درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها
@blogsazan

دسته بندي ها

جستجو

آنکه از دردِ دلِ خود به فغانست منم
وآنکه از زندگي خويش بجانست منم

آنکه هر روز دل از مهر بتان ميگيرد
چون شود روز دگر باز همانست منم

آنکه در حسن کنون شهره ي شهرست تويي
وآنکه در عشق تو رسواي جهانست منم

آنکه در صومعه چل سال شب آورد بروز
وين زمان معتکف دير مغانست منم

در غمت گرچه به يکبار پريشان شده دل
آنکه صدبار پريشان تر از آنست منم

عاشقانت همه نامي و نشاني دارند
آنکه در عشق تو بي نام و نشانست منم

عاقبت همچو هلالي شدم افسانه ي دهر
آنکه هرجا سخنش ورد زبانست منم

نوشته شده در پنجشنبه 6 آذر 1393 ساعت 11:51 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار هلالي جغتایی | 230 بازدید
  • []

  • گفتي بگو که در چه خيالي و حال چيست ؟
    ما را خيال توست تو را در خيال چيست ؟

    جانم به لب رسيد چه پرسي ز حال من ؟
    چون قوت جواب ندارم سوال چيست ؟

    بي‌ذوق را ز لذت تيغت چه آگهي ؟
    از حلق تشنه پرس که آب زلال چيست ؟

    گفتم هميشه فکر وصال تو مي‌کنم
    در خنده شد که اين همه فکر محال چيست ؟

    دردا که عمر در شب هجران گذشت و من
    آگه نيم هنوز که روز وصال چيست ؟

    چون حل نمي‌شود به سخن مشکلات عشق
    در حيرتم که فايده ي قيل و قال چيست ؟

    اي دم به دم به خون هلالي کشيده تيغ
    مسکين چه کرد ؟ موجب چندين ملال چيست ؟

    نوشته شده در چهارشنبه 14 آبان 1393 ساعت 22:54 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار هلالي جغتایی | 226 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ | تور روسیه | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هانس گروهه | محلول رویش مو | هاست لینوکس ارزان | اقامت استرالیا | تور کيش | آژانس هواپیمایی | سیگنال خرید بورس | تور استانبول | شهر سفر | بانک اخبار | ترسیم نقشه بتنی | کانال تلگرام | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | چوب مسواک چیست ؟ | جت گروتينگ | اشعار
    X
    تبليغات