فقیر
ای بینوا، که فقر تو، تنها گناه توست ! در گوشه ای بمیر! که این راه،راه توست این گونه گداخته ،جز داغ ننگ نیست وین رخت پاره،دشمن حال تباه توست در کوچه های یخ زده ،بیمار...
اشعار حافظ,اشعار سعدی,اشعار نظامی,اشعار مولوی,شعر غزل,غزلیات
ای بینوا، که فقر تو، تنها گناه توست ! در گوشه ای بمیر! که این راه،راه توست این گونه گداخته ،جز داغ ننگ نیست وین رخت پاره،دشمن حال تباه توست در کوچه های یخ زده ،بیمار...
چنین با مهربانی خواندنت چیست ؟ بدین نامهربانی راندنت چیست ؟ بپرس از این دل دیوانه من که ای بیچاره عاشق ، ماندنت چیست ؟
بدین افسونگری، وحشی نگاهی، مزن بر چهره رنگ بیگناهی . شرابی تو،شراب زندگی بخش شبی می نوشمت خواهی نخواهی .
سیه چشمی به کار عشق استاد به من درس محبت یاد می داد مرا از یاد برد آخر ولی من بجز او عالمی را بردم از یاد
سحر با من درآمیزد که برخیز نسیمم گل به سر ریزد که برخیز زرافشان دختر زیبای خورشید سرودی خوش برانگیزد که برخیز سبو ،چشمک زنان،از گوشه اطاق به دامانم درآویزد که برخی...