درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها
@blogsazan

دسته بندي ها

جستجو

این  قـافـله  عـمر  عجب می گذرد

دریاب دمی که با  طرب  می گذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری

پیش آر  پیاله  را کـه شب می گذرد

 

 

ای   بس  که  نباشیم و جهان خواهد بود

نی  نام  ز  ما  و  نه  نشان  خواهد  بود

زین   پیش  نبودیم   و  نبد   هیچ   خلل

زین   پس   چو  نباشیم همان خواهد بود

 

شادی بطلب که حاصل عمر دمی است

هر ذره  ز خاک  کیقبادی و جمی است

احوال جهان و اصل این عمر که هست

خوابی  و خیالی  و فریبی  و دمی است

 

 

از منزل کفر تا به  دین  یک نفس است

وز عالم شک تا به یقین  یک نفس است

ایـن یـک نفس عـزیز را  خـوش  مـیدار

کز حاصل عمر ما همین یک نفس است

 

چون عهده نمی شود  کسی  فردا را

حـالی خوش دار  این دل پر سودا را

می نوش به ماهتاب ای  ماه  که  ما

بـسیار  بـــگردد  و  نــیـابد  ما  را

هر چند که رنگ و روی زیباست مرا

چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

معلوم  نشد   که  در  طربخانه   خاک

نقاش   ازل   بهر   چه  آراست   مرا

برچسب‌ها: غزلیات خیام
نوشته شده در جمعه 31 خرداد 1392 ساعت 20:30 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار خیام نیشابوری | 439 بازدید
  • []

  • خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست

    طاقت بار فراق این همه ایامم نیست

    خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد

    سر مویی به غلط در همه اندامم نیست

    میل آن دانه خالم نظری بیش نبود

    چون بدیدم ره بیرون شدن از دامم نیست

    شب بر آنم که مگر روز نخواهد بودن

    بامدادت که نبینم طمع شامم نیست

    چشم از آن روز که برکردم و رویت دیدم

    به همین دیده سر دیدن اقوامم نیست

    نوشته شده در چهارشنبه 16 ارديبهشت 1394 ساعت 17:53 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 243 بازدید
  • []

  • ز من مپرس که بر من چه حال میگذرد

    چو روز وصل توام در خیال میگذرد

    جهان برابر چشمم سیاه میگردد

    چو در ضمیر من آن زلف و خال میگذرد

    اگر هلاک خودم آرزوست منع مکن

    مرا که عمر چنین در ملال میگذرد

    خیال مهر تو در چشم هر سهی سرویست

    که در حوالیش آب زلال میگذرد

    ز بوی زلف توام روح تازه میگردد

    سپیده‌دم که نسیم شمال میگذرد

    من و وصال تو آن فکر و آرزو هیهات

    که بر دماغ چه فکر محال میگذرد

    غلام و چاکر روی چو ماه توست عبید

    وزین حدیث بسی ماه و سال میگذرد

    نوشته شده در چهارشنبه 4 شهريور 1394 ساعت 1:37 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عبید زاکانی | 230 بازدید
  • []

  •  

    ز ما صد جان وز آن لب یک عبارت

    ز ما صد دل وز آن مه یک اشارت

    دلا از چشم خونخوارش‌ حذر کن

    که بی‌رحمند ترکان وقت غارت

    به خون دل بسازم از غم دوست

    ‌قناعت کرد باید در تجارت

    چو سنگ سختم آتش در درونست

    تنم را زان نمی سوزد حرارت

    از آن رو بی ‌تو چشمم کس‌ نبیند

    که نبود بی‌تو در چشمم بصارت

    قاآنی » غزلیات


    نوشته شده در يکشنبه 8 شهريور 1394 ساعت 18:43 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار قاآنی | 249 بازدید
  • []

  • خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مرو

    ای حیات دوستان در بوستان بی‌من مرو

    ای فلک بی‌من مگرد و ای قمر بی‌من متاب

    ای زمین بی‌من مروی و ای زمان بی‌من مرو

    این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است

    این جهان بی‌من مباش و آن جهان بی‌من مرو

    ای عیان بی‌من مدان و ای زبان بی‌من مخوان

    ای نظر بی‌من مبین و ای روان بی‌من مرو

    شب ز نور ماه روی خویش را بیند سپید

    من شبم تو ماه من بر آسمان بی‌من مرو

    خار ایمن گشت ز آتش در پناه لطف گل

    تو گلی من خار تو در گلستان بی‌من مرو

    دیگرانت عشق می‌خوانند و من سلطان عشق

    ای تو بالاتر ز وهم این و آن بی‌من مرو

    نوشته شده در جمعه 21 آبان 1395 ساعت 19:04 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 138 بازدید
  • []

  •  

    دلبرا، عمریست تا من دوست می دارم ترا

    در غمت می سوزم و گفتن نمی یارم ترا

    وای بر من کز غمت می میرم و جان می دهم

    واگهی نیست از دل افگار بیمارم ترا

    ای به تو روشن دو چشم گر درآری سر به من

    از عزیزی همچو نور دیده می دارم ترا

    داری اندر سر که بگذاری مرا و من برآنک

    در جمیع عمر خویش از دست نگذارم ترا

    خواری و آزار بر من، گر به تیغ آید ز تو

    خارم اندر دیده، گر با گل بیازارم ترا

    یک زمان از پای ننشینم به جست و جوی تو

    یا کنم سر را فدایت، یا به دست آرم ترا

    نیست شرط، ای دوست، با یاران دیرینت جفا

    شرم دار آخر که من یار وفادارم ترا

    نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر 1394 ساعت 14:03 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 206 بازدید
  • []

  • بیم است که سودایت دیوانه کند ما را

    در شهر به بدنامی افسانه کند ما را

    بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری

    ترسم که غمت از جان بیگانه کند ما را

    نوشته شده در پنجشنبه 16 مهر 1394 ساعت 17:10 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار امیرخسرو دهلوی | 208 بازدید
  • []

  • گفتمش دم به دم آزار دل زار مکن

    گفت اگر یار منی شکوه ز آزار مکن

    گفتمش چند توان طعنه ز اغیار شنید

    گفت از من بشنو گوش باغیار مکن

    گفتم از درد دل خویش به جانم چه کنم

    گفت تا جان شودت درد دل اظهار مکن

    گفتم آن به که سر خویش فدای تو کنم

    از میان تیغ برآورد که زنهار مکن

    گفتمش محتشم دلشده را خوار مدار

    گفت خورد از پی عزت او خوار مکن

    نوشته شده در دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت 13:27 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار محتشم کاشانی | 192 بازدید
  • []

  •  

    صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
    دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
    زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
    ما را ز جام باده گلگون خراب کن
    خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد
    گر برگ عیش می‌طلبی ترک خواب کن
    روزی که چرخ از گل ما کوزه‌ها کند
    زنهار کاسه سر ما پرشراب کن
    ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم
    با ما به جام باده صافی خطاب کن
    کار صواب باده پرستیست حافظا
    برخیز و عزم جزم به کار صواب کن
    دیوان حافظ   غزل شماره  396

    نوشته شده در دوشنبه 9 آذر 1394 ساعت 8:30 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 242 بازدید
  • []

  • از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
    رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
    ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
    تو بمان و دگران وای به حال دگران
    رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند
    هر چه آفاق بجویند کران تا به کران
    میروم تا که به صاحبنظری بازرسم
    محرم ما نبود دیده کوته نظران
    دل چون آینه اهل صفا می شکنند
    که ز خود بی خبرند این ز خدا بیخبران
    دل من دار که در زلف شکن در شکنت
    یادگاریست ز سر حلقه شوریده سران
    گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود
    لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران
    ره بیداد گران بخت من آموخت ترا
    ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران
    سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن
    کاین بود عاقبت کار جهان گذران
    شهریارا غم آوارگی و دربدری
    شورها در دلم انگیخته چون نوسفران
    #شهريار

    نوشته شده در چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 8:29 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 236 بازدید
  • []

  •  

    سحر بلبل حکایت با صبا کرد

    سحر بلبل حکایت با صبا کرد

    که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد

    از آن رنگ رخم خون در دل افتاد

    وز آن گلشن به خارم مبتلا کرد

    غلام همت آن نازنینم

    که کار خیر بی روی و ریا کرد

    من از بیگانگان دیگر ننالم

    که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

    برچسب‌ها: حافظ ,غزلیات حافظ
    نوشته شده در سه شنبه 8 تير 1395 ساعت 18:10 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 300 بازدید
  • []

  •  

    اگر لذت ترک لذت بدانی

    دگر شهوت نفس، لذت نخوانی

    هزاران در از خلق بر خود ببندی

    گرت باز باشد دری آسمانی

    سفرهای علوی کند مرغ جانت

    گر از چنبر آز بازش پرانی

    ولیکن تو را صبر عنقا نباشد

    که در دام شهوت به گنجشک مانی

    ز صورت پرستیدنت می‌هراسم

    که تا زنده‌ای ره به معنی ندانی

     

    نوشته شده در سه شنبه 15 تير 1395 ساعت 13:48 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 202 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  •  

    امید هر کسی به نیازی و حاجتی است

    امید ما به رحمت بی‌منتهای تست

    هر کس امیدوار به اعمال خویشتن

    سعدی امیدوار به لطف و عطای تست

    نوشته شده در سه شنبه 15 تير 1395 ساعت 13:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 193 بازدید
  • []

  •  

    بر آنم گر تو باز آیی که در پایت کنم جانی    وزین کمتر نشاید کرد در پای تو قربانی

    امید از بخت می دارم بقای عمر چندانی   کز ابر لطف باز آید به خاک تشنه بارانی

    میان عاشق و معشوق اگر باشد بیابانی   درخت ارغوان روید به جای هر مغیلانی

     

    نوشته شده در يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت 8:18 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 98 بازدید
  • []

  •  

    آن به که چون منی نرسد در وصال دوست

    تا ضعف خویش حمل کند بر کمال دوست

    رشک آیدم ز مردمک دیده بارها 

    کاین شوخ دیده چند بیند جمال دوست

    سعدی

    نوشته شده در دوشنبه 5 مهر 1395 ساعت 11:31 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 83 بازدید
  • []

  • فرهاد را چو بر رخ شیرین نظر فتاد                          دودش به سر آمد و از پای در فتاد

    مجنون ز جام طلعت لیلی چو مست شد                  فارغ ز مادر و پدر و سیم و زر فتاد

    رامین چو اختیار غم عشق ویس کرد                             یکبارگی جدا ز کلاه و کمر فتاد

    وامق چو کارش از غم عذرا بجان رسید                        کارش مدام با غم و آه سحر فتاد

    زین گونه صد هزار کس از پیر و از جوان             مست از شراب عشق چو من بیخبر فتاد

    بسیار کس شدند اسیر کمند عشق                    تنها نه از برای من این شور و شر فتاد

    روزی به دلبری نظری کرد چشم من                       زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد

    عشق آمد آنچنان به دلم در زد آتشی                          کز وی هزار سوز مرا در جگر فتاد

    بر من مگیر اگر شدم آشفته دل ز عشق                       مانند این بسی ز قضا و قدر فتاد

    سعدی ز خلق چند نهان راز دل کنی

    چون ماجرای عشق تو یک یک به در فتاد 

     

     

    نوشته شده در دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت 9:18 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 94 بازدید
  • []

  • شعری بسیار زیبا از جناب سعدی

    شکست عهد مودت نگار دلبندم                               برید مهر و وفا یار سست پیوندم

    به خاک پای عزیزان که از محبت دوست                       دل از محبت دنیا و آخرت کندم

    تطاولی که تو کردی به دوستی با من       من آن به دشمن خون خوار خویش نپسندم

    اگر چه مهر بریدی و عهد بشکستی                     هنوز بر سر پیمان و عهد و سوگندم

    بیار ساقی سرمست جام باده عشق                    بده به رغم مناصح که می‌دهد پندم

    من آن نیم که پذیرم نصیحت عقلا                          پدر بگوی که من بی‌حساب فرزندم

    به خاک پای تو سوگند و جان زنده دلان                   که من به پای تو در مردن آرزومندم

    بیا بیا صنما کز سر پریشانی                                         نماند جز سر زلف تو هیچ پابندم

    به خنده گفت که سعدی از این سخن بگریز              کجا روم که به زندان عشق دربندم

     


    نوشته شده در سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت 19:29 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 93 بازدید
  • []

  • نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم

    برفت در همه عالم به بیدلی خبرم

    نه بخت و دولت آنم که با تو بنشینم

    نه صبر و طاقت آنم که از تو درگذرم

    من از تو روی نخواهم به دیگری آورد

    که زشت باشد هر روز قبله دگرم

    بلای عشق تو بر من چنان اثر کرده ست

    که پند عالم و عابد نمی کند اثرم

     

     

    نوشته شده در سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت 11:40 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 68 بازدید
  • []

  •  

     میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی قرار گرفت و در جمع منشیان و میرزایان شاه در آمد و به همین دلیل بود که داماد خاندان بزرگ صفوی شد. او در سال ۱۰۳۷ هجری قمری دیده از جهان فرو بست. او را در محل خانقاهش در تویسرکان به خاک سپردند. از او حدود ۱۲۰۰بیت شعر به جا مانده که معروفترین آنها ساقی نامهٔ اوست.

    آثار او در این مجموعه:

    ساقی‌نامه ,سوگندنامه,گوهر عشق,غزلیات,قصاید,رباعیات,ترجیع بند,مقطعات و غزلیات ناتمام,مفردات

     گوهر عشق

    الهی سوختم بی‌غم الهی

    کرامت کن نم اشکی و آهی

    چه اشک، اشکی که چون ریزد ز مژگان

    شود دامان ازو رشک گلستان

    چه آه آهی که چون از دل زند سر

    بسوزاند دل یاقوت احمر،

    دل بی‌عشق بر جان بس گران است

    سر بی‌شور مشتی استخوان است

    تو را خلد و مرا باغ و چمن عشق

    تو را حور و مرا گور و کفن عشق

    ز عشق از هر چه برتر میتوان شد

    خدا گر نه، پیمبر میتوان شد

    اگر یزدان پاک از لات عشق است

    جهان را قاضی الحاجات عشق است

    نداند عقل راه خانهٔ عشق

    که عقل کل بود دیوانهٔ عشق

    خراب عشق آباد ی ندارد

    بد و نیک و غم و شادی ندارد

    نداند دوست از دشمن گل از خار

    برش یکسان بود تسبیح و زنار

    ز لذتهای عٰالم گر کنم یاد

    بجز خون جگر چشمم مبناد

    مبادا مرهم داغم جز آتش

    رضی خواهی بعٰالم گر دلی خوش

    نوشته شده در پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت 13:24 توسط : اشعار فاطمه | دسته : رضی‌الدین آرتیمانی | 68 بازدید
  • []

  •  

    روی تو چشم خیره کند آفتاب را

    موی تو خون کند جگر مشک ناب را

    تا ماه در حجاب خجالت فرو رود

    از آفتاب چهره برافکن نقاب را

    خوی بر گل عذار تو ماند بدان که ابر

    بر برگ گل فشانده ز شبنم گلاب را

    کردم سؤال بوسه اشارت به غمزه گفت:

    ما بنده‌ایم غمزهٔ حاضر جواب را

    تا دامنت غبار نگیرد ز گرد راه

    بر خاک راه می‌زنم از دیده آب را

    خواهم که با خیال تو شبها به سر برم

    خود می‌برد خیال تو از دیده خواب را

    نرگس به دور چشم تو اندر خمار ماند

    در سر ز جام لعل تو دارد شراب را

    بلبل به نغمه‌های دلاویز بر چمن

    گوید دعای خسرو مالک رقاب را

    ابن حسام و درگه دولت مآب شاه

    یارب خلل مباد ز چرخ آن مآب را

    نوشته شده در پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت 13:58 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار ابن حسام خوسفی | 54 بازدید
  • []

  •  

    خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به "حافظ"، غزلسرای بزرگ و از خداوندان شعر و ادب پارسی است. وی حدود سال ۷۲۶ هجری قمری در شیراز متولد شد. علوم و فنون را در محفل درس استادان زمان فراگرفت و در علوم ادبی عصر پایه‌ای رفیع یافت. خاصه در علوم فقهی و الهی تأمل بسیار کرد و قرآن را با چهارده روایت مختلف از بر داشت. "گوته" دانشمند بزرگ و شاعر و سخنور مشهور آلمانی دیوان شرقی خود را به نام او و با کسب الهام از افکار وی تدوین کرد. دیوان اشعار او شامل غزلیات، چند قصیده، چند مثنوی، قطعات و رباعیات است. وی به سال ۷۹۲ هجری قمری در شیراز درگذشت. آرامگاه او در حافظیهٔ شیراز زیارتگاه صاحبنظران و عاشقان شعر و ادب پارسی است.

    در این مجموعه آثار حافظ شامل غزلیات، قصائد، قطعات، مثنویات و رباعیات به شرح زیر گردآوری شده است:

    غزلیات,مثنوی (الا ای آهوی وحشی ...),ساقی نامه (مثنوی),قطعات,رباعیات,قصاید

    ز دلبری نتوان لاف زد به آسانی

    هزار نکته در این کار هست تا دانی

    بجز شکردهنی مایه هاست خوبی را

    به خاتمی نتوان زد دم سلیمانی

    هزار سلطنت دلبری بدان نرسد

    که در دلی به هنر خویش را بگنجانی

     

    نوشته شده در شنبه 8 آبان 1395 ساعت 10:49 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 102 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست

    هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست

    چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم

    که یاد می‌نکند عهد آشیان ای دوست

    گرم تو در نگشایی کجا توانم رفت

    به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست

    دلی شکسته و جانی نهاده بر کف دست

    بگو بیار که گویم بگیر هان ای دوست

     

    نوشته شده در شنبه 8 آبان 1395 ساعت 10:56 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سعدی | 98 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخوردار بوده‌است.

    دیوان اشعار/منطق‌الطیر/تذکرة الأولیاء/الهی نامه/بلبل نامه/اسرارنامه/خسرونامه/مختارنامه (رباعیات)/سی فصل/بیان الارشاد/بی‌سرنامه/هیلاج نامه/مظهر/جوهرالذات/مظهرالعجایب/مصیبت نامه/وصلت نامه/نزهت الاحباب/پندنامه/اشترنامه/فتوت نامه

    ز عشقت سوختم ای جان کجایی

    بماندم بی سر و سامان کجایی

    نه جانی و نه غیر از جان چه چیزی

    نه در جان نه برون از جان کجایی

    ز پیدایی خود پنهان بماندی

    چنین پیدا چنین پنهان کجایی

    هزاران درد دارم لیک بی تو

    ندارد درد من درمان کجایی

    نوشته شده در شنبه 29 آبان 1395 ساعت 18:43 توسط : اشعار فاطمه | دسته : عطار | 78 بازدید
  • []

  • اگر تو عاشقی معشوق دور است

    وگر تو زاهدی مطلوب حور است

    ره عاشق خراب اندر خراب است

    ره زاهد غرور اندر غرور است

    دل زاهد همیشه در خیال است

    دل عاشق همیشه در حضور است

    نصیب زاهدان اظهار راه است

    نصیب عاشقان دایم حضور است

    جهانی کان جهان عاشقان است

    جهانی ماورای نار و نور است

    درون عاشقان صحرای عشق است

    که آن صحرا نه نزدیک و نه دور است

     

    نوشته شده در شنبه 29 آبان 1395 ساعت 19:07 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عطار | 94 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • هر شبی وقت سحر در کوی جانان می‌روم

    چون ز خود نامحرمم از خویش پنهان می‌روم

    چون حجابی مشکل آمد عقل و جان در راه او

    لاجرم در کوی او بی عقل و بی جان می‌روم

    همچو لیلی مستمندم در فراقش روز و شب

    همچو مجنون گرد عالم دوست جویان می‌روم

    نوشته شده در شنبه 29 آبان 1395 ساعت 19:10 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عطار | 93 بازدید
  • []

  •  

    عمریست تا من در طلب هر روز گامی می‌زنم

    دست شفاعت هر زمان در نیک نامی می‌زنم

    بی ماه مهرافروز خود تا بگذرانم روز خود

    دامی به راهی می‌نهم مرغی به دامی می‌زنم

    اورنگ کو گلچهر کو نقش وفا و مهر کو

    حالی من اندر عاشقی داو تمامی می‌زنم

    تا بو که یابم آگهی از سایه سرو سهی

    گلبانگ عشق از هر طرف بر خوش خرامی می‌زنم

    هر چند کان آرام دل دانم نبخشد کام دل

    نقش خیالی می‌کشم فال دوامی می‌زنم

     

    نوشته شده در شنبه 6 آذر 1395 ساعت 23:13 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 120 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  •  

    سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

    که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست

    نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر

    نهادم آینه‌ها در مقابل رخ دوست

     

    نوشته شده در شنبه 6 آذر 1395 ساعت 23:25 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 92 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • طفیل هستی عشقند آدمی و پری

    ارادتی بنما تا سعادتی ببری

    بکوش خواجه و از عشق بی‌نصیب مباش

    که بنده را نخرد کس به عیب بی‌هنری

    می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند

    به عذر نیم شبی کوش و گریه سحری

     

    نوشته شده در يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت 23:32 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 110 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • من بیخود و تو بیخود (من مست و تو دیوانه) ما را کی برد خانه

    من چند تو را (صد بار تو را) گفتم کم خور دو سه پیمانه

    در شهر یکی کس را هشیار نمی‌بینم

    هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه

    جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی

    جان را چه خوشی باشد بی‌صحبت جانانه

    هر گوشه یکی مستی دستی ز بر دستی

    و آن ساقی هر هستی با ساغر شاهانه

    تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می

    زین وقف به هشیاران مسپار یکی دانه

    ای لولی بربط زن تو مستتری یا من

    ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه

    از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد

    در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه

    چون کشتی بی‌لنگر کژ می‌شد و مژ می‌شد

    وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه

     

    نوشته شده در سه شنبه 27 تير 1396 ساعت 11:58 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 27 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ | تور روسیه | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هانس گروهه | محلول رویش مو | هاست لینوکس ارزان | اقامت استرالیا | تور کيش | آژانس هواپیمایی | سیگنال خرید بورس | تور استانبول | شهر سفر | بانک اخبار | ترسیم نقشه بتنی | کانال تلگرام | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | چوب مسواک چیست ؟ | جت گروتينگ | اشعار
    X
    تبليغات