بیشتَر دِل میبَرَد خالی کِه بَر کُنجِ لَب اَست
گوشه گیران زود در دلها تصرف میکنند!بیشتَر دِل میبَرَد خالی کِه بَر کُنجِ لَب اَست صائب تبریزی
اشعار حافظ,اشعار سعدی,اشعار نظامی,اشعار مولوی,شعر غزل,غزلیات
گوشه گیران زود در دلها تصرف میکنند!بیشتَر دِل میبَرَد خالی کِه بَر کُنجِ لَب اَست صائب تبریزی
کردم از "دین و""دل و""هوش و""خرد"قطع نظرمن همان روزی که دیدم "چشم عیار تو را"...صائب تبريزی
چون وا نمی کنی گرهی، خود گره مشو ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست چون طفل نوسوار به میدان اختیار دارم عنان به دست و به دستم اراده نیست هر چند کوه قا...
هیچ کس کاش نباشد نگهش بر راهیچشم بر در بود و دلبر او دیر کندصائب تبریزی
تار و پود موج این دریا به هم پیوسته است می زند برهم جهان را هر که یک دل بشکند صائب تبریزی
صنوبر با تهیدستی ،به دست آورد صد دل راتو بیپروا برون از عهده ی یک دل نمیآیی...صائب تبریزی
دل منه بر اختر دولت که در هر صبحدممشرق دیگر بود خورشید عالمتاب راصائب
ز گل فزود مرا خارخار خندهٔ توکه نیست خندهٔ گل در شمار خندهٔ تو...صائب
از نفس هر چند چون عیسی روان بخشم به خلقآب می باید گرفت از چشمه سوزن مراصائب
ناف مرا به نغمهٔ عشرت بریدهاندچون نی نمیزنم نفس بیترانهای صائب
چون گره بگشایی از مو، شام گردد صبحها پرده چون بگشایی از رو، صبح گردد شامهاصائب تبریزی
سخت می خواهم که در آغوش تنگ آرم تو راهر قدر افشرده ای دل را، بیفشارم تو را.عمرها شد تا کمندِ آه را چین می کنمبر امید آن که روزی در کمند آرم تو را.از لطافت گر چه ممکن نیس...
تو را چه غم که شب ما دراز می گذرد؟که روزگار تو در خواب ناز می گذردصائب تبريزی
تلاش بوسه نداریم چون هوسناکاننگاه ما به نگاهی ز دور خرسند است...صائب تبریزی
تو صبح عالمافروزی و من شمع سحرگاهیگریبان باز کن در صبح تا من جان برافشانمصائب تبریزی
به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهستهبرآمد از پسِ کوه آفتاب آهسته آهسته.فریب روی آتشناک او خوردم، ندانستمکه خواهد خورد خونم چون کباب آهسته آهسته.ز بس در پرده ی افسا...
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را#حافظ ????هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشدنه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا رااگر آن ...