درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها
@blogsazan

دسته بندي ها

جستجو


رنگ رؤیا زده ام
بر افق دیده و دل

تا تماشا کنم آن
شاهد رؤیائی را ...

شهریار

برچسب‌ها: شهریار
نوشته شده در شنبه 18 دی 1395 ساعت 12:35 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 83 بازدید
  • []

  • باز امشب ای ستاره‌ی تابان نیامدی

    باز ای سپیده‌ی شب هجران نیامدی
    شمعم شکفته بود که خندد به روی تو

    افسوس ای شکوفه‌ی خندان نیامدی

    زندانی تو بودم و مهتاب من چرا

    باز امشب از دریچه‌ی زندان نیامدی

    با ما سر چه داشتی ای تیره‌شب که باز

    چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی

    شعر من از زبان تو خوش صید دل کند

    افسوس ای غزال غزل‌خوان نیامدی

    گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه

    نامهربان من، تو که مهمان نیامدی

    خوان شکر به خون جگر دست می‌دهد

    مهمان من، چرا به سر خوان نیامدی

    شناختی فغان دل رهگذر که دوش

    ای ماه قصر، بر لب ایوان نیامدی

    گیتی متاع چون منش آید گران به دست

    اما تو هم به دست من ارزان نیامدی
    صبرم ندیده‌ای که چه زورق شکسته‌ای‌ست

    ای تخته‌ام سپرده به طوفان نیامدی

    در طبع شهریار، خزان شد بهار عشق

    زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی

    محمدحسین بهجت (شهریار)

    برچسب‌ها: شهریار,عشق,شعر
    نوشته شده در يکشنبه 4 آبان 1393 ساعت 0:37 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 221 بازدید
  • []

  • باز امشب ای ستاره‌ی تابان نیامدی

    باز ای سپیده‌ی شب هجران نیامدی
    شمعم شکفته بود که خندد به روی تو

    افسوس ای شکوفه‌ی خندان نیامدی

    زندانی تو بودم و مهتاب من چرا

    باز امشب از دریچه‌ی زندان نیامدی

    با ما سر چه داشتی ای تیره‌شب که باز

    چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی

    شعر من از زبان تو خوش صید دل کند

    افسوس ای غزال غزل‌خوان نیامدی

    گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه

    نامهربان من، تو که مهمان نیامدی

    خوان شکر به خون جگر دست می‌دهد

    مهمان من، چرا به سر خوان نیامدی

    شناختی فغان دل رهگذر که دوش

    ای ماه قصر، بر لب ایوان نیامدی

    گیتی متاع چون منش آید گران به دست

    اما تو هم به دست من ارزان نیامدی
    صبرم ندیده‌ای که چه زورق شکسته‌ای‌ست

    ای تخته‌ام سپرده به طوفان نیامدی

    در طبع شهریار، خزان شد بهار عشق

    زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی

    محمدحسین بهجت (شهریار)

    برچسب‌ها: شهریار,عشق,شعر
    نوشته شده در يکشنبه 4 آبان 1393 ساعت 0:37 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عاشقانه | 228 بازدید
  • []



  • ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو را
    دشمن جانی و از جان دوست تر دارم تو را
    .
    گر به صد خارِ جفا آزرده سازی خاطرم
    خاطرِ نازک، به برگ گل نیازارم تو را...
    .
    قصد جان کردی که یعنی: دست کوته کن ز من
    جان به کف بگذارم و از دست نگذارم تو را...
    .
    گر برون آرند جانم را ز خلوتگاه دل
    نیست ممکن، جان من، کز دل برون آرم تو را
    .
    یک دو روزی صبر کن، ای جان بر لب آمده
    زانکه خواهم در حضور دوست بسپارم تو را
    .
    این چنین کز صوت مطرب بزم عیشت پر صداست
    مشکل آگاهی رسد از ناله ی زارم تو را
    .
    گفته ای: خواهم هلالی را به کامِ دشمنان
    این سزای من که با خود دوست می دارم تو را...
    هلالی جغتایی

    نوشته شده در جمعه 30 تير 1396 ساعت 14:38 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار هلالی جغتایی | 15 بازدید
  • []

  • از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
    رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
    ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
    تو بمان و دگران وای به حال دگران
    رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند
    هر چه آفاق بجویند کران تا به کران
    میروم تا که به صاحبنظری بازرسم
    محرم ما نبود دیده کوته نظران
    دل چون آینه اهل صفا می شکنند
    که ز خود بی خبرند این ز خدا بیخبران
    دل من دار که در زلف شکن در شکنت
    یادگاریست ز سر حلقه شوریده سران
    گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود
    لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران
    ره بیداد گران بخت من آموخت ترا
    ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران
    سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن
    کاین بود عاقبت کار جهان گذران
    شهریارا غم آوارگی و دربدری
    شورها در دلم انگیخته چون نوسفران
    #شهريار

    نوشته شده در چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 8:29 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 236 بازدید
  • []


  • در شهر یکی کس را هشیار نمی‌بینم
    هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه
    جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی
    جان را چه خوشی باشد بی‌صحبت جانانه
    غزل_مولانا

    نوشته شده در يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت 19:45 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 179 بازدید
  • []

  • تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم

    روزی سراغ وقت من آیی که نیستم

    نوشته شده در جمعه 21 خرداد 1395 ساعت 14:55 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 165 بازدید
  • []


  • کاش یک روز
           سَر زلفِ تو
               در دست اُفتد

    تا ستانَم من از او
                دادِ شبِ تنهایی...


    نوشته شده در شنبه 27 شهريور 1395 ساعت 19:20 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 94 بازدید
  • []

  •  

    اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
    به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

    #حافظ 🌿

    هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد
    نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
    اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
    به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

    #صائب_تبریزی 🌿

    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
    به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را
    هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
    نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
    سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
    نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

    #شهریار 🌿

    اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
    به خورشید و فلک سایم از این عزت کف پا را
    روان و روح و جان ما همه از دولت شاه است
    من مفلس کی‌ام چیزی ببخشم خال زیبا را
    اگر استاد ما محو جمال یار می‌بودی
    از آن خود نمی‌خواندی تمام روح و اجزا را

    #سیما_یاری 🌿

    اگر آن مه رخ تهران بدست آرد دل ما را
    به لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا را
    سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
     نه بر آن دلبر شیرین که شور افکنده دنیا را

    #سيد_محمود_انوشه 🌿

    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا
    به خال هندویش حتی نبخشم نقطه بارا
    خدای ترک شیرازی بود زیباتر از خلقش
    چرا چون حافظ و صائب ببخشم شهر و اعضا را
    و یا چون شهریار آیم کنم تقدیم اجزایم
    تمام روح و اجزایم فدای صنع یکتا را
    سمرقند و بخارا را سرو دست و تن و پارا
    تمام روح و اجزارا بود زیبنده اعلی را
    میان این سه استادم جسارت کرده ام خواجو
    که پایان بخشم این دعوای استادان والا را

    #موسی_خسروی 🌿


    نوشته شده در پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت 23:56 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار حافظ | 97 بازدید
  • []


  • صفایی بود دیشب،
    با خیالت خلوت ما را

    ولی
    من باز پنهانی،
    تو را هم آرزو کردم ...

    شهریار

    نوشته شده در شنبه 27 آذر 1395 ساعت 13:14 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 141 بازدید
  • []


  • خزان هم با سرود برگ ریزان عالمی دارد

    چه جای من که از سردی و خاموشی زمستانَم...

     


    نوشته شده در جمعه 30 مهر 1395 ساعت 13:04 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 80 بازدید
  • []


  • ما در این عالم
    که خود کنج ملالی بیش نیست
    عالمی داریم
    در کنج ملال خویشتن

    شهریار

    نوشته شده در جمعه 19 آذر 1395 ساعت 17:10 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 90 بازدید
  • []



  • دامن مکش به ناز که هجران کشیده ام
    نازم بکش که ناز رقیبان کشیده ام!
    .
    شاید چو یوسفم بنوازد عزیز مصر
    پاداش ذلتی که به زندان کشیده ام
    .
    از سیل اشک شوق دو چشمم معاف دار
    کز این دو چشمه آب فراوان کشیده ام
    .
    جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار
    آخر غمت به دوش دل و جان کشیده ام...
    .
    دیگر گذشته، از سر و سامان من مپرس!
    من بی تو دست از این سر و سامان کشیده ام
    .
    تنها نه حسرتم غم هجران یار بود
    از روزگار سفله دو چندان کشیده ام…
    .

    نوشته شده در پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت 15:44 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار شهریار | 89 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ | تور روسیه | پاپ آپ استند نمایشگاهی | هانس گروهه | محلول رویش مو | هاست لینوکس ارزان | اقامت استرالیا | تور کيش | آژانس هواپیمایی | سیگنال خرید بورس | تور استانبول | شهر سفر | بانک اخبار | ترسیم نقشه بتنی | کانال تلگرام | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | چوب مسواک چیست ؟ | جت گروتينگ | اشعار
    X
    تبليغات