درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو

امکانات


عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

http://tab.blogsazan.com/

-----------------------------



بیچاره تر از
عاشق بی صبر،
کجاست...؟!


مولانا

برچسب‌ها: مولوی
نوشته شده در پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت 20:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 139 بازدید
  • []


  • تلخ کنی دهان من..
    قند به دیگران دهی!

    نم ندهی به کشت من..
    آب به این و آن دهی!

    مولانا

    برچسب‌ها: مولوی
    نوشته شده در پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت 20:36 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 129 بازدید
  • []

  • "‌بعید نیست بی‌این‌که بدانیم، گرفتار ملال باشیم؛ و گاهی بی‌این‌که دلیلش را بدانیم این حال برما مستولی می‌شود. کسانی که در نظرسنجی کوچک من ادعا می‌کردند عمیقا دچار ملال‌اند، نمی‌توانستند دقیقا بگویند که چرا چنین شده‌اند؛ چیرگی ملال بر آنان علت مشخصی نداشت، بلکه ملال بی‌شکل، بی‌نام و بی‌هدف بود. این یادآور چیزی است که فرویددرباره ی سودازدگی (melancholy) گفت و جمله‌اش را با تاکید بر شباهت سودازدگی و اندوه آغاز کرد، چون هر دو حاوی آگاهی از این هستند که چیزی را از دست داده‌ایم. ولی سودازده بر خلاف کسی که اندوهگین است، دقیقا نمی داند چه چیزی را از دست داده است."فلسفه‌‌ی ملال، صفحه 15

    ملال همواره به نوعی با انسان همراه بوده است. 
    ملال مردم را از درون می‌خورد و همچون غبار، بی آنکه ببینیم می‌آید و می‌رود. همچون خاکستر بر دست و چهره‌مان می‌نشیند. برخی ملال را ریشه ی همه شرها می‌نامند، برخی دیگر آن را امتیاز انسانِ مدرن و حتی وجه تمایز انسان و حیوان می‌دانند و گروهی دیگر، بر این باورند که ملال انسان را از انسانیت تهی می‌کند. برخی ملال را ثمره ی کوچ معنا از زندگی انسان مدرن می‌دانند و برخی دیگر، آن را چیزی می دانند که به معنای بزرگِ نهفته‌ای اشاره دارد.


    نوشته شده در چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت 12:43 توسط : اشعار فاطمه | دسته : معرفی کتاب | 117 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  •  در قصه مثنوی  سلطان یک روز که ارکان دولت در درگاه وی حاضرن گوهری درخشان از جیب بیرون می اورد ،به دست وزیر می دهد و می پرسد بهای این گوهر چند است ؟ وزیر جواب می دهد بیش از صد خروار زر می ارزد ، سلطان می گوید اکنون آن را بشکن ، اما وزیر عذر می آورد که چنین گوهری مثل ندارد چگونه آن را تبه سازم ! سلطان وی را تحسین می کند و خلعت می دهد. ساعتی بعد آن را به حاجب می دهد و قیمت آن را می  پرسد و چون او می گوید به قدر نیمی از تمام مملکت می ارزد سلطان حکم میکند که آن را خرد کند و او نیز بهانه می آورد که این کار به خزانه سلطان زیان می رساند  و سلطان هم وی را تحسین می کند و خلعت میبخشد . و باز ساعتی دیگر آن را به امیری  می دهد ، و او و امیران دیگر هم هر یک که سلطان گوهر را به وی می دهد و از وی میخواد تا آن را بشکند از این کار خودداری میکند و بدین گونه پنجاه شصت تن امیر همان حرف وزیر را می گوبند،در اجرای حکم سلطان بهانه می آورند و آنچه را وزیر در این باب گفته بود بتقلید تکرار می کنند.بالاخره نوبت به ایاز می رسد  ...... ادامه داستان بزودی                                       برگرفته از کتاب بحر در کوزه اثر عبدالحسین زرین کوب

    نوشته شده در دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت 10:17 توسط : اشعار فاطمه | دسته : معرفی کتاب | 89 بازدید
  • []

  • تنها نه من به مهرِ تو آذر به جان شدم
    دلتنگی دقایق آبان به نام تو ...


    برچسب‌ها: علیرضا رنجبر
    نوشته شده در يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت 16:00 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 145 بازدید
  • []


  • بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
    بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب
    بیمار خنده های تواَم،
    بیشتر بخند..
    خورشید آرزوی منی،
    گرم تر بتاب..

    فریدون مشیری

    برچسب‌ها: فریدون مشیری
    نوشته شده در يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت 15:17 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 140 بازدید
  • []

  • مولوی

    ای همدم روزگار چونی بی من؟
    ای مونس و غمگسار چونی بی من؟
    من با رخ چون خزان زردم بی تو
    تو با رخ چون بهار چونی بی من؟
    جانی و دلی ای دل و جانم همه تو
    تو هستی من شدی از آنی همه من
    من نیست شدم در تو از آنم همه تو
    عشقت به دلم بر آمد و شاد برفت باز آمد و رخت خویش بنهاد و برفت
    گفتم به تکلف دو سه روزی بنشین بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت
    ای در دل من میل و تمنا همه تو
    وندر سر من مایه ی سودا همه تو
    هر چند به روزگار در می نگرم امروز همه تویی و فردا همه تو
                  ...

    برچسب‌ها: دیوان شمس,مولوی
    نوشته شده در جمعه 5 آبان 1396 ساعت 19:42 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 233 بازدید
  • []


  • کسی میآید
    کسی که در دلش با ماست
    در نفسش با ماست
    در صدایش با ماست

    کسی که آمدنش را
    نمی شود گرفت
    و دستبند زد و به زندان انداخت ...

    فروغ فرخزاد

    برچسب‌ها: فروغ فرخزاد
    نوشته شده در سه شنبه 2 آبان 1396 ساعت 20:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 135 بازدید
  • []



  • دلم ببردی و گویی؛
    که جان بیار ای دوست!
    به حیرتم که تو از جان من چه می‌خواهی‌؟

    ملک الشعرای بهار 

    نوشته شده در دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 14:20 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار ملک الشعرای بهار | 132 بازدید
  • []

  •            اگر تو عاشقی غم را رها کن
              عروسی بین و ماتم را رها کن

    عاشقی، اگر تو هوشیارانه با خدا یکی هستی، پس غم را رها کن .
    برای اینکه از یکی شدن شما با خدا تشعشع شادی بوجود می آید . تشعشع آرامش بوجود می آید . خدا که غم را نمی شناسد . غم مال ذهن است . خدا که استرس نمی شناسد . ذات شما که استرس نمی شناسد .
    عروسی بین، در فضای یکتایی این لحظه فقط شادی هست، آرامش هست .
    ماتم را رها کن، ماتم توی ذهن است . چی می شود،چی نمی شود، چرا اینطوری شد، چرا آنموقع فلانی این حرف را زده، چرا به من ظلم کرده .
    ماتم گذشته است . هر کس با گذشته هم هویت است آن ماتم دارد . این آدم به ثمر نرسیده است .
    توجه کنید به ثمر نرسیدگی ما از این نیست که ما زندگی نداشته‌ایم . به ثمر نرسیدگی ما این است که شما در این لحظه، اتفاقات افتاده، همیشه در این لحظه بودید . همیشه از جنس این لحظه بودید .
    این لحظه همیشه عروسیه، همیشه یکی بودن با خداست . همیشه شادیه، همیشه آرامشه .

    پرویز شهبازی


    نوشته شده در دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 14:17 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده مطالب عارفانه | 148 بازدید
  • []

  • منزل مبله در شیراز   اجاره منزل مبله در شیراز
    منزل و آپارتمان مبله در بهترین نقاط شیراز .
    اگر به دنبال اجاره منزل مبله شیراز یاخانه مسافر در شیراز یا اجاره روزانه آپارتمان در شیراز هستید ، ما بهترین منازل مبله در شیراز را به شما ارائه می دهیم .

    شماره تماس جهت رزرو و اجاره منزل مبله در شیراز :
    09178076560
    09034027744
    shirazmoblelux.com

    ایمیل شیراز مبله :

    shirazmoblelux@gmail.com

    منزل مبله شیراز در هتل آپارتمان مبله رنگین کمان

    اجاره منزل مبله در شیراز با
    تجهیزات کامل آشپزخانه، سرویس بهداشتی و حمام، تجهیزات دکوراسیون
    در صورت تقاضا نظافت چی


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در شنبه 22 مهر 1396 ساعت 13:10 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | 119 بازدید
  • []

  • شب نیست که چشمم آرزومند تو نیست

    وین جان به لب رسیده در بند تو نیست

    گر تو دگری به جای من بگزینی

    من عهد تو نشکنم که مانند تو نیست

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت 21:11 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 178 بازدید
  • []

  •  

    این کیست

    گشوده خوشتر از صبح

    پیشانی بیکرانه در من

    از شوق

    کدام گل شکفته ست

    این باغ پر از جوانه در من...

    فریدون مشیری

    برچسب‌ها: فریدون مشیری
    نوشته شده در سه شنبه 18 مهر 1396 ساعت 11:43 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 156 بازدید
  • []

  • خداوندگارا نظر کن به جود

    که جرم آمد از بندگان در وجود

    گناه آید از بنده خاکسار

    به امید عفو خداوندگار

    کریما به رزق تو پرورده ایم

    به انعام و لطف تو خو کرده ایم

    گدا چون کرم بیند و لطف و ناز

    نگردد زدنبال بخشنده باز

    چو ما را به دنیا تو کردی عزیز

    به عقبی همین چشم داریم نیز

    عزیزی و خواری تو بخشی و بس

    عزیز تو خواری نبیند ز کس

    خدایا به عزت که خوارم مکن

    به ذل گنه شرمسارم مکن

    مرا شرمساری ز روی تو بس

    دگر شرمسارم مکن پیش کس

    نوشته شده در دوشنبه 17 مهر 1396 ساعت 12:26 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 163 بازدید
  • []

  • امشب ای دلدار مهمان توییم
    شب چه باشد روز و شب آن توییم
    هر کجا باشیم و هر جا که رویم
    حاضران کاسه و خوان توییم
    نقش‌های صنعت دست توییم
    پروریده نعمت و نان توییم
    چون کبوترزاده برج توییم
    در سفر طواف ایوان توییم
    حیث ما کنتم فولوا شطره
    با زجاجه دل پری خوان توییم
    هر زمان نقشی کنی در مغز ما
    ما صحیفه خط و عنوان توییم
    همچو موسی کم خوریم از دایه شیر
    زانک مست شیر و پستان توییم
    ایمنیم از دزد و مکر راه زن
    زانک چون زر در حرمدان توییم
    زان چنین مست است و دلخوش جان ما
    که سبکسار و گران جان توییم
    گوی زرین فلک رقصان ماست
    چون نباشد چون که چوگان توییم
    خواه چوگان ساز ما را خواه گوی
    دولت این بس که به میدان توییم
    خواه ما را مار کن خواهی عصا
    معجز موسی و برهان توییم
    گر عصا سازیم بیفشانیم برگ
    وقت خشم و جنگ ثعبان توییم
    عشق ما را پشت داری می کند
    زانک خندان روی بستان توییم
    سایه ساز ماست نور سایه سوز
    زانک همچون مه به میزان توییم
    هم تو بگشا این دهان را هم تو بند
    بند آن توست و انبان توییم
          دیوان شمس غزل شماره  1673

     

     

    برچسب‌ها: مولوی,دیوان شمس
    نوشته شده در دوشنبه 17 مهر 1396 ساعت 11:58 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 170 بازدید
  • []


  • سفارش تبليغات
    میکروتیک | فرش کاشان | آژانس هواپیمايی | طراحی بنر | کتراک | اجاره منزل مبله | آموزش بازاریابی | میز کانتر | گیت کنترل تردد | اجاره سوئيت در شيراز | نوبت دهی پزشکان شیراز | پاپ آپ نمایشگاهی | دکتر نوروزیان | ثبت برند | منزل مبله شیراز | ثبت شرکت | منزل مبله | محمد دبیری
    X
    تبليغات