درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو


عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

http://tab.blogsazan.com/

-----------------------------


نظرسنجی

شاعر مورد علاقه شما کدام است ؟

خبرنامه

آمار

آنلاین : 2
بازدید امروز : 35
بازدید دیروز : 821
بازدید هفته گذشته : 2251
بازدید ماه گذشته : 9872
بازدید سال گذشته : 264102
کل بازدید : 1924484

 

زعشقت آنچنان مستم که دیگر خود نمی دانم

در این مستی بوَم حیران و با این حال خاموشم

 نه دوریت بوَد  ممکن نه آغوش پر از مهرت

ز بوی زلف مشکینت ولی همواره مدهوشم

 رُخت بگشای ای ساقی که جانم در طلب باشد

بده یک جرعه زان باده برَد هم دم وَ هم هوشم

 در این دیر پر از محنت بسی سختی پذیرفتم

به این اندیشه تا روزی شراب معرفت نوشم

 در این عالم ترا دارم تو را دارم به تنهایی

وصالت غایت عمرم در این ره همچنان کوشم

 بوَد شور لقائت همچو آتش در درون من

در این آتش همی سوزم ولی فانی و خاموشم

 سید حسین نصر

برچسب‌ها: زعشقت,شراب
نوشته شده در چهارشنبه 21 آذر 1397 ساعت 18:55 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 165 بازدید
  • []

  • خواجه عبدالله انصاری
    الهی این بنده چه داند
    که چه می باید جست؟

    داننده تویی هر آنچه دانی، آن ده

    خواجه عبدالله انصاری

    نوشته شده در شنبه 2 دی 1396 ساعت 13:21 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 411 بازدید
  • []

  •         
    امشب منم مهمان تو
    دست من و دامان تو

    یا قفل در وا میکنی
    یا قفل در وا میکنی
    یا قفل در وا میکنی!

    منسوب به مولانا

    برچسب‌ها: اشعار عارفانه
    نوشته شده در دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت 11:50 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 269 بازدید
  • []

  • هم دعا کن
    گره از کار تو بُگشاید عشق
    هم دعا کن
     گرهِ تازه نیفزاید عشق...


    برچسب‌ها: رمضان
    نوشته شده در يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت 20:24 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 254 بازدید
  • []


  • رسم‌عاشق نیست با یک‌دل دو دلبر داشتن
    یا ز جانان یا ز جان بایست دل برداشتن

    ناجوانمردیست چون جانو سیار و ماهیار
    یار دارا بودن و دل با سکندر داشتن

    قاآنی

    برچسب‌ها: قاآنی,اشعار قاآنی
    نوشته شده در سه شنبه 19 بهمن 1395 ساعت 19:04 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار قاآنی | 330 بازدید
  • []

  • گر هزاران دام باشد در قدم

    چون تو با مایی نباشد هیچ غم

    چون عنایاتت بود با ما مقیم

    کی بود بیمی از آن دزد لئیم

    نوشته شده در چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت 14:00 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 337 بازدید
  • []

  •  

    عاشق همه سال مست و رسوا بادا

    دیوانه و شوریده و شیدا بادا

    با هشیاری غصهٔ هرچیز خوریم

    چون مست شویم هرچه بادا بادا


    نوشته شده در يکشنبه 30 آبان 1395 ساعت 12:41 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 380 بازدید
  • []


  • ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد
    ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت

    ویرانه دل ماست که با هر نگه دوست
    صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت


    نوشته شده در دوشنبه 24 آبان 1395 ساعت 12:14 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 433 بازدید
  • []

  • ای یار ناگزیر که دل در هوای تست

    جان نیز اگر قبول کنی هم برای تست

    غوغای عارفان و تمنای عاشقان

    حرص بهشت نیست که شوق لقای تست

    گر تاج می‌دهی غرض ما قبول تو

    ور تیغ می‌زنی طلب ما رضای تست

    گر بنده می‌نوازی و گر بنده می‌کشی

    زجر و نواخت هرچه کنی رای رای تست

     

    نوشته شده در جمعه 7 آبان 1395 ساعت 14:17 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 306 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • ﺭﺍز ﺩﻝ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﺷﻴﺎﺭ ﻧﮕﻮیید
    ﺍﺳﺮﺍﺭ ﻟﺐ ﻳﺎﺭ ؛ ﺑﻪ ﺍﻏﻴﺎﺭ ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ

    ﺍﺯ ﺑﻴﺨﺒﺮﺍﻥ؛ ﺭﺍﻩ ﺧﺮﺍﺑﺎﺕ ﻣﭙﺮﺳﻴﺪ
    ﺑﺎﺩﻝ ﺳﻴﻪ ﻫﺎﻥ؛ ﻗﺼﻪ ﺩﻟﺪﺍﺭ ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ

    ﺑﻮﻳﻰ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ، ﮔﻮﺷﻪ ﻣﻴﺨﺎﻧﻪ ﺷﻨﻴﺪﻳﺪ
    ﺍﻯ ﺍﻫﻞ ﻧﻈﺮ! ﺑﺮ ﺳﺮ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ

    ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺍﻧﺎ ﺍﻟﺤﻖ،ﻛﻪ ﻛﺴﻰ ﻭﺍﻗﻒ ﺁﻥ ﻧﻴﺴﺖ
    ﮔﺮ ﺳﺮ ﺑﺮﻭﺩ ؛ ﺟﺰ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺩﺍﺭ ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ

    ﺭﺍﺯﻯ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ، ﺑﺮ ﺳﺮ ﭘﻴﻤﺎﻧﻪ ﻧﻬﺎﺩﺳﺖ
    ﺍﺯ ﻣﺴﺖ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻫﺸﻴﺎﺭ ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ

    ﭼﻮﻥ ﻧﻴﺴﺖ به ﻋﺎﻟﻢ ؛ﺳﺨﻨﻰ ﺟﺰ ﺳﺨﻦ ﻳﺎﺭ
    ﻣﺎ ﺭﺍ ؛ ﺳﺨﻨﻰ ﺟﺰ ﺳﺨﻦ ﻳﺎﺭﻧﮕﻮﻳﻴﺪ

                 "فخرالدین عراقی"

    نوشته شده در سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت 21:45 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 318 بازدید
  • []


  • شب من نشان مویت
    سحرم نشان رویت

    قمر از فلک درافتد
    چو نقاب برگشایی

    صنما هوای ما کن
    طلب رضای ما کن

    که ز بحر و کان شنیدم
    که تو معدن عطایی...

    حضرت مولانا


    نوشته شده در سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت 21:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 346 بازدید
  • []


  • ای دلِ پاره‌پاره‌ام،
    دیدنِ اوست چاره‌ام!
    اوست پناه و پُشتِ من؛
    تکیه بر این جهان مکن

    مولانا

    نوشته شده در شنبه 1 آبان 1395 ساعت 13:54 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 461 بازدید
  • []

  •  

    به تیغم گر کشد دستش نگیرم
    وگر تیرم زند منت پذیرم
    کمان ابرویت را گو بزن تیر
    که پیش دست و بازویت بمیرم
    غم گیتی گر از پایم درآرد
    بجز ساغر که باشد دستگیرم
    برآی ای آفتاب صبح امید
    که در دست شب هجران اسیرم
    به فریادم رس ای پیر خرابات
    به یک جرعه جوانم کن که پیرم
    به گیسوی تو خوردم دوش سوگند
    که من از پای تو سر بر نگیرم
    بسوز این خرقه تقوا تو حافظ
    که گر آتش شوم در وی نگیرم
        دیوان حافظ  غزل شماره 331

    نوشته شده در پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت 11:34 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 480 بازدید
  • []

  •  


    من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
    پیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگو
    سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
    ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو
    دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
    آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
    گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم
    گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو
    من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت
    سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو
    قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
    در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو
    گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد
    که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو
    گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است
    گفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو
    گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
    گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو
    ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال
    خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو
    گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
    گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو
            دیوان شمس غزل شماره 2219

    نوشته شده در پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت 11:26 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 224 بازدید
  • []


  • پرسیدم ازو واسطهٔ هجران را
    گفتا سببی هست بگویم آن را

    من چشم توام اگر نبینی چه عجب
    من جان توام کسی نبیند جان را

    ابوسعید ابوالخیر


    نوشته شده در يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت 11:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 334 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    نماینده میکروتیک | منزل مبله شیراز | تشریفات عروسی | خرید سرور مجازی | طراحی بنر | تور چابهار | آموزش تعمیرات | کتراک | اجاره آپارتمان مبله در تهران | قطعات پکیج ایران رادیاتور | اجاره سوئیت در شیراز | تخفیف300ماده نانو | فرش کاشان | آموزش زبان انگلیسی | دکتر نوروزیان | پاپ آپ نمایشگاهی | دانلود رایگان فیلم | محمد صفرزاده | آموزش تعمیرات برد | چاپ کارت شناسایی | خرید لباس هندی | محمد دبیری
    X
    تبليغات