درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو

امکانات


عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

https://telegram.me/joinchat/B8q8vzwnYB4mW6fmdsLong

-----------------------------


همه دار و ندارمو

هر چي داشتم و نداشتمو

همه رو به پات گذاشتمو

همه برگام و سوزوندمو

غرورمو كه شكوندمو

ترانه هامو كه خوندمو

حالا كه با شعر دنيا ديگه مثل تو نداره

تنها موندم و

دلم ميخواد كه برگردی بگی

بد كاری كردی كه من و تنها گذاشتی

بگی دوستم ميداشتی

دلم ميخواد كه برگرد...

دلم ميخواد كه برگردی بگی

بد كاری كردی كه من و ديوونه كردی

بگی كه بر ميگردی

من رو حرف تو حساب كرده بودمو

همه عشقا رو جواب كرده بودمو

از همه قشنگی های زندگی

تنها تو رو ...

تنها تو رو انتخاب كرده بودمو

برچسب‌ها:
نوشته شده در پنجشنبه 14 ارديبهشت 1391 ساعت 20:42 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 395 بازدید
  • []

  •  
    دانلود
    دانلود

    خواننده: سعید جعفرزاده ( پرواز همای )

    شعر: سعید جعفرزاده

    آهنگساز: سعید جعفرزاده

    تنظیم برای ارکستر سمفونیک: شهرداد روحانی

    آلبوم: مرغ سحر ناله سر مکن

    سال اولین اجرا: 1389

    زمان: 5 دقیقه و 18 ثانیه

     

    فرمت: (64 kbps,24000 Hz, Stereo) , mp3

    حجم: 2.7 MB

    متن:

    مرغ سحر ناله سر مکن ( 2  )

    دید گان خسته تر مکن ( 2 )

    ما ز آه و ناله خسته ایم

    ما غمین و دل شکسته ایم

    ما ز آه و ناله خسته ایم

    ما غمین و دل شکسته ایم

    گوشمان ز ناله کر مکن ( 2 )

    ناله سر مکن، ناله سر مکن

    ناله سر مکن، ناله سر مکن

    ---

    نغمه های شادمانه خوان

    صد سرود جاودانه خوان

    با نوای عاشقانه خوان

    عمر مانده را، چنین هدر مکن ( 2 )

    ناله سر مکن، ناله سر مکن

    ناله سر مکن، ناله سر مکن

    ---

    ظلم ظالمان همیشه هست

    جور بی‌ امان همیشه هست

    مکر دشمنان همیشه هست

    ظلم ظالمان همیشه هست

    بر دهان ظالمان بزن

    از گناهشان گذر مکن

    ناله سر مکن، ناله سر مکن ( 2 )

    ---

    صورت ار به سیلی رنگ خون کنی

    صورت ار به سیلی ات چون خون کنی

    به که راز خود ز دل برون کنی ( 2 )

    پیش دشمنان گلایه چون کنی

    دشمنان خویش را خبر مکن ( 2 )


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در پنجشنبه 14 ارديبهشت 1391 ساعت 19:39 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده نجوا،دل نوشته | 775 بازدید
  • []

  •  
    دانلود
    دانلود

    خواننده: بیژن مرتضوی

    شعر: ایرج جنتی عطایی

    آهنگساز: بیژن مرتضوی

    آلبوم: به من چه

    سال اولین اجرا: 1384

    زمان: 4 دقیقه و 2 ثانیه

     

    فرمت: (64 kbps,24000 Hz, Stereo) , mp3

    حجم: 2.15  MB

    ( در خصوص شرح زندگی بیژن مرتضوی و ایرج جنتی عطایی به بخش دایرة المعارف نام آوران معاصر ایران در همین وب سایت مراجعه فرمایید. )

    متن:

    ما همونیم

    ما همونیم

    که می تونیم

    که می تونیم

    پشت بوم آفتابو با شبنم آبپاشی کنیم

    ما رو دست کم نگیر ( 2 )

    ما همونیم

    ما همونیم

    که می تونیم

    که می تونیم

    کف اقیانوسو با رنگین کمون کاشی کنیم

    ما رو دست کم نگیر ( 2 )

    خواب گل سرشار عطر سرخ قصه های ماست

    رو تن ستاره مهر آبی رویای ماست

    سر وعده گاه ریتم و رنگ و رقص و روشنی

    جای ترس، نه

    جای شک، نه

    جای تو ، نه

    جای ماست

    ما همونیم

    ما همونیم

    که می تونیم

    که می تونیم

    پشت بوم آفتابو با شبنم آبپاشی کنیم

    ما رو دست کم نگیر ( 2 )

    ما همونیم

    ما همونیم

    که می تونیم

    که می تونیم

    کف اقیانوسو با رنگین کمون کاشی کنیم

    ما رو دست کم نگیر ( 4 )

    ---

    ما رو دست کم نگیر

    که کار گل کردن ما

    توی فصل پنجم کویر تو، به یک شماره س

    ما رو دست کم نگیر

    که واپسین قصه ی شب

    قصه ی تکرار رویاهای یک جنگل ستاره س

    ما رو دست کم نگیر ( 4 )

    خواب گل سرشار عطر سرخ قصه های ماست

    رو تن ستاره مهر آبی رویای ماست

    سر وعده گاه ریتم و رنگ و رقص و روشنی

    جای ترس، نه

    جای شک، نه

    جای تو ، نه

    جای ماست

    ما همونیم

    ما همونیم

    که می تونیم

    که می تونیم

    پشت بوم آفتابو با شبنم آبپاشی کنیم

    ما رو دست کم نگیر ( 2 )

    ما همونیم

    ما همونیم

    که می تونیم

    که می تونیم

    کف اقیانوسو با رنگین کمون کاشی کنیم

    ما رو دست کم نگیر ( 4 )


     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در پنجشنبه 14 ارديبهشت 1391 ساعت 19:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 1092 بازدید
  • []

  • آهای خوشگل عاشق، آهای عمر دقایق

    آهای وصل به موهای تو سنجاق شقایق

    آهای ای گل شب‌بو، آهای گل هیاهو

    آهای طعنه زده چشم تو به چشمای آهو

    دلم لاله ی عاشق، آهای بنفشه تر

    نکن غنچه نشکفته قلبم رو تو پرپر

    من که دل به تو دادم، چرا بردی ز یادم

    بگو با من عاشق، چرا برات زیادم

    آهای صدای گیتار، آهای قلب رو دیوار

    اگه دست توی دستام نذاری، خدانگهدار

    خدانگهدار

    ---

    دلت یاس پراحساسه آی، مریم نازم

    تا اون روزی که نبضم بزنه، ترانه‌سازم

    برات ترانه‌سازم، تو آهنگی و سازم

    بیا برات می خوام از این صدا قفس بسازم

    آهای خوشگل عاشق، آهای عمر دقایق

    آهای وصل به موهای تو سنجاق شقایق

    آهای ای گل شب‌بو، آهای گل هیاهو

    آهای طعنه زده چشم تو به چشمای آهو

    ---

    دلم لاله ی عاشق، آهای بنفشه ی تر

    نکن غنچه نشکفته ی قلبم رو تو پرپر

    من که دل به تو دادم، چرا بردی ز یادم

    بگو با من عاشق، چرا برات زیادم

    آهای صدای گیتار، آهای قلب رو دیوار

    اگه دست توی دستام نذاری، خدانگهدار

    خدانگهدار

    ---

    خدانگهدار

     

    خدانگهدار


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در پنجشنبه 14 ارديبهشت 1391 ساعت 19:26 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 300 بازدید
  • []

  •  

    sarina
    sarina
    شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شده ای تا می توانی زیبا برقص
    دیدگاه · 7 ثانیه قبل ·
    sarina
    sarina
    به هم می رسیم 3 نفر میشیم . من و تو و شادی . از هم دور میشیم 4 نفر میشیم . تو و تنهایی ، من و خاطره
    دیدگاه · 32 ثانیه قبل ·
    sarina
    sarina
    صدای باران زیباترین ترانه خداست که طنینش زندگی را برای ما تکرار می کند؛ نکند فقط به گل آلودگی کفشهایمان بیندیشیم !!!
    دیدگاه · 56 دقیقه قبل ·
    sarina
    sarina
    کوله بارم بر دوش سفری می باید سفری بی همراه گم شدن تا ته تنهایی محض سازکم با من گفت: هر کجا لرزیدی ، از سفر ترسیدی ، تو بگو از ته دل ، من خدا را دارم ، من و سازم چندیست که فقط با اوییم...
    دیدگاه · 3 ساعت قبل ·
    sarina
    sarina
    همیشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به او توكل كن، آنگاه می بینی كه چگونه قبل از اینكه خودت دست به كار شوی ، كارها به خوبی پیش می روند. . . .
    دیدگاه · 3 ساعت قبل ·
    sarina
    sarina
    بهترین کار این است که مشکلاتتان را برای مردم تعریف نکنید. نیمی از آن‌ها علاقه‌ای به شنیدنش ندارند و نیمی دیگر هم از شنیدن آن خوشحال می‌شوند …
    دیدگاه · 4 ساعت قبل ·
    sarina
    sarina
    آلبرت انیشتن،زکریای رازی،ایساک نیوتون،لویی پاستور بیل گیتس،مــن ودیگراندیشمندان بزرگ جهان، اوقات خوشی را برای شما ارزو مندیم
    دیدگاه · 4 ساعت قبل ·
    sarina
    sarina
    میدونی فرق لبخند تو با لبخند من چیه ؟ تو وقتی شادی میخندی،من وقتی تو شادی میخندم
    دیدگاه · 4 ساعت قبل ·
    sarina
    sarina
    یکی ناز می کنه یکی محبت می کنه .. . . . اونی که ناز میکنه همیشه محبت می بینه اونی که محبت می کنه همیشه تنهای تنهاست
    دیدگاه · 4 ساعت قبل ·
    sarina
    sarina
    چه لحظه باشکوهی بود اون لحظه..! وقتی معلم میبردمون پا تخته ازمون درس بپرسه وسطش زنگ می خورد..!
    دیدگاه · 4 ساعت قبل ·
    sarina
    sarina
    خدا آن حس زیبایی ست که در تاریکی صحرا زمانیکه هراس مرگ میدزدد سکوتم را ٬ یکی مثل نسیم دشت می گوید : کنارت هستم ای تنها٬ و دل آرام میگیرد....
    دیدگاه · 1391/02/13 - 23:10 ·
    sarina
    sarina
    اي پرنده محاجر سفرت سلامت اما به کجاميري عزيزم قفسه تموم دنيا روي شاخه هاي دوري چه خوشي داره صبوري وقتي خورشيدي نباشه تا هميشه سوت و کوري ميگذره روزاي عمرت توي جاده هاي خلوت تا بخواي بر گردي خونه گم ميشي تو باغ غربت واسه ما فرقي نداره هر جا باشيم شب نشينيم دلخوشيم به اين که شايد سحرو يه روز ببينيم
    دیدگاه · 1391/02/13 - 23:03 ·
    sarina
    sarina
    دو دريچه دو نگاه دو پنجره دو رفيق دو همنشين دو حنجره دو مسافر تو مسير زندگي دو عزيز دو همدم هميشگي با هم از غروب و سايه رد شديم قصه ي عاشقي رو بلد شديم
    دیدگاه · 1391/02/13 - 23:01 ·
    sarina
    sarina
    در تب و تاب رفتنم ...به فکر راهي شدنم تو اي هميشه همسفر ...مرا شناختي تو اگر مرا پس از من بنويس...به هر کس از من بنويس اي تو هواي هر نفس ...هر نفس از من بنويس مرا به دنيا بنويس...هميشه تنها بنويس به آب و خاک آتش و باد...براي فردا بنويس
    دیدگاه · 1391/02/13 - 23:00 ·
    sarina
    sarina
    عصر ما عصر فريب ... عصر اسماي غريبه عصر پژمردن گلدون ...چتراي سياه تو بارون شهر ما سرش شلوغه ...وعده هاش همه دروغه آسموناش پر دوده ... قلب عاشقاش کبوده
    دیدگاه · 1391/02/13 - 22:58 ·
    sarina
    sarina
    وقتي مي گي همه چي تمومه ... عشق و عاشقي ديگه کدومه بدون تو دل مگه مي تونه ... تورو خدا نرو از اين خونه وقتي که گفتم دل به تو دادم ... تو دلت گفتي من چقدر ساده ام حالا که از چشم تو افتادم ... ميگي عاشقي رفته از يادم..........ادامه [لینک]
    دیدگاه · 1391/02/13 - 22:56 ·
    sarina
    sarina
    چراغ ظلم ظالم تا سحر هرگز نمی سوزد اگر سوزد، شبی سوزد ، شب دیگر نمی سوزد
    دیدگاه · 1391/02/13 - 22:46 ·
    sarina
    sarina
    پای سگ بوسید مجنون خلق گفتندش چه بود، گفت این سگ گاهگاهی کوی لیلی رفته بود
    دیدگاه · 1391/02/13 - 21:59 ·
    sarina
    sarina
    دیدی آنرا كه تو خواندی به جهان یار ترین سینه را ساختی از عشقش سر شارترین آنكه می گفت منم بهر تو غمخوار ترین چه دل آزار شد آخر،چه دل آزار ترین دیدی…؟!!
    دیدگاه · 1391/02/13 - 21:26 ·
    sarina
    sarina
    جــذابـیت یــک مــرد ایـنه کــه بتــونی تــوی بحــرانی ترین شـرایـط زنـدگـیت هـمــه جــوره بهــش اعـتمــاد کنـی.....
    دیدگاه · 1391/02/13 - 21:21 ·
    sarina
    sarina
    بهـتر از جمله "دوست دارم" ؛ جملـه بهـت اعـتماد دارمه .... هر كسی میتـونه هـر كـی رو دوسـت داشـته باشـه ، ولی .... به هـــــر كسی نـمیشــه اعتمـــاد كــــرد ... !!!
    دیدگاه · 1391/02/13 - 21:18 ·
    sarina
    sarina
    بچه که بودم مامانم می گف تو خیابون پفک و چیپس و اینا نخور شاید یه بچه ای ببینه دلش بخواد، یکی نیس همین مطلبو به این دختر پسرایی که سفت همدیگرو بغل می کنن و راه می رن انتقال بده!
    دیدگاه · 1391/02/13 - 21:18 ·
    sarina
    sarina
    قلبها دریچه نفوذند آنکه صادقانه نفوذ کند ، پایدارترین میهمان است ...
    دیدگاه · 1391/02/13 - 21:16 ·
    sarina
    sarina
    هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که زندگیت را روشن می کند....
    دیدگاه · 1391/02/13 - 21:16 ·
    sarina
  • []

  •  وقتي مي گي همه چي تمومه ... عشق و عاشقي ديگه کدومه

    بدون تو دل مگه مي تونه ... تورو خدا نرو از اين خونه

    وقتي که گفتم دل به تو دادم ... تو دلت گفتي من چقدر ساده ام

    حالا که از چشم تو افتادم  ... ميگي عاشقي رفته از يادم

    مي خوام که بموني هنوز تو هموني ... نگو که از چشمام عشقو نمي خوني

    هنوز نمي دونم بگو تا بدونم  ... چرا بهم گفتي پيشت نمي مونم

    بي تو شدم يه زندوني ... کاشکي کنارم بموني

    عشق و تو چشمام بخوني ... ديگه منو نرنجوني

    اين آسمونم مال تو  ...  عشق و وجودم مال تو

     هر چي که دارم مال تو ... دارو ندارم مال تو


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ساعت 20:25 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 444 بازدید
  • []

  • اگه خاکم اگه سنگم اگه دل تنگم با خودم با تــــو با این فاصله می جنگم اگه رودم با تو بودم به تو دل بستم من از این من من از این تو از همه خسته ام اگه بغضم اگه گریه اگه می بارم کی می دونست سر روی دوش کی میزارم

     

    sarina
     
    8375db1a094cebab070c48707c5f3c1a-300.jpgsarina
    پیامبر اكرم (ص) : بـهـتـریـن كـارها نـزد ِ خـــدا ، آن اسـتــــ كه بـی‌نـوایـی را سـیـــر كـنـیـد ، یـا قـرضـــ ـش را بـپـردازیـد ( رفـع كـنـیـد ) ، یـا زحــمــتــی را از دوشـــ ِ وی بـــرداریـــد .
    sarina
     
    sarina
    خدایا سرای محبت کجاست ؟ به لبخند آیینه ای تشنه ام به آغوش بی کینه ای تشنه ام سلامی صمیمانه آیا کجاست ؟ سرآغاز الفت خدایا کجاست ؟ خدایا سرای محبت کجاست ؟ من آواره ام شهر الفت کجاست ؟
    sarina
     
    sarina
    میزی برای کار کاری برای تخت تختی برای خواب خوابی برای جان جانی برای مرگ مرگی برای یاد یادی برای سنگ … این بود زندگی؟
    sarina
     
    sarina
    سخت ترین دو راهی ، دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است گاهی کامل فراموش میکنی و بعد میبینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آنقدر منتظر میمانی تا وقتی که میفهمی زودتر از این ها باید فراموش میکردی . . .
    sarina
     
    g7kwpfun5g8lgti53p4w.jpgsarina
    بعضی وقتا که آدم از زمین و زمان شاکیه باید این عکسو بارها و بارها ببینه ... خیلی سخته ... قدر چیزایی که داریم رو بدونیم ....
    sarina
     
    sarina
    خوب است که وقتی نفست بالا نمی آید کسی حرفهای بغض شده در گلویت را جایی نوشته باشد
    sarina
     
    sarina
    حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج / فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست؟
    sarina
     
    sarina
    اسرار ازل را نه تو داني و نه من / وين حرف معما نه تو خواني و نه من هست از پس پرده گفت و گوي من و تو / چون پرده برافتد ، نه تو ماني و نه من
    sarina
     
    sarina
    یکی از جذاب ترین تعبیرات " نفس و عشق " ، قصه دیو و سلیمان است که از دیرباز در ادب پارسی به اشاره و تلمیح از آن یاد شده است . قصه چنین است که سلیمان فرزند داود ، انگشتری داشت که اسم اعظم الهی بر نگین آن نقش شده بود و ...ادامه... [لینک]
    sarina
     
    sarina
    دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام...
    sarina
     
    sarina
    من..... به دنبال دستانی هستم که هیچگاه دست سردم رارهانکند.... به دنبال قلبی هستم که جایی برای عشق آتشینم داشته باشد.... به دنبال دلی هستم که دروغ او رانشناسد.... چشمانی که چشمانم رابه خاطربسپارد..... ولبانی که نامم رازمزمه کند.... به دنبال عشقی هستم که درآن جدایی معنایی ندارد..... وگاه اگرازدلم رنجیدپاروی عشقش نگذارد...... من.... به دنبال سوارنشین اسب سپیدرویاهانیستم..... تنهابه دنبال دلی هستم که مفهوم عشق را درک کرده باشد....
    sarina
     
    sarina
    شب آمد و چیره شد سیاهی آرام گرفت مرغ و ماهی تنها منم اشک بار و بیدار ای شب تو ز جان من چه خواهی
    sarina
     
    sarina
    آن زمانها کز نگاه خسته مرغان دريايي وز سکوت ظلمت شبهاي تنهايي و هنگامي که بي او جان من چون موجي از اندوه ميشد قطره اشکي دواي درد من بود اين زمان آن اشک هم پايان گرفته وان دواي درد بي درمان هم ماتمي ديگر گرفته آسمان ميگريد امشب ساز من مينالد امشب او خبر دارد که ديگر اشک من ماتم گرفته او خبر دارد که ديگر ناله ام پايان گرفته
    sarina
     
    sarina
    اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به یکدیگر نا محدود می شود
    sarina
     
    sarina
    از مرد فرانسوی پرسیدند: چرا دست زن رو میبوسی؟ پاسخ داد: چون زن محترم است و نیمه گمشده مرد را تکمیل میکند مرد آلمانی به این سوال اینگونه پاسخ داد: زن مقدس است چون میزاید و ادامه زندگی در اوست و پاسخ مرد ایرانی: بالاخره باید از یه جایی شروع کنم دیگه .........
    صفحات: 1234567891011121314


     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ساعت 17:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده یک نوشته یک خاطره | 395 بازدید
  • []

  • sarina
     
    sarina
    سر خوش زسبوی غم پنهانی خویشم چون زلف تو سر گرم پریشانی خویشم در بزم وصال تــــــــو نگویم ز کم و بیش چون آینه خو کرده حیرانی خـــــــویشم لب باز نکردم به خوروشی و فغـــــــــــــانی من محرم راز دل طــــــــــــــــــوفانی خویشم
    sarina
     
    sarina
    بچه که بودیم میدانستم هر وقت گم شدم باید سرجایم بمانم تا پیدایم کنند..مدتهاست ایستاده ام کسی مرا پیدا نمی کند
    sarina
     
    sarina
    آدمها همه چیز را همینجور حاضروآماده از مغازه ها میخرند اما چون مغازه ای نیست که دوست معامله کند آدمها مانده اند بی دوست تو اگر دوست میخواهی مرا اهلی کن. پرسید اهلی کردن یعنی چه؟ گفت یعنی ایجاد علاقه کردن و این چیزی است که این روزها پاک فراموش شده. پرسید راهش چیست؟ گفت باید صبور باشی...خیلی صبور......!
    sarina
     
    sarina
    احساسم را نمی فروشم ؛ حتی به بالاترین بها ! ولی .... آنگونه که بخواهم خرج می کنم ، برای آنهایی که لایق آن هستند ... !!
    sarina
     
    sarina
    دوست داشتن به تعـداد دفعات گفتن نیست حسی است که باید بی کلام هم لمس شود
    sarina
     
    sarina
    فـال روزانه متولدین ماه شهریور/// با خودتان صادق باشید. تا به حال برای آینده خود چه کرده اید؟ آیا از همه فرصت های خوب زندگیتان استفاده کرده اید؟ احساسات دیگران چقدر برایتان مهم بوده است؟ چقدر به دیگران محبت و کمک کرده اید؟ اینها سوالاتی است که باید صادقانه به آنها جواب بدهید. به جای فرار از مشکلات زندگی با آنها روبرو شوید. برای ساختن آینده بیشتر تلاش کنید. ارتباطات خود با دیگران را محکم تر و گرم تر کنید و به زندگیتان تنوع ببخشید. فراموش نکنید هیچ یک از لحظه هایی که در بی توجهی و غفلت سپری می شوند برگشت پذیر نیستند، پس بهتراست از آنها بیشترین استفاده را ببریم. رنگ شانس شما: مشکی عدد شانس شما: 9
    sarina
     
    sarina
    یکی از دوستام تعریف میکرد مامانم وقتی نماز میخونه با هر الله اکبر بلندی که میگه یه منظور داره… اون موقع من چک میکنم زیر گاز خاموش باشه، کسی در میزنه، چراغ جایی روشن نمونده باشه و…! یه روز با وجود این که تمام اینا رو چک کرده بودم بازم الله اکبر ادامه داشت، وقتی نمازش تموم شد با عصبانیت گفت مگه کوری نمیبینی گرممه میگم کولر رو روشن کن
    sarina
     
    sarina
    *فقط یه زن ایرانی می تونه یه روز بره بازار خرید کنه خسته نشه، اما تو خونه مادر شوهر، وقتی یه ذره کمک بکنه بگه: «آه خسته شدم به خدا! اینا عروس گرفتن یا کلفت!؟»
    sarina
     
    sarina
    *فردوسی حکیم بزرگ ایرانی می گوید: «که پیش زنان هرگز راز مگوی / چو گویی، سخن بازیابی به کوی»
    sarina
     
    sarina
    سام کینیسون: «من از همسرم پرسیدم: که برای سالگرد ازدواج مون کجا بریم؟ او گفت: به جایی که تا حالا نرفتیم. من گفتم: نظرت درباره آشپزخانه چیه!!؟»
    sarina
     
    sarina
    *برای مجردها باید مالیات سنگینی مقرر شود، چون این انصاف نیست که بعضی ها شادتر از بقیه زندگی کنند.
    sarina
     
    sarina
    *تنها از یک زن ایرانی بر میاد که ملکه زیبایی جهان رو ببینه، بعد با اعتماد به نفس بگه: «این کجاش خوشگله!؟»
    sarina
     
    sarina
    واقعا معلوم نیست چرا خانم ها اینجوری هستن؛ از خدایی که همه قدرت عالم در دستش است فقط شوهر می خواهند. بعد همه چیزهای توی عالم را از آن شوهر بی نوا می خواهند.
    sarina
     
    nuo4q9vrmtzpxck1a27t.jpgsarina
    مدل لباس،مدل لباس 2012،مدل لباس زنانه
    sarina
     
    sarina
    این روز ها انسان قیمت هر چیز را میداند ولی ارزش هیچ چیز را نمیداند...
    صفحات: 1234567891011121314
     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ساعت 17:29 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده یک نوشته یک خاطره | 364 بازدید
  • []



  •  
    به لبخند آیینه ای تشنه ام

    به آغوش بی کینه ای تشنه ام 

     
    سلامی صمیمانه آیا کجاست ؟

    سرآغاز الفت خدایا کجاست ؟ 

     
    خدایا سرای محبت کجاست ؟

    من آواره ام شهر الفت کجاست ؟
     

    کسانی که از عشق دم میزنند

    چرا بین ما را به هم میزنند ؟
     

    خدایا نسیم نوازش کجاست ؟

    کویرم سرآغاز بارش کجاست ؟ 

     
    بیا تا به لبخند عادت کنیم

    به این راز پیوند عادت کنیم
     

    کسانی که از عشق دم میزنند

    چرا بین ما را به هم میزنند ؟
     

    بیا ساده مثل چکاوک شویم

    بیا بازگردیم و کوچک شویم 

     
    خدایا سرای محبت کجاست ؟

    من آواره ام شعر الفت کجاست ؟ 


    کسانی که از عشق دم میزنند
     
    چرا بین ما را به هم میزنند ؟

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ساعت 8:28 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 810 بازدید
  • []

  •  


    یکی از جذاب ترین تعبیرات " نفس و عشق " ، قصه دیو و سلیمان است که از دیرباز در ادب پارسی به اشاره و تلمیح از آن یاد شده است .

    قصه چنین است که سلیمان فرزند داود ، انگشتری داشت که اسم اعظم الهی بر نگین آن نقش شده بود و سلیمان به دولت آن نام ، دیو و پری را تسخیر کرده و به خدمت خود در آورده بود ، چنانچه برای او قصر و ایوان و جام ها و پیکره ها می ساختند (قرآن / سبا / ١٣) . این دیوان ، همان لشکریان نفسند که اگر آزادباشند ، آدمی را به خدمت خود گیرند و هلاک کنند و اگر دربند و فرمان سلیمان روح آیند ، خادم دولتسرای عشق شوند.


    روزی سلیمان انگشتری خود را به کنیزکی سپرد و به گرمابه رفت . دیوی از این واقعه باخبر شد . در حال خود را به صورت سلیمان در آورد و انگشتری را از کنیزک طلب کرد . کنیز انگشتری به وی داد و او خود را به تخت سلیمان رساند وبر جای او نشست و دعوی سلیمانی کرد و خلق از او پذیرفتند ( از آنکه از سلیمانی جز صورتی و خاتمی نمی دیدند . ) و چون سلیمان از گرمابه بیرون آمد واز ماجرا خبر یافت ، گفت سلیمان حقیقی منم و آنکه بر جای من نشسته ، دیوی بیش نیست. اما خلق او را انکار کردند . و سلیمان که به ملک اعتنایی نداشت و درعین سلطنت خود را " مسکین و فقیر " می دانست ، به صحرا و کنار دریا رفت و ماهیگیری پیشه کرد.
    دلی که غیب نمایست و جام جم دارد
    ز خاتمی که دمی گم شود ، چه غم دارد؟
    حافظ


    اما دیو چون به تلبیس و حیل بر تخت نشست و مردم انگشتری با وی دیدند و ملک بر او مقرر شد ، روزی از بیم آنکه مبادا انگشتری بار دیگر به دست سلیمان افتد ، آن را در دریا افکند تا به کلی از میان برود و خود به اعتبار پیشین بر مردم حکومت کند . چون مدتی بدینسان بگذشت ، مردم آن لطف و صفای سلیمانی را در رفتار دیو ندیدند و در دل گفتند :
    که زنهار از این مکر و دستان و ریو
    به جای سلیمان نشستن چو دیو
    و بتدریج ماهیت ظلمانی دیو بر خلق آشکار شد و جمله دل از او بگردانیدند و در کمین فرصت بودند تا او را از تخت به زیر آورند و سلیمان حقیقی را به جای او نشانند که به گفته ی حافظ :

    اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش
    که به تلبیس و حیل ، دیو سلیمان نشود
    و
    بجز شکر دهنی ، مایه هاست خوبی را
    به خاتمی نتوان زد دم از سلیمانی
    و به زبان مولانا :
    خلق گفتند این سلیمان بی صفاست
    از سلیمان تا سلیمان فرق هاست
    و در این احوال ، سلیمان همچنان بر لب بحر ماهی می گرفت . روزی ماهی ای را بشکافت و از قضا ، خاتم گمشده را در شکم ماهی یافت و بر دست کرد .
    سلیمان به شهر نیامد ، اما مردم از این ماجرا با خبر شدند و دانستند که سلیمان حقیقی با خاتم سلیمانی ، بیرون شهر است . پس در سیزده نوروز بر دیو بشوریدند و همه از شهر بیرون آمدند تا سلیمان را به تخت باز گردانند . و این روز ، بر خلاف تصور عامه ، روزی فرخنده و مبارک است و به حقیقت روز سلیمان بهار است . و نحوست آن کسی راست که با دیو بسازد و در طلب سلیمان از شهر بیرون نیاید .

    و شاید رسم ماهی خوردن در شب نوروز ، تجدید خاطره ای از یافتن نگین سلیمان ورمزی از تلاش انسان برای وصول به اسم اعظم عشق باشد که با نوروز و رستاخیز بهار همراه است و از همین روی ، نسیم نوروزی نزد عارفان همان نفس رحمانی عشق است که از کوی یار می آید و چراغ دل را می افروزد :
    ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی

    از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بیفروزی

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 12 ارديبهشت 1391 ساعت 19:58 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده مطالب پند آموز | 472 بازدید
  • []

  •  

    اگه خاکم        اگه سنگم         اگه دل تنگم

     

    با خودم      با تــــوو      این فاصله می جنگم

     

    اگه کابوس           اگه رویا             اگه بیدارم

     

    تورو تنها           تو رو تنها          تورو می بارم

     

    اگه خاکم        اگه سنگم           اگه دل تنگم

     

    با خودم       با تــــوو      این فاصله می جنگم

     

    اگه رودم          با تو بودم         به تو دل بستم

     

    من از این من   من از این تو  از همه   خسته ام.

     

    اگه بغضم             اگه گریه           اگه می بارم

     

    کی می دونست    سر روی دوش    کی میزارم

     

    طب سرد و        طب درد و        من شب گرد و

     

    کی می دونه    کی می فهمه    حال این مرد و

     

    گل و پرپر کن       عزیزم              چشامو تر کن

     

    منـو باور کــن       عزیزم             منــــو باور کن

     

    آی خـــــدای    نفســــــای   من ســــــــرگردون

     

    به همـــــــــون روز تولـــد منـــــو   برگـــــــردون

     

    آی خــــــــدای  آی خـــــــــدای   آی خـــــــــدای

     

    به همـــــــــون روز تولـــد منـــــو    برگـــــــردون


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 12 ارديبهشت 1391 ساعت 1:00 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 384 بازدید
  • []

  • sarina
     
    sarina
    ای عاشق پوشالی اینک تو و جولانگه مستان شرابت لعنت به تو و ذات خرابت ای عاشق پوشالی گفتم که گلی افسوس پا تا به سرت خاره ای بی خبر و مدهوش این مستی پیروزی چند است و نه بسیاره سقای هزار تشنه ی آواره سیراب شدند جملگی از آب سرابت لعنت به تو و ذات خرابت در آیینه ات بنگر حیوان صفتی بینی حاشا مکن این باور این دست تو نیست اینی این است ترازوی عدالت تو پادشه مکر و رضالت ارزانی آن تازه رس خوش قد و قامت تو پیش کش و قصه ی ما هم به سلامت [لینک]
    sarina
     
    sarina
    اینک تو و این مرداب اینک تو و این مهتاب بیداری اگر این است رفتیم دگر در خواب ای کرم بدن شب تاب به به چه قشنگی تو در این نقش بر آبت لعنت به تو و ذات خرابت رفتیم و از این رفتن بسیار تو را بخشید آزادی و قلب تو بر رفتن ما خندید آن تازه رس نوبر گر حال مرا پرسید گو شکر خدا گفتم و راضی ز ثوابت لعنت به تو و ذات خرابت [لینک]
    sarina
     
    sarina
    ای زاده ی هفت پشت اصالت در مکتب عشاق اگر این بود جوابت لعنت به تو و ذات خرابت ای شناگر قابل تو آب نمی دیدی بازیچه شب گردان مهتاب نمی دیدی ای زاده ی هفت پشت اصالت تفسیر تو این بود اگر از اصل نجابت لعنت به تو و ذات خرابت
    sarina
     
    sarina
    نکنه اشک مارو تو هم بخوای دربیاری نکنه حوصله مونو تو بخوای سر بیاری ما دیگه خسته شدیم حوصله ی حرفای پوچُ نداریم ما دیگه خسته شدیم طاقت کوچ ُ نداریم یه باری از دوشم بگیر مشکل رو مشکلم نذار نکنه اشک مارو تو هم بخوای دربیاری نکنه حوصله مون ُ تو بخوای سر بیاری ما دیگه خسته شدیم حوصله ی حرفای پوچ ُ نداریم ما دیگه خسته شدیم طاقت پوچُ نداریم
    sarina
     
    sarina
    دل مارو به خزونه تو با عشقت دیگه پرپرش نکن بیچاره خوش باورو ساده وپاک دل ما واسه یک ذره وفا عمری هلاک دل ما بیا باما تو یکی از ته دل یار بشو راستی راستی بیا با ما عمری گرفتار بشو تو که تاره رسیدی از گرد راه تو که تازه به دل ما رسیدی تو چه جوری مارو دیونه دیدی تو چه جور نقشه برامون کشیدی نکنه هوس گریبون دلت رو بگیره نکنه تا جون گرفت دوباره این دل بمیره
    sarina
     
    sarina
    تو که تازه رسیدی از گرد راه تو که تازه به دل ما رسیدی تو چه جوری ما رو دیونه دیدی توچه جور نقشه برامون کشیدی . عمریه عمریه که عاشق خدایی این دل ما آخر خط و باز فدایی این دل ما تو یکی بیا و از پشت دیگه خنجرش نزن ذالفقار عشقت ُ تویکی بر سرم نزن
    sarina
     
    sarina
    بیشتر از آنچه تصور کنی خیانت دیده ام و بیشتر از آنچه باور کنی قلبم را شکسته اند اما تو نه خیانت کردی و نه قلبم را شکستی تو جگرم را آتش زدی زبانم می گوید زبانم می گوید به امید روزی که روزگارت سیاه تر از پر کلاغ تیره تر از غروب و غمگین تر از دم جدایی باشد اما دلم میگوید به امید روزی که آشیانت بالاتر از آشیان عقاب ، چشم انداز نگاهت زیباتر از بهشت بر لبانت لبخند و صد هزار پری کنیزت باشند
    sarina
     
    21553984834791071163.jpgsarina
    "خستم، خيلي خسته... خسته تر ديروز و ديروزها... دلتنگم... براي چي يا کي نميدونم.... اين روزا هيچ چيزي تسکينم نميده...! دلم يه آغوش امن ميخاد... دستايي که مال خودم باشن... شونه هايي تا هميشه سرمو بذارم روش... دلم اندازه يه دنيا گرفته اما به روي خودم نميارم!"
    sarina
     
    sarina
    مثل گنجشکی که زیر برفا مونده همه دلتنگیم پیش تو جا مونده یه نفر اینجاست که تو رو دوست داره هنوز که تو چار فصل دلش برف میباره هنوز یه نفر منتظره تو بهارش باشی تا کنارت باشه تا کنارش باشی [لینک]
    sarina
     
    sarina
    آنکه ویران شده از یار مرا میفهمد آنکه تنها شده بسیار ، مرا میفهمد چه بگویم که چنان از تو فرو ریخته ام که فقط ریزش آوار مرا میفهمد
    sarina
     
    sarina
    در خانه ای که بزرگان در آن کوچک شوند ، کوچک ها هیچ وقت بزرگ نخواهند شد
    sarina
     
    sarina
    دلم گرفته ،ای خدا میدونم تو همیشه کنارم هستی ،تو دلتنگیام فقط تو رو میبینم کاش میشد باهام حرف بزنی من صداتو بشنوم
    sarina
     
    sarina
    تنهایی آدم ها به عمق دریاست ، ولی پر کردنش با یک لیوان محبت کافیه . . .
    sarina
     
    sarina
    سپاسگزار معلمی هستم که اندیشیدن را به من آموخت ، نه اندیشه ها را . . .

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 12 ارديبهشت 1391 ساعت 0:31 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 224 بازدید
  • []

  • sarina
     
    sarina
    معمولا آدما از اینكه بعد از مرگ فراموش بشن وحشت دارن ولی چه سخته زنده باشی و فراموش بشی . . .
    sarina
     
    sarina
    شب از مهتاب سر میره تمام ماه توی آبه شبیه عکس یک رویاست تو خوابیدی، جهان خوابه! زمین دور تو میگرده زمان دست تو افتاده تماشا کن، سکوت تو عجب عمقی به شب داده تو خواب انگار طرحی از گل و مهتاب و لبخندی شب از جایی شروع میشه که تو چشماتو می بندی... تو را آغوش میگیرم تنم سرریز رویا شه جهان قد یه لالایی توی آغوش من جا شه
    sarina
     
    sarina
    اگه تو جاده ي دنيا حواسم پرت شد گاهي،يه حسي با صداي تو به من ميگفت تو پرتگاهي. تو رو هرجا كه گم كردم درست اون لحظه بد بودم. چه بد شد گم شدم راهو با اينكه من بلد بودم
    sarina
     
    sarina
    تو که چشمات خیلی قشنگه رنگ چشمات خیلی عجیبه تو که این همه نگاهت واسه چشمام گرمو نجیبه میدونستی که چشات شکل یه نقاشیه که تو بچگی میشه کشید میدونستی یا نه میدونستی یا نه میدونستی که توی چشمای تو رنگین کمونو میشه دید میدونستی یا نه ( تقدیم به دخترم)
    sarina
     
    sarina
    یه روز از همین روزا روی شب پا می زارم. توی قاب لحظه ها عکس فردا میزارم. تا که خوب خوب بشه زخمای دلواپسی عشق مرهم میکنم روی دلها میزارم. عزم آدما بلند روح آدما وسیع توی شعرم واسشون کوه و دریا میزارم.
    sarina
     
    sarina
    نفس هامو هدر دادم برای موندنی بودن ،نمیخوامو نمیتونی بمونی تو هوای من ، مث سایه همه دنبال تو هستن اینجا ، تو بد کردی به من یا دنیا،قسم دادم نفس هامو که برگردن ولی دیره
    sarina
     
    sarina
    تمام آرزوی من نقش بر آبه هر روز سرنوشت من رنج و عذابه آغوش تو برای من همیشه کم یابه دعای قلب عاشقم چرا بی جوابه تنها وقتی که شب تو رو کنار من میاره تو خوابه
    sarina
     
    sarina
    یه پنجره با یه قفس یه هنجره بی همنفس سهم من از بودن تو یه خاطرست همین و بس
    sarina
     
    sarina
    فقط تو نیستی که منو شکستی فقط تو نیستس که با هام نموندی تو این شبو روزای بی حیا هو فقط تو نیستی که منو سوزوندی من همیشه به هر کی دل سپردم ازش فقط یه خاطره برام موند این همه تنها شدن و شکستن منو دیگه از هر چی عشقه ترسوند [لینک]
    sarina
     
    sarina
    یه حرفهایی همیشه هست که از درد توی سینه ست مثل رپ خونی شاهین پر از عشق پر از کینه ست پر از نا گفته هایی که خیال کردیم یکی دیگه دلش طاقت نمیاره همه حرفامون و میگه میگه میگه . . . همیشه آخر حرفا پر از حرفای ناگفته ست همیشه حال ما اینه همیشه دنیا آشفته ست
    sarina
     
    sarina
    یه حرفایی همیشه هست که از عمق نگاه پیداست از اون حرفای تلخی که مث شعر فروغ زیباست از اون حرفها که یک عمره به گوش ما شده ممنوع از اون حرفهای بی پرده شبیه شعری از شاملو از اون حرفها که میترسیم از اون حرفها که باید زد از اون درد دلای خوب از اون حرفهای خیلی بد نگفتی و نمیگم ها حقیقت های پنهونی از اون حرفها که میدونم از اون حرفها که میدونی به زیر سقف این خونه منم مثل تو مهمونم منم مثل تو میدونم تو این خونه نمیمونم
    sarina
     
    sarina
    سلام ای ناله ی بارون سلام ای چشمای گریون سلام روزای تلخ من هنوزم دوستش دارم سلام ای بغض تو سینه سلام ای آه آیینه سلام شب های دل کندن هنوزم دوستش دارم
    sarina
     
    sarina
    سلام ای ناله ی بارون! سلام ای چشمای گریون! سلام روزای تلخ من... داره بارون میاد ...کوچه بازم لبریزه احساسه هنوزم نم نمِ بارون صدای مارو میشناسه... همین دیروز بود انگار، تو با من، تو همین کوچه میگفتی زندگی وقتی تو با من نیستی.......پوچه آهای بارون پاییزی کی گفته تو غم انگیزی؟ تو داری خاطراتم رو تو ذهن کوچه میریزی....
    sarina
     
    sarina
    اینک تو و این مرداب اینک تو و این مهتاب بیداری اگر این است رفتیم دگر در خواب ای کرم بدن شب تاب به به چه قشنگی تو در این نقش بر آبت لعنت به تو و ذات خرابت لعنت به تو و ذات خرابت مرحبا چه قلب سنگی داشتی تو چه دل شهر فرنگی داشتی تو مرحبا به این همه عشق و وفا چه دل زبر و زرنگی داشتی تو [لینک]
    sarina
     
    sarina
    ای زاده هفت پشت اصالت تفسیر تو این بود اگر از اصل نجابت لعنت به تو و ذات خرابت پایان سخن بشنو این غائله شد از نو در مکتب عشاق اگر این بود همه صبر و قرارم گر حوصله این بود وچنین پا به فرارم این گونه اگر گربه صفت بودم و حاضر به جوابم لعنت به من و عشق و بر این ذات خرابم [لینک]

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 12 ارديبهشت 1391 ساعت 0:28 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 366 بازدید
  • []

  • فقط تو نیستی که منو شکستی
    فقط تو نیستس که با هام نموندی
    تو این شبو روزای بی حیا هو
    فقط تو نیستی که منو سوزوندی

    من همیشه به هر کی دل سپردم
    ازش فقط  یه خاطره برام موند
    این همه تنها شدن و شکستن
    منو دیگه از هر چی عشقه ترسوند

    فقط تو نیستی که شبونه رفتی
    فقط تو نیستی که دروغ می گفتی
    نمی دونم شاید یه روز که دور نیست
    تو هم به حال و روز من بیوفتی

    انگار که سر نوشت من همینه
    من از تو هیچ گلایه ای ندارم
    حتما خودم مقصرم عزیزم
    یه عمریه همیشه بی قرارم

    من همیشه به هر کی دل سپردم
    ازش فقط  یه خاطره برام موند
    این همه تنها شدن و شکستن
    منو دیگه از هر چی عشقه ترسوند


    فقط تو نیستی که شبونه رفتی
    فقط تو نیستی که دروغ می گفتی
    نمی دونم شاید یه روز که دور نیست
    تو هم به حال و روز من بیوفتی (2)

    من همیشه به هر کی دل سپردم
    ازش فقط  یه خاطره برام موند
    این همه تنها شدن و شکستن
    منو دیگه از هر چی عشقه ترسوند

     


    فقط تو نیستی که شبونه رفتی
    فقط تو نیستی که دروغ می گفتی
    نمی دونم شاید یه روز که دور نیست
    تو هم به حال و روز من بیوفتی


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 11 ارديبهشت 1391 ساعت 23:34 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 423 بازدید
  • []

  • بیشتر از آنچه تصور کنی خیانت دیده ام و بیشتر از آنچه باور کنی قلبم را شکسته اند اما تو نه خیانت کردی و نه قلبم را شکستی تو جگرم را آتش زدی زبانم می گوید زبانم می گوید به امید روزی که روزگارت سیاه تر از پر کلاغ تیره تر از غروب و غمگین تر از دم جدایی باشد اما دلم میگوید به امید روزی که آشیانت بالاتر از آشیان عقاب ، چشم انداز نگاهت زیباتر از بهشت بر لبانت لبخند و صد هزار پری کنیزت باشند تو که تازه رسیدی از گرد راه تو که تازه به دل ما رسیدی تو چه جوری ما رو دیونه دیدی توچه جور نقشه برامون کشیدی . عمریه عمریه که عاشق خدایی این دل ما آخر خط و باز فدایی این دل ما تو یکی بیا و از پشت دیگه خنجرش نزن ذالفقار عشقت ُ تویکی بر سرم نزن دل مارو به خزونه تو با عشقت دیگه پرپرش نکن بیچاره خوش باورو ساده وپاک دل ما واسه یک ذره وفا عمری هلاک دل ما بیا باما تو یکی از ته دل یار بشو راستی راستی بیا با ما عمری گرفتار بشو تو که تاره رسیدی از گرد راه تو که تازه به دل ما رسیدی تو چه جوری مارو دیونه دیدی تو چه جور نقشه برامون کشیدی نکنه هوس گریبون دلت رو بگیره نکنه تا جون گرفت دوباره این دل بمیره نکنه اشک مارو تو هم بخوای دربیاری نکنه حوصله مونو تو بخوای سر بیاری ما دیگه خسته شدیم حوصله ی حرفای پوچُ نداریم ما دیگه خسته شدیم طاقت کوچ ُ نداریم یه باری از دوشم بگیر مشکل رو مشکلم نذار نکنه اشک مارو تو هم بخوای دربیاری نکنه حوصله مون ُ تو بخوای سر بیاری ما دیگه خسته شدیم حوصله ی حرفای پوچ ُ نداریم ما دیگه خسته شدیم طاقت پوچُ نداریم سر به سرم بذار ولی سر به سر دلم نذار ما دیگه خسته شدیم حوصله ی حرفای پوچ ُ نداریم ما دیگه خسته شدیم طاقت کوچ ُ نداریم تو یکی بیا باما از ته دل یار بشو راستی راستی بیا با ما عمری گرفتار بشو... ای زاده ی هفت پشت اصالت در مکتب عشاق اگر این بود جوابت لعنت به تو و ذات خرابت ای شناگر قابل تو آب نمی دیدی بازیچه شب گردان مهتاب نمی دیدی ای زاده ی هفت پشت اصالت تفسیر تو این بود اگر از اصل نجابت لعنت به تو و ذات خرابت اینک تو و این مرداب اینک تو و این مهتاب بیداری اگر این است رفتیم دگر در خواب ای کرم بدن شب تاب به به چه قشنگی تو در این نقش بر آبت لعنت به تو و ذات خرابت رفتیم و از این رفتن بسیار تو را بخشید آزادی و قلب تو بر رفتن ما خندید آن تازه رس نوبر گر حال مرا پرسید گو شکر خدا گفتم و راضی ز ثوابت لعنت به تو و ذات خرابت بر اصل و نسب بالی ای اصل و نسب عالی ای کاش نبینی تو آن روز که پامالی ای عاشق پوشالی اینک تو و جولانگه مستان شرابت لعنت به تو و ذات خرابت ای عاشق پوشالی گفتم که گلی افسوس پا تا به سرت خاره ای بی خبر و مدهوش این مستی پیروزی چند است و نه بسیاره سقای هزار تشنه ی آواره سیراب شدند جملگی از آب سرابت لعنت به تو و ذات خرابت در آیینه ات بنگر حیوان صفتی بینی حاشا مکن این باور این دست تو نیست اینی این است ترازوی عدالت تو پادشه مکر و رضالت ارزانی آن تازه رس خوش قد و قامت تو پیش کش و قصه ی ما هم به سلامت ای زاده هفت پشت اصالت تفسیر تو این بود اگر از اصل نجابت لعنت به تو و ذات خرابت پایان سخن بشنو این غائله شد از نو در مکتب عشاق اگر این بود همه صبر و قرارم گر حوصله این بود وچنین پا به فرارم این گونه اگر گربه صفت بودم و حاضر به جوابم لعنت به من و عشق و بر این ذات خرابم اینک تو و این مرداب اینک تو و این مهتاب بیداری اگر این است رفتیم دگر در خواب ای کرم بدن شب تاب به به چه قشنگی تو در این نقش بر آبت لعنت به تو و ذات خرابت لعنت به تو و ذات خرابت مرحبا چه قلب سنگی داشتی تو چه دل شهر فرنگی داشتی تو مرحبا به این همه عشق و وفا چه دل زبر و زرنگی داشتی تو

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 11 ارديبهشت 1391 ساعت 22:36 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 696 بازدید
  • []

  • ایجاد وبلاگ رایگان در سیستم وبلاگ دهی بلاگسازان با قابلیت بهینه سازی هر وبلاگ در گوگل

    blogsazan.com

    پس از ثبت وبلاگ در سرویس فوق با خدماتی که سرویس دهنده بلاگسازان به وبلاگ شما ارائه میدهد میتوانید براحتی وبلاگ خود را در گوگل ارتقاء دهید ، برخی از این خدمات شامل موارد زیر می باشد که گزینه  مورد نطر ما جهت ارتقاء وبلاگ،همان مورد آخر یعنی ارسال مقالات بهینه سازی وبلاگ و راهنمای جهش وبلاگ کاربران بلاگسازان در موتور جستجوی گوگل می باشد

      وبلاگ نویسی پیامکی
      گالری اختصاصی عکس
      نظرسنجی چند گزینه ای
      قرارگیری هر وبلاگ در دایرکتوری ثبت لینک
      امکان پشتیبان گیری از وبلاگ
      خبرنامه وبلاگ
      مدیریت جعبه پیام
      ثبت وبلاگ در جستجوگر ها
      ارسال مطالب به آینده
      چینش دلخواه پیوندهای روزانه
      شمارش تعداد کلیک های پیوندهای روزانه
      ارسال مقالات بهینه سازی وبلاگ

    برخی از عناوین مقالات بهینه سازی سایت در گوگل شامل مقالات زیر میباشد که در وبلاگ مقالات آموزشی قابل مشاهده است :

    • تشخیص قدرت دامنه (سایت- وبلاگ)
    • الگوریتم جدید پنگوئن ۴ گوگل
    • 12 کلید طلائی سئو در افزایش سرچ وبلاگ از گوگل
    • رتبه بندی صفحات وب در موتورهای جستجوگر
    • مجموعه مقالات وبلاگ نویسی
    • آموزش سئو و افزایش بازدید وبلاگ !
    • بلاگنامه !
    • نام سایت یا وبلاگ خود را چگونه انتخاب کنم؟
    • بهترین منبع مقالات فارسی کجاست؟
    • درباره جستجو گر قدرتمند گوگل
    • ثبت دستی وبلاگ در گوگل

    ایجاد وبلاگ رایگان در سیستم بلاگ دهی بلاگ سازان با قابلیت بهینه سازی هر وبلاگ در گوگل

    وبلاگ بسازید و با استفاده از مقالات بهینه سازی وبلاگ ،وبلاگ خود رادر گوگل ارتقاء دهید

    • ایجاد وبلاگ رایگان در گوگل
    • ساخت وبلاگ در گوگل
    • ایجاد و ساخت وبلاگ رایگان در گوگل
    • ساخت وبلاگ با امکانات سئو در گوگل

      
     

    برچسب‌ها: ,
    نوشته شده در سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت 16:23 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | بازدید