درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها
@blogsazan

دسته بندي ها

جستجو


باز این چه شورش است که در خلق عالم است
‎باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است


محتشم کاشانی

◼️ نام: #عصر_عاشورا
◼️ اثر:استاد #محمود_فرشچیان


نوشته شده در سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت 23:16 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار محتشم کاشانی | 70 بازدید
  • []

  • شهریور عاشق انار بود ،
    اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد...
    آخر انار شاهزاده ی باغ بود
    تاج انار کجا و شهریور کجا !
    انار اما فهمیده بود
    میخواست بگوید او هم عاشق شهریور است ،
    اما هر بار تا می رسید فرصت شهریور تمام میشد...
    نه شهریور به انار می رسید
    و نه انار می توانست شهریور را ببیند ؛
    دانه های دلش خون شد و ترک برداشت
    سالهاست انار سرخ است ،
    سرخ از داغی و تندی عشق...
    و
    قرن هاست شهریور بوی پائیز می دهد !

    نوشته شده در چهارشنبه 3 شهريور 1395 ساعت 11:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده نجوا،دل نوشته | 430 بازدید
  • []

  •  

    جهانا چه بدمهر و بدخو جهانی

    چو آشفته بازار بازارگانی

    به درد کسان صابری اندرو تو

    به بدنامی خویش همداستانی

    به هر کار کردم ترا آزمایش

    سراسر فریبی، سراسر زیانی

    و گر آزمایمت صدبار دیگر

    همانی همانی همانی همانی

    غنیتر کس، آن کش غنیتر کنی تو

    فروتر کس، آن کش تو برتر نشانی

    نه امید آن کایچ بهتر شوی تو

    نه ارمان آن کم تو دل نگسلانی

    همه روز ویران کنی کار ما را

    نترسی که یک روز ویران بمانی

    ندانی که ویران شود کاروانگه

    چو برخیزد آمد شد کاروانی

    تو شاه بزرگی و ما همچو لشکر

    ولیکن یکی شاه بی‌پاسبانی

     

    نوشته شده در دوشنبه 4 آبان 1394 ساعت 11:36 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار منوچهری | 210 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  •  

     

    پیش از این ها فکر می کردم خدا
    خانه ای دارد میان ابرها

    مثل قصر پادشاه قصه ها
    خشتی از الماس و خشتی از طلا

    پایه های برجش از عاج و بلور
    بر سر تختی نشسته با غرور

    ماه ، برق کوچکی از تاج او
    هر ستاره پولکی از تاج او

    اطلس پیراهن او آسمان
    نقش روی دامن او کهکشان

    رعد و برق شب ، طنین خنده اش
    سیل و طوفان نعره ی توفنده اش

    دکمه ی پیراهن او آفتاب
    برق تیر و خنجر او ماهتاب

    هیچ کس از جای او آگاه نیست
    هیچکس را در حضورش راه نیست

    پیش از این ها خاطرم دلگیر بود
    از خدا در ذهنم این تصویر بود

    آن خدا بی رحم بود و خشمگین
    خانه اش در آسمان دور از زمین

    بود ، اما در میان ما نبود
    مهربان و ساده و زیبا نبود

    .
    .
    .
    نوشته شده در سه شنبه 8 مهر 1393 ساعت 11:44 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده نجوا،دل نوشته | 272 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • وقتي از دوست داشتن كسی مطمئن نيستي حق نداری

    دستاشو بگيري كه به دستات عادتش بدی ...

    وقتي كسي رو سهم خودت نميدوني حق نداری

    پيچ و تاب بدنش رو زير و رو كنی ...

    وقتي موندنی نيستي حق نداری

    از آينده های خوش باهاش حرف بزنی و براش رويا بسازی...

    وقتی دلت به بودنش شك داره حق نداری

    بهش بگی عشقم...

    وقتي هميشه دنبال يه حرفی،بحثی،سندی،

    بهانه ای كه تركش كنی

    حق نداری ادعای دوست داشتن كنی...

    وقتي به اعتماد كسي تكيه گاه شدی ... حق نداری

    زمينش بزنی ...

    اگه همه اين كارو كردي فارغ از جنسييتت مـــــردی...

    عشق،دوست داشتن...

    گرفتن دستی كه نه گير ديروز باشه نه توی غصهفردا...

    تمام تلاشش بخشيدن

    خوشي های امروز به تو باشه و ساختن بهتر فردا...

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 19 شهريور 1392 ساعت 17:43 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده نجوا،دل نوشته | 313 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • برای زیستن دو قلب لازم است
    قلبی که دوست بدارد
    قلبی که دوستش بدارند
    قلبی که هدیه کند
    قلبی که بپذیرد
    قلبی که بگوید قلبی که جواب بگوید
    قلبی برای من
    قلبی برای انسانی که من می خواهم
    تا انسان را در کنار خود حس کنم .

    از : احمد شاملو

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 22 اسفند 1391 ساعت 21:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده نجوا،دل نوشته | 172 بازدید
  • []

  • یوسف می دانست تمام درها بسته هستند اما بخاطر خدا، حتی به سوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش بازشد... "اگر تمام درهای دنیا هم برویت بسته بود، بدو، چون خدای تو و یوسف یکیست"

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در جمعه 27 بهمن 1391 ساعت 10:07 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده نجوا،دل نوشته | 311 بازدید
  • []

  • ﺧﺪاﻳﺎ؛
    ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻛﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻢ،
    ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻛﻪ ﺩل شکسته اﻡ،
    اﻣﺎ می داﻧﻢ ﺗﻮ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻩ و ﻫﺴﺘﻲ.

    ****

    من یک آدم خوش بین هستم،
    زیرا غیر از این بودن، "هیچ فایده اى" ندارد !!!

    چرچیل

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در جمعه 22 دی 1391 ساعت 7:53 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده نجوا،دل نوشته | 187 بازدید
  • []

  • ...خدایا دیگر دلم ، دلتنگــــی نمی خواهد ...دلم، فعل گذشته و آینده نمی خواهد ...دلم ، ای کاش هم نمی خواهد     ...از این تکرار ساعتها ...از این بیهوده بودنها ...از این بی تاب ماندنها ...از این تردیدها...نیرنگها ...شکــــهـــــا... خیـــــانتها ...از این رنگین کمان ســـــــــــــرد آدمها ...واز این ...

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 11 تير 1391 ساعت 18:55 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده نجوا،دل نوشته | 409 بازدید
  • []

  •  
    نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقدس عشق را درک کند...

    ***********************
     
    دلتنگ که باشی ادم دیگری میشوی
    خشن تر.عصبی تر.کلافه تر و تلخ تر... وجالب تر اینکه با اطراف هم کاری نداری. همه اش را نگه میداری و دقیقا سر کسی خالی میکنی که دلتنگش هستی...
     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در شنبه 10 تير 1391 ساعت 19:18 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده نجوا،دل نوشته | 437 بازدید
  • []

  • خدایا به من تلاش در شکست، صبر درنومیدی، رفتن بی همراه

    فداکاری در سکوت،خدمت بی نان، مناعت بی غرور، عشق بی هوس و

    دوست داشتن بی آنکه دوست بداند روزی کن

    ***

     

    سالها رفت و هنوز

    یک نفر نیست بپرسد از من

    که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

    صبح تا نیمه ی شب منتظری

    همه جا می نگری

    گاه با ماه سخن می گویی

    گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی

    راستی گمشده ات کیست؟

    کجاست؟

    صدفی در دریا است؟

    نوری از روزنه فرداهاست

    یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟


     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد 1391 ساعت 2:56 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده نجوا،دل نوشته | 410 بازدید
  • []

  • کاش وقتی زندگی فرصت دهد

    گاهی از پروانه ها یادی کنیم

    کاش بخشی از زمان خویش را

    وقف قسمت کردن شادی کنیم

    کاش گاهی در مسیر زندگی

    باری از دوش نگاهی کم کنیم

    فاصله های میان خویش را

    با خطوط دوستی مبهم کنیم

    کاش وقتی آرزویی میکنیم

    از دل شفاف مان هم رد شود

    مرغ آمین هم از آنجا بگذرد

    حرف های قلبمان را بشنود

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در شنبه 20 خرداد 1391 ساعت 23:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده نجوا،دل نوشته | 233 بازدید
  • []

  • در غم و محنت به نام عمر دورانی گذشت 
    یا شبی تاریک در خواب پریشانی گذشت 
    یا ز دریایی خروشان زورقی بی بادبان 
    لرز لرزان هر زمان از بیم طوفانی گذشت
    یا شبانگاه لنگ لنگان بیمناک از دیو و دد
    رهروی تنها ز وحشتزا بیابانی گذشت
    پای از ره مانده ام در رهگذر زندگی
    هر قدم آزرده از نیش مغیلانی گذشت
    عشق روشن کرد لختی تیرگیهای حیات
    در شبی تاریک گفتی برق تابانی گذشت
    چشم تا برهم زدم دور جوانی رفته بود
    چون نسیمی روح پرور کز گلستانی گذشت
    در دل افسرده ی من برق امیدی نتافت
    هر نفس در ماتمی هر دم بحرمانی گذشت
    مام گیتی هرگزش با من سر مهری نبود 
    زال گردون هر دمش با من بدستانی گذشت
    ماهها در رنج از بهر دمی راحت برفت 
    سالها با درد در امید درمانی گذشت
    از وفا تا واپسین دم عهد نشکستم نسیم
    سر بسر عمرم بیاد سست پیمانی گذشت

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 31 ارديبهشت 1391 ساعت 6:15 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده نجوا،دل نوشته | 568 بازدید
  • []

  •  
    دانلود
    دانلود

    خواننده: سعید جعفرزاده ( پرواز همای )

    شعر: سعید جعفرزاده

    آهنگساز: سعید جعفرزاده

    تنظیم برای ارکستر سمفونیک: شهرداد روحانی

    آلبوم: مرغ سحر ناله سر مکن

    سال اولین اجرا: 1389

    زمان: 5 دقیقه و 18 ثانیه

     

    فرمت: (64 kbps,24000 Hz, Stereo) , mp3

    حجم: 2.7 MB

    متن:

    مرغ سحر ناله سر مکن ( 2  )

    دید گان خسته تر مکن ( 2 )

    ما ز آه و ناله خسته ایم

    ما غمین و دل شکسته ایم

    ما ز آه و ناله خسته ایم

    ما غمین و دل شکسته ایم

    گوشمان ز ناله کر مکن ( 2 )

    ناله سر مکن، ناله سر مکن

    ناله سر مکن، ناله سر مکن

    ---

    نغمه های شادمانه خوان

    صد سرود جاودانه خوان

    با نوای عاشقانه خوان

    عمر مانده را، چنین هدر مکن ( 2 )

    ناله سر مکن، ناله سر مکن

    ناله سر مکن، ناله سر مکن

    ---

    ظلم ظالمان همیشه هست

    جور بی‌ امان همیشه هست

    مکر دشمنان همیشه هست

    ظلم ظالمان همیشه هست

    بر دهان ظالمان بزن

    از گناهشان گذر مکن

    ناله سر مکن، ناله سر مکن ( 2 )

    ---

    صورت ار به سیلی رنگ خون کنی

    صورت ار به سیلی ات چون خون کنی

    به که راز خود ز دل برون کنی ( 2 )

    پیش دشمنان گلایه چون کنی

    دشمنان خویش را خبر مکن ( 2 )


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در پنجشنبه 14 ارديبهشت 1391 ساعت 19:39 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده نجوا،دل نوشته | 736 بازدید
  • []

  • یک پنجره برای دیدن

     

    یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن

     

    یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی

     

    در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد

     

    و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ

     

    یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را

     

    از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

     

    سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

     

    و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

     

    خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد

     

    یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

     

    *ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

     

    *ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

     

    *ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*

     

    *ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

     

    *ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*

     

    *ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*

     

    *ـــــــــــــــــــــــــــــ*

     

    *ــــــــــــــــ*

     

    *ــــــ*

     

    *

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در شنبه 2 ارديبهشت 1391 ساعت 6:29 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده نجوا،دل نوشته | 359 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ | تور روسیه | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هانس گروهه | محلول رویش مو | هاست لینوکس ارزان | اقامت استرالیا | تور کيش | آژانس هواپیمایی | سیگنال خرید بورس | تور استانبول | شهر سفر | بانک اخبار | ترسیم نقشه بتنی | کانال تلگرام | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | چوب مسواک چیست ؟ | جت گروتينگ | اشعار
    X
    تبليغات