درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو

امکانات


عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

http://tab.blogsazan.com/

-----------------------------


 

جهان بی عشق سامانی ندارد

فلک بی میل دورانی ندارد

نه مردم شد کسی کز عشق پاکست

که مردم عشق و باقی آب و خاکست

چراغ جمله عالم عقل و دینست

تو عاشق شو که به ز آن جمله اینست

اگر چه عاشقی خود بت پرستیست

همه مستی شمر چون ترک هستیست

به عشق ار بت پرستی دینت پاکست

وگر طاعت کنی بی عشق خاکست

نئی کم زان زن هندو در نیکوی

که خود را زنده سوزد بر سر شوی

تو کز عشق حقیقی لافی ای دوست

خراش سوزنی بنمای در پوست

تو کز بانگ سگی از دین شوی فرد

نداری شرم از این ایمان بی درد

چو قمری را دهی بی جفت پرواز

ز بستان در قفس رغبت کند باز

کبوتر در هوای یار چالاک

فرو افتد ز ابر تیره بر خاک

ترا گر پای در سنگی براید

چو بی‌دردی ز دردت جان براید

فدای عشق شو گر خود مجازیست

که دولت را درو پوشیده رازیست

 

نوشته شده در شنبه 17 مرداد 1394 ساعت 15:36 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار امیرخسرو دهلوی | 339 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  •  

    دلبرا، عمریست تا من دوست می دارم ترا

    در غمت می سوزم و گفتن نمی یارم ترا

    وای بر من کز غمت می میرم و جان می دهم

    واگهی نیست از دل افگار بیمارم ترا

    ای به تو روشن دو چشم گر درآری سر به من

    از عزیزی همچو نور دیده می دارم ترا

    داری اندر سر که بگذاری مرا و من برآنک

    در جمیع عمر خویش از دست نگذارم ترا

    خواری و آزار بر من، گر به تیغ آید ز تو

    خارم اندر دیده، گر با گل بیازارم ترا

    یک زمان از پای ننشینم به جست و جوی تو

    یا کنم سر را فدایت، یا به دست آرم ترا

    نیست شرط، ای دوست، با یاران دیرینت جفا

    شرم دار آخر که من یار وفادارم ترا

    نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر 1394 ساعت 14:03 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 347 بازدید
  • []

  • بیم است که سودایت دیوانه کند ما را

    در شهر به بدنامی افسانه کند ما را

    بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری

    ترسم که غمت از جان بیگانه کند ما را

    نوشته شده در پنجشنبه 16 مهر 1394 ساعت 17:10 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار امیرخسرو دهلوی | 338 بازدید
  • []


  • دل ز تن بردی و در جانی هنوز

    دردها دادی و درمانی هنوز ... !


    برچسب‌ها: امیرخسرو دهلوی
    نوشته شده در شنبه 10 مهر 1395 ساعت 15:41 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار امیرخسرو دهلوی | 215 بازدید
  • []

  •  

    امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاصل کرد. وی از موسیقی نیز بهرمند بوده و از موسیقیدانان مشهور زمان خود به شمار می‌رفته است. وی در نظم و نثر استاد بود و آثار بسیاری از خود باقی گذاشته که ازجملهٔ آنها دیوان قصاید و غزلیات اوست. علاوه بر آن خمسهٔ نظامی گنجوی را نیز استقبال کرده و آن را جواب گفته است. وی سرانجام در سن هفتاد و پنج سالگی در سال ۷۲۵ هجری قمری در دهلی وفات یافت.

    آثار امیرخسرو در گنجور: دیوان اشعار

    جانم از آرام رفت، آرام جان من کجا

    هجرم نشان فتنه شد، فتنه نشان من کجا

    آمد بهار مشک دم، سنبل دمید و لاله هم

    سبزه به صحرا زد قدم، سرو روان من کجا

    دل رفت در مهمان او گفت آن اویم آن او

    گر هست این دل زان او، آخر از آن من کجا

    من جور آن نامهربان دارم ز خاموشی نهان

    اویم نیارد بر زبان کان بی زبان من کجا

    جان است آن یار نکو، رفته دل خسرو در او

    گر دل نرفته است این بگو، این گو که جان من کجا


    برچسب‌ها: امیرخسرو دهلوی
    نوشته شده در جمعه 7 آبان 1395 ساعت 13:42 توسط : اشعار فاطمه | دسته : امیرخسرو دهلوی | 178 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    میکروتیک | فرش کاشان | آژانس هواپیمايی | طراحی بنر | کتراک | اجاره منزل مبله | آموزش بازاریابی | میز کانتر | گیت کنترل تردد | اجاره سوئيت در شيراز | نوبت دهی پزشکان شیراز | پاپ آپ نمایشگاهی | دکتر نوروزیان | ثبت برند | منزل مبله شیراز | ثبت شرکت | منزل مبله | محمد دبیری
    X
    تبليغات