درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها
@blogsazan

دسته بندي ها

جستجو

ز من مپرس که بر من چه حال میگذرد

چو روز وصل توام در خیال میگذرد

جهان برابر چشمم سیاه میگردد

چو در ضمیر من آن زلف و خال میگذرد

اگر هلاک خودم آرزوست منع مکن

مرا که عمر چنین در ملال میگذرد

خیال مهر تو در چشم هر سهی سرویست

که در حوالیش آب زلال میگذرد

ز بوی زلف توام روح تازه میگردد

سپیده‌دم که نسیم شمال میگذرد

من و وصال تو آن فکر و آرزو هیهات

که بر دماغ چه فکر محال میگذرد

غلام و چاکر روی چو ماه توست عبید

وزین حدیث بسی ماه و سال میگذرد

نوشته شده در چهارشنبه 4 شهريور 1394 ساعت 1:37 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عبید زاکانی | 230 بازدید
  • []

  • چنین زیبا نگاری دلستانی

    به رعنائی و خوبی داستانی

    چنان بر عاشق خود مهربان بود

    که گوئی عاشق جان و جهان بود

    نبودی با منش جز مهربانی

    ندیدیم جز از او شیرین زبانی

    مدامم خرمی دمساز بودی

    به رویش چشم جانم باز بودی

    به دل گفتم که ای مدهوش بیمار

    غمش را در میان جان نگهدار

    کزین خوشتر کسی دلبر نیابد

    به خوبی کس از این بهتر نیابد

     

    نوشته شده در سه شنبه 27 مرداد 1394 ساعت 18:22 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 221 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • چه کم گردد خدایا از خدائیت

    چه نقصان آید اندر پادشائیت

    که گر بیچاره‌ای کامی بیابد

    دل‌افگاری دلارامی بیابد

    خداوندا اگر چه دورم از یار

    از او ببریده‌ام امید یکبار

    و گرچه روزگارم زو جدا کرد

    فراقش جامهٔ صبرم قبا کرد

    قضا دستم ز وصلش کرد کوتاه

    قدر ببرید ناگاهم ز دلخواه

    ز من دور اوفتاد آن جان شیرین

    فراق آمد نصیبم زان نگارین

    زمانه خاطر ناشاد خواهد

    وصال از دست مشکل داد خواهد

    به تاثیر اختران بر باد دادند

    ز ما هر یک به اقلیمی فتادند

    به ناکامی شدیم از یکدگر دور

    به عشق اندر جهان گشتیم مشهور

    امید از وصل جانان برنگیرم

    مگر کز غصهٔ هجران بمیرم

    نوشته شده در سه شنبه 27 مرداد 1394 ساعت 3:51 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 268 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  •  

    بتی فرخ رخی فرخنده رائی

    به شهرستان خوبی پادشاهی

    میان نازنینان نازنینی

    ز شیرینیش شیرین خوشه چینی

    رخش گلبرگ خوبی ساز کرده

    قدش بر سرو رعنا ناز کرده

    گرفته سنبلش بر گل وطن گاه

    سهیل آویخته از گوشهٔ ماه

    بهار لطف را نازنده سروی

    به باغ دلبری رعنا تذروی

    ز عنبر راه را پیرایه کرده

    گلش را چتر سنبل سایه کرده

    نهان در عقد لؤلؤ درج یاقوت

    حدیث شکرینش روح را قوت

    دو چشمش چون دو جادوی فسونکار

    دو زلفش کاروان مشگ تاتار

    دهانش در حقیقت کمتر از هیچ

    سر زلفین جعدش پیچ در پیچ

    عبید زاکانی » عشاق‌نامه

    نوشته شده در سه شنبه 27 مرداد 1394 ساعت 3:36 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 258 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ | تور روسیه | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هانس گروهه | محلول رویش مو | هاست لینوکس ارزان | اقامت استرالیا | تور کيش | آژانس هواپیمایی | سیگنال خرید بورس | تور استانبول | شهر سفر | بانک اخبار | ترسیم نقشه بتنی | کانال تلگرام | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | چوب مسواک چیست ؟ | جت گروتينگ | اشعار
    X
    تبليغات