درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها
@blogsazan

دسته بندي ها

جستجو

ناف مرا به نغمهٔ عشرت بریده‌اند
چون نی نمی‌زنم نفس بی‌ترانه‌ای


صائب

برچسب‌ها: صائب,اشعار صائب
نوشته شده در سه شنبه 29 فروردين 1396 ساعت 10:12 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار صائب تبریزی | 87 بازدید
  • []

  •  

    عشق ما را پی کاری
    به جهان آورده است
    اَدب این است که
     مشغولِ تماشا نشویم…


    نوشته شده در چهارشنبه 2 تير 1395 ساعت 14:41 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار صائب تبریزی | 138 بازدید
  • []

  • این خار غم که در دل بلبل نشسته است
    از خون گل خمار خود اول شکسته است
    این جذبه ای که از کف مجنون عنان ربود
    اول زمام محمل لیلی گسسته است
    پای شکسته سنگ ره ما نمی شود
    شوق تو مومیایی پای شکسته است
    بر حسن زود سیر بهار اعتماد نیست
    شبنم به روی گل به امانت نشسته است
    از خط یکی هزار شد آن خال عنبرین
    دور نشاط نقطه به پرگار بسته است
    بر سر گرفته ایم و سبکبار می رویم
    کوه غمی که پشت فلک را شکسته است
    آسوده از زوال خود آفتاب گل
    تا باغبان به سایه گلبن نشسته است
    برقی کز اوست سینه ابر بهار چاک
    با شوخی تو مرغ و پر و بال بسته است
    پیوسته است سلسله موجها به هم
    خود را شکسته هر که دل ما شکسته است
    تا خویش را به کوچه گوهر رسانده ایم
    صد بار رشته نفس ما گسسته است
    داغم ز شوخ چشمی شبنم که بارها
    از برگ گل به دامن ساقی نشسته است
    خون در دل پیاله خورشید می کند
    سنگی که شیشه دل ما را شکسته است؟
    برهان برفشاندن دامان ناز اوست
    گرد یتیممی که به گوهر نشسته است
    تا بسته است با سر زلف تو عقد دل
    صائب ز خلق رشته الفت گسسته است


    نوشته شده در دوشنبه 1 شهريور 1395 ساعت 11:09 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار صائب تبریزی | 133 بازدید
  • []



  • به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهسته
    برآمد از پسِ کوه آفتاب آهسته آهسته
    .
    فریب روی آتشناک او خوردم، ندانستم
    که خواهد خورد خونم چون کباب آهسته آهسته
    .
    ز بس در پرده ی افسانه با او حال خود گفتم
    گران گشتم به چشمش همچو خواب آهسته آهسته…
    .
    سرایی را که صاحب نیست، ویرانی است معمارش
    دلِ بی عشق، می گردد خراب آهسته آهسته
    .
    به این خرسندم از نسیان روزافزون پیری ها
    که از دل می برد یاد شباب آهسته آهسته
    .
    دلی نگذاشت در من وعده های پوچ او #صائب
    شکست این کشتی از موجِ سراب آهسته آهسته!
    .

    نوشته شده در جمعه 23 مهر 1395 ساعت 18:10 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار صائب تبریزی | 81 بازدید
  • []


  • تو صبح عالم‌افروزی و من شمع سحرگاهی
    گریبان باز کن در صبح تا من جان برافشانم

    صائب تبریزی

    نوشته شده در چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت 11:12 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار صائب تبریزی | 65 بازدید
  • []


  • تلاش بوسه نداریم چون هوسناکان

    نگاه ما به نگاهی ز دور خرسند است...


    صائب تبریزی

    نوشته شده در دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت 10:18 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار صائب تبریزی | 76 بازدید
  • []


  • تو را چه غم که شب ما دراز می گذرد؟

    که روزگار تو در خواب ناز می گذرد

    صائب تبريزی
    نوشته شده در شنبه 15 آبان 1395 ساعت 0:04 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار صائب تبریزی | 76 بازدید
  • []

  •  



    سخت می خواهم که در آغوش تنگ آرم تو را
    هر قدر افشرده ای دل را، بیفشارم تو را
    .
    عمرها شد تا کمندِ آه را چین می کنم
    بر امید آن که روزی در کمند آرم تو را
    .
    از لطافت گر چه ممکن نیست دیدن، روی تو
    رو به هر جانب که آرم در نظر دارم تو را
    .
    در سر مستی گر از زانوی من بالین کنی
    بوسه در لعل شراب آلود، نگذارم تو را
    .
    می شود نیلوفری از برگ گل، اندام تو
    من به جرأت در بغل چون تنگ افشارم تو را؟
    .
    از نگاه خشک، منع چشم من انصاف
    نیست!
    دست گل چیدن ندارم، خار دیوارم تو را
    .
    ناشنیدن می شود مهر دهانم، بی سخن
    گر غباری هست بر خاطر ز گفتارم تو را
    .
    از رهایی هر زمان، بودم اسیر عالمی
    فارغم از هر دو عالم تا گرفتارم تو را
    .
    ای که می پرسی چه پیش آمد که پیدا نیستی؟
    خویشتن را کرده ام گم، تا طلبکارم تو را!
    .
    از من ای آرام جان، احوال صائب را مپرس
    خاطر آسوده ای داری، چه آزارم تو را...؟
    .
    صائب تبریزی

    نوشته شده در سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت 21:07 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار صائب تبریزی | 92 بازدید
  • []


  • چون گره بگشایی از مو،
                        شام گردد صبح‌ها
    پرده چون بگشایی از رو،
                        صبح گردد شام‌ها

    صائب تبریزی

    نوشته شده در يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 11:53 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار صائب تبریزی | 84 بازدید
  • []

  • ز گل فزود مرا خارخار خندهٔ تو
    که نیست خندهٔ گل در شمار خندهٔ تو...
    صائب

    برچسب‌ها: صائب,اشعار صائب
    نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت 19:16 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار صائب تبریزی | 34 بازدید
  • []

  • دل منه بر اختر دولت که در هر صبحدم
    مشرق دیگر بود خورشید عالمتاب را
    صائب

    برچسب‌ها: صائب,اشعار صائب
    نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت 19:17 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار صائب تبریزی | 39 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ | تور روسیه | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هانس گروهه | محلول رویش مو | هاست لینوکس ارزان | اقامت استرالیا | تور کيش | آژانس هواپیمایی | سیگنال خرید بورس | تور استانبول | شهر سفر | بانک اخبار | ترسیم نقشه بتنی | دکتر نوروزیان | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | چوب مسواک چیست ؟ | جت گروتينگ | اشعار
    X
    تبليغات