خدایا به عزت که خوارم مکن
خداوندگارا نظر کن به جود که جرم آمد از بندگان در وجود گناه آید از بنده خاکسار به امید عفو خداوندگار کریما به رزق تو پرورده ایم به انعام و لطف تو خو کرده ایم گدا چون ...
اشعار حافظ,اشعار سعدی,اشعار نظامی,اشعار مولوی,شعر غزل,غزلیات
خداوندگارا نظر کن به جود که جرم آمد از بندگان در وجود گناه آید از بنده خاکسار به امید عفو خداوندگار کریما به رزق تو پرورده ایم به انعام و لطف تو خو کرده ایم گدا چون ...
بد اندر حق مردم نیک و بد مگوی ای جوانمرد صاحبت خرد که بد مرد را خصم خود میکنی وگر نیکمردست بد میکنی تو را هر که گوید فلان کس بدست چنان دان که ...
عزیزی در اقصای تبریز بود که همواره بیدار و شب خیز بود شبی دید جایی که دزدی کمند بپیچید و بر طرف بامی فگند کسان را خبر کرد و آشوب خاست ز هر جانبی مر...
کسی گفت پروانه را که ای حقیر برو دوستی در خور خویش گیر رهی رو که بینی طریق رجا تو و مهر شمع از کجا تا کجا تو را کس نگوید نکو میکنی که جان در سر کار او میکنی نگه کن که پ...