درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها
@blogsazan

دسته بندي ها

جستجو

گفتم : خسته ام
گفت:* لا تقنطوا من رحمة الله *
"از رحمت خدا نا اميد نشويد ."(زمر/53)

گفتم:انگار مرا فراموش كرده اي ؟
گفت:* فاذ كروني اذكركم*
" مرا ياد كنير تا شما را ياد كنم."(بقرة/152)

گفتم: تا كي بايد صبر كرد؟
گفت:*وما يدريك لعل الساعة تكون قريبآ*
"تو چه مي داني ! شايد موعدش نزديك باشد"(احزاب/63)

گفتم: تو بزرگي ونزديكيت براي من كوچك خيلي دوره! تا ان موقع چكار كنم؟
گفت:*و اتبع  ما يوحي اليك واصبر حتي يحكم الله*
" كارهايي را كه به گفتم انجام بده وصبر كن تا خحدا خودش حكم كند.(يونس/109)

گفتم: تو خدايي وصبور ! من بنده ات هستم وظرف صبرم كوچك است...يك اشاره كني تمامه!
گفت"*عسي ان تحبوا شيئآ وهو شرّ لكم*
"شايد چيزي كه تو دوست داري به صلاحت نباشد!."(بقرة/216)

گفتم: انا عبدك الذليل الضعيف...اصلآچطور دلت مياد؟
گفت:* ان الله باالناس لرئوف الرحيم*
" خدا نسبت به همه ي مردم مهربان است"

گفتم: دلم گرفته
گفت: * بفضل الله و برحمته فبذلك فليفرحوا*
" (مردم به چي دلخوش كردن؟) بايد به فضل ورحمت خدا شاد باشند)"(يونس/58)

گفتم: اصلآ  بي خيال! توكلت علي الله
گفت:* ان الله يحب المتوكلين*
"خدا آنهايي را كه توكل مي كنند دوست دارد."(آل عمران /159)

گفتم: خييلي چاكريم ! ولي اين بار  انگار گفتي ك حواست رو خوب جمع كن يادت باشه:
گفت:* و من الناس  من يعبد الله علي حرف فان اصابه خير اطمان به و ران اصابته فتنة انقلب علي وجهه خسر الدنيا و الآخرة*
" بعضي از مردم خدا را فقط به زبان عبادت مي كنند. اگر خيري به آنها برسد امن آ رامش پيدا مي كنند واگر بلايي سرشان بيايد تا امتحان شوند رو گردان مي شوند . به خودشان در دنيا وآخرت ضرر مي رسانند."(حج/11)

گفتم:چقدر احساس تنهايي مي كنم
گفت:*فاني قريب*
" من كه نزديكم"(بقره/186)

گفتم: تو هميشه نزديكي من دورم كاش مي شد به تو نزديك شوم
گفت: واذكر ربك في نفسك تضرعآ وخيفة و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال *
"هر صبح وعصر پروردگارت را پيش خودت با تضرع و خوف و با صداي آهسته ياد كن"(اعراف/؟؟؟)

نا خواسته گفتم: الهي وربي من لي غيرك
گفت:* اليس الله بكاف عبده*
"خدا براي بنده اش كافيست"(زمر/؟؟)

گفتم در برابر اين هنه مهربانيت چه كنم؟
گفت:*يا ايها الذين آمنوا اذكرو الله ذكرآ كثيرآ و سبحوه بكرة واصيلآ هو الذي يصلي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمت الي النور و كان بالمومنين رحيمآ*
"اي مومنين! خدا را زياد ياد كنيد و صبح وشب تسبيحش كنيد او كسي است كه خودش و فرشته هايش برشما درود مي فرستند تا شما را از تايكيها به سوي نور بيرون برند خدا نسبت به مومنين مهربان است."(احزاب/؟-؟)

گفتم:غير از تو كسي را ندارم
گفت: *نحن اقرب اليه من حبل الوريد*
"از رگ گردن به انسان نزديكترم."(ق/16)

گفتم: ...
گفت: ...

برچسب‌ها:
نوشته شده در دوشنبه 21 فروردين 1391 ساعت 14:01 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده نجوا،دل نوشته | 307 بازدید
  • []

  • اي خداي من.اي آفريدگار من .اي همه ي هستيم

    بر من اين نعمت را ارزاني دار كه:

          بيشتر در پي تسلا دادن باشم تا تسلي يافتن

          بيشتر در پي فهميدن باشم تا فهميده شدن

           بيشتر پي دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن

                                             زيرا در بخشيدن است كه مي يابيم

                                                    و در عفو كردن است كه بخشيده مي شويم

                                                                    و در مردن است كه حيات جاويد مي يابيم

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 21 فروردين 1391 ساعت 13:57 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده مناجات ها | 344 بازدید
  • []

  • الهي به كرم و دانش خود به من نيرو و شجاعتي هديه كن كه توانايي هر آنچه را كه تغيير پذير است داشته باشم و علم و دانشي براي فرق گذاشتن بين چيزهايي كه تغييرپذير و چيزهايي كه غير قابل تغييرند و بايد آنها را به همان شكلي كه هستند پذيرفت.((يبوهر)))

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 21 فروردين 1391 ساعت 8:14 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده مناجات ها | 331 بازدید
  • []

  • این  قـافـله  عـمر  عجب می گذرد

    دریاب دمی که با  طرب  می گذرد

    ساقی غم فردای حریفان چه خوری

    پیش آر  پیاله  را کـه شب می گذرد


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 21 فروردين 1391 ساعت 8:07 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار خیام نیشابوری | 460 بازدید
  • []

  • ای   بس  که  نباشیم و جهان خواهد بود

    نی  نام  ز  ما  و  نه  نشان  خواهد  بود

    زین   پیش  نبودیم   و  نبد   هیچ   خلل

    زین   پس   چو  نباشیم همان خواهد بود


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 21 فروردين 1391 ساعت 8:06 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار خیام نیشابوری | 487 بازدید
  • []

  • شادی بطلب که حاصل عمر دمی است

    هر ذره  ز خاک  کیقبادی و جمی است

    احوال جهان و اصل این عمر که هست

    خوابی  و خیالی  و فریبی  و دمی است


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 21 فروردين 1391 ساعت 8:04 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار خیام نیشابوری | 459 بازدید
  • []

  • از منزل کفر تا به  دین  یک نفس است

    وز عالم شک تا به یقین  یک نفس است

    ایـن یـک نفس عـزیز را  خـوش  مـیدار

    کز حاصل عمر ما همین یک نفس است


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 21 فروردين 1391 ساعت 8:01 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار خیام نیشابوری | 401 بازدید
  • []

  • چون عهده نمی شود  کسی  فردا را

    حـالی خوش دار  این دل پر سودا را

    می نوش به ماهتاب ای  ماه  که  ما

    بـسیار  بـــگردد  و  نــیـابد  ما  را


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 21 فروردين 1391 ساعت 7:58 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار خیام نیشابوری | 389 بازدید
  • []

  • هر چند که رنگ و روی زیباست مرا

    چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

    معلوم  نشد   که  در  طربخانه   خاک

    نقاش   ازل   بهر   چه  آراست   مرا


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 21 فروردين 1391 ساعت 7:56 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار خیام نیشابوری | 400 بازدید
  • []

  •  

    منم زیبا

     


    که زیبا بنده ام را دوست میدارم


    تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

     

    ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد


    رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود


    تو غیر از من چه میجویی؟


    تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟


    تو راه بندگی طی کن عزیزا من خدایی خوب میدانم


    تو دعوت کن مرا با خود به اشکی .یا خدایی میهمانم کن


    که من چشمان اشک الوده ات را دوست میدارم


    طلب کن خالق خود را.بجو مارا تو خواهی یافت


    که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که


    وصل عاشق و معشوق هم،اهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

     

    تویی زیباتر از خورشید زیبایم.تویی والاترین مهمان دنیایم.


    که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت


    وقتی تو را من افریدم بر خودم احسنت میگفتم


    مگر ایا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟


    هزاران توبه ات را گرچه بشکستی.ببینم من تورا از درگهم راندم؟

     

    که میترساندت از من؟رها کن ان خدای دور

     

    آن نامهربان معبود.آن مخلوق خود را

     

    این منم پروردگار مهربانت.خالقت.اینک صدایم کن مرا.با قطره اشکی

     

    به پیش اور دو دست خالی خودرا. با زبان بسته ات کاری ندارم

     

    لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

     

    غریب این زمین خاکی ام.آیا عزیزم حاجتی داری؟

     

    بگو جز من کس دیگر نمیفهمد.به نجوایی صدایم کن.بدان اغوش من باز است

     

    قسم بر عاشقان پاک با ایمان

     

    قسم بر اسبهای خسته در میدان

     

    تو را در بهترین اوقات اوردم

     

    قسم بر عصر روشن ، تکیه کن بر من

     

    قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

     

    قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

     

    برای درک اغوشم,شروع کن,یک قدم با تو

     

    تمام گامهای مانده اش با من

     

    تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

     

    ترا در بیکران دنیای تنهایان.رهایت من نخواهم کرد


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 20 فروردين 1391 ساعت 11:27 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | 323 بازدید
  • []

  • الهی! تو آنی كه از احاطت اوهام بیرونی، و از ادراك عقل مصونی، نه مُدرَك عیونی، كارساز هر مفتونی، و شادساز هر محزونی، در حكم، بی‌چرا، و در ذات بی‌چند، و در صفات بی‌چونی.
    الهی! در جلال، رحمانی، در كمال، سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مكانی، نه كسی به تو ماند، و نه به كسی مانی، پیداست كه در میان جانی، بلكه جان زنده به چیزی است كه تو آنی.
    الهی! یكتای بی‌همتایی، قیّوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفّایی، از شریك مبرّایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزّز به تاج كبریایی، مسندنشین استغنایی، به تو رسد ملك خدایی.
    الهی! نام تو، ما را جواز، مهر تو، ما را جهاز، شناخت تو، ما را امان، لطف تو، ما را عیان.
    الهی! ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مؤمنان را گواهی، چه عزیز است آن كس كه تو خواهی.
    یا ربّ دل پاك و جانِ‌ آگاهم ده آه شب و گریه سحرگاهم ده
    در راه خود اول زخودم بی‌خود كن بی‌خود چو شدم زخود به خود راهم ده
    الهی! از نزدیك نشانت می‌دهند و برتر از آنی، و دورت پندارند و نزدیكتر از جانی، تو آنی كه خود گفتی، و چنان كه خود گفتی، آنی، موجود نفسهای جوانمردانی، حاضر دلهای ذاكرانی.
    الهی! جز از شناخت تو، شادی نیست، و جز از یافت تو، زندگانی نه، زنده بی‌تو، چون مرده زندانی است، و زنده به تو، زنده جاویدانی است.
    الهی! فضل تو را كران نیست، و شكر تو را، زبان.
    من بی‌تو دمی قرار نتوانم كرد احسان تو را شمار نتوانم كرد
    گر بر تن من زبان شود هر مویی یك شكر تو از هزار نتوانم كرد
    الهی! گرفتار آن دردم، كه تو داروی آنی، بنده آن ثنایم كه تو سزاوار آنی، من در تو، چه دانم؟ تو دانی. تو آنی كه مصطفی گفت، من ثنای تو را نتوانم شمرد آن گونه كه تو خود بر نفس خویش ثنا گفتی.
    الهی! جمال تو راست، باقی زشتند، و زاهدان مزدوران بهشتند!
    در دوزخ اگر وصل تو در چنگ آید از حال بهشتیان مرا ننگ آید
    ور بی‌تو به صحرای بهشتم خوانند صحرای بهشت بر دلم تنگ آید
    الهی! با تو آشنا شدم، از خلایق جدا شدم و در جهان شیدا
    [1] شدم، نهان بودم؛ پیدا شدم.
    الهی! چون آتش فراق داشتی، دوزخ پرآتش از چه افراشتی.
    [2]
    الهی! هر كه تو را شناخت، هر چه غیر تو بود بینداخت.
    هر كس كه ترا شناخت جان را چه كند فرزند و عیال و خانمان را چه كند
    دیوانه كنی هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هر دو جهان را چه كند
    الهی! از كشته تو، بوی خون نیاید، و از سوخته تو، بوی دود؛ چرا كه سوخته تو، به سوختن شاد است و كشته تو، به كشتن خشنود.
    الهی! دلی ده، كه در آن آتش هوی نبود، و سینه‌ای ده، كه در آن رزق
    [3] و ریا نبود.
    الهی! اگر یك بار گویی بنده من، از عرش بگذرد خنده من.
    الهی! بر هر كه داغ محبّتِ خود نهادی، خِرمن وجودش را به باد نیستی در دادی.
    الهی! من كیستم كه تو را خواهم، چون از قیمت خود آگاهم، از هر چه می‌پندارم كمترم، و از هر دمی كه می‌شمارم بدترم.
    الهی! فراق، كوه را هامون
    [4] كند، هامون را جیحون كند، جیحون را پر خون كند. دانی كه با این دل ضعیف، چون كند؟
    الهی! اگر مستم و اگر دیوانه‌ام، از مقیمان این آستانه‌ام، آشنایی با خود ده كه از كائنات بیگانه‌ام.
    الهی! در سرْ آب دارم، در دلْ آتش، در ظاهرْ ناز دارم، در باطنْ خواهش، در دریایی نشستم كه آن را كران نیست. به جان من، دردی است كه آن را درمان نیست، دیده من بر چیزی آید كه وصف آن بر زبان نیست!
    پیوسته دلم دم از رضای تو زند جان در تن من نفس برای تو زند
    گر بر سر خاك من گیاهی روید از هر برگی بوی وفای تو زند
    الهی! اگر خامم، پخته‌ام كن، و اگر پخته‌ام، سوخته‌ام كن.
    الهی! مكش این چراغ افروخته را، و مسوزان این دل سوخته را، و مَدَر این پرده دوخته را، و مران این بنده آموخته را.
    الهی از آن خوان كه از بهر خاصان نهادی، نصیب من بینوا كو
    اگر می‌فروشی، بهایش كه داده و گر بی‌بها می‌دهی بخش ما كو؟
    تو لاله سرخ و لؤلؤ مكنونی من مجنونم، تو لیلیّ مجنونی
    تو مشتریان بابضاعت داری با مشتریان بی‌بضاعت چونی؟
    ای كریمی كه بخشنده عطایی، و ای حكیمی كه پوشنده خطایی، و ای صمدی كه از ادراك ما جدایی، و ای احدی كه در ذات و صفات بی‌همتایی، و ای قادری كه خدایی را سزایی، و ای خالقی كه گمراهان را، راهنمایی. جان ما را، صفای خود ده، و دل ما را، هوای خود ده، و چشم ما را، ضیای خود ده، و ما را از فضل و كرم خود آن ده، كه آن به.
    این بنده چه داند كه چه می‌باید جُست داننده تویی هر آنچه دانی آن ده
    الهی! فرمودی كه در دنیا ـ بدان چشم كه در توانگران می‌نگرند ـ به درویشان و مسكینان نگرند.
    الهی! تو كرمی و واولیتری، كه در آخرت بدان چشم كه در مطیعان نگری، در عاصیان نگری.
    الهی! آفریدی رایگان، و روزی دادی رایگان؛ بیامرز رایگان، كه تو خدایی نه بازرگان.
    من بنده عاصیم رضای تو كجاست تاریك دلم نور و ضیای تو كجاست
    ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی آن بیع بود، لطف و عطای تو كجاست
    الهی! آنچه تو كِشتی، آب ده، و آنچه عبدالله كشت، بر آب ده.
    الهی! مگوی كه چه آورده‌اید كه درویشانیم، و مپرس كه چه كرده‌اید كه رسوایانیم.
    الهی! ترسانم از بدی خود؛ بیامرز مرا به خوبی خود.
    الهی! اگر عبدالله را نمی‌نگری، خود را نگر، و آبروی من پیش دشمن مبر.
    الهی! عَلَمی كه افراشتی، نگونسار مكن، و چون در اخر عفو خواهی كرد، در اول شرمسار مكن.
    الهی! همه از تو ترسند، و عبدالله از خود، زیرا كه از تو همه نیكی آید و از عبدالله بدی.
    الهی! گر پرسی، حجّت نداریم، و اگر بسنجی، بضاعت نداریم، و اگر بسوزی طاقت نداریم.
    الهی! اگر تو مرا به جرم من بگیری، من تو را به كرم تو بگیرم، و كرم تو از جرم من بیش است.
    الهی! اگر دوستی نكردم، دشمنی هم نكردم، اگر بر گناه مصرّم، اما بر یگانگی تو مُقرّم.
    الهی! اگر توبه، بی‌گناهی است، پس تائب كیست؟ و اگر پشیمانی است، پس عاصی كیست؟
    الهی! از پیش خطر و از پس راهم نیست؛ دستم گیر كه جز تو پناهم نیست.
    الهی! گهی به خود نگرم، گویم از من زارتر كیست؟ گهی به تو نگرم، گویم از من بزرگوارتر كیست.
    الهی! تو ما را جاهل خواندی، از جاهل جز خطا چه آید؟ تو ما را ضعیف خواندی، از ضعیف جز خبط چه آید؟
    الهی! اگر چه بسی طاعت ندارم، اما جز تو كسی را ندارم، ای دیر خشم و زود آشتی.
    الهی! همچنان بید، به خود می‌لرزم، كه مباد آخر به جویی نیَرزَم.
    الهی! مگو چه آورده‌ای، كه رسوا شوم، و مپرس چه كرده‌ای كه روسیاه شوم.
    الهی! چون در تو نگرم، از جمله تاجدارانم و تاج بر سر، و چون بر خود نگرم، از جمله خاكسارانم و خاك بر سر.
    الهی! چون یتیم بی‌پدر گریانم، درمانده در دست خصمانم، خسته گناهم و از خویش برتاوانم، خراب عمر و مفلس روزگار، من آنم.
    الهی! از دو دعوی به زینهارم، و از هر دو، به فضل تو فریاد خواهم: از آن كه پندارم به خود چیزی دارم، یا پندارم كه بر تو حقّی دارم.
    الهی! اگر تو فضل كنی، دیگران چه داد و چه بیداد، و اگر عدل كنی، فضل دیگران چون باد.
    الهی! ما در دنیا معصیت می‌كردیم، دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین می‌شد، و دشمن تو ابلیس شاد.
    الهی! اگر فردای قیامت عقوبت كنی، باز دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین شود، و دشمن تو ابلیس شاد، دو شادی به دشمن مده، و دو اندوه بهر دل دوست مَنِه.
    الهی! مركب وا ایستاد، و قدم بفرسود، همراهان برفتند و این بیچاره را جز حیرت نیفزود.
    الهی! همه از «حیرت» به فریادند، و من از حیرت شادم! به یك «لبّیك» درب همه ناكامی بر خود بگشادم، دریغا روزگاری كه نمی‌دانستم تا لطف تو را دریازم.
    خداوندا! در آتش «حیرت» آویختم چون پروانه در چراغ، نه جان رنج طپش دیده، نه دل الم داغ.
    الهی! می‌بینی و می‌دانی، و برآوردن، می‌توانی.
    الهی! چون حاضری چه جویم، و چون ناظری چه گویم؟
    الهی! هر روز كه برمی‌آید، ناكس‌ترم، و چنان كه پیش می‌روم، واپس‌ترم!
    الهی! تو بساز كه دیگران ندانند، و تو نواز كه دیگران نتوانند.
    الهی! چون توانستم، ندانستم، و چون كه دانستم، نتوانستم.
    الهی! بیزارم از آن طاعتی كه مرا به عُجب آرد، و بنده آن معصیتم كه مرا به عذر آورد.
    الهی! دانایی ده كه از راه نیفتم، و بینایی ده كه در چاه نیفتم.
    الهی! هر كه را عقل دادی، چه ندادی؟ و هر كه را عقل ندادی، چه دادی؟!
    الهی! اگر عالم باد گیرد، چراغ مُقبل كشته نشود، و اگر همه جهان آب گیرد، ایاغ،
    [5] مُدبر شسته نشود!
    الهی! اگر به «دعا» فرمان است، قلم رفته را چه درمان است؟
    الهی! ابوجهل، از كعبه می‌آید! و ابراهیم از بتخانه! كار به عنایت بود، باقی بهانه.
    الهی! هر كه را خواهی برافتند، گویی با دوستان تو درافتد.
    الهی! «دعا» به درگاه تو لجاج است، چون دانی كه بنده به چه محتاج است.
    با صنع تو هر مورچه رازی دارد با شوق تو هر سوخته نازی دارد
    ای خالق ذوالجلال نومید مكن آن را كه به درگهت نیازی دارد.
    «والسّلام»

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 22 فروردين 1391 ساعت 14:19 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | 283 بازدید
  • []

  • یا رب به خدایی خداییت 
    وآنگه به کمال پادشاهیت
    کز عشق به غایتی رسانم
    کو ماند اگر چه من نمانم
    از چشمه عشق ده مرا نور
    وین سرمه ز چشم من مکن دور
    گر چه ز شراب عشق مستم 
    عاشق تر ازین کنم که هستم
    گویند که خود  ز عشق وا کن
    لیلی طلبی ، ز دل رها کنَ
    یا رب تو مرا به روی لیلی
    هر لحطه بده زیاده میلی
    از عمر من آنچه هست بر جای
    بستان و به عمر لیلی افزای

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در شنبه 19 فروردين 1391 ساعت 18:38 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار نظامی | 357 بازدید
  • []

  • نه تو می مانی و نه اندوه

    و نه هیچیک از مردم این آبادی...

    به حباب نگران لب یک رود قسم

    و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت

    غصه هم می گذرد

    آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند

    لحظه ها عریانند

    به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در شنبه 19 فروردين 1391 ساعت 18:39 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سهراب سپهری | 331 بازدید
  • []

  • اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خداهست

    او جانشین همه ی نداشتن هاست

    نفرین و آفرین ها بی ثمر است

    اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم ببارد،تو مهربان جاودان آسیب ناپذیر من هستی

     

    ای پناهگاه ابدی!تو می توانی جانشین همه ی بی پناهی ها شوی.

     


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در شنبه 19 فروردين 1391 ساعت 11:58 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | 305 بازدید
  • []

  • بدان که سحر دنیا آن است که خویشتن را به تو نماید چنان که تو پنداری که وی خود ساکن است وبا تو قرار گرفته در حالی که وی از تو بردوام گریزان است ولیکن به تدریج و ذره ذره حرکت می کند.ومثل وی چون سایه ای است که در وی نگری:ساکن نماید٬و وی بر دوام همی رود.و معلوم است که عمر تو چنین است:بر دوام می رود٬وبه تدریج هر لحظه کمتر می شود . و آن دنیاست که از تو می گریزد و ترا وداع می کند٬و تو از آن بی خبر!

    و در جای دیگر می نویسد:

    و حضرت عیسی می گوید:مثل جوینده ی دنیا چون مثل خورنده ی دنیاست:هرچند بیش خورد تشنه تر می شود٬و می خورد تا هلاک شود و هر گز تشنگی برطرف نشود.

    و رسول اکرم می گوید:همچنان که روا مباشد کسی در آب رود و تر نگردد٬روا مباشد که کسی در کار دنیا وارد شود و آلوده نگردد.


     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در شنبه 19 فروردين 1391 ساعت 18:38 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده مطالب کیمیای سعادت | 355 بازدید
  • []


  • عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

    https://telegram.me/joinchat/B8q8vzwnYB4mW6fmdsLong

     

    اشعار سعدی،اشعار حافظ
    پنجره ای به سوی برگزیده ها،برگزیده اشعار و مطالب عرفانی،اشعار عاشقانه،شعر کوتاه،اشعار سعدی شیرازی،اشعار حافظ ،اشعار مولانا و شعرای نامی tab.blogsazan.com

    کانال تلگرامی (( گالری طاووس )) خرید عطرخرید لباس مجلسی

    خرید لباس هندی در گالری طاووس

    • گالری طاووس دارنده نماد اعتماد الکترونیکی
    • جهت مشاهده نمونه های بیشتر به کانال تلگرام مراجعه کنید
    • آیدی کانال : @taawoos


    https://telegram.me/taawoos


     

        فروش عطرهای برتر با ماندگاری بالا در فروشگاه اینترنتی عطر پرشین فیوم.

     www.persianfume.ir

     خرید عطر و ادکلن،خرید عطر مردانه،خرید عطر زنانه  با برترین برند های روز دنیا در فروشگاه عطر پرشین فیوم

    مطالعه آخرین مقالات و اخبار دنیای عطر ،تاریخچه عطر،انواع عطر،عطرهای محبوب در فروشگاه عطر پرشین فیوم

    عطر و ادکلن مردانه و زنانه اصل / جدیدترین عطر و ادکلن های زنانه و مردانه برند و اورجینال و … عطر و ادکلن پرشین فیوم /قیمت عطر / خرید عطر / فروش عطر / جدیدترین عطر و ادکلن ها.

    عطرها از 78 الی 95 درصد الکل طبیعی به علاوه اسانس های روغنی ساخته می شوند.اینکه در هر عطری میزان اسانس روغنی به کار رفته چقدر باشد، اسامی مختلفی به عطرها می دهد که خوب است شما هم با آنها آشنا شوید تا موقع خرید انتخاب دقیق تری داشته باشید.

    انواع عطر

    * پرفیوم ها: پرفیوم ها بهترین و با دوام ترین نوع رایح ها با 22 درصد اسانس روغنی هستند.

    * ادو پرفیوم ها: بعد از پرفیوم ها، اتدوپرفیوم ها قرار می گیرند. این گروه با داشتن 15 الی 22 درصد روغن معطر رتبه دوم را به دست می آورند.

    * ادوتویلت ها: این دسته 8 تا 15 درصد اسانس روغنی دارند.

    * ادکلن ها: که برای مردان استفاده می شود تنها حدود 4 درصد روغن دارند.

    * اوفرش ها: اما رقیق ترین عطرها اصطلاحا ادوفرش نامیده می شوند که 3 درصد اسانس روغنی دارند و به کار آنهایی می آیند که دلشان می خواهد عطرشان بسیار ضعیف و ملایم باشد. هر چقدر میزان اسانس روغنی یک عطر بیشتر باشد قیمتش هم بیشتر و ماندگاری اش زیادتر خواهد بود. برای همین با توجچه به استفاده ای که از عطرتان می کنید یکی از دسته های بالا را انتخاب کنید. معمولا برای مهمانی ها دسته اول و دوم گزینه های بسیار مناسبی هستند، به خصوص آنهایی که دوست ندارند عطرشان را به همراه شان ببرند و مجددا تجدیدش کنند. برای استفاده های روزمره و محیط های کاری، از ادوتویلت ها و ادوفرش ها استفاده کنید که رایحه های رقیق و ملایمی دارند. امروزه ادوپرفیوم ها و ادوتویلت ها، بیشترین تولید خودشان را دارند. چون آدم های امروزی بیشتر از هر چیزی خواستار ماندگاری هستند و هر دو این موارد ماندگاری نسبتا بالایی دارند.

    ایجاد وبلاگ رایگان در سیستم بلاگ دهی بلاگ سازان با قابلیت بهینه سازی هر وبلاگ در گوگل،سیستم وبلاگ دهی بلاگسازان،ایجاد وبلاگ تحت سئو

     

     

     وبلاگ بسازید و با استفاده از مقالات بهینه سازی وبلاگ ،وبلاگ خود را در گوگل ارتقاء دهید

    برچسب‌ها: ,
    نوشته شده در يکشنبه 1 اسفند 1395 ساعت 15:19 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | بازدید


  • سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ | آژانس هواپیمایی | پایه چراغ | تور کيش | تور نوروز 96 | خرید انگشتر | فکس پاناسونيک | بازار فرش کاشان | اشعار | کانال تلگرام | تور استانبول | طراحی فروشگاه اینترنتی | خبر شیراز | شهر سفر | بانک اخبار | طراحی وبسایت | مدل لباس | فروشگاه کتاب 3630 | خرید لباس هندی | محصولات چرمي خاطره | فرش کاشان | طراحي سايت | بانک شهر | خريد بليط هواپيما | وکیل | درج آگهی | سايت صنعت ايران | فروش آنلاین فرش
    X
    تبليغات