درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو

برچسب‌ها: ,
نوشته شده در شنبه 20 مرداد 1397 ساعت 7:46 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | بازدید

  • مردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوز

    مرگ خود می‌بینم و رویت نمی بینم هنوز

    بر لب آمد جان و رفتند آشنایان از سرم

    شمع را نازم که می گرید به بالینم هنوز

    آرزو مرد و جوانی رفت و عشق از دل گریخت

    عم نمی گردد جدا از جان مسکینم هنوز

    روزگاری پا کشید آن تازه گل از دامنم

    گل بدامن میفشاند اشک خونینم هنوز

    گر چه سر تا پای من مشت غباری بیش نیست

    در هوایش چون نسیم از پای ننشینم هنوز

    سیمگون شد موی و غفلت همچنان بر جای ماند

    صبحدم خندید و من در خواب نوشینم هنوز

    خصم را از ساده لوحی دوست پندارم رهی

    طفلم و نگشوده چشم مصلحت بینم هنوز

    برچسب‌ها: رهی معیری
    نوشته شده در چهارشنبه 16 مهر 1393 ساعت 23:05 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار رهی معیری | 355 بازدید
  • []

  • مردم از درد و نمی ایی به بالینم هنوز 
    مرگ خود م یبینم و رویت نمی بینم هنوز 
    بر لب آمد جان و رفتند آشنایان از سرم 
    شمع را نازم که می گرید به بالینم هنوز 
    آرزو مرد و جوانی رفت و عشق از دل گریخت 
    عم نمی گردد جدا از جان مسکینم هنوز 
    روزگاری پا کشید آن تازه گل از دامنم 
    گل بدامن میفشاند اشک خونینم هنوز 
    گر چه سر تا پای من مشت غباری بیش نیست 
    در هوایش چون نسیم از پای ننشینم هنوز 
    سیمگون شد موی و غفلت همچنان بر جای ماند 
    صبحدم خندید و من در خواب نوشینم هنوز 
    خصم را از ساده لوحی دوست پندارم رهی
    طفلم و نگشوده چشم مصلحت بینم هنوز

    نوشته شده در دوشنبه 19 آبان 1393 ساعت 23:36 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار رهی معیری | 412 بازدید
  • []

  •  

    خیال‌انگیز و جان‌پرور چو بوی گل سراپایی

    نداری غیر از این عیبی که می‌دانی که زیبایی

    من از دلبستگیهای تو با آیینه دانستم

    که بر دیدار طاقت سوز خود عاشق‌تر از مایی

    به شمع و ماه حاجت نیست بزم عاشقانت را

    تو شمع مجلس‌افروزی تو ماه مجلس‌آرایی

    منم ابر و تویی گلبن که می‌خندی چو می‌گریم

    تویی مهر و منم اختر که می‌میرم چو می‌آیی

    نوشته شده در يکشنبه 25 مرداد 1394 ساعت 18:33 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 337 بازدید
  • []

  •  

    چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی

    چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی

    من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم

    تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی

    خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم

    تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی

    نوشته شده در يکشنبه 25 مرداد 1394 ساعت 3:05 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 347 بازدید
  • []

  •  

    ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند

    بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند

    زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم

    غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند

    نور سحرگاهی دهد فیضی که می خواهی دهد

    با مسکنت شاهی دهد سلطان درویشم کند

    سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا

    وز من رها سازد مرا بیگانه از خویشم کند

    بستاند ای سرو سهی! سودای هستی از رهی

    یغما کند اندیشه را دور از بد اندیشم کند

    نوشته شده در يکشنبه 25 مرداد 1394 ساعت 3:13 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار رهی معیری | 504 بازدید
  • []


  • ما نظر از خرقه پوشان بسته ایم

    دل به مهر "باده نوشان" بسته ایم

    رهی معیری

    برچسب‌ها: رهی معیری
    نوشته شده در سه شنبه 11 مهر 1396 ساعت 21:16 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار رهی معیری | 108 بازدید
  • []

  • من از دلبستگی های تو با آیینه دانستم
    که بر دیدار طاقت سوز خود
    عاشق‌تر از مایی


    برچسب‌ها: رهی معیری
    نوشته شده در شنبه 15 اسفند 1394 ساعت 23:50 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار رهی معیری | 327 بازدید
  • []

  •  

    بُرد آرام دلم، یارِ دلارام
                                            کجاست؟
    آن دلارام که بُرد از دلم آرام
                                            کجاست؟


    برچسب‌ها: رهی معیری,دلارام
    نوشته شده در چهارشنبه 12 خرداد 1395 ساعت 14:16 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار رهی معیری | 287 بازدید
  • []


  • آن که خواب خوشم
    از دیده ربوده است،
    تویی

    و آن که یک بوسه
    از آن لب نربوده است،
    منم...!

    نوشته شده در پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت 18:30 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار رهی معیری | 217 بازدید
  • []


  • یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
    ‎در میان لاله و گل آشیانی داشتم


    سالروز درگذشت شاعر

    رهی معیری

    برچسب‌ها: رهی معیری
    نوشته شده در دوشنبه 24 آبان 1395 ساعت 12:21 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار رهی معیری | 327 بازدید
  • []


  • ما نقد عافیت به می ناب داده ایم
     خار و خس وجود به سیلاب داده ایم

     آن شعله ایم کز نفس گرم سینه سوز
    گرمی به آفتاب جهانتاب داده ایم

    در جستجوی اهل دلی عمر ما گذشت
    جان در هوای گوهر نایاب داده ایم

    کامی نبرده ایم از آن سیمتن رهی
    از دور بوسه بر رخ مهتاب داده ایم

        رهی معیری

    نوشته شده در شنبه 4 دی 1395 ساعت 8:01 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار رهی معیری | 253 بازدید
  • []

  • ای جلوه برق آشیان سوز تو را
    ای روشنی شمع شب افروز تو را
    ز آن روز که دیدمت شبی خوابم نیست
    ای کاش ندیده بودم آن روز تو را

    نوشته شده در شنبه 26 خرداد 1397 ساعت 21:57 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار رهی معیری | 70 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    سفر به ترکیه | فرش کاشان | آژانس هواپیمایی | منزل مبله شیراز | دستگاه فلزیاب | کفسابی | فلزیاب دست ساز | هتل و اقامت | دیاگ | میز کانتر | گیت کنترل تردد | نوبت دهی پزشکان شیراز | هاست ارزان | پاپ آپ نمایشگاهی | فلزیاب | دکتر نوروزیان | فلزیاب | منزل مبله شیراز | لباس هندی | سفر به تایلند| ثبت شرکت | فلزیاب | راهنمای سفر | سفر به گرجستان | منزل مبله شیراز | فلزیاب | سفر به روسیه | منزل مبله | محمد دبیری
    X
    تبليغات