درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو

امکانات


عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

http://tab.blogsazan.com/

-----------------------------


ای جلوه برق آشیان سوز تو را
ای روشنی شمع شب افروز تو را
ز آن روز که دیدمت شبی خوابم نیست
ای کاش ندیده بودم آن روز تو را

نوشته شده در شنبه 26 خرداد 1397 ساعت 21:57 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار رهی معیری | 134 بازدید
  • []

  • گر هیچ ترا میل سوی ماست بگو

    گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو

    گر هست بگو نیست بگو راست بگو

    مولانا

    نوشته شده در شنبه 26 خرداد 1397 ساعت 21:43 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 257 بازدید
  • []


  • بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
    وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم

    هفت اختر بی آب را کاین خاکیان را می خورند
    هم آب بر آتش زنم هم بادهاشان بشکنم

    از شاه بی آغاز من پران شدم چون باز من
    تا جغد طوطی خوار را در دیر ویران بشکنم

    ز آغاز عهدی کرده ام کاین جان فدای شه کنم
    بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پیمان بشکنم

    امروز همچون آصفم شمشیر و فرمان در کفم
    تا گردن گردن کشان در پیش سلطان بشکنم

    روزی دو باغ طاغیان گر سبز بینی غم مخور
    چون اصل‌های بیخشان از راه پنهان بشکنم

    من نشکنم جز جور را یا ظالم بدغور را
    گر ذره ای دارد نمک گیرم اگر آن بشکنم

    هر جا یکی گویی بود چوگان وحدت وی برد
    گویی که میدان نسپرد در زخم چوگان بشکنم

    گشتم مقیم بزم او چون لطف دیدم عزم او
    گشتم حقیر راه او تا ساق شیطان بشکنم

    چون در کف سلطان شدم یک حبه بودم کان شدم
    گر در ترازویم نهی می دان که میزان بشکنم

    چون من خراب و مست را در خانه خود ره دهی
    پس تو ندانی این قدر کاین بشکنم آن بشکنم

    گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می
    دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم

    چرخ ار نگردد گرد دل از بیخ و اصلش برکنم
    گردون اگر دونی کند گردون گردان بشکنم

    خوان کرم گسترده ای مهمان خویشم برده ای
    گوشم چرا مالی اگر من گوشهٔ نان بشکنم

    نی نی منم سرخوان تو سرخیل مهمانان تو
    جامی دو بر مهمان کنم تا شرم مهمان بشکنم

    ای که میان جان من تلقین شعرم می کنی
    گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم

    از شمس تبریزی اگر باده رسد مستم کند
    من لاابالی وار خود استون کیوان بشکنم
                دیوان شمس  غزل شماره 1375

    نوشته شده در پنجشنبه 24 خرداد 1397 ساعت 15:39 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 129 بازدید
  • []


  • دانی که چها چها چها میخواهم؟
    وصل تو من بی سر و پا می‌خواهم

    فریاد و فغان و ناله‌ام دانی چیست؟
    یعنی که تُرا تُرا تُرا می‌خواهم...

    ابوسعید ابوالخیر

    نوشته شده در شنبه 19 خرداد 1397 ساعت 12:20 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار ابو سعید ابوالخیر | 119 بازدید
  • []


  • رو آن ربابی را بگو مستان سلامت می‌کنند
    وان مرغ آبی را بگو مستان سلامت می‌کنند
    وان میر ساقی را بگو مستان سلامت می‌کنند
    وان عمر باقی را بگو مستان سلامت می‌کنند
    وان میر غوغا را بگو مستان سلامت می‌کنند
    وان شور و سودا را بگو مستان سلامت می‌کنند
    ای مه ز رخسارت خجل مستان سلامت می‌کنند
    وی راحت و آرام دل مستان سلامت می‌کنند
    ای جان جان ای جان جان مستان سلامت می‌کنند
    یک مست این جا بیش نیست مستان سلامت می‌کنند
    ای آرزوی آرزو مستان سلامت می‌کنند
    آن پرده را بردار زو مستان سلامت می‌کنند
         دیوان شمس غزل شماره 534

    نوشته شده در جمعه 4 خرداد 1397 ساعت 12:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 134 بازدید
  • []


  • به در نمی‌کنی از سر هوای دوست؟!
    در پات لازمست که خار جفا رود...

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,هوای دوست
    نوشته شده در سه شنبه 25 ارديبهشت 1397 ساعت 10:33 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 144 بازدید
  • []

  • نهان گشت کردار فرزانگان
    پراگنده شد کام دیوانگان
    هنر خوار شد جادویی ارجمند
    نهان راستی آشکارا گزند
    شده بر بدی دست دیوان دراز
    به نیکی نرفتی سخن جز به راز

    بزرگداشت فردوسی

    نوشته شده در سه شنبه 25 ارديبهشت 1397 ساعت 10:31 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فردوسی | 144 بازدید
  • []


  • گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زن
    چون دل به یکی دادی، آتش به دو عالم زن
    هم نکتهٔ وحدت را با شاهد یکتاگو
    هم بانگ اناالحق را بر دار معظم زن
    هم چشم تماشا را بر روی نکو بگشا
    هم دست تمنا را بر گیسوی پر خم زن
    هم جلوهٔ ساقی را در جام بلورین بین
    هم بادهٔ بی‌غش را با سادهٔ بی غم زن
    ذکر از رخ رخشانش با موسی عمران گو
    حرف از لب جان بخشش با عیسی مریم زن
    حال دل خونین را با عاشق صادق گو
    رطل می صافی را با صوفی محرم زن

    نوشته شده در سه شنبه 11 ارديبهشت 1397 ساعت 12:53 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغی بسطامی | 161 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • دیشب در انتظار تو جانم به لب رسید
    امشب بیا که نیست به فردا تقبلی...

    شهریار

    برچسب‌ها: شهریار
    نوشته شده در سه شنبه 11 ارديبهشت 1397 ساعت 12:26 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 142 بازدید
  • []

  • چشمی دارم همه پر از صورت دوست با دیده مرا خوشست چون دوست در اوست


    چشمی دارم همه پر از صورت دوست
    با دیده مرا خوشست چون دوست در اوست

    مولوی

    نوشته شده در سه شنبه 14 فروردين 1397 ساعت 9:44 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 157 بازدید
  • []


  • نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود
    با رفیقی دو که دایم نتوان تنها بود

    شکرین پسته دهانی به تفرج بگذشت
    که چه گویم نتوان گفت که چون زیبا بود

    دل سعدی و جهانی به دمی غارت کرد
    همچو نوروز که بر خوان ملک یغما بود

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,وقت بهارم
    نوشته شده در سه شنبه 14 فروردين 1397 ساعت 9:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 165 بازدید
  • []


  • بهار آمد بیا تا دادِ عمرِ رفته بستانیم
    به پای سروِ آزادی سر و دستی برافشانیم

    به عهدِ گل زبانِ سوسنِ آزاد بگشاییم
    که ما خود درد این خون خوردن خاموش می‌دانیم

    نسیمِ عطرِ گردان بوی خون عاشقان دارد
    بیا تا عطر این گل در مشام جان بگردانیم

    شرار ارغوان واخیز خون نازنینان است
    سمندر وار جان‌ها بر سر این شعله بنشانیم

    جمال سرخ گل در غنچه پنهان است ای بلبل
    سرودی خوش بخوان کز مژده‌ی صبحش بخندانیم

    گلی کز خنده‌اش گیتی بهشت عدن خواهد شد
    ز رنگ و بوی او رمزی به گوش دل فروخوانیم


    نوشته شده در يکشنبه 12 فروردين 1397 ساعت 0:38 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار هوشنگ ابتهاج | 170 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • عشرت بادا صبح تو و شام تو را
    آغاز تو را خوشی و انجام تو را

    شب‌های تو را باد نشاط شب عید
    نوروز ز هم نگسلد ایام تو را
    وحشی


    نوشته شده در چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت 10:04 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار وحشی بافقی | 145 بازدید
  • []


  • عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد
    برگیر و دهل می‌زن کان ماه پدید آمد
    عید آمد ای مجنون غلغل شنو از گردون
    کان معتمد سدره از عرش مجید آمد
    عید آمد ره جویان رقصان و غزل گویان
    کان قیصر مه رویان زان قصر مشید آمد
    صد معدن دانایی مجنون شد و سودایی
    کان خوبی و زیبایی بی‌مثل و ندید آمد
    زان قدرت پیوستش داوود نبی مستش
    تا موم کند دستش گر سنگ و حدید آمد
    عید آمد و ما بی‌او عیدیم بیا تا ما
    بر عید زنیم این دم کان خوان و ثرید آمد
    زو زهر شکر گردد زو ابر قمر گردد
    زو تازه و تر گردد هر جا که قدید آمد
    برخیز به میدان رو در حلقه رندان رو
    رو جانب مهمان رو کز راه بعید آمد
    غم‌هاش همه شادی بندش همه آزادی
    یک دانه بدو دادی صد باغ مزید آمد
    من بنده آن شرقم در نعمت آن غرقم
    جز نعمت پاک او منحوس و پلید آمد
    بربند لب و تن زن چون غنچه و چون سوسن
    رو صبر کن از گفتن چون صبر کلید آمد
         دیوان شمس عزل شماره 632

    نوشته شده در شنبه 4 فروردين 1397 ساعت 17:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 162 بازدید
  • []


  • خدا کند امروز خشنودی ببارد!
    همان کلمات قدیمی خودم ببارند
    ستاره
    دریا
    خواب
    تبسم و باران...

    سید علی صالحی

    برچسب‌ها: سید علی صالحی
    نوشته شده در شنبه 4 فروردين 1397 ساعت 17:27 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 150 بازدید
  • []


  • سفارش تبليغات
    میکروتیک | فرش کاشان | آژانس هواپیمايی | طراحی بنر | کتراک | اجاره منزل مبله | آموزش بازاریابی | میز کانتر | گیت کنترل تردد | اجاره سوئيت در شيراز | نوبت دهی پزشکان شیراز | پاپ آپ نمایشگاهی | دکتر نوروزیان | ثبت برند | منزل مبله شیراز | ثبت شرکت | منزل مبله | محمد دبیری
    X
    تبليغات