درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو

امکانات


عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

http://tab.blogsazan.com/

-----------------------------


هنگام سپیده‌دم خروس سحری
دانی که چرا همی‌ کند نوحه‌گری؟
یعنی که نمودند در آیینهٔ صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری!

ابوسعید ابوالخیر 

نوشته شده در چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت 19:36 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار ابوسعید ابوالخیر | 169 بازدید
  • []


  • در خواب جمال يار خود ميديدم
    وز باغ وصال او گلی می چيدم

    مرغ سحری زخواب بيدارم کرد
    ای کاش که بيدار نمی گرديدم...

    ابوسعید ابوالخیر

    نوشته شده در جمعه 2 تير 1396 ساعت 18:15 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار ابوسعید ابوالخیر | 185 بازدید
  • []


  • وصل تو کجا و
    من مهجور کجا؟

    دردانه کجا،
    حوصله مور کجا...!؟

    ابوسعید ابوالخیر

    برچسب‌ها: ابوسعید ابوالخیر
    نوشته شده در جمعه 3 دی 1395 ساعت 19:06 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار ابوسعید ابوالخیر | 347 بازدید
  • []


  • من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
    احسان ترا شمار نتوانم کرد

    گر بر تن من زفان شود هر مویی
    یک شکر تو از هزار نتوانم کرد

    ابوسعید ابوالخیر

    نوشته شده در پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت 15:32 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار ابوسعید ابوالخیر | 266 بازدید
  • []


  • گویند بخواب، تا به خوابش بینی!
    ای بیخبران چه جای خوابست مرا؟!

    ابوسعید ابوالخیر

    نوشته شده در جمعه 21 آبان 1395 ساعت 11:25 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار ابوسعید ابوالخیر | 325 بازدید
  • []

  • از چرخ فلک گردش یکسان مطلب

    وز دور زمانه عدل سلطان مطلب

    روزی پنج در جهان خواهی بود

    آزار دل هیچ مسلمان مطلب

    ***

    بیطاعت حق بهشت و رضوان مطلب

    بی‌خاتم دین ملک سلیمان مطلب

    گر منزلت هر دو جهان میخواهی

    آزار دل هیچ مسلمان مطلب


    نوشته شده در دوشنبه 8 ارديبهشت 1393 ساعت 16:24 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار ابوسعید ابوالخیر | 391 بازدید
  • []

  • حال عالم سر بسر پرسیدم از فرزانه‌ای

    گفت: یا خاکیست یا بادیست یا افسانه‌ای

    گفتمش، آن کس که او اندر طلب پویان بود؟

    گفت: یا کوریست یا کریست یا دیوانه‌ای

    گفتمش: احوال عمر ما چه باشد عمر چیست؟

    گفت: یا برقیست یا شمعیست یا پروانه‌ای

    بر مثال قطرهٔ برفست در فصل تموز

    هیچ عاقل در چنین جاگاه سازد خانه‌ای

    یا مثال سیل خانست آب در فصل بهار

    هیچ زیرک در چنین منزل فشاند دانه‌ای

    فیلسوفی گفت: اندر جانب هندوستان

    حکمتی دیدم نوشته بر در بت خانه‌ای

    گفتم: آن حکمت چه حکمت بود؟ گفت: این حکمتست

    آدمی را سنگ و شیشه چرخ چون دیوانه‌ای

    نعمت دنیا و دنیا نزد حق بیگانه است

    هیچ عاقل مهر ورزد با چنین بیگانه‌ای؟

    برچسب‌ها: ابوسعید ابوالخیر
    نوشته شده در پنجشنبه 2 آبان 1392 ساعت 0:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار ابوسعید ابوالخیر | 395 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    میکروتیک | فرش کاشان | آژانس هواپیمايی | طراحی بنر | تور چابهار | درب ضد سرقت | کتراک | اجاره منزل مبله | آموزش بازاریابی | میز کانتر | گیت کنترل تردد | مشاوره یوتاب | اجاره سوئيت در شيراز | خرید اسپیکر اورجینال | خرید سرور مجازی | نوبت دهی پزشکان شیراز | دوربین مداربسته | دکتر نوروزیان | خرید ظروف کریستال | منزل مبله شیراز | ثبت شرکت | منزل مبله | محمد دبیری
    X
    تبليغات