درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو


عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

http://tab.blogsazan.com/

-----------------------------


نظرسنجی

شاعر مورد علاقه شما کدام است ؟

خبرنامه

آمار

آنلاین : 1
بازدید امروز : 65
بازدید دیروز : 821
بازدید هفته گذشته : 2281
بازدید ماه گذشته : 9902
بازدید سال گذشته : 264132
کل بازدید : 1924514


بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و  ابر سپید
برگ‌های سبز بید
عطـر نرگس، رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...
خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه‌باز
خوش به حال دختر میخک که می‌خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب ...

ای دل من! گرچه در این روزگار
جامه ی رنگین نمی‌‌پوشی به کام
باده ی رنگین نمی‌بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌‌باید تهی‌ست
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار ...

گر نکوبی  شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ ....

فریدون مشیری

نوشته شده در پنجشنبه 1 فروردين 1398 ساعت 14:20 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 164 بازدید
  • []

  • عشقت آتــــش به دل کس نزند تا دل مــــاست

    کی به‌مسجد سزد آن‌ شمع که ‌در خانه رواست

    به وفــــــــــایی که نداری قســـــم ای ماه جبین

    هر جفــــــــــایی که کنی بر دل ما عین وفاست

    اگر از ربختـــــن خــــــون مَنَت خرسنــــدی است

    این‌ نه‌ خون‌ است‌ بیا دست‌ در او زن که حناست

    سر زلف تو ز چیـــــن مشکِ تر آورده به شهــــــر

    از ختن مشک مخواهید حـــــــریفان که خطاست

    من گرفتــــــــــــار سیه‌چردهٔ شوخــــــی شده‌ام

    که به من دشمــــــــن و با مردم بیگانه صفاست

    یوسف از مصر سفــــــــر کــــــــــــرد و بدینجا آمد

    گو به یعقوب کـــــــــه فـــــرزند تو در خانهٔ ماست

    روزی آیــــــــم به سرکــــــوی تو و جـــــــان بدهم

    تا بکوبنـــــــد که این‌، کشتـــــهٔ آن ماه‌لـــــقاست

    زود باشدکـــــــه ســــــراغ من تـــــــــهمت‌زده را

    از هــــــــــمه شهر بــــــــــگیری و ندانندکجاست

    اگرت یار جـــــفا کـــــرد و ملامــــــت «‌راهـــــب‌»

    غم مخور دادرس عــــاشق مظلوم‌ خـــــــداست

    ملک الشعرای بهار


    این شعر در آلبوم خاطره به آهنگسازی هومن
    مهدویان و آواز وحید تاج اجرا شده و تصنیف دلنشینی هم ساختن انصافا.هر چند
    بنظرم تنظیم بهتری هم میتونست داشته باشه.علاوه بر این صدای وحید تاج رو هم
    دوست دارم

     دانلود

    برچسب‌ها: ملک الشعرای بهار
    نوشته شده در جمعه 27 تير 1393 ساعت 18:33 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 505 بازدید
  • []



  • دلم ببردی و گویی؛
    که جان بیار ای دوست!
    به حیرتم که تو از جان من چه می‌خواهی‌؟

    ملک الشعرای بهار 

    نوشته شده در دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 14:20 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار ملک الشعرای بهار | 226 بازدید
  • []


  • شعر دانی چیست‌ مرواريدی از دریای عقل
    شاعر آن‌ افسونگری کاین ‌طرفه‌ مروارید سفت

    شعر آن باشد که خیزد از دل و جوشد ز لب
    باز در دل‌ها نشیند هر کجا گوشی شنفت

    ای ‌بسا شاعر که ‌او در عمر خود نظمی نساخت
    وی بسا ناظم که ‌او در عمر خود شعری نگفت

    ملک الشعرای بهار
    زادروز شاعر گرامی باد
    نوشته شده در يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت 17:00 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار ملک الشعرای بهار | 254 بازدید
  • []


  • ای کاش دلم به دوست مفتون نشدی
    چون‌ مفتون‌ شد ز هجر مجنون نشدی
    چون‌مجنون‌شد ز رنج پرخون نشدی
    چون‌ پر خون شد ز دیده‌ بیرون نشدی...

    ملک‌الشعرای بهار

    نوشته شده در شنبه 21 اسفند 1395 ساعت 20:30 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار ملک الشعرای بهار | 247 بازدید
  • []

  • 🍃🌹🍂🌻🍃🌹🍂🌻🍃🌹🍂🌻
    ‍ چشم در راه کسی هستم
    کوله بارش بر دوش ،
    آفتابش در دست
    خنده بر لب ، گل به دامن ، پیروز
    کوله بارش سرشار از عشق ، امید

    آفتابش نوروز
    باسلامش ، شادی
    در کلامش ، لبخند

    از نفس هایش گُل می بارد
    با قدم هایش گُل می کارد

    مهربان ، زیبا ، دوست
    روح هستی با اوست !

    قصه ساده است ، معما مشمار ،
    چشم در راه بهارم آری ،
    چشم در راهِ بهار ….

    فریدون مشیری
    🍃🌹🍂🌻🍃🌹🍂🌻🍃🌹🍂🌻

    نوشته شده در يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت 19:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 336 بازدید
  • []


  • بهار آمد بیا تا دادِ عمرِ رفته بستانیم
    به پای سروِ آزادی سر و دستی برافشانیم

    به عهدِ گل زبانِ سوسنِ آزاد بگشاییم
    که ما خود درد این خون خوردن خاموش می‌دانیم

    نسیمِ عطرِ گردان بوی خون عاشقان دارد
    بیا تا عطر این گل در مشام جان بگردانیم

    شرار ارغوان واخیز خون نازنینان است
    سمندر وار جان‌ها بر سر این شعله بنشانیم

    جمال سرخ گل در غنچه پنهان است ای بلبل
    سرودی خوش بخوان کز مژده‌ی صبحش بخندانیم

    گلی کز خنده‌اش گیتی بهشت عدن خواهد شد
    ز رنگ و بوی او رمزی به گوش دل فروخوانیم


    نوشته شده در يکشنبه 12 فروردين 1397 ساعت 0:38 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار هوشنگ ابتهاج | 272 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود
    با رفیقی دو که دایم نتوان تنها بود

    شکرین پسته دهانی به تفرج بگذشت
    که چه گویم نتوان گفت که چون زیبا بود

    دل سعدی و جهانی به دمی غارت کرد
    همچو نوروز که بر خوان ملک یغما بود

    سعدی

    برچسب‌ها: سعدی,وقت بهارم
    نوشته شده در سه شنبه 14 فروردين 1397 ساعت 9:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 260 بازدید
  • []


  • باوفاتر گشت یارم اندکی
    خوش برآمد دی نگارم اندکی
    دی بخندید آن بهار نیکوان
    گشت خندان روزگارم اندکی
    خوش برآمد آن گل صدبرگ من
    سبزتر شد سبزه زارم اندکی
    صبحدم آن صبح من زد یک نفس
    زان نفس من برقرارم اندکی

    نوشته شده در سه شنبه 12 تير 1397 ساعت 18:22 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 418 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    نماینده میکروتیک | منزل مبله شیراز | تشریفات عروسی | خرید سرور مجازی | طراحی بنر | تور چابهار | آموزش تعمیرات | کتراک | اجاره آپارتمان مبله در تهران | قطعات پکیج ایران رادیاتور | اجاره سوئیت در شیراز | تخفیف300ماده نانو | فرش کاشان | آموزش زبان انگلیسی | دکتر نوروزیان | پاپ آپ نمایشگاهی | دانلود رایگان فیلم | محمد صفرزاده | آموزش تعمیرات برد | چاپ کارت شناسایی | خرید لباس هندی | محمد دبیری
    X
    تبليغات