آمد بهار مهربان سرسبز و خوش دامن کشان
نک نوبهار آمد کز او سرسبز گردد عالمیچون یار من شیرین دمی چون لعل او حلواگریهر دم به من گوید رخش داری چو من زیبارخیهر دم بدو گوید دلم داری چو بنده چاکریآمد بهار ای دوست...
اشعار حافظ,اشعار سعدی,اشعار نظامی,اشعار مولوی,شعر غزل,غزلیات
نک نوبهار آمد کز او سرسبز گردد عالمیچون یار من شیرین دمی چون لعل او حلواگریهر دم به من گوید رخش داری چو من زیبارخیهر دم بدو گوید دلم داری چو بنده چاکریآمد بهار ای دوست...
دوست دارمشمثل دانه ای که نور رامثل مزرعی که باد رامثل زورقی که موج رایا پرنده ای که اوج رادوست دارمش …فروغ فرخزاد
به در نمیکنی از سر هوای دوست؟!در پات لازمست که خار جفا رود...سعدی
چشمی دارم همه پر از صورت دوستبا دیده مرا خوشست چون دوست در اوستمولوی
ای دوست قبولم کن و جانم بستانمستم کن و از هر دو جهانم بستانبا هر چه دلم قرار گیرد بی توآتش به من اندر زن و آنم بستانهر روز دلم در غم تو زارتر استوز من دل بی رحم تو بیزارت...
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر نهادم آینهها در مقابل رخ دوست صبا ز حال دل ...
درِ چشم بامدادن،به بـهـشـت بر گشودننه چنان لطيف باشد كه به دوسـتبرگشايي...سعدي دیر آمدی ای نگار سرمستزودت ندهیم دامن از دست...سعدی جان
صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست بر خوردن از درخت امید وصال دوست بختم نخفته بود که از خواب بامداد برخاستم به طالع فرخنده فال دوست از دل برون شو ای غم دنی...
مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم که یاد مینکند عهد آشیان ای دوست گرم تو در نگشای...
سیه چشمی به کار عشق استادمرا درس محبت یاد می داد،مرا از یاد برد آخر ولی من،بِجز او عالمی را بُردم از یاد...!فریدون مشیری و شعر دوستیدل من دير زمانی است كه می پندارد :« ...
صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست بر خوردن از درخت امید وصال دوست بختم نخفته بود که از خواب بامداد برخاستم به طالع فرخنده فال دوست از دل برون شو ای غم دنی...
آن به که چون منی نرسد در وصال دوست تا ضعف خویش حمل کند بر کمال دوست رشک آیدم ز مردمک دیده بارها کاین شوخ دیده چند بیند جمال دوست سعدی
يکي را دوست دارمولي افسوس او هرگز نميداندنگاهش ميکنم شايدبخواند از نگاه منکه او را دوست مي دارمولي افسوس او هرگز نميداندبه برگ گل نوشتم منتو را دوست مي دارمولي افسوس...
« دوستت دارم » رامن دلاویزترین شعر جهان یافته اماین گل سرخ من است. دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلقکه بری خانه دشمنکه فشانی بر دوست،راز خوشیختی هرکس به پر...