درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها
@blogsazan

دسته بندي ها

جستجو

سلسله ی  موی دوست حلقه ی دام بلاست

هرکه در این حلقه نیست،فارغ ازین ماجراست

گر بزنندم به تیغ در نظرش بی دریغ

دیدن او یک نظر صد چو منش خون بهاست

گربرود جان ما در طلب وصل دوست

حیف نباشد که دوست دوست تر از جان ماست

مایه ی پرهیزگار،قوت صبر است وعقل

عقل گرفتار عشق،صبر زبون هواست

دلشده ی پای بند،گردن و جان در کمند

زهره ی گفتار نه،کاین چه سبب وان چراست؟

مالک ملک وجود،حاکم رد وقبول

هر چه کند جور نیست،ور تو بنالی جفاست

گربنوازی به لطف،ور بگذاری به قهر

حکم تو بر من روان،زجر تو بر من رواست

سعدی از اخلاق دوست هر چه بر آید نکوست

گو همه دشنام گو،کز لب شیرین دعاست

برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
نوشته شده در دوشنبه 5 اسفند 1392 ساعت 13:23 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 253 بازدید
  • []

  • سعدی خیال بیهده بستی امید وصل

    هجرت بکشت و وصل هنوزت مصور است

    زنهار از این امید درازت که در دل است

    هیهات از این خیال محالت که در سر است

    نوشته شده در سه شنبه 5 بهمن 1395 ساعت 10:37 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 33 بازدید
  • []



  • دانـــــــمت آستین چرا پیش جــــــمال می‌بری
    رسم بود کــــــــز آدمی روی نهــــــان کند پری

    معتقــدان و دوستان از چــــــپ و راست منتظر
    کبر رهـــــا نمی‌کند کـــــــز پس و پیـش بنگری
    آمدمـــــت که بنگــــــرم باز نظـــــر به خود کنم
    سیر نمی‌شود نظـــــر بس که لطیـــف منظری
    غایت کام و دولتست آن که به خدمتـت رسید
    بنده میــــــان بندگان بسته میان به چــــاکری
    روی به خــــــاک می‌نهم گر تو هلاک می‌کنی
    دست به بنــــــد می‌دهم گـر تو اسیر می‌بری
    هر چه کنی تو برحقی حاکم و دست مطلقی
    پیـــــش که داوری برند از تو که خصم و داوری
    بنده اگر به ســـــر رود در طلبت کجــــــا رسد
    گر نرسد عنـــایتی در حق بنــــــــده آن سری
    گفتــــم اگر نبینمـــــــت مهر فرامـــــشم شود
    می‌روی و مقــــــــــابلی غایــــــب و در تصوّری
    جان بدهنــــــد و در زمان زنده شوند عاشقان
    گر بکشی و بعـــد از آن بر سر کشته بــگذری
    سعدی اگر هلاک شد عمـــر تو باد و دوستان
    ملک یمین خویش را گـر بکشی چه غم خوری

    نوشته شده در چهارشنبه 8 مرداد 1393 ساعت 13:25 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 208 بازدید
  • []

  • اشعار سعدی

    از
    خیالِ تو
    به هر سو
    که نظر می‌کردم

    پیش
    چشمم
    در و دیوار
    مُصور می‌ شد...

    سعدی

    نوشته شده در چهارشنبه 29 دی 1395 ساعت 11:39 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 41 بازدید
  • []


  • دوست دارم که کست دوست ندارد جز من
    حیف باشد که تو در خاطر اغیار آیی

    سعدی

    دانی که خبر ز عشق دارد؟
    آن کز همه عالمش خبر نیست

    سعدی جان

    نوشته شده در چهارشنبه 29 دی 1395 ساعت 11:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 37 بازدید
  • []


  • من مست از او
    چنان که نخواهم شراب را

    سعدی

    نوشته شده در چهارشنبه 29 دی 1395 ساعت 11:32 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 37 بازدید
  • []

  •  

    مگر نسیم سحر بوی زلف یار من است
    که راحت دل رنجور بی‌قرار من است

    به خواب درنرود چشم بخت من همه عمر
    گرش به خواب ببینم که در کنار من است

    اگر معاینه بینم که قصد جان دارد
    به جان مضایقه با دوستان نه کار من ست

    حقیقت آن که نه درخورد اوست جان عزیز
    ولیک درخور امکان و اقتدار من است

    نه اختیار من است این معاملت لیکن
    رضای دوست مقدم بر اختیار من است

    اگر هزار غم است از جفای او بر دل
    هنوز بنده اویم که غمگسار من است…

    درون خلوت ما غیر در نمی‌گنجد
    برو! که هر که نه یار من است، بار من است

    به لاله زار و گلستان نمی‌رود دل من
    که یاد دوست گلستان و لاله زار من است

    ستمگرا دل سعدی بسوخت در طلبت
    دلت نسوخت که مسکین امیدوار من است…(؟)

    و گر مراد تو این است: بی مرادی من،
    تفاوتی نکند چون مراد یار من است

    سعدی  

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در سه شنبه 14 دی 1395 ساعت 18:37 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 53 بازدید
  • []


  • ای که گفتی هیچ مشکل
    چون فراق یار نیست،

    گر امید وصل باشد
    همچنان دشوار نیست ...

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در دوشنبه 13 دی 1395 ساعت 19:56 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 44 بازدید
  • []

  • من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی   یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی
    دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست   تا ندانند حریفان که تو منظور منی
    دیگران چون بروند از نظر از دل بروند   تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
    تو همایی و من خسته بیچاره گدای   پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی
    بنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنم   ور جوابم ندهی می‌رسدت کبر و منی
    مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی   تا بدان ساعد سیمینش به چوگان بزنی
    مست بی خویشتن از خمر ظلومست و جهول   مستی از عشق نکو باشد و بی خویشتنی
    تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ   باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی
    من بر از شاخ امیدت نتوانم خوردن   غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی
    خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند   سعدیا چرب زبانی کن و شیرین سخنی
    نوشته شده در سه شنبه 15 مهر 1393 ساعت 18:34 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 221 بازدید
  • []


  • مرا به باده چه حاجت
    که مستِ روی تو باشم...
     
    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت 21:18 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 66 بازدید
  • []

  • خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست

    طاقت بار فراق این همه ایامم نیست

    خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد

    سر مویی به غلط در همه اندامم نیست

    میل آن دانه خالم نظری بیش نبود

    چون بدیدم ره بیرون شدن از دامم نیست

    شب بر آنم که مگر روز نخواهد بودن

    بامدادت که نبینم طمع شامم نیست

    چشم از آن روز که برکردم و رویت دیدم

    به همین دیده سر دیدن اقوامم نیست

    نوشته شده در چهارشنبه 16 ارديبهشت 1394 ساعت 17:53 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 216 بازدید
  • []

  • ایهاالناس جهان جای تن آسانی نیست

    مرد دانا، به جهان داشتن ارزانی نیست

    خفتگان را چه خبر زمزمهٔ مرغ سحر؟

    حیوان را خبر از عالم انسانی نیست

    داروی تربیت از پیر طریقت بستان

    کادمی را بتر از علت نادانی نیست

    روی اگر چند پری چهره و زیبا باشد

    نتوان دید در آیینه که نورانی نیست

    شب مردان خدا روز جهان افروزست

    روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست

    پنجهٔ دیو به بازوی ریاضت بشکن

    کاین به سرپنجگی ظاهر جسمانی نیست

    طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی

    صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست

    سعدی

    نوشته شده در دوشنبه 29 تير 1394 ساعت 19:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 201 بازدید
  • []


  • یار آن بود که صبر کند بر جفای یار
    ترک رضای خویش کند در رضای یار
    گر بر وجود عاشق صادق نهند تیغ
    بیند خطای خویش و نبیند خطای یار
    یار از برای نفس گرفتن طریق نیست
    ما نفس خویشتن بکشیم از برای یار
    یاران شنیده‌ام که بیابان گرفته‌اند
    بی‌طاقت از ملامت خلق و جفای یار
    من ره نمی‌برم مگر آن جا که کوی دوست
    من سر نمی‌نهم مگر آن جا که پای یار
    گفتی هوای باغ در ایام گل خوشست
    ما را به در نمی‌رود از سر هوای یار
    بستان بی مشاهده دیدن مجاهدست
    ور صد درخت گل بنشانی به جای یار
    ای باد اگر به گلشن روحانیان روی
    یار قدیم را برسانی دعای یار
    ما را از درد عشق تو با کس حدیث نیست
    هم پیش یار گفته شود ماجرای یار
    هر کس میان جمعی و سعدی و گوشه‌ای
    بیگانه باشد از همه خلق آشنای یار

    نوشته شده در دوشنبه 20 ارديبهشت 1395 ساعت 20:51 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 168 بازدید
  • []

  •  

     ای دمِ صبح
    چه داری خبر از
    مقدم دوست؟

    گر توانی که بجویی دلم
    امروز بجوی...


    انصاف نباشد
    که من خسته رنجور

    پروانه او باشم و
    او شمع جماعت...


     

     

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در سه شنبه 18 خرداد 1395 ساعت 22:57 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 132 بازدید
  • []

  •  


    می‌رفت و به کبر و ناز می‌گفت
    "بی‌ما چه کنی؟" به لابه گفتم:

    "بنشینم و صبر پیش گیرم
    دنباله‌ی کار خویش گیرم..."


    نوشته شده در يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت 22:39 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 108 بازدید
  • []


  • این جور که می‌بریم
                                       تا کی؟
    وین صبر که می ‌کنیم
                                       تا چند؟

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در چهارشنبه 2 تير 1395 ساعت 16:22 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 102 بازدید
  • []


  • سعدی ز دست دوست
    شکایت کجا بری؟

    هم صبر بر حبیب!
    که صبر از حبیب نیست…


    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در دوشنبه 14 تير 1395 ساعت 1:43 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 145 بازدید
  • []

  •  

    تو را عشق همچون خودی ز آب و گل

    رباید همی صبر و آرام دل

    به بیداریش فتنه برخد و خال

    به خواب اندرش پای بند خیال

    به صدقش چنان سرنهی بر قدم

    که بینی جهان با وجودش عدم

    چو در چشم شاهد نیاید زرت

    زر و خاک یکسان نماید برت

    دگر با کست بر نیاید نفس

    که با او نماند دگر جای کس

    تو گویی به چشم اندرش منزل است

    وگر دیده برهم نهی در دل است

    نه اندیشه از کس که رسوا شوی

    نه قوت که یک دم شکیبا شوی

    گرت جان بخواهد به لب بر نهی

    وگر تیغ بر سر نهد سر نهی

    نوشته شده در سه شنبه 15 تير 1395 ساعت 13:36 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 129 بازدید
  • []

  •  

    اگر لذت ترک لذت بدانی

    دگر شهوت نفس، لذت نخوانی

    هزاران در از خلق بر خود ببندی

    گرت باز باشد دری آسمانی

    سفرهای علوی کند مرغ جانت

    گر از چنبر آز بازش پرانی

    ولیکن تو را صبر عنقا نباشد

    که در دام شهوت به گنجشک مانی

    ز صورت پرستیدنت می‌هراسم

    که تا زنده‌ای ره به معنی ندانی

     

    نوشته شده در سه شنبه 15 تير 1395 ساعت 13:48 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 156 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  •  

    امید هر کسی به نیازی و حاجتی است

    امید ما به رحمت بی‌منتهای تست

    هر کس امیدوار به اعمال خویشتن

    سعدی امیدوار به لطف و عطای تست

    نوشته شده در سه شنبه 15 تير 1395 ساعت 13:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 144 بازدید
  • []


  • از
    خیالِ تو
    به هر سو که نظر می‌کردم
    پیش چشمم در و دیوار مُصور می‌ شد...


    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 16 مرداد 1395 ساعت 20:16 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 72 بازدید
  • []

  • آن دوست که من دارم وان یار که من دانم
    شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم
    بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را
    بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم
    ای روی دلارایت مجموعه زیبایی
    مجموع چه غم دارد از من که پریشانم
    دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من
    چون یاد تو می آرم خود هیچ نمی مانم
    با وصل نمی پیچم وز هجر نمی نالم
    حکم آن چه تو فرمایی من بنده فرمانم
    ای خوبتر از لیلی بیمست که چون مجنون
    عشق تو بگرداند در کوه و بیابانم
    یک پشت زمین دشمن گر روی به من آرند
    از روی تو بیزارم گر روی بگردانم
    در دام تو محبوسم در دست تو مغلوبم
    وز ذوق تو مدهوشم در وصف تو حیرانم
    دستی ز غمت بر دل پایی ز پیت در گل
    با این همه صبرم هست وز روی تو نتوانم
    در خفیه همی نالم وین طرفه که در عالم
    عشاق نمی خسبند از ناله پنهانم
    بینی که چه گرم آتش در سوخته می گیرد
    تو گرمتری ز آتش من سوخته تر ز آنم
    گویند مکن سعدی جان در سر این سودا
    گر جان برود شاید من زنده به جانانم

    برچسب‌ها: سعدی, اشعار سعدی
    نوشته شده در سه شنبه 19 مرداد 1395 ساعت 11:04 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 66 بازدید
  • []

  • با فراقت چند سازم برگ تنهاییم نیست
    دستگاه صبر و پایاب شکیباییم نیست
    ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد
    ترس تنهاییست ور نه بیم رسواییم نیست
    مرد گستاخی نیم تا جان در آغوشت کشم
    بوسه بر پایت دهم چون دست بالاییم نیست
    بر گلت آشفته ام بگذار تا در باغ وصل
    زاغ بانگی می کنم چون بلبل آواییم نیست
    تا مصور گشت در چشمم خیال روی دوست
    چشم خودبینی ندارم روی خودراییم نیست
    درد دوری می کشم گر چه خراب افتاده ام
    بار جورت می برم گر چه تواناییم نیست
    طبع تو سیر آمد از من جای دیگر دل نهاد
    من که را جویم که چون تو طبع هرجاییم نیست
    سعدی آتش زبانم در غمت سوزان چو شمع
    با همه آتش زبانی در تو گیراییم نیست

     

    نوشته شده در چهارشنبه 20 مرداد 1395 ساعت 10:47 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 71 بازدید
  • []

  • وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها
    بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها

    گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل
    با یاد تو افتادم از یاد برفت آن‌ها

    ای مهر تو در دل‌ها وی مهر تو بر لب‌ها
    وی شور تو در سرها وی سر تو در جان‌ها

    تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم
    بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها

    تا خار غم عشقت آویخته در دامن
    کوته نظری باشد رفتن به گلستان‌ها

    آن را که چنین دردی از پای دراندازد
    باید که فروشوید دست از همه درمان‌ها

    گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش
    می‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها


    نوشته شده در يکشنبه 24 مرداد 1395 ساعت 11:02 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 77 بازدید
  • []

  • امشب سبکتر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را

    یا وقت بیداری غلط بودست مرغ بام را

    یک لحظه بود این یا شبی کز عمر ما تاراج شد

    ما همچنان لب بر لبی نابرگرفته کام را

    هم تازه رویم هم خجل هم شادمان هم تنگ دل

    کز عهده بیرون آمدن نتوانم این انعام را

    گر پای بر فرقم نهی تشریف قربت می‌دهی

    جز سر نمی‌دانم نهادن عذر این اقدام را

    چون بخت نیک انجام را با ما به کلی صلح شد

    بگذار تا جان می‌دهد بدگوی بدفرجام را

    سعدی علم شد در جهان صوفی و عامی گو بدان

    ما بت پرستی می‌کنیم آن گه چنین اصنام را

    نوشته شده در دوشنبه 25 مرداد 1395 ساعت 11:13 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 70 بازدید
  • []


  • تورا من دوست می‌دارم
    خلافِ هرچه در عالم

    اگر طعنه است در عقلم،
     اگر رخنه است در دینم

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در جمعه 29 مرداد 1395 ساعت 13:38 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 72 بازدید
  • []


  • عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
    به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد!

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در جمعه 5 شهريور 1395 ساعت 16:54 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 72 بازدید
  • []


  • برگِ تر خشک می‌شود به زمان
    برگ چشمان ما همیشه تر است

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی،اشعار سعدی
    نوشته شده در يکشنبه 7 شهريور 1395 ساعت 11:59 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 66 بازدید
  • []

  • بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست
    بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست
    روا بود که چنین بی حساب دل ببری
    مکن که مظلمه خلق را جزایی هست
    توانگران را عیبی نباشد ار وقتی
    نظر کنند که در کوی ما گدایی هست
    به کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز
    ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست
    کسی نماند که بر درد من نبخشاید
    کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست
    هزار نوبت اگر خاطرم بشورانی
    از این طرف که منم همچنان صفایی هست
    به دود آتش ماخولیا دماغ بسوخت
    هنوز جهل مصور که کیمیایی هست
    به کام دل نرسیدیم و جان به حلق رسید
    و گر به کام رسد همچنان رجایی هست
    به جان دوست که در اعتقاد سعدی نیست
    که در جهان بجز از کوی دوست جایی هست

    نوشته شده در دوشنبه 8 شهريور 1395 ساعت 10:18 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 113 بازدید
  • []

  • همه عالم نگران تا نظر بخت بلند

    بر که افتد؟ که تو یک دم نگرانش باشی

    نوشته شده در چهارشنبه 10 شهريور 1395 ساعت 11:04 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 75 بازدید
  • []

  • مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

    که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم!


    نوشته شده در پنجشنبه 11 شهريور 1395 ساعت 10:14 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 80 بازدید
  • []

  • صبح می‌خندد و من گریه کنان از غم دوست...

    ای دم صبح چه داری خبر از مقدم دوست؟...

    نوشته شده در دوشنبه 15 شهريور 1395 ساعت 10:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 66 بازدید
  • []

  • هزار دیده چو پروانه بر جمال تو عاشق
    غلام مجلس آنم که شمع مجلس اویی...

    تو را که درد نباشد ز درد ما چه تفاوت
    تو حال تشنه ندانی که بر کناره جویی...

    دلی دو دست نگیرد دو مهر دل نپذیرد
    اگر موافق اویی به ترک خویش بگویی

    کنونم آب حیاتی به حلق تشنه فروکن
    نه آنگهی که بمیرم به آب دیده بشویی

    به اختیار تو سعدی چه التماس برآید
    گر او مراد نبخشد تو کیستی که بجویی

    برچسب‌ها: سعدی, اشعار سعدی
    نوشته شده در سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت 8:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 72 بازدید
  • []

  • از چهره ی، برافروخته، گل را، مشکن!

    افروخته، رخ مرو، تو دیگر، به چمن!

    گل را، تو دگر، مکن خجل، ای مه من!

    مشکن، به چمن، ای مه من، قدر سخن!

    برچسب‌ها: سعدی, اشعار سعدی
    نوشته شده در چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت 8:10 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 71 بازدید
  • []


  • او می رود دامن کشان
    من زهرِ تنهایی چشان
    دیگر مپرس از من نشان
    کز دل نشانم میرود

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت 17:43 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 70 بازدید
  • []



  • تو مپندار کز این در، به ملامت بروم

    دلم این جاست،
    بده
    تا به سلامت بروم

    سعدی

    نوشته شده در جمعه 19 شهريور 1395 ساعت 11:36 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 62 بازدید
  • []

  • دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد
    ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد
    ای بوی آشنایی دانستم از کجایی
    پیغام وصل جانان پیوند روح دارد
    سودای عشق پختن عقلم نمی پسندد
    فرمان عقل بردن عشقم نمی گذارد
    باشد که خود به رحمت یاد آورند ما را
    ور نه کدام قاصد پیغام ما گذارد
    هم عارفان عاشق دانند حال مسکین
    گر عارفی بنالد یا عاشقی بزارد
    زهرم چو نوشدارو از دست یار شیرین
    بر دل خوشست نوشم بی او نمی گوارد
    پایی که برنیارد روزی به سنگ عشقی
    گوییم جان ندارد یا دل نمی سپارد
    مشغول عشق جانان گر عاشقیست صادق
    در روز تیرباران باید که سر نخارد
    بی حاصلست یارا اوقات زندگانی
    الا دمی که یاری با همدمی برآرد
    دانی چرا نشیند سعدی به کنج خلوت
    کز دست خوبرویان بیرون شدن نیارد

    برچسب‌ها: سعدی، اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 20 شهريور 1395 ساعت 15:42 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 69 بازدید
  • []

  • زنده بی دوست خفته در وطنی

    مثل مرده ایست در کفنی

    عیش را بی تو عیش نتوان گفت

    چه بود بی وجود روح تنی

    تا صبا می رود به بستانها

    چون تو سروی نیافت در چمنی

    و آفتابی خلاف امکان است

    که برآید ز جیب پیرهنی

    وان شکن بر شکن قبائل زلف

    که بلاییست زیر هر شکنی

    بر سر کوی عشق بازاریست

    که نیارد هزار جان ثمنی

    جای آن است اگر ببخشایی

    که نبینی فقیرتر ز منی

    هفت کشور نمی کنند امروز

    بی مقالات سعدی انجمنی

    از دو بیرون نه، یا دلت سنگیست

    یا به گوشت نمی رسد سخنی

    برچسب‌ها: اشعار سعدی, سعدی
    نوشته شده در چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت 8:48 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 176 بازدید
  • []


  • دیر آمدى
     ای نگارسرمست
    زودت ندهیم
    دامن ازدست

    سعدی

    نوشته شده در پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت 19:34 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 55 بازدید
  • []



  • اگر چه دل به کسی داد،
    جان ماست هنوز

    به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز...

    سعدی


    نوشته شده در شنبه 27 شهريور 1395 ساعت 19:29 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 65 بازدید
  • []

  •  

    بر آنم گر تو باز آیی که در پایت کنم جانی    وزین کمتر نشاید کرد در پای تو قربانی

    امید از بخت می دارم بقای عمر چندانی   کز ابر لطف باز آید به خاک تشنه بارانی

    میان عاشق و معشوق اگر باشد بیابانی   درخت ارغوان روید به جای هر مغیلانی

     

    نوشته شده در يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت 8:18 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 66 بازدید
  • []

  •  

    *ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی،دودم بسر بر آمد زین آتش نهانی ( سعدی)


    *ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی،جهان و هر چه دراو هست صورتند و تو جانی(سعدی)


    *عجب در آن نه که آفاق در تو حیرانند،تو هم در آینه حیران حسن خویشتنی( سعدی)


    *سعدیا روی دوست نادیدن بِه،که دیدن میان اغیارش ( سعدی )


    *از هَمه کَس رمیده‌ام با تو درآرمیده‌ام،جمع نمی‌شود دِگر هر چه تو می‌پراکنی ( سعدی)



    *دگرش چو باز بینی غم دل مگوی سعدی،که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد ( سعدی )
                  

    نوشته شده در يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت 10:24 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 76 بازدید
  • []


  • صبح امروز خدایا چه مبارک بدمید
    که همی
    از نفسش
    بوی عبیر آید و عود...

    سعدی جان
    #ولادت_پیامبر_بزرگ_اسلام_فرخنده_باد

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 27 آذر 1395 ساعت 13:11 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 58 بازدید
  • []

  • دل موضع صبر بود و بردی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در جمعه 2 مهر 1395 ساعت 16:51 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 51 بازدید
  • []


  • هر شاهدی
             که در نظر آمد به دلبری

    در دل نیافت راه
             که آنجا مکان توست...

    سعدی

    نوشته شده در شنبه 3 مهر 1395 ساعت 12:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 58 بازدید
  • []

  •  

    تو کافتاب زمینی
     به هیچ سایه
     مرو

    سعدی



     جواب نامه‌ام از بس
    ز جانان دیر می آید
        جوان گر می رود قاصد
    ز کویش پیر می‌آید!

    معلوم شبستری

    نوشته شده در يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت 10:28 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 54 بازدید
  • []

  •  

    آن به که چون منی نرسد در وصال دوست

    تا ضعف خویش حمل کند بر کمال دوست

    رشک آیدم ز مردمک دیده بارها 

    کاین شوخ دیده چند بیند جمال دوست

    سعدی

    نوشته شده در دوشنبه 5 مهر 1395 ساعت 11:31 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 51 بازدید
  • []

  •  

    هزار عهد بکردم که گرد عشق نگردم

    همی برابرم آید خیال روی تو هر دم

    نخواستم که بگویم حدیث عشق و چه حاجت

    که آب دیده سرخم بگفت و چهره زردم

    هر آنکسم که نصیحت همی کند به صبوری

    به هرزه باد هوا می دمد بر آهن سردم

    به چشمهای تو دانم که تا ز چشم برفتی

    به چشم عشق و ارادت نظر به هیچ نکردم

    سعدی

    نوشته شده در سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت 10:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 115 بازدید
  • []


  • چه خوش بودی در آغوشم
    اگر یارای آنستی ...
    سعدی


    دیگران چون بروند از نظر، از دل بروند
    تو چنان در دلِ من رفته که جان در بدنی
    سعدی


    شبِ عاشقانِ بی دِل
    چه شبی دِراز باشد
    سعدی

    تو گویی در همه عُمرم
     میسر گردد این دولت،

    که کام از عمر برگیرم و
       گر خود یک زمانستی ...

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت 19:10 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 115 بازدید
  • []


  • الا اي جان
     
               به تن بازآ

                         وگر نه

                              تن به جان آيد...

    سعدى

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 10 مهر 1395 ساعت 16:09 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 97 بازدید
  • []

  • کسی گفت پروانه را که ای حقیر

    برو دوستی در خور خویش گیر

    رهی رو که بینی طریق رجا

    تو و مهر شمع از کجا تا کجا

    تو را کس نگوید نکو میکنی

    که جان در سر کار او میکنی

    نگه کن که پروانه سوزناک

    چه گفت، ای عجب گر بسوزم چه باک ؟

    مرا چون خلیل آتشی در دل است

    که پنداری این شعله بر من گل است

    که عیبم کند بر تولای دوست ؟

    که من راضیم کشته در پای دوست

    بسوزم که یار پسندیده اوست

    که در وی سرایت کند سوز دوست

    سعدی

    نوشته شده در يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت 10:28 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 106 بازدید
  • []


  • ياران ، همه با يار و
    منِ خسته ، طلبكار!
    هركس به سرِ آبي و
    سعدی ، به سرابي...

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در چهارشنبه 24 آذر 1395 ساعت 19:23 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 110 بازدید
  • []


  • ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست
    هنوز وقت نیامد که بازپیوندی؟!

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت 15:48 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 54 بازدید
  • []

  • پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی

    می‌رسد و نمی‌رسد نوبت اتصال من

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت 15:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 54 بازدید
  • []

  •  

     دلم شکستی
                  و رفتی
                    خلاف عهد مودت

    به احتیاط رو اکنون
                   که آبگینه شکستی

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در جمعه 16 مهر 1395 ساعت 12:54 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 59 بازدید
  • []


  • بامدادت
          چو نبینم
               طمعِ شامم نیست

    سعدی

    نوشته شده در يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت 11:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 49 بازدید
  • []



  • بامدادت
          چو نبینم
               طمعِ شامم نیست

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت 16:43 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 54 بازدید
  • []

  • فرهاد را چو بر رخ شیرین نظر فتاد                          دودش به سر آمد و از پای در فتاد

    مجنون ز جام طلعت لیلی چو مست شد                  فارغ ز مادر و پدر و سیم و زر فتاد

    رامین چو اختیار غم عشق ویس کرد                             یکبارگی جدا ز کلاه و کمر فتاد

    وامق چو کارش از غم عذرا بجان رسید                        کارش مدام با غم و آه سحر فتاد

    زین گونه صد هزار کس از پیر و از جوان             مست از شراب عشق چو من بیخبر فتاد

    بسیار کس شدند اسیر کمند عشق                    تنها نه از برای من این شور و شر فتاد

    روزی به دلبری نظری کرد چشم من                       زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد

    عشق آمد آنچنان به دلم در زد آتشی                          کز وی هزار سوز مرا در جگر فتاد

    بر من مگیر اگر شدم آشفته دل ز عشق                       مانند این بسی ز قضا و قدر فتاد

    سعدی ز خلق چند نهان راز دل کنی

    چون ماجرای عشق تو یک یک به در فتاد 

     

     

    نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت 9:18 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 55 بازدید
  • []


  • یار گرفته‌ام بسی
    چون تو ندیده‌ام کسی

    ***
    عیب‌ت آن‌ست
    که هر روز
             به طبعی دگری

    ***
    یار آن حریف نیست که از در درآیدم

    عشق آن حدیث نیست که از دل برون شود...

    سعدی

    نوشته شده در سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت 19:11 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 48 بازدید
  • []

  •  

    صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست

    بر خوردن از درخت امید وصال دوست

    بختم نخفته بود که از خواب بامداد

    برخاستم به طالع فرخنده فال دوست

    از دل برون شو ای غم دنیا و آخرت

    یا خانه جای رخت بود یا مجال دوست

    خواهم که بیخ صحبت اغیار برکنم

    در باغ دل رها نکنم جز نهال دوست

    تشریف داد و رفت ندانم ز بیخودی

    کاین دوست بود در نظرم یا خیال دوست

    هوشم نماند و عقل برفت و سخن نبست

    مقبل کسی که محو شود در کمال دوست

    سعدی حجاب نیست تو آیینه پاک دار

    زنگارخورده چون بنماید جمال دوست

    نوشته شده در چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت 10:26 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 51 بازدید
  • []

  • بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست
    بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست

    روا بود که چنین بی حساب دل ببری؟
    مکن که مظلمه خلق را جزایی هست

    کسی نماند که بر درد من نبخشاید
    کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست

    هزار نوبت اگر خاطرم بشورانی
    از این طرف که منم همچنان صفایی هست

    به کام دل نرسیدیم و جان به حلق رسید
    و گر به کام رسد همچنان رجایی هست

    💠 سعدى نامه 💠

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت 17:26 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 43 بازدید
  • []

  • دست به

    بند می دهم

    گر تو

    اسیر

    می بری...

    سعدی

    نوشته شده در پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت 11:39 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 36 بازدید
  • []


  • روزی گفتی شبی کنم دلشادت   
    وز بند غمان خود کنم آزادت  

    دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت   
    وز گفته‌ی خود هیچ نیامد یادت؟

    سعدی


    گویند به دوری
    بکن از یار صبوری

    در مِهر تفاوت نکند
    بُعدِ مسافت...

    سعدی

     

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 24 مهر 1395 ساعت 22:43 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 54 بازدید
  • []

  •  

    جهان و هر چه در او هست

    صورتند و

    تو جانی ...

    برچسب‌ها: سعدی،اشعار سعدی
    نوشته شده در يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت 10:43 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 47 بازدید
  • []


  • اندرون با تو چنان انس گرفتست مرا

    که ملالم از همه خلق جهان می‌آید..

    سعدی


    دل زنده می‌شود
    به امید وفای یار

    جان رقص می‌کند
    به سماع کلام دوست

    سعدی

     

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت 20:13 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 60 بازدید
  • []



  • حالِ دِل با تو نگویَم که نَداری غَمِ دِل!
    با کَسی حال توان گُفت
    که حالی دارَد

    سعدی


    چون تو دارم
    همه دارم
    دگرم هیچ
    نباید...

    سعدی


    نوشته شده در سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت 23:18 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 44 بازدید
  • []

  • ما به خلوت با تو
    ای آرام جان
    آسوده‌ایم ...

    سعدی

    گر آن عیار شهرآشوب روزی حال من پرسد
    بگو خوابش نمی‌گیرد
    به شب از دست عیاران

    سعدی


    حالِ دِل با تو نگویَم که نَداری غَمِ دِل!
    با کَسی حال توان گُفت
    که حالی دارَد

    سعدی 

     
    چون تو دارم
    همه دارم
    دگرم هیچ
    نباید...

    سعدی

    وه که جدا نمی‌شود
    نقش تو از خیال من...

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت 19:37 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 46 بازدید
  • []


  • پیام دادم و
    گفتم بیا
    خوشم می‌دار
    جواب دادی و گفتی
    که
    من
    خوشم
    بی
    تو



    سعدی


    ای صبحِ شب‌نشینان،
                   جانم به طاقت آمد
    از بس که دیر ماندی
                   چون شام روزه داران

    سعدی


    نوشته شده در پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت 18:57 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 40 بازدید
  • []


  • سلام من
            برسان ای صبا
                          به یار و بگو

    که سعدی
           از سر عهد تو
                    برنخاست هنوز!

    سعدی جان



    سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست

    در میان این و آن فرصت شمار امروز را

    سعدی

     

    نوشته شده در جمعه 30 مهر 1395 ساعت 13:28 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 43 بازدید
  • []


  • من چرا دل به تو دادم
    که دلم می‌شکنی،
    یا چه کردم که نگه
    باز به من می‌نکنی...

    سعدی

    هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای؟
    من در میان جمع و دلم جای دیگر است

    سعدی


    یادِ تو مصلحتِ خویش ببُرد از یادم...

    سعدی

    نوشته شده در شنبه 1 آبان 1395 ساعت 13:51 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 41 بازدید
  • []


  • «کُشتنِ شمع چه حاجت بود از بیمِ رقیبان
    پرتو رویِ تو گوید که تو در خانه‌ی مایی»

    سعدی

    نوشته شده در شنبه 1 آبان 1395 ساعت 13:53 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 42 بازدید
  • []

  • درِ آفاق گشاده ست
                         و لیکن بسته ست

    از سرِ زلفِ تو
              در پایِ دلِ ما
                               زنجیر


    سعدی جان

    برچسب‌ها: سعدی،اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 1 آبان 1395 ساعت 14:09 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 43 بازدید
  • []


  • چنان به موی تو آشفته‌ام
    به بوی تو مست،

    که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست...


    نوشته شده در سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت 9:15 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 33 بازدید
  • []

  • نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم

    برفت در همه عالم به بیدلی خبرم

    نه بخت و دولت آنم که با تو بنشینم

    نه صبر و طاقت آنم که از تو درگذرم

    من از تو روی نخواهم به دیگری آورد

    که زشت باشد هر روز قبله دگرم

    بلای عشق تو بر من چنان اثر کرده ست

    که پند عالم و عابد نمی کند اثرم

     

     

    نوشته شده در سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت 11:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 35 بازدید
  • []


  • بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست

    بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست

    روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری

    مکن که مظلمه خلق را جزایی هست

    توانگران را عیبی نباشد ار وقتی

    نظر کنند که در کوی ما گدایی هست

    به کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز

    ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست

    کسی نماند که بر درد من نبخشاید

    کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست

    هزار نوبت اگر خاطرم بشورانی

    از این طرف که منم همچنان صفایی هست

    به دود آتش ماخولیا دماغ بسوخت

    هنوز جهل مصور که کیمیایی هست

    به کام دل نرسیدیم و جان به حلق رسید

    و گر به کام رسد همچنان رجایی هست

    به جان دوست که در اعتقاد سعدی نیست

    که در جهان به جز از کوی دوست جایی هست

    نوشته شده در سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت 21:29 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 36 بازدید
  • []

  •  

     

    نبایستی هم اول مهر بستن
    چو در دل داشتی پیمان شکستن

    به ناز وصل پروردن یکی را
    خطا کردی به تیغ هجر خستن

    دگربار از پری رویان جماش
    نمی باید وفای عهد جستن

    اگر کنجی به دست آرم دگربار
    منم زین نوبت و تنها نشستن

    ولیکن صبر تنهایی محالست
    که نتوان در به روی دوست بستن

    همی گویم بگریم در غمت زار
    دگر گویم بخندی بر گرستن

    گر آزادم کنی ور بنده خوانی
    مرا زین قید ممکن نیست جستن

    گرم دشمن شوی ور دوست گیری
    نخواهم دستت از دامن گسستن

    قیاس آنست سعدی کز کمندش
    به جان دادن توانی بازرستن

    سعدی/غزلیات

    نوشته شده در سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت 21:50 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 35 بازدید
  • []


  • تو که یک روز پراکنده نبودَست دِلت
    صورت حال پراکنده دلان کی دانی؟


    سعدی 


    برچسب‌ها: سعدی،اشعار سعدی
    نوشته شده در چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت 11:17 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 31 بازدید
  • []


  • شوق است در ندیدن
    و جور است در نظر

    هم جور به،
            که طاقتِ
                     شوقت
                        نیاوریم

    سعدی 


    نوشته شده در چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت 20:44 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 31 بازدید
  • []

  • ز درد عشق تو دوشم امید صبح نبود

    اسیر عشق چه تاب شب دراز آرد

    نوشته شده در جمعه 7 آبان 1395 ساعت 13:58 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 177 بازدید
  • []

  • ای یار ناگزیر که دل در هوای تست

    جان نیز اگر قبول کنی هم برای تست

    غوغای عارفان و تمنای عاشقان

    حرص بهشت نیست که شوق لقای تست

    گر تاج می‌دهی غرض ما قبول تو

    ور تیغ می‌زنی طلب ما رضای تست

    گر بنده می‌نوازی و گر بنده می‌کشی

    زجر و نواخت هرچه کنی رای رای تست

     

    نوشته شده در جمعه 7 آبان 1395 ساعت 14:17 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 45 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • حال دل با تو نگويم

    که نداری غـم دل

    با کسی حال توان گفت

    که حالی دارد

    سعدی 

    نوشته شده در شنبه 8 آبان 1395 ساعت 10:42 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 48 بازدید
  • []

  • مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست

    هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست

    چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم

    که یاد می‌نکند عهد آشیان ای دوست

    گرم تو در نگشایی کجا توانم رفت

    به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست

    دلی شکسته و جانی نهاده بر کف دست

    بگو بیار که گویم بگیر هان ای دوست

     

    نوشته شده در شنبه 8 آبان 1395 ساعت 10:56 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 64 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • صبح امروز خدایا چه مبارک بدمید
    که همی از نفسش بوی عبیر آید و عود

    گر کسی شکرگزاری کند این نعمت را
    نتواند که همه عمر برآید ز سجود
    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی،اشعار سعدی
    نوشته شده در يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت 12:38 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 55 بازدید
  • []

  • ای صبر پای دار که پیمان شکست یار

    کارم ز دست رفت و نیامد به دست یار

    برخاست آهم از دل و در خون نشست چشم

    یا رب ز من چه خاست که بی من نشست یار

    در عشق یار نیست مرا صبر و سیم و زر

    لیک آب چشم و آتش دل هر دو هست یار

    چون قامتم کمان صفت از غم خمیده دید

    چون تیر ناگهان ز کنارم بجست یار

    سعدی به بندگیش کمر بسته‌ای ولیک

    منت منه که طرفی از این برنبست یار

    اکنون که بی‌وفایی یارت درست شد

    در دل شکن امید که پیمان شکست یار

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی,عشق
    نوشته شده در يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت 21:12 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 55 بازدید
  • []

  • وصال ما و شما دیر متّفق گردد
    ‎که من اسیر نیازم
    تو صاحب نازی!

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت 19:19 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 51 بازدید
  • []


  • دو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزند
    هزار فتنه به هر گوشه‌ای برانگیزند

    تو قدر خویش ندانی ز دردمندان پرس
    کز اشتیاق جمالت چه اشک می‌ریزند...

    سعدی جان


    سخت به ذوق می دهد باد ز بوستان نشان

    صبح دمید و روز شد خیز و چراغ وانشان  

    سعدی


    نوشته شده در سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت 8:56 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 37 بازدید
  • []


  • هزار
         صبح
               برآید
    همان نخستینی...

    سعدی


    برچسب‌ها: سعدی،اشعار سعدی
    نوشته شده در چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت 12:54 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 47 بازدید
  • []

  •  



    همه
    آرام
    گرفتند
    و
    شب
    از
    نیمه
    گذشت

    وان چه در خواب نشد
    چشم من و پروین است

    سعدی


    دلم
    دل از هوسِ یار
    بر نمی‌گیرد ...

    سعدی
    نوشته شده در پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت 19:01 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 43 بازدید
  • []


  • آرزو می‌كندم با تو دمی در بُستان

    يا به هر گوشه كه باشد،كه تو خود بُستانی

    سعدی_جان

    دوست دارم که کست دوست ندارد جز من
    ‎حیف باشد که تو در خاطر اغیار آیی
    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 15 آبان 1395 ساعت 0:07 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 47 بازدید
  • []


  • چه كسى كه هيچ كس را به تو بر نظر نباشد
    كه نه در تو بازماند، مگرش بصر نباشد؟

    نه طريق دوستان است و نه شرط مهربانى
    كه ز دوستى بميريم و تو را خبر نباشد...

    مكن! ار چه مي‌توانى كه ز خدمتم برانى
    نزنند سائلى را كه درى دگر نباشد!

    به رهت نشسته بودم كه نظر كنى به حالم
    نكنى كه چشم مستت ز خمار برنباشد!

    همه شب در اين حديثم كه خنك تنى كه دارد
    مژه‌اى به خواب و بختى كه به خواب درنباشد…

    نه من آن گناه دارم كه بترسم از عقوبت
    نظرى كه سر نبازى ز سر نظر نباشد!!

    قمرى كه دوست دارى همه روز دل بر آن نه
    كه شبيت خون بريزد كه در او قمر نباشد

    چه وجود نقش ديوار و چه آدمى كه با او
    سخنى ز عشق گويند و در او اثر نباشد!

    شب و روز رفت بايد قدم روندگان را
    چو به مأمنى رسيدى دگرت سفر نباشد

    عجب است پيش بعضى كه تر است شعر سعدى
    ورق درخت طوبىٰ ست، چگونه تر نباشد؟؟

    سعدى:diamond_shape_with_a_dot_inside:i

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 15 آبان 1395 ساعت 14:50 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 45 بازدید
  • []


  • بعد از طلب تو در سرم نیست
    غیر از تو به خاطر اندرم نیست

    ره می‌ندهی که پیشت آیم
    وز پیش تو ره که بگذرم نیست

    من مرغ زبون دام اُنسم
    هرچند که می‌کشی، پرم نیست

    گر چون تو پری در آدمیزاد
    گویند که هست، باورم نیست !

    مهر از همه خلق برگرفتم
    جز یاد تو در تصورم نیست

    گویند بکوش تا بیابی
    می‌کوشم و بخت یاورم نیست …

    قسْمی که مرا نیافریدند
    گر جهد کنم میسرم نیست

    ای کاش مرا نظر نبودی
    چون حظِّ نظر برابرم نیست …

    فکرم به همه جهان بگردید
    وز گوشه ی صبر بهترم نیست

    با بخت جدل نمی‌توان کرد
    اکنون که طریق دیگرم نیست؛

    بنشینم و صبر پیش گیرم
    دنباله ی کار خویش گیرم…
    .
    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 15 آبان 1395 ساعت 14:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 71 بازدید
  • []

  •  


    غيرَت نگذارد كه بگويم كه مرا كشت!

    تا خلق
    ندانند
    كه معشوقه
    چه نام است

    سعدی

     


    سَعدی
    اَز جورِ فِراقَت
    هَمه رُوز اِین می‌گفت
    عَهد بِشکَستی و مَن بَر سَرِ پِیمان بُودَم

    نوشته شده در سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت 12:05 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 54 بازدید
  • []


  • در دامِ        "تو"      محبوسم...
    در دستِ     "تو"      مغلوبم...
    وز ذوقِ       "تو"      مدهوشم...
    در وصفِ    "تو"       حیرانم...

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت 14:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 39 بازدید
  • []

  • تو را عشق همچون خودی ز آب و گل

    رباید همی صبر و آرام دل

    به بیداریش فتنه برخد و خال

    به خواب اندرش پای بند خیال

    به صدقش چنان سرنهی بر قدم

    که بینی جهان با وجودش عدم

    چو در چشم شاهد نیاید زرت

    زر و خاک یکسان نماید برت

    دگر با کست بر نیاید نفس

    که با او نماند دگر جای کس

    تو گویی به چشم اندرش منزل است

    وگر دیده برهم نهی در دل است

    نه اندیشه از کس که رسوا شوی

    نه قوت که یک دم شکیبا شوی

    گرت جان بخواهد به لب بر نهی

    وگر تیغ بر سر نهد سر نهی

     
    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی,عشق
    نوشته شده در چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت 22:46 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 40 بازدید
  • []

  • فریاد من از فراق یار است

    وافغان من از غم نگار است

    بی روی چو ماه آن نگارین

    رخسارهٔ من به خون نگار است

    خون جگرم ز فرقت تو

    از دیده روانه در کنار است

    درد دل من ز حد گذشته‌ست

    جانم ز فراق بی‌قرار است

    کس را ز غم من آگهی نیست

    آوخ که جهان نه پایدار است

    از دست زمانه در عذابم

    زان جان و دلم همی فکار است

    سعدی چه کنی شکایت از دوست

    چون شادی و غم نه برقرار است

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت 23:12 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 62 بازدید
  • []

  • صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست

    بر خوردن از درخت امید وصال دوست

    بختم نخفته بود که از خواب بامداد

    برخاستم به طالع فرخنده فال دوست

    از دل برون شو ای غم دنیا و آخرت

    یا خانه جای رخت بود یا مجال دوست

    خواهم که بیخ صحبت اغیار برکنم

    در باغ دل رها نکنم جز نهال دوست

    تشریف داد و رفت ندانم ز بیخودی

    کاین دوست بود در نظرم یا خیال دوست

    هوشم نماند و عقل برفت و سخن نبست

    مقبل کسی که محو شود در کمال دوست

    سعدی حجاب نیست تو آیینه پاک دار

    زنگارخورده چون بنماید جمال دوست

    نوشته شده در پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت 23:14 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 48 بازدید
  • []


  • به کدام دل صبوری کنم
    ای نگار بی‌تو ...

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در جمعه 21 آبان 1395 ساعت 11:28 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 58 بازدید
  • []


  • ز
    من
    بریدی
    و
    با
    هیچ
    کس
    نپیوستم

    سعدی


    محل و قیمت خویش
                       آن زمان بدانستم
    که برگذشتی
                  و ما را
                        به هیچ
                             نَخْریدی

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت 20:49 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 53 بازدید
  • []


  • به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار
    جواب داد فلانی!
    ازآن ماست هنوز...!
    سعدی


    هزار تلخ بگویی
    هنوز شیرینی ...
    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی،اشعار سعدی
    نوشته شده در چهارشنبه 26 آبان 1395 ساعت 9:39 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 53 بازدید
  • []


  • چنانت دوست می‌دارم
     که گر روزی فراق افتد

    تو صبر از من توانی کرد
    و من صبر از تو نتوانم

    سعدی جانمان

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در چهارشنبه 26 آبان 1395 ساعت 20:20 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 62 بازدید
  • []


  • گر دست دهد هزار جانم
    در پاى مباركت فشانم
    .
    آخر به سرم گذر كن اى دوست
    انگار كه خاک آستانم…
    .
    هر حكم كه بر سرم برانى
    سهل است، ز خويشتن مرانم!
    .
    تو خود سر وصل ما ندارى
    من عادت بخت خويش، دانم…
    .
    هيهات! كه چون تو شاهبازى
    تشريف دهد به آشيانم
    .
    گر خانه محقر است و تاريک،
    بر ديده ی روشنت نشانم!
    .
    گر نام تو بر سرم بگويند
    فرياد برآيد از روانم!
    .
    شب نيست كه در فراق رويت
    زارى به فلک نمی ‌رسانم…
    .
    آخر نه من و تو دوست بوديم؟
    عهد تو شكست و من همانم!
    .
    من، مُهره ی مِهر تو نريزم
    الا كه بريزد استخوانم
    .
    من ترک وصال تو نگويم
    الا به فراق جسم و جانم
    .
    مجنونم اگر بهاى ليلى
    ملك عرب و عجم ستانم
    .
    شيرين زمان تويى به تحقيق
    من بنده خسرو زمانم
    .
    شاهى كه ورا رسد كه گويد
    مولاى اكابر جهانم؛
    ايوان رفيعش آسمان را
    گويد تو زمين، من آسمانم؛
    دانى كه ستم روا ندارد
    مگذار كه بشنود فغانم!
    .
    هر كس به زمان خويشتن بود
    من سعدى آخرالزمانم...!
    .
    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 29 آبان 1395 ساعت 19:19 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 53 بازدید
  • []


  • درِ چشم بامدادن،
    به بـهـشـت بر گشودن
    نه چنان لطيف باشد كه
    به دوسـت
    برگشايي...

    سعدي

    دیر آمدی ای نگار سرمست
    زودت ندهیم دامن از دست...

    سعدی جان

    نوشته شده در يکشنبه 30 آبان 1395 ساعت 12:32 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 48 بازدید
  • []


  • چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت
    که یک دم
    از تو
    نظر بر نمی‌توان انداخت...!

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در سه شنبه 2 آذر 1395 ساعت 17:33 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 40 بازدید
  • []

  •  


    گر تو را خاطرِ ما نیست
    خیالت بفرست
    تا شبی محرم اسرار نهانم باشد

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در سه شنبه 2 آذر 1395 ساعت 17:41 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 50 بازدید
  • []


  • ما را
    نگاهی از تو، تمامست
    اگرکنی!

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 6 آذر 1395 ساعت 6:46 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 87 بازدید
  • []

  •  


    اگر هزار غم است از جهانیان بر دل

    همین بس است که او غمگسار من باشد!

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 6 آذر 1395 ساعت 21:38 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 47 بازدید
  • []

  •  

    شنیدم که لقمان سیه‌فام بود

    نه تن‌پرور و نازک اندام بود

    یکی بندهٔ خویش پنداشتش

    زبون دید و در کار گل داشتش

    جفا دید و با جور و قهرش بساخت

    به سالی سرایی ز بهرش بساخت

    چو پیش آمدش بندهٔ رفته باز

    ز لقمانش آمد نهیبی فراز

    به پایش در افتاد و پوزش نمود

    بخندید لقمان که پوزش چه سود؟

     

    نوشته شده در دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت 15:46 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 56 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  •  

    عزیزی در اقصای تبریز بود

    که همواره بیدار و شب خیز بود

    شبی دید جایی که دزدی کمند

    بپیچید و بر طرف بامی فگند

    کسان را خبر کرد و آشوب خاست

    ز هر جانبی مرد با چوب خاست

    چو نامردم آواز مردم شنید

    میان خطر جای بودن ندید

    نهیبی از آن گیر و دار آمدش

    گریز به وقت اختیار آمدش

    ز رحمت دل پارسا موم شد

    که شب دزد بیچاره محروم شد

     

    نوشته شده در دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت 15:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : حکایت سعدی | 41 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  •  

    ای یار کجایی که در آغوش نه‌ای

    و امشب بر ما نشسته چون دوش نه‌ای

    ای سر روان و راحت نفس و روان

    هر چند که غایبی فراموش نه‌ای

    نوشته شده در دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت 16:03 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 51 بازدید
  • []


  • هَمه عُمر بَر نَدارَم، سَر اَز اِین خُمار مَستی
    کِه هَنوز مَن نَبودَم، که تُو دَر دِلم نِشََستی

    تُو نَه مِثل آفتابی، کِه حُضور و غِیبَت اُفتد
    دِگرَان رَوَند و آیَند و، تُو هَمچِنان کِه هَستی!

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت 13:51 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 51 بازدید
  • []

  •  


    زنبور درشت بی مروت راگوی
    باری چو عسل نمی‌دهی نیش مزن

    گلستان سعدی


    عالمانِ بی‌عمل، به هوشید؟!

    نوشته شده در جمعه 12 آذر 1395 ساعت 12:27 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 76 بازدید
  • []

  • فریاد مردمان همه از دست دشمنست

    فریاد سعدی از دل نامهربان دوست

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در سه شنبه 16 آذر 1395 ساعت 21:58 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 50 بازدید
  • []


  • تو عزیزتر از چشم در سَری

    سعدی


    بارها روی از پریشانی به دیوار آورم
    ور غم دل با کسی گویم به از دیوار نیست

    سعدی

    دانی که چیست دولت
    دیدار یار دیدن ...

    حافظ

    گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
    هیچ راهی نیست کان را نیست پایان
    غم مخور!

    حافظ


    بیا!
    که بی تو به جان آمدم ز غمناکی...

    حافظ

    با دوست ، کنجِ فقر ، بهشتست و بوستان
    بی دوست ، خـاک بر سرِ جاه و توانگری

    سعدی

    نه در برابر چشمی
    نه غایب از نظری

    حافظ

    نوشته شده در پنجشنبه 18 آذر 1395 ساعت 1:02 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 70 بازدید
  • []

  • یک روز به اتفاق صحرا من و تو

    از شهر برون شویم تنها من و تو

    دانی که من و تو کی به هم خوش باشیم؟

    آنوقت که کس نباشد الا من و تو

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در پنجشنبه 18 آذر 1395 ساعت 18:14 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 67 بازدید
  • []


  • در طالع من نیست
    که نزدیک تو باشم...

    می‌گویمت از دور
    دعا گر برسانند...

    سعدی جان

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در جمعه 19 آذر 1395 ساعت 17:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 69 بازدید
  • []

  • پیام من که رساند به یار مهرگسل

    که برشکستی و ما را هنوز پیوند است

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 20 آذر 1395 ساعت 19:36 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 89 بازدید
  • []

  • راستی گویم به سروی ماند این بالای تو

    در عبارت می‌نیاید چهره زیبای تو

    چون تو حاضر می‌شوی من غایب از خود می‌شوم

    بس که حیران می‌بماند وهم در سیمای تو

    کاشکی صد چشم از این بی خوابتر بودی مرا

    تا نظر می‌کردمی در منظر زیبای تو

    ای که در دل جای داری بر سر چشمم نشین

    کاندر آن بیغوله ترسم تنگ باشد جای تو

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت 21:36 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 85 بازدید
  • []

  • بد اندر حق مردم نیک و بد

    مگوی ای جوانمرد صاحبت خرد

    که بد مرد را خصم خود می‌کنی

    وگر نیکمردست بد می‌کنی

    تو را هر که گوید فلان کس بدست

    چنان دان که در پوستین خودست

    نوشته شده در سه شنبه 23 آذر 1395 ساعت 20:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 97 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • نظر به رویِ تو هر بامداد، نوروزیست
    شبِ فراقِ تو هر شب که هست، یلداییست

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت 21:15 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 55 بازدید
  • []



  • اگر تو فارغى از حال دوستان يارا
    فراغت از تو ميسر نمی شود ما را…

    تو را در آينه ديدن جمال طلعت خويش
    بيان كند كه چه بوده ست ناشكيبا را

    كه گفت در رخ زيبا نظر خطا باشد؟
    خطا بود كه نبينند روى زيبا را…

    به دوستى كه اگر زهر باشد از دستت
    چنان به ذوق ارادت خورم كه حلوا را!

    گرفتم آتش پنهان خبر نمی ‌دارى
    نگاه می ‌نكنى آب چشم پيدا را؟

    نگفتمت كه به يغما رود دلت سعدى؟
    چو دل به عشق دهى دلبران يغما را

    هنوز با همه دردم اميد درمان است
    كه آخرى بود آخر شبان يلدا را…

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت 15:37 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 68 بازدید
  • []


  • اگر به تحفه جانان هزار جان آری
    محقر است نشاید که بر زبان آری

    حدیث جان برِ جانان همین مثل باشد
    که زر به کان بری و گل به بوستان آری

    هنوز در دلت ای آفتاب رخ نگذشت
    که سایه‌ای به سر یار مهربان آری

    تو را چه غم که مرا در غمت نگیرد خواب؟
    تو پادشاه کجا یاد پاسبان آری؟


    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 4 دی 1395 ساعت 8:04 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 70 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • پرسید که: چونی ز غم و درد جدایی؟

    گفتم:
    نه چنانم که توان گفت که چونم!

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 4 دی 1395 ساعت 21:47 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 61 بازدید
  • []


  • شبی دودِ خلق آتشی برفروخت
    شنیدم که بغداد نیمی بسوخت
    .
    یکی شکر گفت اندران خاک و دود
    که دکان ما را گزندی نبود!
    .
    جهاندیده ‌ای گفتش ای بوالهوس
    تو را خود غم خویشتن بود و بس؟!
    .
    پسندی که شهری بسوزد به نار
    وگرچه سرایت بود بر کنار؟

    سعدی


    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در جمعه 8 بهمن 1395 ساعت 14:20 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 41 بازدید
  • []


  • هر شاهدى
    كه در نظر آمد به دلبرى

    در دل نيافت راه
    كه آنجا مكان توست

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی،اشعار سعدی
    نوشته شده در دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 9:47 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 43 بازدید
  • []

  • سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در سه شنبه 12 بهمن 1395 ساعت 21:39 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 46 بازدید
  • []


  • که بی روی تو آرامم نیست؟!

    سعدی جانمان


    نوشته شده در چهارشنبه 27 بهمن 1395 ساعت 12:54 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 33 بازدید
  • []


  • وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها
    بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها

    گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل
    با یاد تو افتادم از یاد برفت آن‌ها

    ای مهر تو در دل‌ها وی مهر تو بر لب‌ها
    وی شور تو در سرها وی سر تو در جان‌ها

    تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم
    بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها

    تا خار غم عشقت آویخته در دامن
    کوته نظری باشد رفتن به گلستان‌ها

    آن را که چنین دردی از پای دراندازد
    باید که فروشوید دست از همه درمان‌ها

    گر در طلبت رنجی ما را برسد شاید
    چون عشق حرم باشد سهل است بیابان‌ها

    هر تیر که در کیش است گر بر دل ریش آید
    ما نیز یکی باشیم از جمله قربان‌ها

    هر کاو نظری دارد با یار کمان ابرو
    باید که سپر باشد پیش همه پیکان‌ها

    گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش
    می‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها

    نوشته شده در شنبه 28 اسفند 1395 ساعت 11:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 7 بازدید
  • []


  • اى كه شمشير جفا بر سر ما آخته ‌اى
    دشمن از دوست ندانسته و نشناخته ‌اى؛

    من ز فكر تو به خود نيز نمی ‌پردازم
    نازنينا! تو دل از من به كه پرداخته ‌اى؟

    چند شب‌ها به غم روى تو روز آوردم
    كه تو يک روز نپرسيده و ننواخته ‌اى

    گفته بودم كه دل از دست تو بيرون آرم
    بازديدم كه قوى پنجه درانداخته ‌اى

    تا شكارى ز كمند سر زلفت نجهد
    ز ابروان و مژه ‌ها تير و كمان ساخته ‌اى

    لاجرم صيد دلى در همه شيراز نماند
    كه نه با تير و كمان در پى او تاخته ‌اى

    ماه و خورشيد و پرى و آدمى اندر نظرت
    همه هيچند كه سر بر همه افراخته ‌اى !

    با همه جلوه طاووس و خراميدن كبک
    عيبت آن است كه بى مهرتر از فاخته ‌اى

    هر كه می ‌بيندم از جور غمت می ‌گويد
    سعديا بر تو چه رنج است كه بگداخته ‌اى؟

    بيم مات است در اين بازى بيهوده مرا
    چه كنم؟ دستْ تو بردى، كه دغل باخته‌اى...

    سعدی 💠

    برچسب‌ها: سعدی,اشعار سعدی
    نوشته شده در شنبه 5 فروردين 1396 ساعت 18:34 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 2 بازدید
  • []


  • عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

    https://telegram.me/joinchat/B8q8vzwnYB4mW6fmdsLong

     

    اشعار سعدی،اشعار حافظ
    پنجره ای به سوی برگزیده ها،برگزیده اشعار و مطالب عرفانی،اشعار عاشقانه،شعر کوتاه،اشعار سعدی شیرازی،اشعار حافظ ،اشعار مولانا و شعرای نامی tab.blogsazan.com

    کانال تلگرامی (( گالری طاووس )) خرید عطرخرید لباس مجلسی

    خرید لباس هندی در گالری طاووس

    • گالری طاووس دارنده نماد اعتماد الکترونیکی
    • جهت مشاهده نمونه های بیشتر به کانال تلگرام مراجعه کنید
    • آیدی کانال : @taawoos


    https://telegram.me/taawoos


     

        فروش عطرهای برتر با ماندگاری بالا در فروشگاه اینترنتی عطر پرشین فیوم.

     www.persianfume.ir

     خرید عطر و ادکلن،خرید عطر مردانه،خرید عطر زنانه  با برترین برند های روز دنیا در فروشگاه عطر پرشین فیوم

    مطالعه آخرین مقالات و اخبار دنیای عطر ،تاریخچه عطر،انواع عطر،عطرهای محبوب در فروشگاه عطر پرشین فیوم

    عطر و ادکلن مردانه و زنانه اصل / جدیدترین عطر و ادکلن های زنانه و مردانه برند و اورجینال و … عطر و ادکلن پرشین فیوم /قیمت عطر / خرید عطر / فروش عطر / جدیدترین عطر و ادکلن ها.

    عطرها از 78 الی 95 درصد الکل طبیعی به علاوه اسانس های روغنی ساخته می شوند.اینکه در هر عطری میزان اسانس روغنی به کار رفته چقدر باشد، اسامی مختلفی به عطرها می دهد که خوب است شما هم با آنها آشنا شوید تا موقع خرید انتخاب دقیق تری داشته باشید.

    انواع عطر

    * پرفیوم ها: پرفیوم ها بهترین و با دوام ترین نوع رایح ها با 22 درصد اسانس روغنی هستند.

    * ادو پرفیوم ها: بعد از پرفیوم ها، اتدوپرفیوم ها قرار می گیرند. این گروه با داشتن 15 الی 22 درصد روغن معطر رتبه دوم را به دست می آورند.

    * ادوتویلت ها: این دسته 8 تا 15 درصد اسانس روغنی دارند.

    * ادکلن ها: که برای مردان استفاده می شود تنها حدود 4 درصد روغن دارند.

    * اوفرش ها: اما رقیق ترین عطرها اصطلاحا ادوفرش نامیده می شوند که 3 درصد اسانس روغنی دارند و به کار آنهایی می آیند که دلشان می خواهد عطرشان بسیار ضعیف و ملایم باشد. هر چقدر میزان اسانس روغنی یک عطر بیشتر باشد قیمتش هم بیشتر و ماندگاری اش زیادتر خواهد بود. برای همین با توجچه به استفاده ای که از عطرتان می کنید یکی از دسته های بالا را انتخاب کنید. معمولا برای مهمانی ها دسته اول و دوم گزینه های بسیار مناسبی هستند، به خصوص آنهایی که دوست ندارند عطرشان را به همراه شان ببرند و مجددا تجدیدش کنند. برای استفاده های روزمره و محیط های کاری، از ادوتویلت ها و ادوفرش ها استفاده کنید که رایحه های رقیق و ملایمی دارند. امروزه ادوپرفیوم ها و ادوتویلت ها، بیشترین تولید خودشان را دارند. چون آدم های امروزی بیشتر از هر چیزی خواستار ماندگاری هستند و هر دو این موارد ماندگاری نسبتا بالایی دارند.

    ایجاد وبلاگ رایگان در سیستم بلاگ دهی بلاگ سازان با قابلیت بهینه سازی هر وبلاگ در گوگل،سیستم وبلاگ دهی بلاگسازان،ایجاد وبلاگ تحت سئو

     

     

     وبلاگ بسازید و با استفاده از مقالات بهینه سازی وبلاگ ،وبلاگ خود را در گوگل ارتقاء دهید

    برچسب‌ها: ,
    نوشته شده در يکشنبه 1 اسفند 1395 ساعت 15:19 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | بازدید


  • صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 9 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ | آژانس هواپیمایی | پایه چراغ | تور کيش | تور نوروز 96 | خرید انگشتر | فکس پاناسونيک | بازار فرش کاشان | اشعار | کانال تلگرام | تور استانبول | طراحی فروشگاه اینترنتی | خبر شیراز | شهر سفر | بانک اخبار | طراحی وبسایت | مدل لباس | فروشگاه کتاب 3630 | خرید لباس هندی | محصولات چرمي خاطره | فرش کاشان | طراحي سايت | بانک شهر | خريد بليط هواپيما | وکیل | درج آگهی | سايت صنعت ايران | فروش آنلاین فرش
    X
    تبليغات