من عاشق روی توام، کاین گونه بر دف میزنم
می سوزم و برهر تسلای جگر دف میزنم
در بند گیسوی توام، زنجیری موی توام
چون بر نمی آید دگر کاری زمن، دف میزنم
امشب منم مهمان تو، دست من و دامان تو
یا قفل در وا میکنی، یا تا سحر دف میزنم
من عاشق روی توام، کاین گونه بر دف میزنم
می سوزم و بهر تسلای جگر دف میزم
من موج از خود رانده ام، کز بحر بیرون مانده ام
تا ساحل اغوش تو، بی پا و سر دف میزنم
رضا دربندی