درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو


عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

http://tab.blogsazan.com/

-----------------------------


نظرسنجی

شاعر مورد علاقه شما کدام است ؟

خبرنامه

آمار

آنلاین : 6
بازدید امروز : 127
بازدید دیروز : 821
بازدید هفته گذشته : 2343
بازدید ماه گذشته : 9964
بازدید سال گذشته : 264194
کل بازدید : 1924576

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکتی بنیادم

می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم


زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم

یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم

رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافروز که از سرو کنی آزادم


شمع بر جمع مشو ور نه بسوزی مارا
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم

شهره ی شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم


رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم

حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که در بند توام آزادم

برچسب‌ها: حافظ
نوشته شده در دوشنبه 8 مهر 1392 ساعت 0:46 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 1257 بازدید
  • []

  • سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت

    بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام

    سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش

    اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام (حافظ)

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در شنبه 30 آذر 1392 ساعت 19:28 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 460 بازدید
  • []

  • ای که در کوی خرابات مقامی داری
    جم وقت خودی ار دست به جامی داری
    ای که با زلف و رخ یار گذاری شب و روز
    فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری
    ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند
    گر از آن یار سفرکرده پیامی داری
    خال سرسبز تو خوش دانه عیشیست ولی
    بر کنار چمنش وه که چه دامی داری

    نوشته شده در يکشنبه 19 اسفند 1397 ساعت 18:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 168 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • من که از آتش دل چون خم می در جوشم   مهر بر لب زده خون می‌خورم و خاموشم
    قصد جان است طمع در لب جانان کردن   تو مرا بین که در این کار به جان می‌کوشم
    من کی آزاد شوم از غم دل چون هر دم   هندوی زلف بتی حلقه کند در گوشم
    حاش لله که نیم معتقد طاعت خویش   این قدر هست که گه گه قدحی می نوشم
    هست امیدم که علیرغم عدو روز جزا   فیض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم
    پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت   من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم
    خرقه پوشی من از غایت دین داری نیست   پرده‌ای بر سر صد عیب نهان می‌پوشم
    من که خواهم که ننوشم بجز از راوق خم   چه کنم گر سخن پیر مغان ننیوشم
    گر از این دست زند مطرب مجلس ره عشق   شعر حافظ ببرد وقت سماع از هوشم
    برچسب‌ها: حافظ
    نوشته شده در سه شنبه 20 اسفند 1392 ساعت 20:25 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 516 بازدید
  • []

  • ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است

    به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

    من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم

    که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را

    نوشته شده در جمعه 17 مرداد 1393 ساعت 17:26 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 447 بازدید
  • []


  • رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
    با دوست بگوییم که او محرم راز است


    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در چهارشنبه 29 دی 1395 ساعت 11:29 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 378 بازدید
  • []


  • صبحدم مرغ چمن با گل نو خاسته گفت:

    ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت

    گل بخندید که از راست نرنجیم ولی

    هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت


    نوشته شده در يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت 19:25 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 414 بازدید
  • []


  • تورا كه هرچه مرداست ، در جهان داري،
    چه غم زِ حالِ
    ضعيفانِ
    ناتوان
    داري؟

    حافظ

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در سه شنبه 11 مهر 1396 ساعت 12:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 220 بازدید
  • []



  • هان مشو نوميد چون واقف نه اى از سر غيب

    باشد اندر پرده بازى هاى پنهان، غم مخور

    حافظ

    برچسب‌ها: حافظ
    نوشته شده در جمعه 3 شهريور 1396 ساعت 14:31 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 307 بازدید
  • []

  •  

    صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
    دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
    زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
    ما را ز جام باده گلگون خراب کن
    خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد
    گر برگ عیش می‌طلبی ترک خواب کن
    روزی که چرخ از گل ما کوزه‌ها کند
    زنهار کاسه سر ما پرشراب کن
    ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم
    با ما به جام باده صافی خطاب کن
    کار صواب باده پرستیست حافظا
    برخیز و عزم جزم به کار صواب کن
    دیوان حافظ   غزل شماره  396

    نوشته شده در دوشنبه 9 آذر 1394 ساعت 8:30 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 495 بازدید
  • []

  • سُراینده اشعار: حافظ

    اِی غایب از نَظر به خدا می سپارمت

    جانم بِسوختی و به دِل دوست دارمَت!

     

    حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است

    کسی آن بوستان بوسد که جان در آستین دارد...

     

    کام خود آخر عمر از می و معشوق بگیر

    حیف اوقات که یک سر به بطالت برود!

     

    مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم

    کنار و بوس و آغوشش، چه گویم چون نخواهد شد؟!

     

    ترسم این قوم که بر دردکشان می خندند

    در سر کار خرابات کنند ایمانم را!

     

    آن روز دیده بودم این فتنه ها که برخاست

    کز سرکشی زمانی با ما نمی نشستی!

     

    ساقی سیم ساق من گر همه درد می دهد!

    کیست که تن چو جام می جمله دهن نمی کند؟

     

     

    نوشته شده در يکشنبه 19 ارديبهشت 1395 ساعت 22:57 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 540 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  •  

    سحر بلبل حکایت با صبا کرد

    سحر بلبل حکایت با صبا کرد

    که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد

    از آن رنگ رخم خون در دل افتاد

    وز آن گلشن به خارم مبتلا کرد

    غلام همت آن نازنینم

    که کار خیر بی روی و ریا کرد

    من از بیگانگان دیگر ننالم

    که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

    برچسب‌ها: حافظ ,غزلیات حافظ
    نوشته شده در سه شنبه 8 تير 1395 ساعت 18:10 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 1733 بازدید
  • []

  • نا امیدم مکن از سابقه لطف ازل

    تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت

    نوشته شده در شنبه 13 شهريور 1395 ساعت 10:42 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 345 بازدید
  • []

  •  

    اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
    به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

    #حافظ 🌿

    هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد
    نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
    اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
    به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

    #صائب_تبریزی 🌿

    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
    به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را
    هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
    نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
    سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
    نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

    #شهریار 🌿

    اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
    به خورشید و فلک سایم از این عزت کف پا را
    روان و روح و جان ما همه از دولت شاه است
    من مفلس کی‌ام چیزی ببخشم خال زیبا را
    اگر استاد ما محو جمال یار می‌بودی
    از آن خود نمی‌خواندی تمام روح و اجزا را

    #سیما_یاری 🌿

    اگر آن مه رخ تهران بدست آرد دل ما را
    به لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا را
    سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
     نه بر آن دلبر شیرین که شور افکنده دنیا را

    #سيد_محمود_انوشه 🌿

    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا
    به خال هندویش حتی نبخشم نقطه بارا
    خدای ترک شیرازی بود زیباتر از خلقش
    چرا چون حافظ و صائب ببخشم شهر و اعضا را
    و یا چون شهریار آیم کنم تقدیم اجزایم
    تمام روح و اجزایم فدای صنع یکتا را
    سمرقند و بخارا را سرو دست و تن و پارا
    تمام روح و اجزارا بود زیبنده اعلی را
    میان این سه استادم جسارت کرده ام خواجو
    که پایان بخشم این دعوای استادان والا را

    #موسی_خسروی 🌿


    نوشته شده در پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت 23:56 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 333 بازدید
  • []

  •  

    دست از مس وجود چو مردان ره بشوی
    تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

    حافظ

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در جمعه 16 مهر 1395 ساعت 12:57 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 249 بازدید
  • []

  •  

    کس به امید وفا ترک دل و دین مکناد

    که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس

    زحمتی می‌کشم از مردم نادان که مپرس

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت 11:54 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 236 بازدید
  • []

  •  

    به تیغم گر کشد دستش نگیرم
    وگر تیرم زند منت پذیرم
    کمان ابرویت را گو بزن تیر
    که پیش دست و بازویت بمیرم
    غم گیتی گر از پایم درآرد
    بجز ساغر که باشد دستگیرم
    برآی ای آفتاب صبح امید
    که در دست شب هجران اسیرم
    به فریادم رس ای پیر خرابات
    به یک جرعه جوانم کن که پیرم
    به گیسوی تو خوردم دوش سوگند
    که من از پای تو سر بر نگیرم
    بسوز این خرقه تقوا تو حافظ
    که گر آتش شوم در وی نگیرم
        دیوان حافظ  غزل شماره 331

    نوشته شده در پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت 11:34 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 480 بازدید
  • []


  • دارم از زلف سیاهش گله
    چندان که مپرس ...

    حافظ

    گفتم خوشا هوايى کز باد صبح خيزد
     
    گفتا خنک نسيمى کز کوى دلبر آيد...   

    حافظ

    نوشته شده در جمعه 23 مهر 1395 ساعت 11:29 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 292 بازدید
  • []


  • ای جان
    به چه زنده ای
    که جانانت نیست

    نوشته شده در پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت 18:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 262 بازدید
  • []


  • باد صبحی به هوایت ز گلستان برخاست

    که تو خوش تر ز گل و تازه ‌تر از نسرینی

    حافظ

    نوشته شده در جمعه 30 مهر 1395 ساعت 13:38 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 242 بازدید
  • []


  • جانم بسوختی و
    به دل دوست دارمت ...




    نوشته شده در يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت 0:20 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 239 بازدید
  • []


  • آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد

    صبر و آرام تواند به من مسکین داد؟!


    نوشته شده در سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت 9:19 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 232 بازدید
  • []


  • مباش در پی ِآزار و هرچه خواهی کن
    که در شریعت ما، غیر از این گناهی نیست

    حافظ


    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت 11:15 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 275 بازدید
  • []


  • مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
    قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد

    حافظ

    نوشته شده در پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت 12:43 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 174 بازدید
  • []


  • دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
    و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم
    از دل تنگ گنهکار برآرم آهی
    کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم
    مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست
    می‌کنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم
    بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه
    تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم
    خورده‌ام تیر فلک باده بده تا سرمست
    عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم
    جرعه جام بر این تخت روان افشانم
    غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم
    حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا
    من چرا عشرت امروز به فردا فکنم
           دیوان حافظ  غزل شماره 348

    نوشته شده در جمعه 7 آبان 1395 ساعت 20:56 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 270 بازدید
  • []

  •  

    خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به "حافظ"، غزلسرای بزرگ و از خداوندان شعر و ادب پارسی است. وی حدود سال ۷۲۶ هجری قمری در شیراز متولد شد. علوم و فنون را در محفل درس استادان زمان فراگرفت و در علوم ادبی عصر پایه‌ای رفیع یافت. خاصه در علوم فقهی و الهی تأمل بسیار کرد و قرآن را با چهارده روایت مختلف از بر داشت. "گوته" دانشمند بزرگ و شاعر و سخنور مشهور آلمانی دیوان شرقی خود را به نام او و با کسب الهام از افکار وی تدوین کرد. دیوان اشعار او شامل غزلیات، چند قصیده، چند مثنوی، قطعات و رباعیات است. وی به سال ۷۹۲ هجری قمری در شیراز درگذشت. آرامگاه او در حافظیهٔ شیراز زیارتگاه صاحبنظران و عاشقان شعر و ادب پارسی است.

    در این مجموعه آثار حافظ شامل غزلیات، قصائد، قطعات، مثنویات و رباعیات به شرح زیر گردآوری شده است:

    غزلیات,مثنوی (الا ای آهوی وحشی ...),ساقی نامه (مثنوی),قطعات,رباعیات,قصاید

    ز دلبری نتوان لاف زد به آسانی

    هزار نکته در این کار هست تا دانی

    بجز شکردهنی مایه هاست خوبی را

    به خاتمی نتوان زد دم سلیمانی

    هزار سلطنت دلبری بدان نرسد

    که در دلی به هنر خویش را بگنجانی

     

    نوشته شده در شنبه 8 آبان 1395 ساعت 10:49 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 323 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • جز نقش تو در نظر نیامد ما را

    جز کوی تو رهگذر نیامد ما را

    خواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت

    حقا که به چشم در نیامد ما را

    نوشته شده در شنبه 8 آبان 1395 ساعت 10:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 245 بازدید
  • []


  • به خط‌ و‌ خال گدایان مده خزینه دل
    به‌دستِ شاهوشی ده که محترم دارد

    نه هر درخت تحمل کند جفای خزان
    غلام همت سروم که این قدم دارد


    حافظ


    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در شنبه 8 آبان 1395 ساعت 12:53 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 267 بازدید
  • []


  • برو ای زاهد و
    بر دردکشان خرده مگیر

    که ندادند جز این
    تحفه به ما روز الست...

    حافظ

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در شنبه 8 آبان 1395 ساعت 17:15 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 302 بازدید
  • []


  • اگر به کوی تو باشد مَرا مجال وصول
    رسد به دولت وصل تو کارِ من به اصول...

    حافظ


    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت 10:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 182 بازدید
  • []


  • آن چنان مهر توام ،
    در دل و جان جای گرفت

    که اگر سَر برود از دل
     و از جان نرود


    حافظ

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در شنبه 22 آبان 1395 ساعت 13:36 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 245 بازدید
  • []


  • در می‌خانه
       ببستند
    خدایا
      مپسند
    که
     درِ
    خانه
     تزویر
    و ریا
    بگشایند
     
    حافظ

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در يکشنبه 23 آبان 1395 ساعت 13:39 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 249 بازدید
  • []


  • من ملک بودم و
    فردوس برین جایم بود

    آدم آورد!
    در این دیر خراب آبادم

    حافظ

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در جمعه 28 آبان 1395 ساعت 14:26 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 236 بازدید
  • []


  • یاد باد آن صحبتِ شب‌ها که با نوشین لبان

    بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود...

    حافظ

    نوشته شده در يکشنبه 30 آبان 1395 ساعت 23:16 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 266 بازدید
  • []


  • رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
    با دوست بگوییم که او محرم راز است

    شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
    کوته نتوان کرد که این قصه دراز است

    حافظ

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در دوشنبه 1 آذر 1395 ساعت 9:20 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 280 بازدید
  • []


  • حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
    آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت

    حافظ

    نوشته شده در سه شنبه 2 آذر 1395 ساعت 17:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 228 بازدید
  • []


  • ز دستِ
           جور تو
                     گفتم
                         ز شهر
                              خواهم
                                     رفت...

    به خنده گفت که
                       حافظ برو!
                             که پای تو بست؟!


    نوشته شده در چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت 21:44 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 243 بازدید
  • []

  •  

    از چرخ به هر گونه همی‌دار امید

    وز گردش روزگار می‌لرز چو بید

    گفتی که پس از سیاه رنگی نبود

    پس موی سیاه من چرا گشت سفید

    نوشته شده در شنبه 6 آذر 1395 ساعت 7:03 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 246 بازدید
  • []

  •  

    عمریست تا من در طلب هر روز گامی می‌زنم

    دست شفاعت هر زمان در نیک نامی می‌زنم

    بی ماه مهرافروز خود تا بگذرانم روز خود

    دامی به راهی می‌نهم مرغی به دامی می‌زنم

    اورنگ کو گلچهر کو نقش وفا و مهر کو

    حالی من اندر عاشقی داو تمامی می‌زنم

    تا بو که یابم آگهی از سایه سرو سهی

    گلبانگ عشق از هر طرف بر خوش خرامی می‌زنم

    هر چند کان آرام دل دانم نبخشد کام دل

    نقش خیالی می‌کشم فال دوامی می‌زنم

     

    نوشته شده در شنبه 6 آذر 1395 ساعت 23:13 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 350 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  •  

    سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

    که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست

    نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر

    نهادم آینه‌ها در مقابل رخ دوست

     

    نوشته شده در شنبه 6 آذر 1395 ساعت 23:25 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 322 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  •  

    بیا ساقی آن می که حال آورد

    کرامت فزاید کمال آورد

    به من ده که بس بی‌دل افتاده‌ام

    وز این هر دو بی‌حاصل افتاده‌ام

    بیا ساقی آن می که عکسش ز جام

    به کیخسرو و جم فرستد پیام

    بده تا بگویم به آواز نی

    که جمشید کی بود و کاووس کی

    بیا ساقی آن کیمیای فتوح

    که با گنج قارون دهد عمر نوح

    بده تا به رویت گشایند باز

    در کامرانی و عمر دراز

    بده ساقی آن می کز او جام جم

    زند لاف بینایی اندر عدم

    نوشته شده در يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت 6:49 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 557 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • طفیل هستی عشقند آدمی و پری

    ارادتی بنما تا سعادتی ببری

    بکوش خواجه و از عشق بی‌نصیب مباش

    که بنده را نخرد کس به عیب بی‌هنری

    می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند

    به عذر نیم شبی کوش و گریه سحری

     

    نوشته شده در يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت 23:32 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 382 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  •  

    ای که دایم به خویش مغروری

    گر تو را عشق نیست معذوری

    گرد دیوانگان عشق مگرد

    که به عقل عقیله مشهوری

    مستی عشق نیست در سر تو

    رو که تو مست آب انگوری

    روی زرد است و آه دردآلود

    عاشقان را دوای رنجوری

    بگذر از نام و ننگ خود حافظ

    ساغر می‌طلب که مخموری

    نوشته شده در يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت 23:34 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 338 بازدید
  • []

  •  

    جز نقش تو در نظر نیامد ما را

    جز کوی تو رهگذر نیامد ما را

    خواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت

    حقا که به چشم در نیامد ما را

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت 16:06 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 307 بازدید
  • []


  • جانا
    چه گویم
    شرح فراقت
    چشمی
    و صد نم،
    جانی و صد آه

    حافظ

    نوشته شده در چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت 15:37 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 341 بازدید
  • []


  • گفتم که بوی زُلفت
    گُمراه عالمم کرد ...

    حافظ

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 11:54 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 641 بازدید
  • []


  • تو عزیزتر از چشم در سَری

    سعدی


    بارها روی از پریشانی به دیوار آورم
    ور غم دل با کسی گویم به از دیوار نیست

    سعدی

    دانی که چیست دولت
    دیدار یار دیدن ...

    حافظ

    گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
    هیچ راهی نیست کان را نیست پایان
    غم مخور!

    حافظ


    بیا!
    که بی تو به جان آمدم ز غمناکی...

    حافظ

    با دوست ، کنجِ فقر ، بهشتست و بوستان
    بی دوست ، خـاک بر سرِ جاه و توانگری

    سعدی

    نه در برابر چشمی
    نه غایب از نظری

    حافظ

    نوشته شده در پنجشنبه 18 آذر 1395 ساعت 1:02 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 612 بازدید
  • []


  • از صبا پرس
          که ما را
              همه شب
                  تا دم صبح

    بوی زلف  تو
    همان مونسِ
    جان است
    که  بود

    حافظ

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در سه شنبه 23 آذر 1395 ساعت 20:31 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 488 بازدید
  • []



  • هزار جهد بكردم كه يار من باشى…
    مرادبخش دلِ بی ‌قرار من باشى
    .
    چراغ ديده ی شب زنده دار من گردى
    انيس خاطر اميدوار من باشى
    .
    چو خسروانِ ملاحت به بندگان نازند
    تو در ميانه، خداوندگار من باشى
    .
    از آن عقيق كه خونين دلم، ز عشوه ی او
    اگر كنم گله ‌اى، غمگسار من باشى
    .
    در آن چمن كه بتان دست عاشقان گيرند
    گرت ز دست برآيد، نگار من باشى
    .

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در پنجشنبه 25 آذر 1395 ساعت 16:50 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 421 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • ساقی به نور باده برافروز جام ما

    مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

    ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم

    ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما

    هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

    ثبت است بر جریده عالم دوام ما

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت 21:10 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 504 بازدید
  • []


  • ز دستِ جورِ تو گفتم:
    ز شهر خواهم رفت

    به خنده گفت که:
    حافظ،برو
    که پایِ تو بست؟

    حافظ

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در جمعه 8 بهمن 1395 ساعت 17:24 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 337 بازدید
  • []

  • admin
    اعتمادی نیست بر کار جهان
    بلکه بر گردون گردان نیز هم

    حافظ

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در پنجشنبه 5 اسفند 1395 ساعت 17:12 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 375 بازدید
  • []


  • مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
    جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو
    غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی
    نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو
    هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش

    برچسب‌ها: حافظ
    نوشته شده در چهارشنبه 11 بهمن 1396 ساعت 22:13 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 244 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • هزار جهد بکردم که یار من باشی
    مرادبخش دل بی‌قرار من باشی

    سه بوسه کز دو لبت کرده‌ای وظیفه من
    اگر ادا نکنی قرض دار من باشی

    من این مراد ببینم به خود که نیم شبی
    به جای اشک روان در کنار من باشی

    من ار چه حافظ شهرم جوی نمی‌ارزم
    مگر تو از کرم خویش یار من باشی

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت 19:10 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 376 بازدید
  • []


  • اگر به زلفِ دراز تو دستِ ما نرسد

    گناهِ بختِ پریشان و دستِ کوته ماست

    حافظ

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در جمعه 19 آبان 1396 ساعت 16:33 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 246 بازدید
  • []

  • مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست

    به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن

     

    برچسب‌ها: حافظ,اشعار حافظ
    نوشته شده در جمعه 19 آبان 1396 ساعت 16:48 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 282 بازدید
  • []

  • شبی، همراه این اندوه جانکاه، مرا با شوخ چشمی گفتگو بود.
    نه چون من، های و هوی شاعری داشت ولی، شعر مجسّم: چشم او بود!

    به هر لبخند، یک «حافظ» غزل داشت. به هر گفتار، یک «سعدی» سخن بود.
    من از آن شب خموشی پیشه کردم،  که شعر او، خدای شعر من بود!

    نوشته شده در يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت 11:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فریدون مشیری | 258 بازدید
  • []


  • شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی
    دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد

    حافظ

    برچسب‌ها: حافظ
    نوشته شده در يکشنبه 20 اسفند 1396 ساعت 11:01 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 283 بازدید
  • []


  • گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
    گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
    گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
    گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
    گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
    گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید
    گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
    گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
    گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
    گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
    گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
    گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
    گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
    گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
    گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
    گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید
        دیوان حافظ  غزل شماره  231

    نوشته شده در شنبه 11 آبان 1398 ساعت 11:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 10 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    نماینده میکروتیک | منزل مبله شیراز | تشریفات عروسی | خرید سرور مجازی | طراحی بنر | تور چابهار | آموزش تعمیرات | کتراک | اجاره آپارتمان مبله در تهران | قطعات پکیج ایران رادیاتور | اجاره سوئیت در شیراز | تخفیف300ماده نانو | فرش کاشان | آموزش زبان انگلیسی | دکتر نوروزیان | پاپ آپ نمایشگاهی | دانلود رایگان فیلم | محمد صفرزاده | آموزش تعمیرات برد | چاپ کارت شناسایی | خرید لباس هندی | محمد دبیری
    X
    تبليغات