درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو

امکانات


عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

https://telegram.me/joinchat/B8q8vzwnYB4mW6fmdsLong

-----------------------------



چه دنیای عجیبی است،
من اصلا کاری به کار هیچ کس ندارم  و همین بی آزار بودن من و با خودم بودن باعث می شود که همه درباره ام کنجکاو بشوند.
نمی دانم چطور باید با مردم برخورد کرد، من آدم کمرویی هستم.
برایم خیلی مشکل است که سر صحبت با دیگران را باز کنم، به خصوص که این دیگران اصلاً برایم جالب نباشند، بگذریم...

قسمتی از نامه فروغ به ابراهیم‌گلستان


نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود

فروغ فرخزاد

من خواب ديده‌ام كسی‌ می‌آيد
من خواب يک ستاره‌ی قرمز ديده‌ام،
من خواب آن ستاره‌ی‌‌‌ قرمز را
وقتی‌ كه خواب نبودم ديده‌ام
كسی‌ می‌آيد‌
كسی‌ كه در دل‌اش با ماست،
در نفس‌اش با ماست...

فروغ فرخزاد

نوشته شده در سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت 21:02 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 112 بازدید
  • []


  • می توﺍﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮد
    مردم ﺷﻬﺮ ﻭﻟﯽ می گوﯾﻨﺪ
    ﻋﺸﻖ ﯾﻌنی ﺭﺥ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻧﮕﺎﺭ!
    ﻋﺸﻖ ﯾﻌنی ﺧﻠﻮتی ﺑﺎ ﯾﮏ ﯾﺎﺭ!
    ﯾﺎ ﺑﻘﻮﻝ ﺧﻮﺍﺟﻪ،
    ﻋﺸﻖ ﯾﻌنی ﻟﺤﻈﻪ‌ﯼ ﺑﻮﺱ ﻭ ﮐﻨﺎر!
    ﭼﯿﺴﺖ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﮔﻮﯾﻨﺪ...
    ﻣﻦ ﻧﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﻧﻪ ﻧﮕﺎﺭﯼ ﻧﻪ ﮐﻨﺎﺭﯼ ﺩﺍﺭﻡ…

    ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ،
    ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ می‌فهمم!

    ﻋﺸﻖ ﯾﻌنی ﺭﻧﮓ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺍﻧﺎﺭ
     
    فروغ فرخزاد

    نوشته شده در شنبه 8 آبان 1395 ساعت 12:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 82 بازدید
  • []

  •  

    دوستت دارم

    ای خیال لطیف.

    دوستت دارم

    ای امید محال.

     

    نوشته شده در يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت 10:41 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 101 بازدید
  • []

  • كاش بر ساحل رودي خاموش
    عطر مرموز گياهي بودم
    چو بر آن جا گذرت مي افتاد
    به سراپاي تو لب مي سودم
    كاش چون ناي شبان مي خواندم
    به نواي دل ديوانه ى تو
    خفته بر هودج مواج نسيم
    مي گذشتم ز در خانه ى تو
    كاش چون پرتو خورشيد بهار
    سحر از پنجره مي تابيدم
    از پس پرده لرزان حرير
    رنگ چشمان تو را مي ديدم
    كاش در بزم فروزنده تو
    خنده جام شرابي بودم
    كاش در نيمه شبي دردآلود
    سستي و مستي خوابي بودم
    كاش چون آينه روشن مي شد
    دلم از نقش تو و خنده تو
    صبحگاهان به تنم مي لغزيد
    گرمي دست نوازنده ى تو
    كاش چون برگ خزان رقص مرا
    نيمه شب ماه تماشا مي كرد
    در دل باغچه ى خانه ى تو
    شور من ولوله بر پا مي كرد
    كاش چون ياد دل انگيز زني
    مي خزيدم به دلت پر تشويش
    ناگهان چشم تو را مي ديدم
    خيره بر جلوه زيبايي خويش
    كاش در بستر تنهايي تو
    پيكرم شمع گنه مي افروخت
    زين گنه كاري شيرين مي سوخت
    ريشه زهد تو و حسرت من
    كاش از شاخه سرسبز حيات
    گل اندوه مرا مي چيدي
    كاش در شعر من اي مايه ى عمر
    شعله راز مرا مي ديدي

    نوشته شده در چهارشنبه 20 مرداد 1395 ساعت 10:42 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 114 بازدید
  • []


  • آسمان همچو صفحه دلِ من
    روشن از جلوه های مهتاب است
    امشب از خواب خوش گریزانم
    که خیالِ تو خوشتر از خواب است

     


    با تو بی قرار و بی تو بی قرار
    وای از آن دمی که بیخبر زمن
    بر کشی تو رخت خویش از این دیار


    نوشته شده در سه شنبه 18 خرداد 1395 ساعت 22:56 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 155 بازدید
  • []

  • آه … بر دیوار سخت سینه ام گوئی

    ناشناسی مشت می کوبد

    «باز کن در … اوست

    باز کن در … اوست»

    من به خود آهسته می گویم:

    باز هم رؤیا

    آنهم اینسان تیره و درهم

    باید از داروی تلخ خواب

    عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم

    می فشارم پلک های خسته را بر هم

    لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم

    ناشناسی مشت می کوبد

    «باز کن در … اوست

    باز کن در … اوست»

    نوشته شده در سه شنبه 16 تير 1394 ساعت 22:11 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 207 بازدید
  • []

  • نمی دانم چه می خواهم خدایا
    به دنبال چه می گردم شب و روز
    چه می جوید نگاه خسته من
    چرا افسرده است این قلب پر سوز
    ز جمع آشنایان می گریزم
    به کنجی می خزم آرام و خاموش
    نگاهم غوطه ور در تیرگی ها
    به بیمار دل خود می دهم گوش
    گریزانم از این مردم که با من
     به ظاهر همدم ویکرنگ هستند
    ولی در باطن از فرط حقارت
    به دامانم دو صد پیرایه بستند
    از این مردم که تا شعرم شنیدند
    به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
    ولی آن دم که درخلوت نشستند
    مرا دیوانه ای بد نام گفتند
    دل من ای دل دیوانه من
    که می سوزی از این بیگانگی ها
    مکن دیگر ز دست غیر فریاد
    خدا را بس کن این دیوانگی ها
     فروغ فرخزاد

    برچسب‌ها: فروغ فرخزاد
    نوشته شده در جمعه 25 مهر 1393 ساعت 17:31 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 237 بازدید
  • []

  • (1)

    لحظه ها را درياب
    چشم
    فردا كور است
    نه چراغيست در آن پايان
    هر چه از دور نمايانست
    شايد آن نقطه نوراني
    چشم گرگان بيابانست.

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن 1391 ساعت 6:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 300 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • در گذشت پر شتاب لحظه های سرد
    چشمهای وحشی تو در سکوت خویش
    گرد من دیوار میسازد
    می گریزم از تو در بیراهه های راه
    تا ببینم دشتها را در غبار ماه
    تا بشویم تن به آب
    چشمه های نور
    در مه رنگین صبح گرم تابستان
    پر کنم دامان ز سوسن های صحرایی
    بشنوم بانگ خروسان را ز بام کلبه دهقان
    می گریزم از تو تا در دامن صحرا
    سخت بفشارم به روی سبزه ها پا را
    یا بنوشم سرد علفها را
    می گریزم از تو تا در ساحلی متروک
    از فراز صخره های گمشده در
    ابر تاریکی
    بنگرم رقص دوار انگیز طوفانهای دریا را

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 23 بهمن 1391 ساعت 7:37 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 180 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • جمعه ی ساکت
    جمعه ی متروک
    جمعه ی چون کوچه های کهنه ‚ غم انگیز
    جمعه ی اندیشه های تنبل بیمار
    جمعه ی خمیازه های موذی کشدار
    جمعه ی بی
    انتظار
     جمعه ی تسلیم
    خانه ی خالی
    خانه ی دلگیر
    خانه ی دربسته بر هجوم جوانی
    خانه ی تاریکی و تصور خورشید
    خانه ی تنهایی و تفأل و تردید
    خانه ی پرده ‚ کتاب  ‚ گنجه ‚ تصاویر
    آه چه آرام و پر غرور گذر داشت
     زندگی من چو جویبار غریبی
     در دل این جمعه های ساکت متروک
     در دل این خانه های خالی دلگیر
     آه چه آرام و پر غرور گذر داشت ...
     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در پنجشنبه 12 بهمن 1391 ساعت 7:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 306 بازدید
  • []

  • تو را می خواهم و دانم که هرگز
     به کام دل در آغوشت نگیرم
    تویی آن آسمان صاف و روشن
    من این کنج قفس مرغی اسیرم
    ز پشت میله های سرد تیره
    نگاه حسرتم حیران به
    رویت
    در این فکرم که دستی پیش آید
    و من ناگه گشایم پر به سویت
    در این فکرم که در یک لحظه غفلت
     از این زندان خاموش پر بگیرم
    به چشم مرد زندانبان بخندم
    کنارت زندگی از سر بگیرم
    در این فکرم من و دانم که هرگز
    مرا یارای رفتن زین قفس نیست
    اگر هم مرد زندانبان
    بخواهد

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 11 بهمن 1391 ساعت 7:26 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 323 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • و این منم
    زنی تنها
    در آستانهٔ فصلی سرد
    در ابتدای درک هستی آلودهٔ زمین
    و یأس ساده و غمناک آسمان
    و ناتوانی این دستهای سیمانی
    زمان گذشت
    زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
    چهار بار نواخت
    امروز روز اول دیماه است
    من راز فصل ها را می دانم
    و حرف لحظه ها را می فهمم
    نجات دهنده در گور خفته است
    و خاک ، خاک پذیرنده
    اشارتیست به آرامش

    زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت .

    در کوچه باد می آید
    در کوچه باد می آید
    و من به جفت گیری گلها می اندیشم
    به غنچه هایی با ساق های لاغر کم خون
    و این زمان خستهٔ مسلول
    و مردی از کنار درختان خیس می گذرد
    مردی که رشته های آبی رگهایش
    مانند مارهای مرده از دو سوی گلوگاهش
    بالا خزیده اند
    و در شقیقه های منقلبش آن هجای خونین را
    تکرار می کنند
    ــ سلام
    ــ سلام
    و من به جفت گیری گلها می اندیشم .

    در آستانهٔ فصلی سرد
    در محفل عزای آینه ها
    و اجتماع سوگوار تجربه های پریده رنگ
    و این غروب بارور شده از دانش سکوت
    چگونه می شود به آن کسی که می رود این سان
    صبور ،
    سنگین ،
    سرگردان ،
    فرمان ایست داد .
    چگونه می شود به مرد گفت که او زنده نیست ، او هیچ وقت زنده نبوده ست .

    در کوچه باد می آید
    کلاغهای منفرد انزوا
    در باغ های پیر کسالت میچرخند
    و نردبام
    چه ارتفاع حقیری دارد

    آنها تمام ساده لوحی یک قلب را
    با خود به قصر قصه ها بردند
    و اکنون دیگر
    دیگر چگونه یک نفر به رقص بر خواهد خاست
    و گیسوان کودکیش را
    در آبهای جاری خواهد ریخت
    و سیب را که سرانجام چیده است و بوییده است
    در زیر پا لگد خواهد کرد ؟

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 8 بهمن 1391 ساعت 10:23 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 304 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • چرا توقف کنم ، چرا ؟
    پرنده ها به جستجوی جانب آبی رفته اند
    افق عمودی است
    افق عمودی است و حرکت : فواره وار
    و در حدود بینش
    سیاره های نورانی می چرخند
    زمین در ارتفاع به تکرار می رسد
    و چاه های هوایی
    به نقب های رابطه تبدیل می شوند
    و روز وسعتی است
    که در مُخیلهٔ تنگ کرم روزنامه نمی گنجد
    چرا توقف کنم ؟
    راه از میان مویرگهای حیات می گذرد
    کیفیت محیط کشتی زهدان ماه
    سلولهای فاسد را خواهد کشت
    و در فضای شیمیایی بعد از طلوع
    تنها صداست
    صدا که جذب ذره های زمان خواهد شد
    چرا توقف کنم ؟

    چه می تواند باشد مرداب
    چه می تواند باشد جز جای تخم ریزی حشرات فساد
    افکار سردخانه را جنازه های باد کرده رقم می زنند .
    نامرد ، در سیاهی
    فقدان مردیش را پنهان کرده است
    و سوسک ... آه
    وقتی که سوسک سخن می گوید .
    چرا توقف کنم ؟
    همکاری حروف سربی بیهوده است .
    همکاری حروف سربی
    اندیشهٔ حقیر را نجات نخواهد داد .
    من از سُلالهٔ درختانم
    تنفس هوای مانده ملولم میکند
    پرنده ای که مرده بود به من پند داد که پرواز را به خاطر بسپارم

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 8 بهمن 1391 ساعت 10:20 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 317 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • امشب از آسمان ديده تو

    روي شعرم ستاره مي بارد

    در سكوت سپيد كاغذها

    پنجه هايم جرقه مي كارد

      

    شعر ديوانه تب آلودم

    شرمگين از شيار خواهش ها

    پيكرش را دوباره مي سوزد

    عطش جاودان آتش ها

      

    آري، آغاز دوست داشتن است

    گر چه پايان راه ناپيداست

    من به پايان دگر نينديشم

    كه همين دوست داشتن زيباست

      

    از سياهي چرا حذر كردن

    شب پر از قطره هاي الماس است

    آنچه از شب بجاي مي ماند

    عطر سكر آور گل ياس است

     

     آه، بگذار گم شوم در تو

    كس نيابد ز من نشانه من

    روح سوزان آه مرطوبت

    بوزد بر تن ترانه من

      

    آه، بگذار زين دريچه باز

    خفته در پرنيان رؤياها

    با پر روشني سفر گيرم

    بگذرم از حصار دنياها

     

    داني از زندگي چه مي خواهم

    من تو باشم، تو، پاي تا سر تو

    زندگي گر هزارباره بود

    بار ديگر تو، بار ديگر تو

      

    آنچه در من نهفته دريائيست

    كي توان نهفتنم باشد

    با تو زين سهمگين توفاني

    كاش ياراي گفتنم باشد

     

     بسكه لبريزم از تو، مي خواهم

    بدوم در ميان صحراها

    سر بكوبم به سنگ كوهستان

    تن بكوبم به موج درياها

     

     بسكه لبريزم از تو، مي خواهم

    چون غباري ز خود فرو ريزم

    زير پاي تو سر نهم آرام

    به سبك سايه تو آويزم

     

     آري، آغاز دوست داشتن است

    گر چه پايان راه ناپيداست

    من به پايان دگر نينديشم

    كه همين دوست داشتن زيباست

     

     


    برچسب‌ها: فروغ فرخزاد
    نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردين 1391 ساعت 20:41 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 397 بازدید
  • []

  • ترا مي خواهم و دانم كه هرگز

    به كام دل در آغوشت نگيرم

    توئي آن آسمان صاف و روشن

    من اين كنج قفس، مرغي اسيرم

     

    ز پشت ميله هاي سرد و تيره

    نگاه حسرتم حيران برويت

    در اين فكرم كه دستي پيش آيد

    و من ناگه گشايم پر بسويت

     

    در اين فكرم كه در يك لحظه غفلت

    از اين زندان خامش پر بگيرم

    به چشم مرد زندانبان بخندم

    كنارت زندگي از سر بگيرم

     

    در اين فكرم من و دانم كه هرگز

    مرا ياراي رفتن زين قفس نيست

    اگر هم مرد زندانبان بخواهد

    دگر از بهر پروازم نفس نيست

     

    ز پشت ميله ها، هر صبح روشن

    نگاه كودكي خندد برويم

    چو من سر مي كنم آواز شادي

    لبش با بوسه مي آيد بسويم

     

    اگر اي آسمان خواهم كه يكروز

    از اين زندان خامش پر بگيرم

    به چشم كودك گريان چه گويم

    ز من بگذر، كه من مرغي اسيرم

     

    من آن شمعم كه با سوز دل خويش

    فروزان مي كنم ويرانه اي را

    اگر خواهم كه خاموشي گزينم

     

    پريشان مي كنم كاشانه اي را


     

    برچسب‌ها: فروغ فرخزاد
    نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردين 1391 ساعت 20:39 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 378 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    آژانس هواپیمایی | ساخت وبلاگ | پاپ آپ استند نمایشگاهی | طراحی سایت در اصفهان | هانس گروهه | عینک واقعیت مجازی | دیاگ | هاست لینوکس ارزان | طراحی سایت | ثبت آگهی رایگان | معرفی کانال تلگرام | پکیج درمان دیابت | منزل مبله شیراز | آگهی رایگان لینک دار | دکتر نوروزیان | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | گیت کنترل تردد | دکل مهاری | اشعار | آزمایشگاه فرزانگان شیراز
    X
    تبليغات