برای زیستن هنوز بهونه دارم
من هنوز می توانم
به قلبم که فرسوده است
فرمان بدهم که تو را دوست داشته باشد
احمدرضا احمدی
دلتنگم و با هیچکسم
میلِ سخن نیست
کس در همه آفاق
به دلتنگیِ من نیست
وحشی بافقی
گيريم
خنجر حرف تو بر پهلوی باورها نشست؛
نوشدارویی...
شرابی...
شيونی...
شعری به كارش میكنيم؛
دل كه چركين شد ،
چكارش میكنيم...؟
شفیعی کدکنی