ز عشق آغاز کن، تا نقش گردون را بگردانی
ز عشق آغاز کن، تا نقش گردون را بگردانیکه تنها عشق سازد نقش گردون را دگرگونشبه مهر آویز و جان را روشنایی ده که این آیینهمه شادی است فرمانش، همه یاری است قانونشغم عشق تو...
اشعار حافظ,اشعار سعدی,اشعار نظامی,اشعار مولوی,شعر غزل,غزلیات
ز عشق آغاز کن، تا نقش گردون را بگردانیکه تنها عشق سازد نقش گردون را دگرگونشبه مهر آویز و جان را روشنایی ده که این آیینهمه شادی است فرمانش، همه یاری است قانونشغم عشق تو...
گر عاقلی در عشق او، دیوانه شو دیوانه شوور هوش داری زودتر مستانه شو مستانه شومستی چشم یار بین مستی گزین مستی گزینزنجیر زلف او بگیر دیوانه شو دیوانه شوگر عاشقی زو غم مخ...
حیرانم امشبچنان سرمست و حیرانم من امشب چه خود را هم نمیدانم من امشبز ذوق قول مطـــــرب در سماء امتو پنداری که رقصانم من امشبدلا زینسان که میابی خرابم یقین میدان که ز...
ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باشیار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باشمست حسنی با رقیبان میل می خوردن مکنبد حریفانند آنها گفتمت هشیار باشآنکه ما را هیچ برخورداری از ...
ماه رمضان آمد آن بند دهان آمدزد بر دهن بسته تا لذت لب بیندآمد قدح روزه بشکست قدحها راتا منکر این عشرت بیباده طرب بیندمولوی
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده