درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو


عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

http://tab.blogsazan.com/

-----------------------------


نظرسنجی

شاعر مورد علاقه شما کدام است ؟

خبرنامه

آمار

آنلاین : 3
بازدید امروز : 209
بازدید دیروز : 821
بازدید هفته گذشته : 2425
بازدید ماه گذشته : 10046
بازدید سال گذشته : 264276
کل بازدید : 1924658

ای عشق همه بهانه از توست، من خامشم این ترانه از توست
آن بانگ بلند صبحگاهی، وین زمزمه ی شبانه از توست
من انده خویش را ندانم، این گریه ی بی بهانه از توست
ای آتش جان پاکبازان، در خرمن من زبانه از توست
افسون شده ی تو را زبان نیست، ور هست همه فسانه از توست
کشتی مرا چه بیم دریا؟ طوفان ز تو و کرانه از توست
گر باده دهی و گرنه ، غم نیست، مست از تو ، شرابخانه از توست
می را چه اثر به پیش چشمت؟ کاین مستی شادمانه از توست
پیش تو چه توسنی کند عقل؟ رام است که تازیانه از توست
من می گذرم خموش و گمنام، آوازه ی جاودانه از توست

 

نوشته شده در سه شنبه 8 تير 1395 ساعت 18:18 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار هوشنگ ابتهاج | 394 بازدید
  • []

  • نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم

    برفت در همه عالم به بیدلی خبرم

    نه بخت و دولت آنم که با تو بنشینم

    نه صبر و طاقت آنم که از تو درگذرم

    من از تو روی نخواهم به دیگری آورد

    که زشت باشد هر روز قبله دگرم

    بلای عشق تو بر من چنان اثر کرده ست

    که پند عالم و عابد نمی کند اثرم

     

     

    نوشته شده در سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت 11:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 265 بازدید
  • []

  • چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه مندم
    گه از آن سوی کشندم گه از این سوی کشندم
    ز کشاکش چو کمانم به کف گوش کشانم
    قدر از بام درافتد چو در خانه ببندم
    مگر استاره چرخم که ز برجی سوی برجی
    به نحوسیش بگریم به سعودیش بخندم
    به سما و به بروجش به هبوط و به عروجش
    نفسی همتک بادم نفسی من هلپندم
    نفسی آتش سوزان نفسی سیل گریزان
    ز چه اصلم ز چه فصلم به چه بازار خرندم
    نفسی فوق طباقم نفسی شام و عراقم
    نفسی غرق فراقم نفسی راز تو رندم
    نفسی همره ماهم نفسی مست الهم
    نفسی یوسف چاهم نفسی جمله گزندم
    نفسی رهزن و غولم نفسی تند و ملولم
    نفسی زین دو برونم که بر آن بام بلندم
    بزن ای مطرب قانون هوس لیلی و مجنون
    که من از سلسله جستم وتد هوش بکندم
    به خدا که نگریزی قدح مهر نریزی
    چه شود ای شه خوبان که کنی گوش به پندم
    هله ای اول و آخر بده آن باده فاخر
    که شد این بزم منور به تو ای عشق پسندم
    بده آن باده جانی ز خرابات معانی
    که بدان ارزد چاکر که از آن باده دهندم
    بپران ناطق جان را تو از این منطق رسمی
    که نمییابد میدان بگو حرف سمندم
    دیوان شمس غزل شماره 1608

    نوشته شده در چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت 11:24 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 161 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    نماینده میکروتیک | منزل مبله شیراز | تشریفات عروسی | خرید سرور مجازی | طراحی بنر | تور چابهار | آموزش تعمیرات | کتراک | اجاره آپارتمان مبله در تهران | قطعات پکیج ایران رادیاتور | اجاره سوئیت در شیراز | تخفیف300ماده نانو | فرش کاشان | آموزش زبان انگلیسی | دکتر نوروزیان | پاپ آپ نمایشگاهی | دانلود رایگان فیلم | محمد صفرزاده | آموزش تعمیرات برد | چاپ کارت شناسایی | خرید لباس هندی | محمد دبیری
    X
    تبليغات