درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو

برچسب‌ها: ,
نوشته شده در شنبه 20 مرداد 1397 ساعت 7:46 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | بازدید

  • غمت شود به دل من فزون، دقیقه دقیقه

    دلم ز هجر شود پر ز خون، دقیقه دقیقه

    هر آنچه خون به دلم شد ز اشتیاق جمالت

    شد از دو دیدهٔ زارم برون، دقیقه دقیقه

    هر آن دلی که به دام کمند زلف تو افتد

    ز غم، فتد به سر او جنون دقیقه دقیقه

    هلاک می‌شدم از تیر ناز او، به نگاهی

    اگر لب تو نمی‌شد مصون، دقیقه دقیقه

    چه فتنه‌ایست به چشم سیاهکار تو، ای مه؟

    به یک نظر، کند عالم فسون، دقیقه دقیقه

    که را شهید نمودی به رهگذار، که ریزد

    ز تیغ ناز تو پیوسته خون، دقیقه دقیقه

    ز ضرب تیشهٔ فرهاد و تیر غمزهٔ شیرین

    هنوز ناله کشد بیستون، دقیقه دقیقه

    پس از حکایت مجنون ز عشق و از غم لیلی

    کسی ندیده چو من تاکنون دقیقه دقیقه

    ز کلک نغز صبوحی شکر ز خامه بریزد

    ز وصف آن لب یاقوت گون، دقیقه دقیقه

    برچسب‌ها: شاطرعباس صبوحی
    نوشته شده در دوشنبه 25 فروردين 1393 ساعت 14:45 توسط : اشعار فاطمه | دسته : شاطرعباس صبوحی | 355 بازدید
  • []

  • تا مرا عشق تو، ای خسرو خوبان به سر است

    پند هفتاد و دو ملت به برم بی‌اثر است

    نه من اندر طلبت بر در دیر و حرمم

    هر که جویای جمال تو بود، دربدر است

    می‌نماید که تو از خیل پریزادانی

    کی به این دلبری و حسن و لطافت بشر است؟

    واعظ از عشق رخت منع من زار کند

    گر چه پندش پدرانه است ولی بی‌اثر است

    دل مبندید به اوضاع جهان هیچ که من

    آزمودم، همه اوضاع جهان بی‌ثمر است

    عاشق کوی تو از تیغ نگرداند روی

    تیغ ابروی تو را جان صبوحی سپر است

    برچسب‌ها: پریزاد
    نوشته شده در جمعه 22 فروردين 1393 ساعت 14:29 توسط : اشعار فاطمه | دسته : شاطرعباس صبوحی | 363 بازدید
  • []

  • عشقت آتش بدل کس نزند تا دل ماست

    کی به مسجد سزد آن شمع که بر خانه رواست

    به وفائی که نداری قسم ای ماه جبین

    هر جفائی که کنی در دل من عین وفاست

    گر از ریختن خون منت خرسندی است

    این نه خونست بیا دست بر آن زن که حناست

    سر زلف تو چنین مشک تر آورده به شهر

    ای حریفان ز ختن مشک نخواهید خطاست

    من گرفتار سیه چردهٔ شوخی شده ام

    که بمن دشمن و با مردم بیگانه صفاست

    یوسف از مصر سفر کرد و بدینجا آمد

    گو به یعقوب که فرزند تو در خانهٔ ماست

    روزی آیم به سر کوی تو و جان بدهم

    تا بگویند که این کشتهٔ آن ماه لقاست

    زود باشد که سراغ من دل گمشده را

    از همه شهر بگیرند، صبوحی به کجاست

     
    برچسب‌ها:
    نوشته شده در جمعه 22 فروردين 1393 ساعت 14:11 توسط : اشعار فاطمه | دسته : شاطرعباس صبوحی | 390 بازدید
  • []

  • در این زمانه نه یاری، نه غمگساری هست

    غریب کشور حسنیم روزگاری هست

    ز شوخ چشمی و طنّازی و جفا جوئی

    به دامن مژه ام اشک بیقراری هست

    شکست خار کهن آشیان گلزارم

    همی شنیده ام از بلبلان بهاری هست

    ز ابر دست تو منّت نمی‌کشم ساقی

    اگر قدح ندهی، چشم میگساری هست

    شب وصال صبوحی ز بخت تیرهٔ خویش

    خبر نداشت ز پی شام، انتظاری هست

    شاطرعباس صبوحی

    برچسب‌ها: شاطرعباس صبوحی
    نوشته شده در جمعه 22 فروردين 1393 ساعت 14:02 توسط : اشعار فاطمه | دسته : شاطرعباس صبوحی | 372 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    سفر به ترکیه | منزل مبله شیراز | فرش کاشان | کفسابی | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هتل و اقامت | دیاگ | میز کانتر | گیت کنترل تردد | نوبت دهی پزشکان شیراز | هاست ارزان | پاپ آپ نمایشگاهی | فلزیاب | آگهی استخدام | فلزیاب | دستگاه فلزیاب | منزل مبله شیراز | لباس هندی | سفر به تایلند| ثبت شرکت | منزل مبله شیراز | راهنمای سفر | سفر به گرجستان | خرید سرور مجازی | دکتر نوروزیان | فلزیاب | سفر به روسیه | محمد دبیری
    X
    تبليغات