تو چرا جمله نبات و شکری، تو چرا دلبر و شیرین نظری
تو چرا جمله نبات و شکری تو چرا دلبر و شیرین نظریتو چرا همچو گل خندانیتو چرا تازه چو شاخ شجریتو به یک خنده چرا راه زنیتو به یک غمزه چرا عقل بریتو چرا صاف چو صحن فلکیتو چر...
اشعار حافظ,اشعار سعدی,اشعار نظامی,اشعار مولوی,شعر غزل,غزلیات
تو چرا جمله نبات و شکری تو چرا دلبر و شیرین نظریتو چرا همچو گل خندانیتو چرا تازه چو شاخ شجریتو به یک خنده چرا راه زنیتو به یک غمزه چرا عقل بریتو چرا صاف چو صحن فلکیتو چر...
آغاز عشق فرهاد پری پیکر نگار پرنیان پوشبت سنگین دل سیمین بنا گوشدر آن وادی که جائی بود دلگیرنخوردی هیچ خوردی خوشتر از شیرگرش صدگونه حلوا پیش بودیغذاش از مادیان و میش ...
محفل آرا چه محفل آرایی چه شیرین سخنینمیکنم باور که مهمان منینمی کنم باور که با خندهی خودسکوت سنگین را چنین میشکنیقدم نهادی در خانهی منشد از تو روشن کاشا...
مراکز عشق به ناید شعاری مبادا تا زیم جز عشق کاری فلک جز عشق محرابی ندارد جهان بیخاک عشق آبی ندارد غلام عشق شو کاندیشه این است همه صاحب دلان ر...
جهان بی عشق سامانی ندارد فلک بی میل دورانی ندارد نه مردم شد کسی کز عشق پاکست که مردم عشق و باقی آب و خاکست چراغ جمله عالم عقل و دینست تو عاشق شو که...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده