درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو

سناریوهای زیر تلاش می‌کنند که شخصیت عشقی شما را توضیح دهند…
۱- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب می‌کنید؟

الف : خرگوش
ب : گوسفند
پ : گوزن
ت : اسب
۲- به آفریقا رفته‌اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله‌ها، آنها اصرار می‌کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف : میمون
ب : شیر
پ : مار
ت : زرافه
۳- فرض کنید خطای بزرگی انجام داده‌اید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف : سگ
ب : گربه
پ : اسب
ت : مار
۴- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟
الف : شیر
ب : مار
پ : تمساح
ت : کوسه
۵- یک روز، با حیوانی برخورد می‌کنید که می‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان می‌خواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟
الف : گوسفند
ب : اسب
پ : خرگوش
ت : پرنده
۶- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟
الف : انسان
ب : خوک
پ : گاو
ت : پرنده
۷- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست‌آموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب می‌کردید؟
الف : دایناسور
ب : ببر
پ : خرس قطبی
ت : پلنگ
۸- اگر قرار بود برای ۵ دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می‌آمدید، کدامیک را انتخاب می‌کردید؟
الف : شیر
ب : گربه
پ : اسب
ت : کبوتر
تحلیل:
۱- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدمهایی جذابیت و کشش دارید.
الف: خرگوش– کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند، به سردی یخ در ظاهر اما به گرمی آتش در باطن
ب: گوسفند– مطیع و گرم
پ: گوزن– زیبا و آداب دان
ت: اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری، بی‌بند و بار و آزاد هستند.
۲- در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است.
الف: میمون – مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید.
ب: شیر- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد.
پ: مار- دمدمی مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد
ت: زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند.
۳- دلتان می‌خواهد معشوقتان چه عقیده‌ای در باره شما داشته باشد.
الف: سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم
ب: گربه- شیک و زیبا
پ: اسب- خوش بین
ت: مار- انعطاف‌پذیر
۴- چه اتفاقی باعث می‌شود که شما رابطه‌تان را قطع کنید/ از چه خصوصیتی بیش از همه نفرت دارید.
الف: شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن
ب: مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمی‌دانید چگونه او را خوشحال کنید.
پ: تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل
ت: کوسه- ناامن
۵- دوست دارید چه نوع رابطه‌ای با او برقرار سازید.
الف: گوسفند- سنتی، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه می‌خواهید، ارتباط برقرار کردن از طریق قلب‌ها.
ب: اسب- هر دو بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ چیز مخفی در میان نباشد.
پ: خرگوش- رابطه‌ای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید.
ت: پرنده- رابطه‌ای پایدار و طولانی و بالنده
۶- آیا به او خیانت می کنید.
الف: انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام می‌گذارید، پس از ازدواج هیچ کار خلافی نمی‌کنید.
ب: خوک- نمی‌توانید در مقابل تمایلاتتان مقاومت کنید، به احتمال زیاد خیانت می‌کنید.
پ: گاو- خیلی سعی می‌کنید که چنین کاری نکنید.
ت: پرنده- شما هرگز نمی‌توانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعاً برای ازدواج مناسب نیستید و نمی‌خواهید تعهدی بپذیرید.
۷- درباره ازدواج چه فکر می‌کنید.
الف: دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر می‌کنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.
ب: ببر- شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر می‌کنید. پس از آن که ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار باارزش و گرامی می‌دارید.
پ: خرس قطبی- شما از ازدواج می‌ترسید، فکر می‌کنید آزادیتان را از شما خواهد گرفت.
ت: پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بوده‌اید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن ندارید
۸- در این لحظه، به عشق چگونه فکر می‌کنید.
الف: شیر- شما همیشه تشنه عشقید و می‌توانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمی‌افتید.
ب: گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر می‌کنید عشق چیزی است که می‌توانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید.
پ: اسب- شما نمی‌خواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید. به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو
ت: کبوتر- شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر می‌کنید


برچسب‌ها:
نوشته شده در شنبه 9 ارديبهشت 1391 ساعت 0:02 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 463 بازدید
  • []

  • sarina
     
    sarina
    دانلود آهنگ شکست من از مسعود سعیدی (یه روزی از همین روزا میرم یه جای بی نشون، یه جا که پیدام نکنی بشی واسم بلای جون، تو میدونی دستای تو سرده بدون دست من، باید که ازینجا برم تا نبیبی شکست من، چشمای تو مونده به در با تنهایی سر میکنی ،گاهی به یاد خنده هام گونه هاتو تر میکنی، باید برم باید برم ....... [لینک]
    sarina
     
    sarina
    دانلود آهنگ خاطره از آلبوم مسعود سعیدی (آلبوم نفسگیر) خاطره هام مال تو نیست ،میبرم اونجا که دیگه جای تو نیست، ازین به بعد دیگه تو چشم من خاطره ای به هوای تو نیست، گفته بودم که یه روز میاد تو قلب من دیگه جای تو نیست،بخوای و نخوای من ازینجا میرم که جای من اینجا کنار تو نیست ،یه چیزی هست که میخوام بدونی دلم دیگه بی قرار تو نیست...... [لینک]
    sarina
     
    sarina
    دانلود آهنگ شکست من از آلبوم نفسگیر ( باید برم تنها بشی ابر چشات بباره فکر نکنم که اون دلت بی من دووم بیاره من که دیگه حوصله گذشته هامم ندارم ......... [لینک]
    sarina
     
    sarina
    دانلود آهنگ ما داریم جدا میشیم از آلبوم نفسگیر (لحظه های خوبمون هیبچ موقع تکرار نمیشه ما داریم جدا میشیم دیگه برای همیشه .... [لینک]
    sarina
     
    sarina
    دانلود آلبوم جدید و فوق العاده زیبای مسعود سعیدی به نام نفسگیر ...با حضور : محسن یگانه , مازیار فلاحی , مهرتاش سعیدی ,علی اصحابی , کوشان حداد شهاب اکبری ,مجید اصلاحی Griffin , یاحا کاشانی , سمیه کاویانی , رسول ترابی و.....دانلود كل آلبوم در یك فایل زیپ ...لینک مستقیم
    [لینک]

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در جمعه 8 ارديبهشت 1391 ساعت 19:28 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 546 بازدید
  • []

  • خاطره هام مال تو نیست ،میبرم اونجا که دیگه جای تو نیست، ازین به بعد دیگه تو چشم من خاطره ای به هوای تو نیست، گفته بودم که یه روز میاد تو قلب من دیگه جای تو نیست،قصه ما دیگه تموم شده جایی برای رویای تو نیست،بخوای و نخوای من ازینجا میرم که جای من اینجا کنار تو نیست ،یه چیزی هست که میخوام بدونی دلم دیگه بی قرار تو نیست

     آهنگ خاطره از آلبوم مسعود سعیدی (آلبوم نفسگیر)

    نوشته شده در جمعه 8 ارديبهشت 1391 ساعت 19:13 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 459 بازدید
  • []

  •  

    sarina
     
    sarina
    از گل شنیدم بوی او ،مستانه رفتم سوی او ،تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم ،غرق تمنای توام موجی ز دریای تو ام ،من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم، دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی ،چند از غم دل چون رهی فریاد بی حاصل کنم
    sarina
     
    sarina
    اول کنم اندیشه ای تا برگزینم پیشه ای، آخر به یک پیمانه می اندیشه را باطل کنم، آنرو ستانم جام را آن مایه آرام را ،تا خویشتن را لحظه ای از خویشتن غافل کنم
    sarina
     
    sarina
    در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم ،گر شکوه ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم ،در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل ،من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم
    sarina
     
    sarina
    دانلود آهنگ احساس ( یه احساسی به تو دارم،یه حس تازه و مبهم،یه جوری توی دنیامی،که تنها با تو خوشحالم ....) لینک دانلود: [لینک]
    sarina
     
    sarina
    اگه دلت گرفته اگه دلتنگی حتما دانلود کن و گوش بده لینک دانلود : [لینک]
    sarina
     
    sarina
    این روزها از میان تمام آلات موسیقی،دلم فقط شور میزند{-60-}
    sarina
     
    sarina
    خدایا من اینجا دلم سخت معجزه میخواهد و تو انگار معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مبادا !{-39-}
    sarina
     
    sarina
    زنها نمیگویند تو را دوست دارم ولی وقتی از تو پرسیدند مرا دوست داری بدان که درون آنها جای گرفته ای . . .
    sarina
     
    sarina
    هرگاه میخواهی بدانی که چقدر محبوب و غنی هستی هرکز تعداد دوستان و اطرافیانت به حساب نمی آیند فقط یک قطره اشک کافیست تا ببینی چه تعداد دست برای پاک کردن اشک های تو می آید . .
    sarina
     
    sarina
    جمله “به تو افتخار می کنم” همان قدر به مردان انرژی می دهد که جمله “دوستت دارم” به زنان . . .
    sarina
     
    sarina
    گوشم را به قلب خاك نهادم، از باران گفت و عشق خود! گوشم را به قلب آب نهادم، از سرچشمه گفت و عشق خود! گوشم را به قلب درخت نهادم ، از برگ ها گفت و عشق خود! گوشم را به قلب عشق نهادم، از آزادی برایم گفت!
    sarina
     
    sarina
    پس چه باشد عشق ! ؟ دریای عدم ،در شکسته عقل را آنجا قدم ،بندگی و سلطنت معلوم شد، زین دو پرده عاشقی مکتوم شد، کاشکی هستی زبانی داشتی تا ز هستان پرده‌ها برداشتی
    sarina
     
    sarina
    با دو عالم عشق را بیگانگی، اندرو هفتاد و دو دیوانگی ،سخت پنهانست و پیدا حیرتش، جان سلطانان جان در حسرتش ،غیر هفتاد و دو ملت کیش او، تخت شاهان تخته‌بندی پیش او ،مطرب عشق این زند وقت سماع ،بندگی بند و خداوندی صداع
    sarina
     
    sarina
    وقتی که دستای باد قفس مرغ گرفتار شکست شوق پرواز نداشت، وقتی که چلچله ها خبر فصل بهار می دادن عشق آواز نداشت، دیگه آسمون براش فرقی با قفس نداشت، شوق پرواز توی ابرا سوی جنگلای دور دیگه رفته از خیال اون پرنده صبور،اما لحظه ای رسید،لحظه پریدن و رها شدن میون بیم و امید لحظه ای که پنجره بغض دیوار شکست نقش آسمون صاف میون چشاش نشست مرغ خسته پرکشید و افق روشن دید تو هوای تازه دشت به ستاره ها رسید لحظه ای پاک و بزرگ دل به دریا زد و رفت با یه پرواز بلند تن به صحرا زد و رفت
    sarina
     
    sarina
    با عضویت در شبکه اجتماعی خاطره 50،000تومان جایزه بگیرید {-7-}خودم میدم{-7-} 13فروردین مبارک{-7-}
    صفحات: 7891011


     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ساعت 17:31 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده یک نوشته یک خاطره | 458 بازدید
  • []

  •  

    sarina
     
    sarina
    حکایت آن شخص که از ترس خویشتن را در خانه‌ای انداخت رخها زرد چون زعفران لبها کبود چون نیل دست لرزان چون برگ درخت ،صاحب خانه پرسید که خیرست چه اتفاق افتاده است؟ گفت بیرون خر می‌گیرند به سخره ،گفت مبارک خر می‌گیرند تو خر نیستی چه می‌ترسی گفت خر به جد می‌گیرند تمییز برخاسته است امروز ترسم که مرا خر گیرند [لینک]
    sarina
     
    sarina
    معشوقی از عاشق پرسید که خود را دوست‌تر داری یا مرا گفت من از خود مرده‌ام و به تو زنده‌ام از خود و از صفات خود نیست شده‌ام و به تو هست شده‌ام علم خود را فراموش کرده‌ام و از علم تو عالم شده‌ام قدرت خود را از یاد داده‌ام و از قدرت تو قادر شده‌ام اگر خود را دوست دارم ترا دوست داشته باشم و اگر ترا دوست دارم خود را دوست داشته باشم ،ادامه در لینک [لینک]
    sarina
     
    sarina
    گفت دانایی برای داستان، که درختی هست در هندوستان، هر کسی کز میوه‌ی او خورد و برد ،نی شود او پیر نی هرگز بمرد ،پادشاهی این شنید از صادقی ، بر درخت و میوه‌اش شد عاشقی / بقیه در لینک [لینک]
    sarina
     
    sarina
    باز آمدم باز آمدم .. از پیش آن یار آمدم .. در من نگر ..در من نگر .. بهر تو غمخوار آمدم .. شاد آمدم شاد آمدم .. از جمله آزاد آمدم .. چندین هزار سال شد تا من به گفتار آمدم .. آنجا روم آنجا روم .. بالا بُدم بالا روم .. بازم رهان ..بازم رهان .. کین جا به زنهار آمدم .. من مرغ لاهوتی بُدم .دیدی که ناسوتی شدم .. [لینک]
    sarina
     
    sarina
    بگذار ، كه بر شاخه اين صبح دلاويز بنشينم و از عشق سرودي بسرايم . آنگاه ، به صد شوق ، چو مرغان سبكبال ، پر گيرم ازين بام و به سوي تو بيايم ،پرواز به آنجا که نشاط است و امید است ، پرواز به آنچا که سرود است و سرور است ،من نيز چو خورشيد ، دلم زنده به عشق است . راه دل خود را نتوانم كه نپويم ، هر صبح ، در آيينه جادويي خورشيد، چون مي نگرم ، او همه من ، من همه اويم ! [لینک]
    sarina
     
    sarina
    همه می پرسند: چیست در زمزمه مبهم آب؟ چیست در همهمه دلکش برگ؟ چیست در بازی آن ابر سپید، روی این آبی آرام بلند، که ترا می برد این گونه به ژرفای خیال؟ چیست در خلوت خاموش کبوتر ها؟ چیست درکوشش بی حاصل موج؟ چیست درخنده جام؟ که تو چندین ساعت مات و مبهوت بدان می نگری؟ [لینک]
    sarina
     
    sarina
    ای وصالت آرزوی عاشقان، وی خیالت پیش روی عاشقان، هر کجا کردم نظر بالا و پست ،جلوه ای از روی زیبای تو هست، خرقه پوشان محو رخسارتواند، باده نوشان مست دیدار تواند ،حرفی از اسرار عشقم یاد ده، هم بسوزان هم مرا بر باد ده [لینک]
    sarina
     
    sarina
    امشب اگر یاری کنی، ای دیده،توفان میکنم آتش به دل می افکنم، دریا به دامان میکنم می جویمت،می جویمت، با آنکه پیدا نیستی می خواهمت،می خواهمت، هرچندپنهان میکنم،زندان صبرآموزرا درمی گشایم ناگهان پرهیز طاقت سوز را یکسر به زندان میکنم [لینک]
    sarina
     
    sarina
    از خدا غیر از خدارا خواستن ظن افزونی است, کلی کاستن. عاشقان را شادمانی و غم اوست, دستمزد و و اجرت و خدمت هم اوست. غیر معشوق ار تماشایی بود عشق نبود هرزه سودایی بود
    sarina
     
    sarina
    ما آمده ایم كه زندگی كنیم تا قیمت پیدا كنیم، نه به هر قیمتی زندگی كنیم.
    sarina
     
    sarina
    فردا یك راز است ، نگرانش نباش. دیروز یك خاطره بود حسرتش را نخور. امروز یك هدیه است ، قدرش را بدان
    sarina
     
    sarina
    اگر توانستی قلبم را بدون لمس تنم از آن خود کنی... ..... تمام وجودم ارزانی تو باد...
    sarina
     
    sarina
    من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست ،بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست نیست، من که میدانم اجل ، ناخوانده و بی دادگر سرزده می اید و راه فراری نیست نیست ،پس چرا ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟ پس چرا عاشق نباشم ؟
    sarina
     
    sarina
    من که می دانم شبی ، عمرم به پایان می رسد نوبت خاموشیِ من ، سهل و آسان می رسد من که می دانم که تا ، سرگرم بزم هستی ام مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد پس چرا ، پس چرا عاشق نباشم ، پس چرا عاشق نباشم
    sarina
     
    sarina
    آزاد شو از بند خویش، زنجیر را باور نکن اکنون زمان زندگی است، تأخیر را باور نکن حرف از هیاهو کم بزن از آشتی‌ها دم بزن از دشمنی پرهیز کن، شمشیر را باور نکن خود را ضعیف و کم ندان، تنها در این عالم ندان تو شاه‌کار خالقی، تحقیر را باور نکن
    صفحات: 7891011


     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ساعت 17:31 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده یک نوشته یک خاطره | 443 بازدید
  • []

  •  

    sarina
     
    sarina
    به انسان تندرستی و ثروت بدهید ، او هر دو را در جستحوی سعادت از دست خواهد داد . پوشه
    sarina
     
    sarina
    هیچ دوستی بهتر از تنهایی ، برای اهل اندیشه نیست . اُرد بزرگ
    sarina
     
    sarina
    آنکس که زورمند و قوی است ، می تواند با مشت توانای خود دهان ضعیفی را در هم بشکند در حالیکه باید بداند که مشت درشت تری هم در آستین قویتری پنهان است . پوشه
    sarina
     
    sarina
    به نظر من ما روزی خواهیم مرد که نخواهیم و نتوانیم از زیبایی لذت ببریم و در صدد نباشیم آن را دوست بداریم . آندره ژید
    sarina
     
    sarina
    وضع و حال مردمان تنگ فکر به وضع و حال بطریهای تنگ دهن می ماند ، هرچه کمتر در خود داشته باشند با سر و صدای بیشتری آن را به خارج می ریزند . پوپ
    sarina
     
    sarina
    ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم . شوپنهاور
    sarina
     
    sarina
    پیوسته باید مواظب سه چیز باشیم . وقتی تنها هستیم مواظب افکار خود ، وقتی با خانواده هستیم مراقب اخلاق خود و وقتی که در جامعه می باشیم مواظب زبان خود . مادام داستال
    sarina
     
    sarina
    یا رب به خدایی خداییت ،وآنگه به کمال پادشاهیت ،کز عشق به غایتی رسانم ،کو ماند اگر چه من نمانم ،از چشمه عشق ده مرا نور، وین سرمه ز چشم من مکن دور ،گر چه ز شراب عشق مستم ،عاشق تر ازین کنم که هستم، گویند که خود ز عشق وا کن ،لیلی طلبی ، ز دل رها کن ،یا رب تو مرا به روی لیلی هر لحطه بده زیاده میلی از عمر من آنچه هست بر جای بستان و به عمر لیلی افزای
    sarina
     
    sarina
    نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می گذرد آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز
    sarina
     
    sarina
    اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خداهست، او جانشین همه ی نداشتن هاست، نفرین و آفرین ها بی ثمر است ،اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم ببارد،تو مهربان جاودان آسیب ناپذیر من هستی، ای پناهگاه ابدی!تو می توانی جانشین همه ی بی پناهی ها شوی
    sarina
     
    sarina
    در کتاب کیمیای سعادت از "امام محمد غزالی طوسی در رابطه با دنیا آمده است: بدان که سحر دنیا آن است که خویشتن را به تو نماید چنان که تو پنداری که وی خود ساکن است وبا تو قرار گرفته در حالی که وی از تو گریزان است ولیکن به تدریج و ذره ذره حرکت می کند.ومثل وی چون سایه ای است که در وی نگری:ساکن نماید٬و وی بر دوام همی رود.و معلوم است که عمر تو چنین است:بر دوام می رود٬وبه تدریج هر لحظه کمتر می شود . و آن دنیاست که از تو می گریزد و ترا وداع می کند٬و تو از آن بی خبر!
    sarina
     
    sarina
    هيچ كس را تا نگردد او فنا، نيست ره در بارگاه كبريا، چيست معراج فلك اين نيستى، عاشقان را مذهب و دين نيستى‏/ ادامه... [لینک]
    sarina
     
    sarina
    نیست از عاشق کسی دیوانه‌تر/عقل از سودای او کورست و کر/ زآنک این دیوانگی عام نیست/طب را ارشاد این احکام نیست/ گر طبیبی را رسد زین گون جنون /دفتر طب را فرو شوید به خون [لینک]
    sarina
     
    sarina
    عشق زنده در روان و در بصر /هر دمی باشد ز غنچه تازه‌تر/ عشق آن زنده گزین کو باقیست /کز شراب جان‌فزایت ساقیست /عشق آن بگزین که جمله انبیا /یافتند از عشق او کار و کیا /تو مگو ما را بدان شه بار نیست /با کریمان کارها دشوار نیست
    sarina
     
    sarina
    عاشقی پیداست از زاری دل ،نیست بیماری چو بیماری دل ،علت عاشق ز علتها جداست ،عشق اصطرلاب اسرار خداست، عاشقی گر زین سر و گر زان سرست ،عاقبت ما را بدان سر رهبرست ،هرچه گویم عشق را شرح و بیان ،چون به عشق آیم خجل باشم از آن //ادامه... [لینک]
    صفحات: 6789


     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ساعت 17:31 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده یک نوشته یک خاطره | 448 بازدید
  • []

  •  

    sarina
     
    sarina
    به نام خالق عشق، به همه عشق بورز، به تعداد كمي اعتماد كن، و به هيچكس بدي نكن
    sarina
     
    word-allah.jpgsarina
    خدایااااااامرا دریاب! خدایا ! چون ماهیان که از عمق و وسعت دریا بی خبرند عظمت و ژرفای عشق تو را نمی شناسم فقط می دانم..... که معبود این دل خسته هستی واگر دیده از من بر گیری خواهم مرد.
    sarina
     
    ali.gifsarina
    بلبل آهسته به گل گفت شبی که مرا از تو تمنایی هست /من به پیوند تو یک رای شدم گر ترا نیز چنین رایی هست/ گفت فردا به گلستان باز ای تا ببینی چه تماشایی هست/ گر که منظور تو زیبایی ماست هر طرف چهره زیبایی هست/ پا به هرجا که نهی برگ گلی است همه جا شاهد رعنایی هست
    sarina
     
    pic29.jpgsarina
    در خواب ناز بودم شبی، دیدم کسی در میزند در را گشودم روی او ،دیدم غم است در میزند ،ای دوستان بی وفا ،از غم بیاموزید وفا ،غم با همه بیگانگی هر شب به من سر میزند
    sarina
     
    bird5.jpgsarina
    چه خوش است حال مرغي،که قفس نديده باشد /چه نکوتر آنکه مرغي،زقفس پريده باشد/ پرو بال ما شکستند و در قفس گشودند /چه رها چه بسته مرغي،که پرش شکسته باشد
    sarina
     
    0303.gifsarina
    منم زیبا ،که زیبا بنده ام را دوست میدارم ،تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید ،ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد، رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود، تو غیر از من چه میجویی؟ تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟ ادامه .. [لینک]
    sarina
     
    images.jpgsarina
    بیاامشب به من محرم شوای اشک/ بیاامشب توهم باغم شوای اشک/ بیا بنگر دلم تنها شده باز / بیا قلب مراهمدم شو ای اشک /من ان گلبوته خشک کویرم /بیابرروی من شبنم شوای اشک/ رهاکن میل ماندن دردو چشمم /توجاری بررخ زردم شوای اشک /بیا ارام من در بیقراری تسلی بخش من هردم شوای اشک/ بیابغض سکوت سینه بشکن به چشم خشک من شبنم شوای اشک دلم مجروح درد غربت تو به روی زخم دل مرهم شوای اشک دلم ازدردهجران نالدامشب بیادرمان بر دردم شو ای اشک
    sarina
     
    sarina
    الهی! در جلال، رحمانی، در كمال، سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مكانی، نه كسی به تو ماند، و نه به كسی مانی، پیداست كه در میان جانی، بلكه جان زنده به چیزی است كه تو آنی.
    sarina
     
    sarina
    چه خوش باشد! که دلدارم تو باشی /ندیم و مونس و یارم تو باشی/ دل پر درد را درمان تو سازی /شفای جان بیمارم تو باشی/ ز شادی در همه عالم نگنجم /اگر یک لحظه غم خوارم تو باشی ندارم مونسی در غار گیتی/بیا، تا مونس غارم تو باشی/ اگر چه سخت دشوار است کارم /شود آسان، چو در کارم تو باشی (عراقی)
    sarina
     
    sarina
    خداوند همه چیز را در یك روز نیافریده است پس چه چیز باعث شده كه من بیندیشم كه می توانم همه چیز را در یك روز بدست بیاورم.
    sarina
     
    sarina
    گرامی ترین ها و زیباترین ها در جهان نه دیده میشوند و نه حتی لمس می شوند، آنها را تنها باید در دل حس کرد.(هلن کلر)
    sarina
     
    sarina
    اشخاص بزرگ و با همت به كوه مانند، هر چه به ایشان نزدیك شوی عظمت و ابهت آنان بر تو معلوم شود ومردم پست و دون همانند سراب مانند كه چون كمی به آنان نزدیك شوی به زودی پستی و ناچیزی خود را بر تو آشكار سازند. (گوته)
    sarina
     
    sarina
    اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم . شكسپير
    sarina
     
    sarina
    زندگی دو بخش است: قسمت اول در انتظار قسمت دوم ....و قسمت دوم درحسرت قسمت اول...!!! گوته
    sarina
     
    sarina
    مصمم شوید كه كارى باید صورت گیرد، سپس راه انجام آن را خواهید یافت . آبراهام لینكلن
    صفحات: 56789


     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ساعت 17:31 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده یک نوشته یک خاطره | 218 بازدید
  • []

  •  

    sarina
     
    sarina
    گفتگو با پروردگار : گفتم : خسته ام گفت:* لا تقنطوا من رحمة الله * "از رحمت خدا نا اميد نشويد ."(زمر/53) گفتم:انگار مرا فراموش كرده اي ؟ گفت:* فاذ كروني اذكركم* " مرا ياد كنير تا شما را ياد كنم."(بقرة/152) گفتم: تا كي بايد صبر كرد؟ گفت:*وما يدريك لعل الساعة تكون قريبآ* "تو چه مي داني ! شايد موعدش نزديك باشد"(احزاب/63) ادامه ..... [لینک]
    sarina
     
    sarina
    خداوندا اي خداي من.اي آفريدگار من .اي همه ي هستيم بر من اين نعمت را ارزاني دار كه: بيشتر در پي تسلا دادن باشم تا تسلي يافتن بيشتر در پي فهميدن باشم تا فهميده شدن بيشتر پي دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن زيرا در بخشيدن است كه مي يابيم و در عفو كردن است كه بخشيده مي شويم و در مردن است كه حيات جاويد مي يابيم [لینک]
    sarina
     
    sarina
    "در این شهر صدای پای مردمی است که همچنان که تو را میبوسند طناب دار تو را میبافند . مردمی که صادقانه دروغ میگویندو خالصانه به نو خیانت میکنند. در این شهر هر چه تنهاتر باشی پیروزتری.!!!!"((فروغ فرخزاد ))
    sarina
     
    sarina
    مردي كه داراي عزمي نيرومند و اخلاقي متين است، هرگز فضيلت اخلاقي خود را فداي هوس هاي زندگي نمي كند. آري مرداني در اين جهان زندگي كرده اند كه براي تكميل و حفظ فضايل اخلاقي، جسم و جان خود را فدا ساخته اند.((كنفسيوس))
    sarina
     
    sarina
    زن و شوهر يك سال بعد از ازدواج به زيبايي صورت يكديگر فكر نمي كنند، بلكه هر دو متوجه اخلاق و رفتار هم مي شوند.((اسمايلز)
    sarina
     
    sarina
    الهي به كرم و دانش خود به من نيرو و شجاعتي هديه كن كه توانايي هر آنچه را كه تغيير پذير است داشته باشم و علم و دانشي براي فرق گذاشتن بين چيزهايي كه تغييرپذير و چيزهايي كه غير قابل تغييرند و بايد آنها را به همان شكلي كه هستند پذيرفت.((يبوهر)
    sarina
     
    sarina
    این قـافـله عـمر عجب می گذرد/ دریاب دمی که با طرب می گذرد /ساقی غم فردای حریفان چه خوری/ پیش آر پیاله را کـه شب می گذرد
    sarina
     
    sarina
    شادی بطلب که حاصل عمر دمی است /هر ذره ز خاک کیقبادی و جمی است /احوال جهان و اصل این عمر که هست/ خوابی و خیالی و فریبی و دمی است////خیام
    sarina
     
    sarina
    از منزل کفر تا به دین یک نفس است/ وز عالم شک تا به یقین یک نفس است/ ایـن یـک نفس عـزیز را خـوش مـیدار /کز حاصل عمر ما همین یک نفس است ////خیام
    sarina
     
    sarina
    از آمدنم نبود گردون را سود/ وز رفتن من جاه و جلالش نفزود/ وز هیچکسی نیز دو گوشم نشنود /کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود/ // خیام
    sarina
     
    sarina
    هر چند که رنگ و روی زیباست مرا /چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا/ معلوم نشد که در طربخانه خاک/ نقاش ازل بهر چه آراست مرا (خیام)
    sarina
     
    sarina
    فردا علم نفاق طی خواهم کرد /با موی سپید قصد می خواهم کرد /پیمانه عمر من به هفتاد رسید /این دم نکنم نشاط کی خواهم کرد ( خیام)
    sarina
     
    sarina
    عمرت تــا کـی بـه خودپرستی گــذرد یا در پـی نـیستی و هستی گــذرد می خور که چنین عمر که غم در پی اوست آن بـه کـه بخواب یا به مستی گذرد (خیام)
    sarina
     
    sarina
    عشق ،دوستی ،محبت ، تنها خصوصیت هایی هستند که مرز ، رسم و آداب و رسوم،کشور نمی شناسد... عشق ومحبت اقتصاد نیست که تو هر ملتی به یه شکل بچرخد فرهنگ نیست که تو هر قومی به شکلی جلوه کند قانون خاص یه کشور نیست ... عشق محبت ودوستی قانون اساسی دلهاست
    sarina
     
    sarina
    قومی متفکرند اندر ره دین! قومی به گمان فتاده در راه یقین! میترسم از آن بانگ که آید روزی! که ای بیخبران راه نه آنست و نه این!
    صفحات: 45678


     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ساعت 17:33 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده یک نوشته یک خاطره | 439 بازدید
  • []

  •  

    sarina
     
    sarina
    مردي صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده . شك كرد كه همسايه اش آن را دزديده باشد ، براي همين ، تمام روز اور ا زير نظر گرفت. متوجه شد كه همسايه اش در دزدي مهارت دارد ، مثل يك دزد راه مي رود ، مثل دزدي كه مي خواهد چيزي را پنهان كند ، پچ پچ مي كند ،آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصميم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض كند ، نزد قاضي برود و شكايت كند . اما همين كه وارد خانه شد ، تبرش را پيدا كرد . زنش آن را جابه جا كرده بود. مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت و دريافت كه او مثل يك آدم شريف راه مي رود ، حرف مي زند ، و رفتار مي كند . برگرفته از: کتاب قصه هایی برای پدران. فرزندان. نوه ها- پائولوکوئیلو
    sarina
     
    sarina
    من یک دخترم! بــدان "حــوای" کسی نـمی شـوم که به "هــوای" دیگری برود ... تنهاییم را با کسی قسمت نــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد ... روح خـداست که در مـــن دمیـده شده و احسـاس نام گرفته. ارزان نمیفروشمشـــ!!
    sarina
     
    sarina
    دکتر علی شریعتی: زنــی که زیبــایی اندیشـــه پیدا کـــرده باشد زیــبایی بدنــش را نشــان نمی دهـــد
    sarina
     
    sarina
    +آنان كه جسم خود را ارزشمندتر ازآن میدانند كه هرچشمی بدان بی افتد، بر مسند بالای فضیلت نشسته اند!
    sarina
     
    sarina
    لبخند ، لطیف‌ترین و زیباترین سخن است برای آنکه بگویی: “دوستت دارم”
    sarina
     
    sarina
    خلاصه شعري كه پروين براي سنگ مزار خود سروده است: اين که خاک سيهش بالين است اختر چرخ ادب پروين است گر چه جز تلخي از ايام نديد هر چه خواهي سخنش شيرين است صاحب آن همه گفتار امروز سائل فاتحه و ياسين است آدمي هر چه توانگر باشد چون بدين نقطه رسد مسکين است/// پروین اعتصامی
    sarina
     
    sarina
    این متن نامه ملک الشعرای بهار به سودابه صفدری(بهار) پیش از ادواج است درحالی که هنوز او را ندیده و تنها وصف او را از دوستان شنیده بوده است.دوست ابدی من قربانت شوم. با این که شما را ندیده‌ام....ادامه ..... [لینک]
    sarina
     
    sarina
    این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده‌ام/ این بار من یک بارگی از عافیت ببریده‌ام /دل را ز خود برکنده‌ام با چیز دیگر زنده‌ام/ عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیده‌ام .... ادامه [لینک]
    sarina
     
    sarina
    دلی کز عشق جانان دردمند است ،همو داند که قدر عشق چند است ،دلا گر عاشقی از عشق بگذر ،که تا مشغول عشقی، عشق بند است، وگر در عشق از عشقت خبر نیست تو را این عشق عشقی سودمند است ....ادامه [لینک]
    sarina
     
    sarina
    دلی که از بی کسی غمگین است هر کسی را میتواند تحمل کند
    sarina
     
    sarina
    پشت هر کوه بلند سبزه زاریست پر از یاد خدا و در آن باغ کسی می خواند که خدا هست، دگر غصه چرا؟!؟!... آرزو دارم:خورشید، رهایت نکند غم، صدایت نکند ظلمت شام، سیاهت نکند و تو را از دل آنکس که دلت در تن اوست حضرت دوست جدایت نکند...
    sarina
     
    ali.gifsarina
    کی گفته زمان طلاست ... !؟ من مزه مزه اش کردم ؛ زمان عین الکله ! ثانیه ثانیه میسوزونه میره تو عمق وجودت .... مست مست که شدی ، چشاتو باز میکنی میبینی عمرت گذشته و تو موندی‌و خماری از دست رفتن یک عمر
    sarina
     
    character_large2.pngsarina
    یکی از اصحاب مشغول صرف غذا بود که شیخ از او پرسید آیا غذا میخوری؟ صحابی گفت بله. شیخ پرسید آیا گرسنه ای؟ صحابی گفت بله. شیخ پرسید آیا پس از صرف غذا سیر خواهی شد؟ صحابی گفت بله. شیخ شمشیر برکشید و صحابی را به دو نیم کرد. سپس فرمود به خدا قسم از ما نیست کسی که سه فرصت پ نه پ را از دست دهد...
    sarina
     
    images.jpgsarina
    پیش رویت دگران، صورت بر دیوارند نه چنین صورت و معنی که تو داری، دارند تا گل روی تو دیدم، همه گلها خارند تا تو را یار گرفتم، همه خلق اغیارند [لینک]
    sarina
     
    sarina
    عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم همان یک لحظه ی اوّل که اوّل ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان جهان را با همه ی زیبایی و زشتی به روی یکدیگر، ویرانه می کردم عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم که می دیدم یکی عریان و لرزان،دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین زمین و آسمان را واژگون مستانه می کردم /// ادامه ... [لینک]
    صفحات: 34567


     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ساعت 17:32 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده یک نوشته یک خاطره | 377 بازدید
  • []

  •  

    sarina
     
    sarina
    خدا دوستدار آشناست، عارف عاشق می خواهد نه مشتری بهشت
    sarina
     
    sarina
    خدايا من کيستم که بر درگاه تو زارم يا قصه درد خود بتو پردازم در عشق تو من کيم که در منزل من از وصل رخت گلی دمد بر گل من از جام مهر تو مست مایيم ، صيد عشق تو در دام مایيم زنجير معنبر تو دام دل ماست عنبر ز نسيم او غلام دل ماست در عشق تو چون خطی بنام دل ماست گویی که همه جهان بکام دل ماست "دکتر شریعتی"
    sarina
     
    sarina
    سراب رد پاي تو كجاي جاده پيدا شد كجا دستاتو گم كردم كه پايان من اينجا شد ؟ لینک دانلود [لینک]
    sarina
     
    sarina
    دلتنگ که باشی آدمه دیگه ای میشی خشن‌تر ، عصبی‌تر ، کلافه‌تر و تلخ‌تر و جالب‌تر این‌که با اطرافت هم کاری نداری همشو نگه می داری و دقیقاً سر کسی خالی می‌کنی که دلتنگشی.....!
    sarina
     
    sarina
    ارزشمندتــرین ثــروتی که یک مرد می تـــواند در این دنیا مـــــــــالک آن باشد قـــلب یک '' زن '' است
    sarina
     
    sarina
    دوست خوب پادشاه بی تاج و تختیست که بر دل حکومت میکند
    sarina
     
    sarina
    بی وفا با من چه کردی منو با تنهایی هام آواره کردی بگو چی شد که بی وفا شدی با من بگو چی شد اون خاطرات تو و من بگو چی شد از یادتو رفتم دیگه چطوری شد دلدار تو نیستم دیگه بی وفا با من چه کردی منو با تنهایی هام آواره کردی بگو چی شد که بی وفا شدی با من بگو چی شد اون خاطرات تو و من بگو چی شد از یاد تو رفتم دیگه چه طوری شد دلدار تو نیستم دیگه [لینک]
    sarina
     
    sarina
    حال ما بد نیست غم کم میخوریم /کم که نه هر روز کم کم میخوریم /آب میخواهم سرابم میدهند/ عشق می ورزم عذابم می دهند/ خوب نمی دانم کجا رفتم به خواب از چه بیـــــــــدارم نکردی آفتاب ...ادامه .. [لینک]
    sarina
     
    sarina
    وقتی یه آدم میگه هیچکس منو دوست نداره ، منظورش از هیچکس یک نفر بیشتر نیست . . . همون یه نفری که واسه اون همـــه کسه !
    sarina
     
    sarina
    خواهی که کسی شوی زهستی کم کن ناخورده شراب وصل مستی کم کن با زلف بتان دراز دستی کم کن بت را چه گنه تو بت‌پرستی کم کن
    sarina
     
    sarina
    یک روز رسد غمی به اندازه کوه ،یک روز رسد نشاط اندازه دشت ،افسانه زندگی چنین است گلم، در سایه کوه باید از دشت گذشت
    sarina
     
    sarina
    نگران شب هایم نباش ... "تنها" نیستم ... "بالشم" ... "هق هق سکوتم" ... "قرص هایم" ... ... ... "پاکت سیگارم" ... ... "لرزش دستانم" ... همه هستن ... "تنها" نیستم ...!!!{-7-}
    sarina
     
    sarina
    پیوند ما پیوند عشقی جاودانی بود حرف و حدیث ما کلام مهربانی بود گفتی به من تا زنده ام با تو می مانم نفرین به تو عشقت ولی بی ناگهانی بود گفتی تو به من برگ گلی عطر بهارانی ، در دشت کویر دل من نعمت بارانی [لینک]
    sarina
     
    sarina
    تنگ غروب آن روز ، وقتی که می رفتم تو گریه می کردی ، آهسته آهسته ، آهسته آهسته گفتی مگو هرگز ، هرگز خداحافظ من بی تو می میرم ، آهسته آهسته ، آهسته آهسته ....ادامه..... [لینک]
    sarina
     
    sarina
    (ویکتور هوگو) اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد و اگر اینگونه نیست، تنهایی‌ات کوتاه باشد و پس از تنهایی‌ات، نفرت از کسی نیابی آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی. برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی از جمله دوستان بد و ناپایدار برخی نادوست، و برخی دوستدار که دستکم یکی در میانشان بی‌‌تردید مورد اعتمادت باشد. ادامه .... [لینک]
    صفحات: 23456


     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ساعت 17:32 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده یک نوشته یک خاطره | 450 بازدید
  • []

  •  

    sarina
     
    sarina
    عاشق، همیشه در پی انجام کاری است که رضای معشوق در آن است؛ حتی اگر این کار، به بهای جانش باشد و چه خوش گفته است سعدی که: تو که در بند خویشتن باشی عشق باز دروغ زن باشی گر نشاید به دوست ره بردن شرط یاری است در طلب مردن گر دست دهد که آستینش گیرم ور نه، بروم در آستانش میرم
    sarina
     
    sarina
    هـر وقـت در فـریـب دادن کسـی مـوفـق شـدی, بـه ایــن فکـر نبــاش کـه اون چقـدر احمــق بــوده... بـه ایــن فکـر کـن کـه اون چقـدر به تـو اعتــماد داشــته...
    sarina
     
    sarina
    خسته ام تکیه گاه می خواهم /مثل یک قبله گاه می خواهم/ لحظه ی سرد بی وفایی هاست/ یک نفر جان پناه میخواهم /مثل شبهای برکه بیمارم /تکه ای ....... [لینک]
    sarina
     
    sarina
    زندگي دفتر خاطرهاست يك نفر در دل شب يك نفر در دل خاك يك نفر همدم خوشبختي هاست يك نفر همسفر سختي هاست تا چشم باز ميكنيم عمرمان ميگذرد ما همه همسفريم
    sarina
     
    sarina
    تنهایی مان کمی خیابان کم داشت یک کوچه و یک بوسه ی پنهان کم داشت من شانه به شانه ی تو راه افتادم این منظره چند قطره باران کم داشت!
    sarina
     
    sarina
    برای بارانی ترین لحظه هایی که این روزها بر دلم می گذرد حتی بهانه ای هم ندارم... بهانه ای که بگویم آنقدر دلم تنگ است که جمله هایم مرتب قفل می کنند...جا می مانند از احساسم ... دلم می رود و تنگی اش را می کوبد به دیواره های پر التهاب نفس هایم و جیغ می کشد...جیغ می کشد... حتی یک تلنگر هم برای شکستن این همه آینه ی سرد در اطرافم کافی ست..
    sarina
     
    sarina
    رفتم نخواست که بمونم صدایم نکرد نگفت : نرو، برگرد!! و من رفتم! رفتم به سوی تنهایی و انتظار شنیدن صدای او که بگوید دوستت دارم برگرد...
    sarina
     
    sarina
    كجا دستاتو گم كردم كه پايان من اينجا شد ؟ كجاي قصه خوابيدي كه من تو گريه بيدارم كه هر شب حرم دستاتو به آغوشم بدهكارم تو با دلتنگياي من تو با اين جاده همدستي تظاهر كن ازم دوري تظاهر مي كنم هستي
    sarina
     
    1289317121_2208_FT31313_h_1.jpgsarina
    تو با دلتنگياي من تو با اين جاده همدستي تظاهر كن ازم دوري تظاهر مي كنم هستي تو آهنگ سكوت تو به دنبال يه تسكينم صدايي تو جهانم نيست فقط تصوير مي بينم يه حسي از تو در من هست كه مي دونم تو رو دارم واسه برگشتنت هر شب درارو باز ميذارم
    sarina
     
    Self-defense-lucha-libre.gifsarina
    به مامانم میگم چه صیغه ایه هرچی پسر خوشگله گیر دختر زشت میفته هرچیم دختر خوشگله گیره پسر زشت میفته...؟!!! میگه : واسه تو که بد نشد..با این قیافت کم کم یه آنجلینا جولی گیرت میاد !!! منومیگی [فایل]
    sarina
     
    throught-the-window-blurred.jpgsarina
    یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [لینک]
    sarina
     
    00aK053rtWG.gifsarina
    بگین بباره بارون ، دلم هواشو کرده بگین تموم شدم من ، بگین که برنگرده بهش بگین شکستم ، بهش بگین بُریدم برهنه زیر بارون ، خرابُ درب و داغون از آدما فراری ، از عاشقا گریزون بهش بگین شکستم ، بهش بگین بُریدم
    sarina
     
    sarina
    کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش کِی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟
    sarina
     
    sarina
    ای دل! آن دم که خراب از مِیِ گلگون باشی بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی در مقامی که صدارت به فقیران بخشند چَشم دارم که به جاه از همه افزون باشی در رهِ منزلِ لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی نقطه عشق نمودم به تو، هان! سهو مکن! ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی [لینک]
    sarina
     
    sarina
    چند روز پیش داشتم کتاب می خوندم با خوندن این جمله ها قلبم یخ کرد. "خدا از آدم هایی که ضعف و زبونی خود را می خواهند با خدا پرستی جبران کنند بیزار است . از آنهایی که یک تخته شان کم است و جای خالی آن را با مذهب پر می کنند نفرت دارد. یه آن ترسیدم. فهمیدن این که به خدا نیاز داری چون عاشقی یا عاشقی چون بهش نیاز داری یه کم سخته. نمی خوام عادت کنم. ولی یه صدایی از قلبم می گه خدا هیچ وقت دستتو ول نمی کنه پس نترس. یه جای دیگه کتاب نوشته بود " خدا دوستدار آشناست، عارف عاشق می خواهد نه مشتری بهشت " خیلی به دلم نشست.
    صفحات: 12345


     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ساعت 17:32 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده یک نوشته یک خاطره | 424 بازدید
  • []

  •  

    sarina
    sarina
    »»» یا هو یا مَن لا هوَ الاّ هو ... خیلی خوب است که هستی ... تـــو بزرگ ترین نعمتی هستی که در هر وضع ِ خوب و بدی می شود در کنارت آرام شد و هیچ چیز ِ این دنیا را باور نکرد ولی تلاش کرد ... خیلی خوشحالم که هستی ! جانا !
    sarina
    sarina
    »»» یا هو یا مَن لا هوَ الاّ هو ... من خیلی خسته ام خدا ... توان ِ دعا کردن هم ندارم ! هستی ؟! فقط می توانم بگویم بــاور دارم هستی ... به کدام روایت نمی دانم ... ولی هستی !
    sarina
    sarina
    یا هو یا مَن لا هوَ الاّ هو ،همیشه بعد از کمی آرامش و سکون و سکوت ، تـــو عمــیق تر می شوی و قابل ِ باورتر ... مهربان تر ... و اشکی اگر می ریزد از سر ِ صبر تـــوست که چه حکیمانه منتظر می مانی تا بفهمم !
    sarina
    sarina
    هفت شهر عشق ، شهر اول : نگاه و دلربایی ، شهر دوم : دیدار و آشنایی ، شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی ، شهر چهارم : بهانه ، فکر جدایی ، شهر پنجم : بی وفایی ، شهر ششم : دوری و بی اعتنایی ، شهر هفتم : اشک ، آه ، “تنهایی”
    sarina
    sarina
    کهنه فروش داد میزنه چراغ شکسته میخریم .....کفشای پاره میخریم .... اسباب کهنه میخریم ..... بی اختیار داد میزنم : کهنه فروش قلب شکسته میخری ؟؟؟
    sarina
    sarina
    گاهی دلم از هر چی آدمه میگیره. . . گاهی دلم دو کلمه حرف مهربانانه میخواد. . . نه به شکل دوستت دارم. . . نه به شکل میمیرم برات. . . ساده!!!! شاید مثل دلتنگ نباش. . . فردا روز دیگریست. . .
    sarina
    sarina
    می دانی..؟آدم های ساده ..ساده هم عاشق می شوند..ساده صبوری میکنن..ساده عشق می ورزند..ساده می مانند..اما سخت دل می کنند..آن وقت که دل می کنند ..جان می دهند..آدم های ساده....
    sarina
    sarina
    می دانید اولین جمله ای که ما دراول دبستان یاد می گیریم چیه؟ . . . … . بابا آب داد بابا نان داد می دانید اولین جمله ای که انگلیسها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟ . . . من می توانم بخوانم و بنویسم می دانید اولین جمله ای که ژاپنیها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟ . . . من می توانم بدوم و این است که ما همیشه چشممون دنبال دست پدر است کار از ریشه خراب است
    sarina
    sarina
    دلمان كه میگیرد،تاوان لحظه هاییست كه دل می بندیم.
 خداوندا..."هرگز كسی رابه آنچه قسمتش نیست عادت نده" *دكترشریعتی*
    sarina
    sarina
    ای کاش در آن لحظه که تقدیم تو شد هستی من/ می سپردم که مراقب باش جنس این جام بلور است/ پراز عشق و غرور است .مبادا بازیچه شود . می شکند. از دکتر علی شریعتی
    sarina
    sarina
    مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد /قیامت‌های پرآتش ز هر سویی برانگیزد /دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فروسوزد /دو صد دریا بشوراند ز موج بحر نگریزد [لینک]
    sarina
    sarina
    گاهي اوقات دردهاي دامنه‌داري گريبان آدم را مي‌گيرد كه نمي‌توان آنرا با هيچ كس در ميان گذاشت اين دردها آنقدر دامنه دارند كه نه با رفتن به ايوان و دست روي پوست كشيده شب كشيدن جبران مي‌شود و نه با پشت گوش انداختن موهاي سفيدي كه تغيير رنگ هركدامشان فراتر از سال تولدي است كه در شناسنامه ثبت شده است. بغضي گرفته گلويم چه بگويم؟ دردي بريده امانم چه بخوانم؟ و در اين ميان [لینک]
    sarina
    sarina
    باید گاهی سکوت کنیم شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد
    sarina
    sarina
    خدایا بگذار مانند یک درخت به سوی تو قد بکشم و مانند یک درخت ریشه هایم را به سوی تو روانه کنم بگذار برگ هایم تکان بخورند با هر باد شاخه هایم به عشق توسرزنده و شاد شوند هر برگ یک دعاست و هرچه هست از آن توست بگذار باران تو فرو ریزد مانند شادی و مانند رنج تا من همیشه به یاد تو باشم ... آنوقت آواز سرخواهم داد وهربرگ من ستایش تو را زمزمه خواهد کرد ....
    sarina
    sarina
    خیال نکن اگر برای کسی تمام شدی امیدی هست خورشید از آنجا که غروب می‌کند طلوع نمی‌کند/// دکتر افشین یداللهی
    صفحات: 12345678910


     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ساعت 17:32 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده یک نوشته یک خاطره | 395 بازدید
  • []

  • sarina
     
    sarina
    دنیا را بد ساخته اند … کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد … کسی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی داری … اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد … به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند … و این رنج است … دکتر علی شریعتی
    sarina
     
    sarina
    تنهای تنها نیز شوم… آرامم… خدا را دارم…
    sarina
     
    sarina
    هیچ وقت حرف دلت رو توی دلت حبس نکن… چون بی شک حبس حرف باعث تنهایــــی تو خواهد شد…
    sarina
     
    sarina
    اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست… او جانشین همه نداشتن هاست… نفرین و آفرین ها بی ثمر است… اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد، تو تنهای مهربان و جاوید و آسیب ناپذیر من هستی… ای پناهگاه ابدی ! تو میتوانی جانشین همه بی پناهی ها شوی… دکتر علی شریعتی
    sarina
     
    sarina
    پروردگارا به من تو فیق عشق بی هوس… تنهایی در انبوه جمعیت… و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند عنایت فرما… دکتر علی شریعتی
    sarina
     
    sarina
    خداوندا از بچگی به من آموختند همه را دوست بدار حال که بزرگ شده ام و کسی را دوست می دارم می گویند: فراموشش کن دکتر علی شریعتی
    sarina
     
    sarina
    دردم از درد دوست نیست دردم از درد دل نیست دردم از درد یار نیست دردم ز درد *عشق*است که وفادار نیست(ع.شینگو)
    sarina
     
    sarina
    وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم
    sarina
     
    sarina
    درد من حصار برکه نیست ، درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا بذهنشان خطور نکرده !!!
    sarina
     
    sarina
    این چه سرگذشت غم انگیزی است در حیات آدمی ! بیتابی فرار از « بند » به سوی « رهایی » و اضطراب « نجات » از « رهائی»
    sarina
     
    sarina
    ما آدم هایی هستیم که دیگری را به جای خود اِحساس می کنیم. درست مثلِ مَش حسن که “گاو” رو به جای خودش اِحساس می کرد . دکتر شریعتی (سخنرانی روشنفکر – دقیقه ی ۲۵۹)
    sarina
     
    sarina
    حتی برای خدا « طاقت فرسا » ترین دردها تنهائی است ، بی آشنا بودن است ، گنج بودن و در ویرانه ماندن است ، وطن پرست بودن و در غربت بودن است . عشق داشتن و زیبائی نیافتن است ، زیبا بودن و عشق نجستن است ، نیمه بودن است ناتمام زیستن است بی انتظار گشتن است ،ادامه... [لینک]
    sarina
     
    sarina
    دوست داشتن از عشق برتر است. عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی، اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیش‌تر از غریزه آب می‌خورد و هر‌چه از غریزه سرزند بی‌ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می‌کند و‌ تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می‌یابد//--شریعتی
    sarina
     
    sarina
    »»» تو را به عشق ... به خودت قسم ! »»» یا هو یا مَن لا هوَ الاّ هو ... بدون ِ تـــو نمی توان عشق را نوشت حضرت ِ عشق !

    sarina

     
    sarina
    کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه "حالت چطوره؟" و تو جواب میدی "خوبم!" ، کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه: "میدونم خوب نیستی..."


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ساعت 17:32 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده یک نوشته یک خاطره | 414 بازدید
  • []

  • حتی برای خدا « طاقت فرسا » ترین دردها تنهائی است ،

     بی آشنا بودن است ،

    گنج بودن و در ویرانه ماندن است ،

     وطن پرست بودن و در غربت بودن است .

    عشق داشتن و زیبائی نیافتن است ،

     زیبا بودن و عشق نجستن است ،

    نیمه بودن است ناتمام زیستن است

    بی انتظار گشتن است ،

     چنگ بودن و نوازنده نداشتن است ،

    نوازنده بودن و چنگ نداشتن است

     متن بودن و خواننده نداشتن است

    در خلا زیستن است ،

    برای هیچ کس بودن است

    برای زنده بودن کسی نداشتن است

     بی ایمان بودن است

    بی بند و بی پیوند و آواره بودن است

     جهت نداشتن است

    دل به هیچ پیوندی نبستن است

    جان به هیچ پیمانی گرم نداشتن است .

    اینها درد های وحشی بود

    دردهای دل های بزرگ و روح های عالی

    چگونه انسان می تواند باشد و رنج نکشد ،

    باشد و دردمند نباشد ؟

     

    من به جای بی رنجی و بیدردی همیشه آرزو می کرده ام که خدا مرا به غصه ها و گرفتاری های پست و متوسط روزمره مبتلا نکند ، بکند اما روحم ، دلم ، احساسم را در سطحی که  این دست اندازهای پست را حس کند پایین نیاورد ، چه کسانی از چاله وله های راه رنج می برند و خسته می شوند و به ناله می آیند ؟ کسانی که می خزند بیشتر ، آنهایی که می روند کمتر ،آنها که می پرند هیچ …

     

    نویسنده : الهه آزادبخت

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 4 ارديبهشت 1391 ساعت 20:22 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 448 بازدید
  • []

  • “… دوست داشتن از عشق برتر است. عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی، اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیش‌تر از غریزه آب می‌خورد و هر‌چه از غریزه سرزند بی‌ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می‌کند و‌ تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می‌یابد…” (مجموعه آثار ۱۳ / هبوط در کویر / ص ۳۲۷) “… عشق با شناسنامه بی‌ارتباط نیست و گذر فصل‌ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد. اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌کند و بر...

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 4 ارديبهشت 1391 ساعت 20:16 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده سخنان دکتر شریعتی | 331 بازدید
  • []

  • برچسب‌ها: ,
    نوشته شده در دوشنبه 28 خرداد 1397 ساعت 18:03 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | بازدید


  • سفارش تبليغات
    سفر به ترکیه | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هتل و اقامت | منزل مبله شیراز | دیاگ | میز کانتر | گیت کنترل تردد | سئو سایت | پاپ آپ نمایشگاهی | فلزیاب | آگهی استخدام | فلزیاب | دستگاه فلزیاب | منزل مبله شیراز | لباس هندی | سفر به تایلند| ثبت شرکت | منزل مبله شیراز | راهنمای سفر | سفر به گرجستان | ساخت وبلاگ رایگان | دکتر نوروزیان | فلزیاب | سفر به روسیه | محمد دبیری
    X
    تبليغات