چون دید رخ زرد من آن شهره نگار،گفتا که دگر به وصلم امید مدار
چون دید رخ زرد من آن شهره نگار گفتا که دگر به وصلم امید مدارزیرا که تو ضد ما شدی در دیدار تو رنگ خزان داری و من رنگ بهار
اشعار حافظ,اشعار سعدی,اشعار نظامی,اشعار مولوی,شعر غزل,غزلیات
چون دید رخ زرد من آن شهره نگار گفتا که دگر به وصلم امید مدارزیرا که تو ضد ما شدی در دیدار تو رنگ خزان داری و من رنگ بهار
نگارا مردگان از جان چه دانندکلاغان قدر تابستان چه دانندبر بیگانگان تا چند باشیبیا جان قدر تو ایشان چه دانندبپوشان قد خوبت را از ایشانکه کوران سرو در بستان چه دانندخر...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده