درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو

هست خاموشی نشان اهل راز

باش دایم از خموشی درگداز

هست خاموشی عیار از بهر عشق

هست خاموشی زبان شهر عشق

هست خاموشی درون دل مرا

لیک عشقم گفت اینها بر ملا

هست خاموشی میان ما و دوست

این همه معنی من پیدا ازوست

هست خاموشی بآخر حال تو

نیست گردد جمله قیل و قال تو

هست خاموشی به از گفتن بسی

سرّ این معنی نمی‌داند کسی

هست خاموشی بمعنی ورد من

پیش نااهلان نمی‌گویم سخن

هست خاموشی میان ما و پیر

سرّ این معنی نداند هر فقیر

هست خاموشی طریق اهل راه

تا نگردد همچو درّاج او تباه

هست خاموشی چراغ جان جان

هستاز احوال منصور این عیان

هست خاموشی میان روح و تن

برچسب‌ها: عطار
نوشته شده در دوشنبه 21 بهمن 1392 ساعت 22:13 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 439 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • هرچیزی را زکاتی است
    و زکاتِ عقل
    اندوهِ طویل است!

    عطار

    (وبلاگ اشعار tab)

    نوشته شده در شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت 12:03 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | 276 بازدید
  • []

  • فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخوردار بوده‌است.

    دیوان اشعار/منطق‌الطیر/تذکرة الأولیاء/الهی نامه/بلبل نامه/اسرارنامه/خسرونامه/مختارنامه (رباعیات)/سی فصل/بیان الارشاد/بی‌سرنامه/هیلاج نامه/مظهر/جوهرالذات/مظهرالعجایب/مصیبت نامه/وصلت نامه/نزهت الاحباب/پندنامه/اشترنامه/فتوت نامه

    ز عشقت سوختم ای جان کجایی

    بماندم بی سر و سامان کجایی

    نه جانی و نه غیر از جان چه چیزی

    نه در جان نه برون از جان کجایی

    ز پیدایی خود پنهان بماندی

    چنین پیدا چنین پنهان کجایی

    هزاران درد دارم لیک بی تو

    ندارد درد من درمان کجایی

    نوشته شده در شنبه 29 آبان 1395 ساعت 18:43 توسط : اشعار فاطمه | دسته : عطار | 178 بازدید
  • []

  • انس چون بادوست باشد باد و آتش هم توئی

    انس چون با دوست باشد آدم عالم توئی

    انس چون با دوست باشد ذره‌ها دریا شود

    انس چون با دوست باشد رازها پیدا شود

    انس چون بادوست باشد طالبان مطلوب شد

    انس چون با دوست باشد هر بلا محبوب شد

     

    نوشته شده در شنبه 29 آبان 1395 ساعت 18:47 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عطار | 183 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • ای برادر غیر حق خود نیست کس

    اهل معنی را همین یک حرف بس

    گر تو غیر حق به بینی درجهان

    بر تو روشن گردد اسرار نهان

    گر تو اندر راه یک بینی شوی

    از وجود خویشتن فانی شوی
    نوشته شده در شنبه 29 آبان 1395 ساعت 18:54 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عطار | 105 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • اگر تو عاشقی معشوق دور است

    وگر تو زاهدی مطلوب حور است

    ره عاشق خراب اندر خراب است

    ره زاهد غرور اندر غرور است

    دل زاهد همیشه در خیال است

    دل عاشق همیشه در حضور است

    نصیب زاهدان اظهار راه است

    نصیب عاشقان دایم حضور است

    جهانی کان جهان عاشقان است

    جهانی ماورای نار و نور است

    درون عاشقان صحرای عشق است

    که آن صحرا نه نزدیک و نه دور است

     

    نوشته شده در شنبه 29 آبان 1395 ساعت 19:07 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عطار | 188 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • هر شبی وقت سحر در کوی جانان می‌روم

    چون ز خود نامحرمم از خویش پنهان می‌روم

    چون حجابی مشکل آمد عقل و جان در راه او

    لاجرم در کوی او بی عقل و بی جان می‌روم

    همچو لیلی مستمندم در فراقش روز و شب

    همچو مجنون گرد عالم دوست جویان می‌روم

    نوشته شده در شنبه 29 آبان 1395 ساعت 19:10 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عطار | 187 بازدید
  • []

  • نقلست که شیخ ابوالحسن خرقانی شبی نماز همی کرد آوازی شنود که هان بوالحسنو خواهی که آنچه از تو می‌دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟
    شیخ گفت: ای بار خدایا خواهی تا آنچه از رحمت تو می‌دانم و از کرم تو می‌بینم با خلق بگویم تا دیگر هیچ کس سجودت نکند؟
    آواز آمد نه از تو نه از من.

    عطار
    تذكرة الأولياء

    نوشته شده در پنجشنبه 9 آذر 1396 ساعت 19:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده مطالب جالب | 164 بازدید
  • []


  • ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
    بر در دل روز و شب منتظر یار باش
    دلبر تو دایما بر در دل حاضر است
    رو در دل برگشای حاضر و بیدار باش
    دیدهٔ جان روی او تا بنبیند عیان
    در طلب روی او روی به دیوار باش
    ناحیت دل گرفت لشگر غوغای نفس
    پس تو اگر عاشقی عاشق هشیار باش
    نیست کس آگه که یار کی بنماید جمال
    لیک تو باری به نقد ساختهٔ کار باش
    در ره او هرچه هست تا دل و جان نفقه کن
    تو به یکی زنده‌ای از همه بیزار باش
    گر دل و جان تو را در بقا آرزوست
    دم مزن و در فنا همدم عطار باش
      دیوان عطار  غزل شماره  418

    برچسب‌ها: عاشقی,عطار
    نوشته شده در يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت 11:44 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عطار | 127 بازدید
  • []



  • نقلست که روزی شیخ ابوسعيد ابوالخير مَستی را دید افتاده، گفت: دست به من ده، گفت: ای شیخ برو که دستگیری کار تو نیست، دستگیر بیچارگان خداست.

    عطار
    تذکره الاولیا

    نوشته شده در يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت 20:09 توسط : اشعار فاطمه | دسته : عطار | 124 بازدید
  • []

  • برچسب‌ها: ,
    نوشته شده در دوشنبه 28 خرداد 1397 ساعت 18:03 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | بازدید


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    سفر به ترکیه | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هتل و اقامت | منزل مبله شیراز | دیاگ | میز کانتر | گیت کنترل تردد | سئو سایت | پاپ آپ نمایشگاهی | فلزیاب | آگهی استخدام | فلزیاب | دستگاه فلزیاب | منزل مبله شیراز | لباس هندی | سفر به تایلند| ثبت شرکت | منزل مبله شیراز | راهنمای سفر | سفر به گرجستان | ساخت وبلاگ رایگان | دکتر نوروزیان | فلزیاب | سفر به روسیه | محمد دبیری
    X
    تبليغات