تبلیغات در ارم بلاگ

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی

عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟

گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟

نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی

گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی

گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو

من به جان آمدم، اینک تو چرا می‌نایی؟

طرز تهیه موس گلابی وانیلی مطلب مرتبط طرز تهیه موس گلابی وانیلی

بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال

عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی

همه عالم به تو می‌بینم و این نیست عجب

به که بینم؟ که تویی چشم مرا بینایی

پیش ازین گر دگری در دل من می‌گنجید

جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی

جز تو اندر نظرم هیچ کسی می‌ناید

وین عجب تر که تو خود روی به کس ننمایی

گفتی: «از لب بدهم کام عراقی روزی»

وقت آن است که آن وعده وفا فرمایی

 عراقی



بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  ساخت وبلاگ   |   Telegram SMM Panel   |   ساخت وبلاگ حقوقی   |   خرید آنتی ویروس   |   مودم اینترنت  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله