درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها
@blogsazan

دسته بندي ها

جستجو


دوست دارم که کست دوست ندارد جز من
حیف باشد که تو در خاطر اغیار آیی

سعدی

دانی که خبر ز عشق دارد؟
آن کز همه عالمش خبر نیست

سعدی جان

نوشته شده در چهارشنبه 29 دی 1395 ساعت 11:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 83 بازدید
  • []


  • من مست از او
    چنان که نخواهم شراب را

    سعدی

    نوشته شده در چهارشنبه 29 دی 1395 ساعت 11:32 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 83 بازدید
  • []


  • رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
    با دوست بگوییم که او محرم راز است


    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در چهارشنبه 29 دی 1395 ساعت 11:29 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 85 بازدید
  • []


  • الهی باشی و بسیار باشی
    به شرط آنکه با ما یار باشی

    نوشته شده در چهارشنبه 29 دی 1395 ساعت 11:28 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 85 بازدید
  • []


  • صبح ها وقتی خورشيد در می آيد متولد بشويم
    هيجان ها را پرواز دهيم
    روی ادراک، فضا، رنگ، صدا، پنجره، گل نم بزنيم
    آسمان را بنشانيم ميان دو هجای هستی
    ريه را از ابديت پر و خالی بکنیم

    سهراب سپهری

    نوشته شده در شنبه 18 دی 1395 ساعت 12:38 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سهراب سپهری | 87 بازدید
  • []


  • رنگ رؤیا زده ام
    بر افق دیده و دل

    تا تماشا کنم آن
    شاهد رؤیائی را ...

    شهریار

    برچسب‌ها: شهریار
    نوشته شده در شنبه 18 دی 1395 ساعت 12:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 82 بازدید
  • []


  • نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی
    گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی

    گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو
    من به جان آمدم، اینک تو چرا می‌نایی؟

    عراقی

    برچسب‌ها: عراقی
    نوشته شده در شنبه 18 دی 1395 ساعت 12:27 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عراقی | 89 بازدید
  • []

  •  

    مگر نسیم سحر بوی زلف یار من است
    که راحت دل رنجور بی‌قرار من است

    به خواب درنرود چشم بخت من همه عمر
    گرش به خواب ببینم که در کنار من است

    اگر معاینه بینم که قصد جان دارد
    به جان مضایقه با دوستان نه کار من ست

    حقیقت آن که نه درخورد اوست جان عزیز
    ولیک درخور امکان و اقتدار من است

    نه اختیار من است این معاملت لیکن
    رضای دوست مقدم بر اختیار من است

    اگر هزار غم است از جفای او بر دل
    هنوز بنده اویم که غمگسار من است…

    درون خلوت ما غیر در نمی‌گنجد
    برو! که هر که نه یار من است، بار من است

    به لاله زار و گلستان نمی‌رود دل من
    که یاد دوست گلستان و لاله زار من است

    ستمگرا دل سعدی بسوخت در طلبت
    دلت نسوخت که مسکین امیدوار من است…(؟)

    و گر مراد تو این است: بی مرادی من،
    تفاوتی نکند چون مراد یار من است

    سعدی  

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در سه شنبه 14 دی 1395 ساعت 18:37 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 111 بازدید
  • []


  • یارب تو مرا به نفس طناز مده
    با هر چه بجز توست مرا ساز مده

    من در تو گریزان شدم از فتنهٔ خویش
    من آن توام مرا به من باز مده

    مولانا

    برچسب‌ها: مولوی,اشعار مولوی
    نوشته شده در سه شنبه 14 دی 1395 ساعت 18:27 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 76 بازدید
  • []


  • ای که گفتی هیچ مشکل
    چون فراق یار نیست،

    گر امید وصل باشد
    همچنان دشوار نیست ...

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در دوشنبه 13 دی 1395 ساعت 19:56 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 86 بازدید
  • []


  • رشک می‌بردند شهری بر من و احوال من
    کرد ضایع کار من این بخت بی اقبال من

    طایری بودم من و غوغای بال افشانیی
    چشم زخمی آمد و بشکست بر هم بال من

    وحشی بافقی

    نوشته شده در يکشنبه 12 دی 1395 ساعت 17:15 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار وحشی بافقی | 97 بازدید
  • []


  • پرسید که: چونی ز غم و درد جدایی؟

    گفتم:
    نه چنانم که توان گفت که چونم!

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 4 دی 1395 ساعت 21:47 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 102 بازدید
  • []

  • بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
    همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
    شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
    شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

    نوشته شده در شنبه 4 دی 1395 ساعت 8:07 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 100 بازدید
  • []


  • اگر به تحفه جانان هزار جان آری
    محقر است نشاید که بر زبان آری

    حدیث جان برِ جانان همین مثل باشد
    که زر به کان بری و گل به بوستان آری

    هنوز در دلت ای آفتاب رخ نگذشت
    که سایه‌ای به سر یار مهربان آری

    تو را چه غم که مرا در غمت نگیرد خواب؟
    تو پادشاه کجا یاد پاسبان آری؟


    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 4 دی 1395 ساعت 8:04 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 109 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • ما نقد عافیت به می ناب داده ایم
     خار و خس وجود به سیلاب داده ایم

     آن شعله ایم کز نفس گرم سینه سوز
    گرمی به آفتاب جهانتاب داده ایم

    در جستجوی اهل دلی عمر ما گذشت
    جان در هوای گوهر نایاب داده ایم

    کامی نبرده ایم از آن سیمتن رهی
    از دور بوسه بر رخ مهتاب داده ایم

        رهی معیری

    نوشته شده در شنبه 4 دی 1395 ساعت 8:01 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار رهی معیری | 98 بازدید
  • []


  • سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ | تور روسیه | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هانس گروهه | محلول رویش مو | هاست لینوکس ارزان | اقامت استرالیا | تور کيش | آژانس هواپیمایی | سیگنال خرید بورس | تور استانبول | شهر سفر | بانک اخبار | ترسیم نقشه بتنی | کانال تلگرام | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | چوب مسواک چیست ؟ | جت گروتينگ | اشعار
    X
    تبليغات