درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها
@blogsazan

دسته بندي ها

جستجو


صبح ها وقتی خورشيد در می آيد متولد بشويم
هيجان ها را پرواز دهيم
روی ادراک، فضا، رنگ، صدا، پنجره، گل نم بزنيم
آسمان را بنشانيم ميان دو هجای هستی
ريه را از ابديت پر و خالی بکنیم

سهراب سپهری

نوشته شده در شنبه 18 دی 1395 ساعت 12:38 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سهراب سپهری | 87 بازدید
  • []


  • پشت دریا شهری ست
    که درآن
     وسعت خورشید
    به اندازه چشمان سحرخیزان است
    شاعران؛
    وارث آب و خرد و روشنی اند

    پشت دریاها شهری ست
                   قایقی باید ساخت...
    سهراب سپهری

    زندگی خالی نیست
    مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست
    آری تا شقایق هست زندگی باید کرد

    سهراب سپهری


    روزگاري است در اين گوشه پژمرده هوا
    هر نشاطی مرده است
    من به اندازه یک ابر دلم می گیرد...
    آدم اینجا تنهاست
    بیا زندگی را بدزدیم
    بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را
    صدا کن مرا
    مرا گرم کن
    در این کوچه هایی که تاریک هستند
    تو دلت سبز...
    لبت سرخ...
    چراغت روشن...
    من دلم مي‌خواهد
    قدر اين خاطره را دريابيم
    زندگي درك همين اكنون است

    سهراب سپهری

    برچسب‌ها: سهراب سپهری
    نوشته شده در پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت 13:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سهراب سپهری | 99 بازدید
  • []

  •  

    हई🌷✞╬ईह

     

    آرزویم این است ؛

    نتراود اشک در چشم تو هرگز ؛

    مگر از شوق زیاد

    نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز ؛

    و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی

    عاشق آنکه تو را می خواهد . . .

    و به لبخند تو از خویش رها می گردد

    و تو را دوست بدارد به همان اندازه ؛

    که دلت می خواهد...

     

    سهراب_سپهرى

    نوشته شده در دوشنبه 5 بهمن 1394 ساعت 18:10 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سهراب سپهری | 212 بازدید
  • []


  • دست جادویی شب
    در به روی من و غم می بندد
    می کنم هرچه تلاش
    او به من می خندد


    نوشته شده در دوشنبه 14 تير 1395 ساعت 1:41 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سهراب سپهری | 223 بازدید
  • []

  • انجیر کهن سر زندگی اش را می گسترد.
    زمین باران را صدا می زند.
    گردش ماهی آب را می شیارد.
    باد می گذرد. چلچله می چرخد. و نگاه من گم می شود.
    ماهی زنجیری آب است ، و من زنجیری رنج.
    نگاهت خاک شدنی ، لبخندت پلاسیدنیست.
    سایه را بر تو افکندم تا بت من شوی.
    نزدیک تو می آیم ، بوی بیابان می شنوم
    به تو می رسم ، تنها می شوم.
    کنار تو تنهاتر شدم . از تو تا اوج تو ، زندگی من گسترده است .
    از من تا من ، تو گسترده ای.
    با تو برخوردم، به راز پرستش پیوستم.
    از تو براه افتادم ، به جلوه رنج رسیدم.
    و با این همه ای شفاف !
    مرا راهی از تو بدر نیست.
    زمین باران را صدا می زند ، من تو را.
    پیکرت زنجیری دستانم می سازم،
    تا زمان را زندانی کنم.
    باد می دود ، و خاکستر تلاشم را می برد .
    چلچله می چرخد. گردش ماهی آب را می شیارد. فواره می جهد :
    لحظه ى من پر می شود

    نوشته شده در يکشنبه 24 مرداد 1395 ساعت 10:59 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سهراب سپهری | 102 بازدید
  • []


  • زندگی  مجذورِ آينه است،
    زندگی گل به توان ابديت،
    زندگی ضربِ زمين درضربان دل ها،
    زندگی هندسه ساده و يكسان نفس هاست

    سهراب سپهری

    زندگی
    خواب خوش
    کودک احساس من است
    زِندِگی بُغضِ دِل تُوست بِه هِنگامِ سَحَر

    سهراب سپهری 

    نوشته شده در شنبه 27 آذر 1395 ساعت 13:13 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سهراب سپهری | 82 بازدید
  • []


  • من به ايوان چراغانی دانش رفتم
    رفتم از پله مذهب بالا،
    تا ته كوچه شک ،
    تا هوای خنك استغنا،
    تا شب خيس محبت رفتم.
    من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق.


    نوشته شده در جمعه 23 مهر 1395 ساعت 12:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سهراب سپهری | 103 بازدید
  • []


  • مادرم صبحی می گفت: موسم دلگیری است
    من به او گفتم:
    زندگانی سیبی است، گاز باید زد با پوست...

    سهراب سپهری


    نوشته شده در چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت 11:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سهراب سپهری | 63 بازدید
  • []


  • جهان آلوده‌ی خواب است
    و من
    در وهم خود بیدار...

    سهراب سپهری

    نوشته شده در چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت 12:36 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سهراب سپهری | 66 بازدید
  • []


  • من اناری میکنم دانه،
    و به دل میگویم
    خوب بود این مردم
    دانه های دلشان پیدا بود...‏

     سهراب سپهری

    نوشته شده در سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت 21:13 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سهراب سپهری | 132 بازدید
  • []


  • صدای آب می آید
    مگر در نهر تنهایی چه می شویند
    لباس لحظه ها پاک است...

     سهراب سپهری

    نوشته شده در چهارشنبه 27 بهمن 1395 ساعت 12:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سهراب سپهری | 131 بازدید
  • []


  • صبح امروز کسی گفت به من
    تو چقدر تنهایی!
    گفتمش در پاسخ:
    تو چقدر حساسی...
    تن من گر تنهاست،
    دل من با دلهاست،
    دوستانی دارم
    بهتر از برگ درخت
    که دعایم گویند و دعاشان گویم،
    یادشان دردل من،
    قلبشان منزل من...!
    صافى آب مرا ياد تو انداخت، رفيق!
    تو دلت سبز،
    لبت سرخ،
    چراغت روشن!
    چرخ روزيت هميشه چرخان!
    نفست داغ،
    تنت گرم،
    دعايت با من!

    سهراب سپهری 

    نوشته شده در پنجشنبه 5 اسفند 1395 ساعت 17:01 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سهراب سپهری | 80 بازدید
  • []

  •  من گره خواهم زد
    چشمان را با خورشید،
    دل ها را با عشق،
    سایه ها را با آب،
    شاخه ها را با باد.

    سهراب سپهری

    برچسب‌ها: سهراب سپهری
    نوشته شده در يکشنبه 13 فروردين 1396 ساعت 16:30 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سهراب سپهری | 79 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ | تور روسیه | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هانس گروهه | محلول رویش مو | هاست لینوکس ارزان | اقامت استرالیا | تور کيش | آژانس هواپیمایی | سیگنال خرید بورس | تور استانبول | شهر سفر | بانک اخبار | ترسیم نقشه بتنی | کانال تلگرام | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | چوب مسواک چیست ؟ | جت گروتينگ | اشعار
    X
    تبليغات