دلبرا! پیش وجودت همه خوبان عدمند...
دلبرا! پیش وجودت همه خوبان عدمندسروران بر در سودای تو خاک قدمندشهری اندر هوَست سوخته در آتش عشقخلقی اندر طلبت غرقهٔ دریای غمندخون صاحبنظران ریختی، ای کعبهٔ حسنقتل ...
اشعار حافظ,اشعار سعدی,اشعار نظامی,اشعار مولوی,شعر غزل,غزلیات
دلبرا! پیش وجودت همه خوبان عدمندسروران بر در سودای تو خاک قدمندشهری اندر هوَست سوخته در آتش عشقخلقی اندر طلبت غرقهٔ دریای غمندخون صاحبنظران ریختی، ای کعبهٔ حسنقتل ...
سینه از آتش دل، در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه، که کاشانه بسوختتنم از واسطهٔ دوری دلبر بگداختجانم از آتشِ مهرِ رخِ جانانه بسوختسوز دل بین که ز بس آتش اشکم، دل ...
ز عشق آغاز کن، تا نقش گردون را بگردانیکه تنها عشق سازد نقش گردون را دگرگونشبه مهر آویز و جان را روشنایی ده که این آیینهمه شادی است فرمانش، همه یاری است قانونشغم عشق تو...
شبی مجنون به لیلی گفت : کای محبوب بی همتاترا عاشق شود پیدا ، ولی مجنون نخواهد شد---الا ای آهوی وحشی کجاییمرا با توست چندین آشناییدو تنها و دو سرگردان دو بیکسدد و دامت کم...
بیا بیا که شدم در غم تو سوداییدرآ درآ که به جان آمدم ز تنهاییعجب عجب که برون آمدی به پرسش منببین ببین که چه بیطاقتم ز شیداییبده بده که چه آوردهای به تحفه مرابنه بنه ...
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر برآیدگفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموزگفتا ز خوبرویان این کار کمتر آیدگفتم که بر خیالت راه نظر ببندمگفتا که شب ر...
اگر تو عاشقی غم را رها کن عروسی بین و ماتم را رها کنعاشقی، اگر تو هوشیارانه با خدا یکی هستی، پس غم را رها کن . برای اینکه از یکی شدن شما با خدا تشعشع شادی بوجو...
تقویت سئوی سایت با بکلینک قوی
مشاهده