درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو

امکانات


عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

http://tab.blogsazan.com/

-----------------------------


برچسب‌ها: ,
نوشته شده در شنبه 20 مرداد 1397 ساعت 7:46 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | بازدید

  • از تنگناي محبس تاريكي

    از منجلاب تيره اين دنيا

    بانگ پر از نياز مرا بشنو

    آه، اي خداي قادر بي همتا

     

    يكدم ز گرد پيكر من بشكاف

    بشكاف اين حجاب سياهي را

    شايد درون سينه من بيني

    اين مايه گناه و تباهي را

     

    دل نيست اين دلي كه بمن دادي

    در خون طپيده، آه، رهايش كن

    يا خالي از هوا وهوس دارش

    يا پاي بند مهر و وفايش كن

     

    تنها تو آگهي و تو مي داني

    اسرار آن خطاي نخستين را

    تنها تو قادري كه ببخشائي

    بر روح من، صفاي نخستين را

     

    آه، اي خدا چگونه ترا گويم

    كز جسم خويش خسته و بيزارم

    هر شب بر آستان جلال تو

    گوئي اميد جسم دگر دارم

     

    از ديدگان روشن من بستان

    شوق بسوي غير دويدن را

    لطفي كن اي خدا و بياموزش

    از برق چشم غير رميدن را

     

    عشقي بمن بده كه مرا سازد

    همچون فرشتگان بهشت تو

    ياري بمن بده كه در او بينم

    يك گوشه از صفاي سرشت تو

     

    يكشب ز لوح خاطر من بزداي

    تصوير عشق و نقش فريبش را

    خواهم بانتقام جفاكاري

    در عشق تازه فتح رقيبش را

     

    آه اي خدا كه دست توانايت

    بنيان نهاده عالم هستي را

    بنماي روي و از دل من بستان

    شوق گناه و نفس پرستي را

     

    راضي مشو كه بنده ناچيزي

    عاصي شود بغير تو روي آرد

    راضي مشو كه سيل سرشكش را

    در پاي جام باده فرو بارد

     

    از تنگناي محبس تاريكي

    از منجلاب تيره اين دنيا

    بانگ پر از نياز مرا بشنو

     

    آه، اي خداي قادر بي همتا


     

    برچسب‌ها: فروغ فرخزاد
    نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردين 1391 ساعت 20:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 430 بازدید
  • []

  • ترا مي خواهم و دانم كه هرگز

    به كام دل در آغوشت نگيرم

    توئي آن آسمان صاف و روشن

    من اين كنج قفس، مرغي اسيرم

     

    ز پشت ميله هاي سرد و تيره

    نگاه حسرتم حيران برويت

    در اين فكرم كه دستي پيش آيد

    و من ناگه گشايم پر بسويت

     

    در اين فكرم كه در يك لحظه غفلت

    از اين زندان خامش پر بگيرم

    به چشم مرد زندانبان بخندم

    كنارت زندگي از سر بگيرم

     

    در اين فكرم من و دانم كه هرگز

    مرا ياراي رفتن زين قفس نيست

    اگر هم مرد زندانبان بخواهد

    دگر از بهر پروازم نفس نيست

     

    ز پشت ميله ها، هر صبح روشن

    نگاه كودكي خندد برويم

    چو من سر مي كنم آواز شادي

    لبش با بوسه مي آيد بسويم

     

    اگر اي آسمان خواهم كه يكروز

    از اين زندان خامش پر بگيرم

    به چشم كودك گريان چه گويم

    ز من بگذر، كه من مرغي اسيرم

     

    من آن شمعم كه با سوز دل خويش

    فروزان مي كنم ويرانه اي را

    اگر خواهم كه خاموشي گزينم

     

    پريشان مي كنم كاشانه اي را


     

    برچسب‌ها: فروغ فرخزاد
    نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردين 1391 ساعت 20:39 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 461 بازدید
  • []

  • امشب از آسمان ديده تو

    روي شعرم ستاره مي بارد

    در سكوت سپيد كاغذها

    پنجه هايم جرقه مي كارد

      

    شعر ديوانه تب آلودم

    شرمگين از شيار خواهش ها

    پيكرش را دوباره مي سوزد

    عطش جاودان آتش ها

      

    آري، آغاز دوست داشتن است

    گر چه پايان راه ناپيداست

    من به پايان دگر نينديشم

    كه همين دوست داشتن زيباست

      

    از سياهي چرا حذر كردن

    شب پر از قطره هاي الماس است

    آنچه از شب بجاي مي ماند

    عطر سكر آور گل ياس است

     

     آه، بگذار گم شوم در تو

    كس نيابد ز من نشانه من

    روح سوزان آه مرطوبت

    بوزد بر تن ترانه من

      

    آه، بگذار زين دريچه باز

    خفته در پرنيان رؤياها

    با پر روشني سفر گيرم

    بگذرم از حصار دنياها

     

    داني از زندگي چه مي خواهم

    من تو باشم، تو، پاي تا سر تو

    زندگي گر هزارباره بود

    بار ديگر تو، بار ديگر تو

      

    آنچه در من نهفته دريائيست

    كي توان نهفتنم باشد

    با تو زين سهمگين توفاني

    كاش ياراي گفتنم باشد

     

     بسكه لبريزم از تو، مي خواهم

    بدوم در ميان صحراها

    سر بكوبم به سنگ كوهستان

    تن بكوبم به موج درياها

     

     بسكه لبريزم از تو، مي خواهم

    چون غباري ز خود فرو ريزم

    زير پاي تو سر نهم آرام

    به سبك سايه تو آويزم

     

     آري، آغاز دوست داشتن است

    گر چه پايان راه ناپيداست

    من به پايان دگر نينديشم

    كه همين دوست داشتن زيباست

     

     


    برچسب‌ها: فروغ فرخزاد
    نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردين 1391 ساعت 20:41 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 471 بازدید
  • []

  • نمی دانم چه می خواهم خدایا
    به دنبال چه می گردم شب و روز
    چه می جوید نگاه خسته من
    چرا افسرده است این قلب پر سوز
    ز جمع آشنایان می گریزم
    به کنجی می خزم آرام و خاموش
    نگاهم غوطه ور در تیرگی ها
    به بیمار دل خود می دهم گوش
    گریزانم از این مردم که با من
     به ظاهر همدم ویکرنگ هستند
    ولی در باطن از فرط حقارت
    به دامانم دو صد پیرایه بستند
    از این مردم که تا شعرم شنیدند
    به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
    ولی آن دم که درخلوت نشستند
    مرا دیوانه ای بد نام گفتند
    دل من ای دل دیوانه من
    که می سوزی از این بیگانگی ها
    مکن دیگر ز دست غیر فریاد
    خدا را بس کن این دیوانگی ها
     فروغ فرخزاد

    برچسب‌ها: فروغ فرخزاد
    نوشته شده در جمعه 25 مهر 1393 ساعت 17:31 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 347 بازدید
  • []

  • آه … بر دیوار سخت سینه ام گوئی

    ناشناسی مشت می کوبد

    «باز کن در … اوست

    باز کن در … اوست»

    من به خود آهسته می گویم:

    باز هم رؤیا

    آنهم اینسان تیره و درهم

    باید از داروی تلخ خواب

    عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم

    می فشارم پلک های خسته را بر هم

    لیک بر دیوار سخت سینه ام با خشم

    ناشناسی مشت می کوبد

    «باز کن در … اوست

    باز کن در … اوست»

    نوشته شده در سه شنبه 16 تير 1394 ساعت 22:11 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 313 بازدید
  • []

  • گاهی اوقات قرارست که در پیله ی درد،
    نم نمک "شاپرکی" خوشگل و زیبا بشوی...

    گاهی انگارضروری ست بِگندی درخود ،
    تا مبدل به" شرابی" خوش و گیرا بشوی...!

    گاهی ازحمله ی یک گربه،قفس میشکند،
    تا تو پرواز کنی،راهی صحرا بشوی...

    گاهی از خار گل سرخ برنجی بد نیست،
    باعث مرگ گل سرخ مبادا بشوی...

    گاهی ازچاه قرارست به زندان بروی،
    "آخرقصه هم
    آغوش زلیخا بشوی...


               " فروغ فرخزاد "

    برچسب‌ها: فروغ فرخزاد
    نوشته شده در يکشنبه 27 دی 1394 ساعت 20:26 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 294 بازدید
  • []


  • آسمان همچو صفحه دلِ من
    روشن از جلوه های مهتاب است
    امشب از خواب خوش گریزانم
    که خیالِ تو خوشتر از خواب است

     


    با تو بی قرار و بی تو بی قرار
    وای از آن دمی که بیخبر زمن
    بر کشی تو رخت خویش از این دیار


    نوشته شده در سه شنبه 18 خرداد 1395 ساعت 22:56 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 260 بازدید
  • []

  • كاش بر ساحل رودي خاموش
    عطر مرموز گياهي بودم
    چو بر آن جا گذرت مي افتاد
    به سراپاي تو لب مي سودم
    كاش چون ناي شبان مي خواندم
    به نواي دل ديوانه ى تو
    خفته بر هودج مواج نسيم
    مي گذشتم ز در خانه ى تو
    كاش چون پرتو خورشيد بهار
    سحر از پنجره مي تابيدم
    از پس پرده لرزان حرير
    رنگ چشمان تو را مي ديدم
    كاش در بزم فروزنده تو
    خنده جام شرابي بودم
    كاش در نيمه شبي دردآلود
    سستي و مستي خوابي بودم
    كاش چون آينه روشن مي شد
    دلم از نقش تو و خنده تو
    صبحگاهان به تنم مي لغزيد
    گرمي دست نوازنده ى تو
    كاش چون برگ خزان رقص مرا
    نيمه شب ماه تماشا مي كرد
    در دل باغچه ى خانه ى تو
    شور من ولوله بر پا مي كرد
    كاش چون ياد دل انگيز زني
    مي خزيدم به دلت پر تشويش
    ناگهان چشم تو را مي ديدم
    خيره بر جلوه زيبايي خويش
    كاش در بستر تنهايي تو
    پيكرم شمع گنه مي افروخت
    زين گنه كاري شيرين مي سوخت
    ريشه زهد تو و حسرت من
    كاش از شاخه سرسبز حيات
    گل اندوه مرا مي چيدي
    كاش در شعر من اي مايه ى عمر
    شعله راز مرا مي ديدي

    نوشته شده در چهارشنبه 20 مرداد 1395 ساعت 10:42 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 227 بازدید
  • []

  •  

    دوستت دارم

    ای خیال لطیف.

    دوستت دارم

    ای امید محال.

     

    نوشته شده در يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت 10:41 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 191 بازدید
  • []


  • می توﺍﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮد
    مردم ﺷﻬﺮ ﻭﻟﯽ می گوﯾﻨﺪ
    ﻋﺸﻖ ﯾﻌنی ﺭﺥ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻧﮕﺎﺭ!
    ﻋﺸﻖ ﯾﻌنی ﺧﻠﻮتی ﺑﺎ ﯾﮏ ﯾﺎﺭ!
    ﯾﺎ ﺑﻘﻮﻝ ﺧﻮﺍﺟﻪ،
    ﻋﺸﻖ ﯾﻌنی ﻟﺤﻈﻪ‌ﯼ ﺑﻮﺱ ﻭ ﮐﻨﺎر!
    ﭼﯿﺴﺖ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﮔﻮﯾﻨﺪ...
    ﻣﻦ ﻧﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﻧﻪ ﻧﮕﺎﺭﯼ ﻧﻪ ﮐﻨﺎﺭﯼ ﺩﺍﺭﻡ…

    ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ،
    ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ می‌فهمم!

    ﻋﺸﻖ ﯾﻌنی ﺭﻧﮓ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺍﻧﺎﺭ
     
    فروغ فرخزاد

    نوشته شده در شنبه 8 آبان 1395 ساعت 12:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 242 بازدید
  • []


  • چه دنیای عجیبی است،
    من اصلا کاری به کار هیچ کس ندارم  و همین بی آزار بودن من و با خودم بودن باعث می شود که همه درباره ام کنجکاو بشوند.
    نمی دانم چطور باید با مردم برخورد کرد، من آدم کمرویی هستم.
    برایم خیلی مشکل است که سر صحبت با دیگران را باز کنم، به خصوص که این دیگران اصلاً برایم جالب نباشند، بگذریم...

    قسمتی از نامه فروغ به ابراهیم‌گلستان


    نگاه کن که غم درون دیده ام
    چگونه قطره قطره آب می شود
    چگونه سایه سیاه سرکشم
    اسیر دست آفتاب می شود

    فروغ فرخزاد

    من خواب ديده‌ام كسی‌ می‌آيد
    من خواب يک ستاره‌ی قرمز ديده‌ام،
    من خواب آن ستاره‌ی‌‌‌ قرمز را
    وقتی‌ كه خواب نبودم ديده‌ام
    كسی‌ می‌آيد‌
    كسی‌ كه در دل‌اش با ماست،
    در نفس‌اش با ماست...

    فروغ فرخزاد

    نوشته شده در سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت 21:02 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 350 بازدید
  • []


  • کسی میآید
    کسی که در دلش با ماست
    در نفسش با ماست
    در صدایش با ماست

    کسی که آمدنش را
    نمی شود گرفت
    و دستبند زد و به زندان انداخت ...

    فروغ فرخزاد

    برچسب‌ها: فروغ فرخزاد
    نوشته شده در سه شنبه 2 آبان 1396 ساعت 20:52 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 113 بازدید
  • []


  • پاییز ای مسافر خاک آلوده
    در دامنت چه چیز نهان داری
    جز برگهای مرده و خشکیده
    دیگر چه ثروتی به جهان داری؟

    فروغ فرخزاد

    نوشته شده در شنبه 4 آذر 1396 ساعت 16:31 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 154 بازدید
  • []


  • از من رمیده‌ای
    و من ساده‌دل هنوز
    بی‌مهری
    و جفای تو
    باور نمی‌کنم
    دل را چنان به مهرِتو بستم
    که بعد از این
    دیگر هوای دلبرِ دیگر نمی‌کنم


    فروغ فرخزاد

    نوشته شده در جمعه 8 دی 1396 ساعت 19:28 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 180 بازدید
  • []


  • دل را چنان به مهر تو بستم،
    كه بعد از اين
    ديگر هوای دلبر ديگر نمی‌كنم.

    فروغ فرخزاد 

    برچسب‌ها: فروغ فرخزاد
    نوشته شده در دوشنبه 28 خرداد 1397 ساعت 16:34 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار فروغ فرخزاد | 89 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    سفر به ترکیه | فرش کاشان | آژانس هواپیمایی | منزل مبله در شیراز | کفسابی | هتل و اقامت | دیاگ | میز کانتر | گیت کنترل تردد | نوبت دهی پزشکان شیراز | آموزش بازاریابی | پاپ آپ نمایشگاهی | دکتر نوروزیان | منزل مبله شیراز | لباس هندی | سفر به تایلند| ثبت شرکت | راهنمای سفر | سفر به گرجستان | سفر به روسیه | منزل مبله | محمد دبیری
    X
    تبليغات