درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها
@blogsazan

دسته بندي ها

جستجو

غمت شود به دل من فزون، دقیقه دقیقه

دلم ز هجر شود پر ز خون، دقیقه دقیقه

هر آنچه خون به دلم شد ز اشتیاق جمالت

شد از دو دیدهٔ زارم برون، دقیقه دقیقه

هر آن دلی که به دام کمند زلف تو افتد

ز غم، فتد به سر او جنون دقیقه دقیقه

هلاک می‌شدم از تیر ناز او، به نگاهی

اگر لب تو نمی‌شد مصون، دقیقه دقیقه

چه فتنه‌ایست به چشم سیاهکار تو، ای مه؟

به یک نظر، کند عالم فسون، دقیقه دقیقه

که را شهید نمودی به رهگذار، که ریزد

ز تیغ ناز تو پیوسته خون، دقیقه دقیقه

ز ضرب تیشهٔ فرهاد و تیر غمزهٔ شیرین

هنوز ناله کشد بیستون، دقیقه دقیقه

پس از حکایت مجنون ز عشق و از غم لیلی

کسی ندیده چو من تاکنون دقیقه دقیقه

ز کلک نغز صبوحی شکر ز خامه بریزد

ز وصف آن لب یاقوت گون، دقیقه دقیقه

برچسب‌ها: شاطرعباس صبوحی
نوشته شده در دوشنبه 25 فروردين 1393 ساعت 14:45 توسط : اشعار فاطمه | دسته : شاطرعباس صبوحی | 251 بازدید
  • []

  • تا مرا عشق تو، ای خسرو خوبان به سر است

    پند هفتاد و دو ملت به برم بی‌اثر است

    نه من اندر طلبت بر در دیر و حرمم

    هر که جویای جمال تو بود، دربدر است

    می‌نماید که تو از خیل پریزادانی

    کی به این دلبری و حسن و لطافت بشر است؟

    واعظ از عشق رخت منع من زار کند

    گر چه پندش پدرانه است ولی بی‌اثر است

    دل مبندید به اوضاع جهان هیچ که من

    آزمودم، همه اوضاع جهان بی‌ثمر است

    عاشق کوی تو از تیغ نگرداند روی

    تیغ ابروی تو را جان صبوحی سپر است

    برچسب‌ها: پریزاد
    نوشته شده در جمعه 22 فروردين 1393 ساعت 14:29 توسط : اشعار فاطمه | دسته : شاطرعباس صبوحی | 254 بازدید
  • []

  • عشقت آتش بدل کس نزند تا دل ماست

    کی به مسجد سزد آن شمع که بر خانه رواست

    به وفائی که نداری قسم ای ماه جبین

    هر جفائی که کنی در دل من عین وفاست

    گر از ریختن خون منت خرسندی است

    این نه خونست بیا دست بر آن زن که حناست

    سر زلف تو چنین مشک تر آورده به شهر

    ای حریفان ز ختن مشک نخواهید خطاست

    من گرفتار سیه چردهٔ شوخی شده ام

    که بمن دشمن و با مردم بیگانه صفاست

    یوسف از مصر سفر کرد و بدینجا آمد

    گو به یعقوب که فرزند تو در خانهٔ ماست

    روزی آیم به سر کوی تو و جان بدهم

    تا بگویند که این کشتهٔ آن ماه لقاست

    زود باشد که سراغ من دل گمشده را

    از همه شهر بگیرند، صبوحی به کجاست

     
    برچسب‌ها:
    نوشته شده در جمعه 22 فروردين 1393 ساعت 14:11 توسط : اشعار فاطمه | دسته : شاطرعباس صبوحی | 262 بازدید
  • []

  • در این زمانه نه یاری، نه غمگساری هست

    غریب کشور حسنیم روزگاری هست

    ز شوخ چشمی و طنّازی و جفا جوئی

    به دامن مژه ام اشک بیقراری هست

    شکست خار کهن آشیان گلزارم

    همی شنیده ام از بلبلان بهاری هست

    ز ابر دست تو منّت نمی‌کشم ساقی

    اگر قدح ندهی، چشم میگساری هست

    شب وصال صبوحی ز بخت تیرهٔ خویش

    خبر نداشت ز پی شام، انتظاری هست

    شاطرعباس صبوحی

    برچسب‌ها: شاطرعباس صبوحی
    نوشته شده در جمعه 22 فروردين 1393 ساعت 14:02 توسط : اشعار فاطمه | دسته : شاطرعباس صبوحی | 265 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ | تور روسیه | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هانس گروهه | محلول رویش مو | هاست لینوکس ارزان | اقامت استرالیا | تور کيش | آژانس هواپیمایی | سیگنال خرید بورس | تور استانبول | شهر سفر | بانک اخبار | ترسیم نقشه بتنی | کانال تلگرام | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | چوب مسواک چیست ؟ | جت گروتينگ | اشعار
    X
    تبليغات