درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو


الهی باشی و بسیار باشی
به شرط آنکه با ما یار باشی

نوشته شده در چهارشنبه 29 دی 1395 ساعت 11:28 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 201 بازدید
  • []

  •  


    من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
    پیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگو
    سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
    ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو
    دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
    آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
    گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم
    گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو
    من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت
    سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو
    قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
    در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو
    گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد
    که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو
    گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است
    گفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو
    گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
    گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو
    ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال
    خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو
    گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
    گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو
            دیوان شمس غزل شماره 2219

    نوشته شده در پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت 11:26 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 138 بازدید
  • []

  •  

    به تیغم گر کشد دستش نگیرم
    وگر تیرم زند منت پذیرم
    کمان ابرویت را گو بزن تیر
    که پیش دست و بازویت بمیرم
    غم گیتی گر از پایم درآرد
    بجز ساغر که باشد دستگیرم
    برآی ای آفتاب صبح امید
    که در دست شب هجران اسیرم
    به فریادم رس ای پیر خرابات
    به یک جرعه جوانم کن که پیرم
    به گیسوی تو خوردم دوش سوگند
    که من از پای تو سر بر نگیرم
    بسوز این خرقه تقوا تو حافظ
    که گر آتش شوم در وی نگیرم
        دیوان حافظ  غزل شماره 331

    نوشته شده در پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت 11:34 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 314 بازدید
  • []

  •  

    اگر تو عاشقی غم را رها کن

    عروسی بین و ماتم را رها کن

    تو دریا باش و کشتی را برانداز

    تو عالم باش و عالم را رها کن

    چو آدم توبه کن وارو به جنت

    چه و زندان آدم را رها کن

    برآ بر چرخ چون عیسی مریم

    خر عیسی مریم را رها کن

    وگر در عشق یوسف کف بریدی

    همو را گیر و مرهم را رها کن

    وگر بیدار کردت زلف درهم

    خیال و خواب درهم را رها کن

    نفخت فیه من روحی رسیده‌ست

    غم بیش و غم کم را رها کن

    مسلم کن دل از هستی مسلم

    امید نامسلم را رها کن

    بگیر ای شیرزاده خوی شیران

    سگان نامعلم را رها کن

    حریصان را جگرخون بین و گرگین

    گر و ناسور محکم را رها کن

    بر آن آرد تو را حرص چو آزر

    که ابراهیم ادهم را رها کن

    خمش زان نوع کوته کن سخن را

    که الله گو اعلم را رها کن

    چو طالع گشت شمس الدین تبریز

    جهان تنگ مظلم را رها کن

    نوشته شده در پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت 11:46 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 161 بازدید
  • []


  • ای دلِ پاره‌پاره‌ام،
    دیدنِ اوست چاره‌ام!
    اوست پناه و پُشتِ من؛
    تکیه بر این جهان مکن

    مولانا

    نوشته شده در شنبه 1 آبان 1395 ساعت 13:54 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 273 بازدید
  • []


  • شب من نشان مویت
    سحرم نشان رویت

    قمر از فلک درافتد
    چو نقاب برگشایی

    صنما هوای ما کن
    طلب رضای ما کن

    که ز بحر و کان شنیدم
    که تو معدن عطایی...

    حضرت مولانا


    نوشته شده در سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت 21:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 203 بازدید
  • []


  • ﺭﺍز ﺩﻝ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﺷﻴﺎﺭ ﻧﮕﻮیید
    ﺍﺳﺮﺍﺭ ﻟﺐ ﻳﺎﺭ ؛ ﺑﻪ ﺍﻏﻴﺎﺭ ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ

    ﺍﺯ ﺑﻴﺨﺒﺮﺍﻥ؛ ﺭﺍﻩ ﺧﺮﺍﺑﺎﺕ ﻣﭙﺮﺳﻴﺪ
    ﺑﺎﺩﻝ ﺳﻴﻪ ﻫﺎﻥ؛ ﻗﺼﻪ ﺩﻟﺪﺍﺭ ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ

    ﺑﻮﻳﻰ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ، ﮔﻮﺷﻪ ﻣﻴﺨﺎﻧﻪ ﺷﻨﻴﺪﻳﺪ
    ﺍﻯ ﺍﻫﻞ ﻧﻈﺮ! ﺑﺮ ﺳﺮ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ

    ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺍﻧﺎ ﺍﻟﺤﻖ،ﻛﻪ ﻛﺴﻰ ﻭﺍﻗﻒ ﺁﻥ ﻧﻴﺴﺖ
    ﮔﺮ ﺳﺮ ﺑﺮﻭﺩ ؛ ﺟﺰ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺩﺍﺭ ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ

    ﺭﺍﺯﻯ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ، ﺑﺮ ﺳﺮ ﭘﻴﻤﺎﻧﻪ ﻧﻬﺎﺩﺳﺖ
    ﺍﺯ ﻣﺴﺖ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻫﺸﻴﺎﺭ ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ

    ﭼﻮﻥ ﻧﻴﺴﺖ به ﻋﺎﻟﻢ ؛ﺳﺨﻨﻰ ﺟﺰ ﺳﺨﻦ ﻳﺎﺭ
    ﻣﺎ ﺭﺍ ؛ ﺳﺨﻨﻰ ﺟﺰ ﺳﺨﻦ ﻳﺎﺭﻧﮕﻮﻳﻴﺪ

                 "فخرالدین عراقی"

    نوشته شده در سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت 21:45 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 176 بازدید
  • []

  • آن‌چه می‌گویم به قدر فهم توست
    مُـردم انـدر حـسـرتِ فهم درست

    صـورت زیبا نمــی آید به کار
    حرفی از معنی اگر داری بیار

    پا تهی گشتن به‌ است از کفش تنگ
    رنج قربت به که اندر خانه جنگ

    ظالم آن قومی که چشمان دوختند
    وز سخنها عالمی را سوختند

    موی بشکافی به‌عیب دیگران
    چو به‌عیب خود رسی کوری از آن

    هرکسی گرعـیـب خـود دیدی به پـیش
    کی بُدی فارغ وی از اصلاح خویش

    تیـغ دادن در کفِ زنگّیّ مست
    به که آید علم نادان را به دست

    خضر کشتی را برای آن شکست
    کـه تـوانـد کـشـتی ازفجّار رست

    ایـن سـخـن در سـینه دخلِ مغزهاست
    در خموشی مغز جان را صد نماست

    ایـن دهـان بر بند تا بینی عیان
    چشم­بند آن جهان حلق و دهان

    چـندگاهی بی لـب و بی‌گوش شو
    وانگهی چون لب حریفِ نوش شو

    ای برادر تو همین اندیشه ای
    مـابـقی تو استخوان و ریشه‌ای

    نیمِ عمرت در پریشانی رود
    نـیـمِ دیـگر در پشیمانی شود

    تا که احمق باقی است اندر جهان
    مرد مفلس کی شود محتاج نان

    حضرت مولانا

    نوشته شده در پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت 21:58 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 194 بازدید
  • []


  • با هم نفسی
                گر نفسی
                           بنشینی

    مجموع حیات عمر
                        آن یک نفس است...

    فخرالدین عراقی


    نوشته شده در جمعه 7 آبان 1395 ساعت 13:50 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عراقی | 155 بازدید
  • []

  • ای یار ناگزیر که دل در هوای تست

    جان نیز اگر قبول کنی هم برای تست

    غوغای عارفان و تمنای عاشقان

    حرص بهشت نیست که شوق لقای تست

    گر تاج می‌دهی غرض ما قبول تو

    ور تیغ می‌زنی طلب ما رضای تست

    گر بنده می‌نوازی و گر بنده می‌کشی

    زجر و نواخت هرچه کنی رای رای تست

     

    نوشته شده در جمعه 7 آبان 1395 ساعت 14:17 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 211 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد
    ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت

    ویرانه دل ماست که با هر نگه دوست
    صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت


    نوشته شده در دوشنبه 24 آبان 1395 ساعت 12:14 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 231 بازدید
  • []

  •  

    عاشق همه سال مست و رسوا بادا

    دیوانه و شوریده و شیدا بادا

    با هشیاری غصهٔ هرچیز خوریم

    چون مست شویم هرچه بادا بادا


    نوشته شده در يکشنبه 30 آبان 1395 ساعت 12:41 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 298 بازدید
  • []


  • تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
    شکسته قلب من جانا بعهد خود وفا کن...

    قیصرامین پور


    نوشته شده در چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت 21:48 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار قیصر امین پور | 208 بازدید
  • []


  • گاه سوی وفا روی،
    گاه سوی جفا روی،

    آنِ منی کجا روی؟
    بی‌تو به سر نمی‌شود

    مولانا


    گر تو پنداری
    به حسن تو نگاری هست، نیست
    ور تو پنداری
    مرا بی‌تو قراری هست، نیست

    مولانا

    نوشته شده در پنجشنبه 4 آذر 1395 ساعت 20:50 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 232 بازدید
  • []

  •  

    قهر است کار و آتش ،
    گریه ست پیشه‌ی شمع

    از ما وفا و خدمت ،
    وز یار بی وفایی

    مولانا

    نوشته شده در شنبه 6 آذر 1395 ساعت 21:42 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 354 بازدید
  • []

  •  

    هستم به وصال دوست دلشاد امشب

    وز غصهٔ هجر گشته آزاد امشب

    با یار بچرخم و دل میگوید

    یارب که کلید صبح گم باد امشب

    مولوی

     

    ای جان خبرت هست که جانان تو کیست

    وی دل خبرت هست که مهمان تو کیست

    ای تن که بهر حیله رهی میجوئی

    او میکشدت ببین که جویان تو کیست

    مولوی

    نوشته شده در شنبه 6 آذر 1395 ساعت 23:45 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 238 بازدید
  • []


  • تا چند تو پس روی به پیش آ
    در کفر مرو به سوی کیش آ
    در نیش تو نوش بین به نیش آ
    آخر تو به اصل اصل خویش آ
    هر چند به صورت از زمینی
    پس رشته گوهر یقینی
    بر مخزن نور حق امینی
    آخر تو به اصل اصل خویش آ
    خود را چو به بیخودی ببستی
    می‌دانک تو از خودی برستی
    وز بند هزار دام جستی
    آخر تو به اصل اصل خویش آ
    از پشت خلیفه‌ای بزادی
    چشمی به جهان دون گشادی
    آوه که بدین قدر تو شادی
    آخر تو به اصل اصل خویش آ
    هر چند طلسم این جهانی
    در باطن خویشتن تو کانی
    بگشای دو دیده نهانی
    آخر تو به اصل اصل خویش آ

    نوشته شده در سه شنبه 9 آذر 1395 ساعت 17:18 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 223 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • گر هزاران دام باشد در قدم

    چون تو با مایی نباشد هیچ غم

    چون عنایاتت بود با ما مقیم

    کی بود بیمی از آن دزد لئیم

    نوشته شده در چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت 14:00 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 208 بازدید
  • []

  • با یار به گلزار شدم رهگذری

    بر گل نظری فکندم از بی‌خبری

    دلدار به من گفت که شرمت بادا

    رخسار من اینجا و تو بر گل نگری

    نوشته شده در يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 11:59 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 284 بازدید
  • []

  •         
    امشب منم مهمان تو
    دست من و دامان تو

    یا قفل در وا میکنی
    یا قفل در وا میکنی
    یا قفل در وا میکنی!

    منسوب به مولانا

    برچسب‌ها: اشعار عارفانه
    نوشته شده در دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت 11:50 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 79 بازدید
  • []


  • گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زن
    چون دل به یکی دادی، آتش به دو عالم زن
    هم نکتهٔ وحدت را با شاهد یکتاگو
    هم بانگ اناالحق را بر دار معظم زن
    هم چشم تماشا را بر روی نکو بگشا
    هم دست تمنا را بر گیسوی پر خم زن
    هم جلوهٔ ساقی را در جام بلورین بین
    هم بادهٔ بی‌غش را با سادهٔ بی غم زن
    ذکر از رخ رخشانش با موسی عمران گو
    حرف از لب جان بخشش با عیسی مریم زن
    حال دل خونین را با عاشق صادق گو
    رطل می صافی را با صوفی محرم زن

    نوشته شده در سه شنبه 11 ارديبهشت 1397 ساعت 12:53 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغی بسطامی | 83 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • برچسب‌ها: ,
    نوشته شده در دوشنبه 28 خرداد 1397 ساعت 18:03 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | بازدید


  • صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    سفر به ترکیه | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هتل و اقامت | منزل مبله شیراز | دیاگ | میز کانتر | گیت کنترل تردد | سئو سایت | پاپ آپ نمایشگاهی | فلزیاب | آگهی استخدام | فلزیاب | دستگاه فلزیاب | منزل مبله شیراز | لباس هندی | سفر به تایلند| ثبت شرکت | منزل مبله شیراز | راهنمای سفر | سفر به گرجستان | ساخت وبلاگ رایگان | دکتر نوروزیان | فلزیاب | سفر به روسیه | محمد دبیری
    X
    تبليغات