خاک گذارت باشد

    مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست

    عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست

    از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست

    خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست

    از جفای تو بدینسانم و تدبیری نیست

    چه توان کرد پشیمانم و تدبیری نیست

    شرح درماندگی خود به که تقریر کنم

    عاجزم چارهٔ من چیست چه تدبیر کنم

    نخل نوخیز گلستان جهان بسیار است

    گل این باغ بسی ، سرو روان بسیار است

    جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است

    ترک زرین کمر موی میان بسیار است

    با لب همچو شکر تنگ دهان بسیار است

    نه که غیر از تو جوان نیست، جوان بسیار است

    دیگری اینهمه بیداد به عاشق نکند

    قصد آزردن یاران موافق نکند

    مدتی شد که در آزارم و می‌دانی تو

    به کمند تو گرفتارم و می‌دانی تو

    از غم عشق تو بیمارم و می‌دانی تو

    داغ عشق تو به جان دارم و می‌دانی تو

    خون دل از مژه می‌بارم و می‌دانی تو

    از برای تو چنین زارم و می‌دانی تو

    از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز

    از تو شرمنده یک حرف نبودم هرگز

     
    نوشته شده در شنبه 26 مهر 1393 ساعت 19:17 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار وحشی بافقی | 232 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • شب به کاشانهٔ اغیار نمی‌باید بود

    غیر را شمع شب تار نمی‌باید بود

    همه جا با همه کس یار نمی‌باید بود

    یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بود

    تشنهٔ خون من زار نمی‌باید بود

    تا به این مرتبه خونخوار نمی‌باید بود

    من اگر کشته شوم باعث بدنامی تست

    موجب شهرت بی باکی و خودکامی تست

    دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد

    جز تو کس در نظر خلق مرا خوارنکرد

    آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد

    هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد

    این ستمها دگری با من بیمار نکرد

    هیچکس اینهمه آزار من زار نکرد

    گر ز آزردن من هست غرض مردن من

    مردم ، آزار مکش از پی آزردن من

    نوشته شده در چهارشنبه 23 مهر 1393 ساعت 15:04 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار وحشی بافقی | 177 بازدید
  • []

  • ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا

    خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا

    رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا

    التفاتی به اسیران بلا نیست ترا

    ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا

    با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا

    فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود

    جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود

    همچو گل چند به روی همه خندان باشی

    همره غیر به گلگشت گلستان باشی

    هر زمان با دگری دست و گریبان باشی

    زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی

    جمع با جمع نباشند و پریشان باشی

    یاد حیرانی ما آری و حیران باشی

    ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد

    به جفا سازد و صد جور برای تو کشد

    برچسب‌ها: وحشی بافقی
    نوشته شده در چهارشنبه 23 مهر 1393 ساعت 15:00 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار وحشی بافقی | 169 بازدید
  • []

  • دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
    داستان غم پنهانی من گوش کنید 
    قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
    گفت وگوی من و حیرانی من گوش کنید... وحشی بافقی

     

    دیری ست که ما معتکف دیر مغانیم
    رندیم و خراباتی و فارغ ز جهانیم...
    چون کاسه شکستیم نه پر ماند و نه خالی
    بی‌کیسه‌ی بازار چه سود و چه زیانیم...
    شیریم سر از منت ساطور کشیده
    قصاب غرض را نه سگ پای دکانیم 
    پروانه‌ای از شعله ما داغ ندارد
    هر چند که چون شمع سراپای زبانیم 
    هشیار شود هر که در این میکده مست است
    اما دگرانند چنین ، ما نه چنانیم 
    ما گوشه نشینان خرابات الستیم
    تا بوی میی هست در این میکده مستیم  وحشی بافقی

     

     شد دل‌آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت
    با دل پر گله از ناخوشی خوی تو رفت 
    حاش لله که وفای تو فراموش کند
    سخن مصلحت‌آمیز کسان گوش کند  وحشی بافقی

     

    نرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشت
    سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت 
    اینهمه مشتری و گرمی بازار نداشت
    یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت 
    اول آن کس که خریدار شدش من بودم
    باعث گرمی بازار شدش من بودم  وحشی بافقی

     

    در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است
    بر حذر باش در این راه که سر در خطر است 
    پیش از آنروز که میرم جگرم را بشکاف
    تا ببینی که چه خونها ز توام در جگر است... وحشی بافقی

     

    سوز تب فراق تو درمان پذیر نیست
    تا زنده‌ام چو شمع ازینم گزیر نیست 
    هر درد را که می‌نگری هست چاره‌ای
    درد محبت است که درمان پذیر نیست... وحشی بافقی

     

    دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
    کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست... وحشی بافقی

     

    تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است
    یک منزل از آن بادیه‌ی عشق مجاز است 
    در عشق اگر بادیه‌ای چند کنی طی
    بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است... وحشی بافقی

     

    عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او
    داد رسوایی من شهرت زیبایی او 
    بسکه دادم همه جا شرح دلارایی او
    شهر پرگشت ز غوغای تماشایی او 
    این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد
    کی سر برگ من بی سر و سامان دارد وحشی بافقی

     

    چون چنین است پی کار دگر باشم به
    چند روزی پی دلدار دگر باشم به 
    عندلیب گل رخسار دگر باشم به
    مرغ خوش نغمه‌ی گلزار دگر باشم به
    وحشی بافقی

     

    تو مپندار که مهر از دل محزون نرود
    آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود 
    وین محبت به سد افسانه و افسون نرود
    چه گمان غلط است این ، برود چون نرود 
    چند کس از تو و یاران تو آزرده شود
    دوزخ از سردی این طایفه افسرده شود وحشی بافقی

     

    یار این طایفه خانه برانداز مباش
    از تو حیف است به این طایفه دمساز مباش 
    می‌شوی شهره به این فرقه هم‌آواز مباش
    غافل از لعب حریفان دغا باز مباش 
    به که مشغول به این شغل نسازی خود را
    این نه کاری‌ست مبادا که ببازی خود را  وحشی بافقی

     

    گر کسب کمال می‌کنی می‌گذرد
    ور فکر مجال می‌کنی می‌گذرد 
    دنیا همه سر به سر خیال است ، خیال
    هر نوع خیال می‌کنی می‌گذرد وحشی بافقی

     

    جانان نظری کو ز وفا داشت ندارد
    لطفی که از این پیش به ما داشت ندارد 
    رحمی که به این غمزده‌اش بود نماندست
    لطفی که به این بی سرو پا داشت ندارد 
    آن پادشه حسن ندانم چه خطا دید
    کان لطف که نسبت به گدا داشت ندارد 
    گر یار خبردار شود از غم عاشق
    جوری که به این قوم روا داشت ندارد 
    وحشی اگر از دیده رود خون عجبی نیست
    کان گوشه‌ی چشمی که به ما داشت ندارد وحشی بافقی

     

    فریاد که سوز دل عیان نتوان کرد
    با کس سخن از داغ نهان نتوان کرد 
    اینها که من از جفای هجران دیدم
    یک شمه به سد سال بیان نتوان کرد وحشی بافقی

     

    پیوستن دوستان به هم آسان است 
    دشوار بریدن است و آخر آن است 
    شیرینی وصل را نمی‌دارم دوست
    از غایت تلخیی که در هجران است
    وحشی بافقی

     

    المنة لله که ندارم زر و سیمی
    کز بخل خسیسی شوم ، از حرص لیمی 
    شغلی نه که تا غیر برد مایده خلد
    باید ز پی جان خود افروخت جحیمی 
    نه عامل دیوان و نه پا در گل زندان
    نی بسته‌ی امیدی و نی خسته‌ی بیمی 
    ماییم و همین حلقی و پوشیدن دلقی
    یک گوشه‌ی نان بس بود و پاره گلیمی... وحشی بافقی

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 28 فروردين 1391 ساعت 11:19 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار وحشی بافقی | 370 بازدید
  • []


  • عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

    https://telegram.me/joinchat/B8q8vzwnYB4mW6fmdsLong

     

    اشعار سعدی،اشعار حافظ
    پنجره ای به سوی برگزیده ها،برگزیده اشعار و مطالب عرفانی،اشعار عاشقانه،شعر کوتاه،اشعار سعدی شیرازی،اشعار حافظ ،اشعار مولانا و شعرای نامی tab.blogsazan.com

    کانال تلگرامی (( گالری طاووس )) خرید عطرخرید لباس مجلسی

    خرید لباس هندی در گالری طاووس

    • گالری طاووس دارنده نماد اعتماد الکترونیکی
    • جهت مشاهده نمونه های بیشتر به کانال تلگرام مراجعه کنید
    • آیدی کانال : @taawoos


    https://telegram.me/taawoos


     

        فروش عطرهای برتر با ماندگاری بالا در فروشگاه اینترنتی عطر پرشین فیوم.

     www.persianfume.ir

     خرید عطر و ادکلن،خرید عطر مردانه،خرید عطر زنانه  با برترین برند های روز دنیا در فروشگاه عطر پرشین فیوم

    مطالعه آخرین مقالات و اخبار دنیای عطر ،تاریخچه عطر،انواع عطر،عطرهای محبوب در فروشگاه عطر پرشین فیوم

    عطر و ادکلن مردانه و زنانه اصل / جدیدترین عطر و ادکلن های زنانه و مردانه برند و اورجینال و … عطر و ادکلن پرشین فیوم /قیمت عطر / خرید عطر / فروش عطر / جدیدترین عطر و ادکلن ها.

    عطرها از 78 الی 95 درصد الکل طبیعی به علاوه اسانس های روغنی ساخته می شوند.اینکه در هر عطری میزان اسانس روغنی به کار رفته چقدر باشد، اسامی مختلفی به عطرها می دهد که خوب است شما هم با آنها آشنا شوید تا موقع خرید انتخاب دقیق تری داشته باشید.

    انواع عطر

    * پرفیوم ها: پرفیوم ها بهترین و با دوام ترین نوع رایح ها با 22 درصد اسانس روغنی هستند.

    * ادو پرفیوم ها: بعد از پرفیوم ها، اتدوپرفیوم ها قرار می گیرند. این گروه با داشتن 15 الی 22 درصد روغن معطر رتبه دوم را به دست می آورند.

    * ادوتویلت ها: این دسته 8 تا 15 درصد اسانس روغنی دارند.

    * ادکلن ها: که برای مردان استفاده می شود تنها حدود 4 درصد روغن دارند.

    * اوفرش ها: اما رقیق ترین عطرها اصطلاحا ادوفرش نامیده می شوند که 3 درصد اسانس روغنی دارند و به کار آنهایی می آیند که دلشان می خواهد عطرشان بسیار ضعیف و ملایم باشد. هر چقدر میزان اسانس روغنی یک عطر بیشتر باشد قیمتش هم بیشتر و ماندگاری اش زیادتر خواهد بود. برای همین با توجچه به استفاده ای که از عطرتان می کنید یکی از دسته های بالا را انتخاب کنید. معمولا برای مهمانی ها دسته اول و دوم گزینه های بسیار مناسبی هستند، به خصوص آنهایی که دوست ندارند عطرشان را به همراه شان ببرند و مجددا تجدیدش کنند. برای استفاده های روزمره و محیط های کاری، از ادوتویلت ها و ادوفرش ها استفاده کنید که رایحه های رقیق و ملایمی دارند. امروزه ادوپرفیوم ها و ادوتویلت ها، بیشترین تولید خودشان را دارند. چون آدم های امروزی بیشتر از هر چیزی خواستار ماندگاری هستند و هر دو این موارد ماندگاری نسبتا بالایی دارند.

    ایجاد وبلاگ رایگان در سیستم بلاگ دهی بلاگ سازان با قابلیت بهینه سازی هر وبلاگ در گوگل،سیستم وبلاگ دهی بلاگسازان،ایجاد وبلاگ تحت سئو

     

     

     وبلاگ بسازید و با استفاده از مقالات بهینه سازی وبلاگ ،وبلاگ خود را در گوگل ارتقاء دهید

    برچسب‌ها: ,
    نوشته شده در يکشنبه 1 اسفند 1395 ساعت 15:19 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | بازدید


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ | آژانس هواپیمایی | پایه چراغ | تور کيش | تور نوروز 96 | خرید انگشتر | فکس پاناسونيک | بازار فرش کاشان | اشعار | کانال تلگرام | تور استانبول | طراحی فروشگاه اینترنتی | خبر شیراز | شهر سفر | بانک اخبار | طراحی وبسایت | مدل لباس | فروشگاه کتاب 3630 | خرید لباس هندی | محصولات چرمي خاطره | فرش کاشان | طراحي سايت | بانک شهر | خريد بليط هواپيما | وکیل | درج آگهی | سايت صنعت ايران | فروش آنلاین فرش
    X
    تبليغات