خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی


سعدی،اشعار سعدی


 بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها

بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها

وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌هابی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌هاگه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گلبا یاد تو افتادم از یاد برفت آن‌هاای مهر تو در دل‌ها وی ...

نظر ۰ بازدید ۵۴۰
سعدی ...

سعدی ...

که بی روی تو آرامم نیست؟!سعدی جانمان

نظر ۰ بازدید ۴۸۸
دانی که خبر ز عشق دارد؟

دانی که خبر ز عشق دارد؟

دوست دارم که کست دوست ندارد جز منحیف باشد که تو در خاطر اغیار آییسعدیدانی که خبر ز عشق دارد؟آن کز همه عالمش خبر نیستسعدی جان

نظر ۰ بازدید ۵۸۳
معشوقه...

معشوقه...

غيرَت نگذارد كه بگويم كه مرا كشت!تا خلقندانندكه معشوقهچه نام استسعدی سَعدیاَز جورِ فِراقَتهَمه رُوز اِین می‌گفتعَهد بِشکَستی و مَن بَر سَرِ پِیمان بُودَم

نظر ۰ بازدید ۴۶۰
سعدی ...

سعدی ...

هزار صبح برآیدهمان نخستینی...سعدی

نظر ۰ بازدید ۳۸۳
دو چشم مست تو ...

دو چشم مست تو ...

دو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزندهزار فتنه به هر گوشه‌ای برانگیزندتو قدر خویش ندانی ز دردمندان پرسکز اشتیاق جمالت چه اشک می‌ریزند...سعدی جانسخت به ذوق می دهد باد ...

نظر ۰ بازدید ۳۹۰
گر کسی شکرگزاری کند این نعمت را...

گر کسی شکرگزاری کند این نعمت را...

صبح امروز خدایا چه مبارک بدمیدکه همی از نفسش بوی عبیر آید و عودگر کسی شکرگزاری کند این نعمت رانتواند که همه عمر برآید ز سجودسعدی

نظر ۰ بازدید ۵۹۸
ای دوست

ای دوست

مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم که یاد می‌نکند عهد آشیان ای دوست گرم تو در نگشای...

نظر ۰ بازدید ۴۶۹
حال دل با تو نگويم

حال دل با تو نگويم

حال دل با تو نگويم که نداری غـم دلبا کسی حال توان گفت که حالی داردسعدی

نظر ۰ بازدید ۴۲۵
نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم

نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم

نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم برفت در همه عالم به بیدلی خبرم نه بخت و دولت آنم که با تو بنشینم نه صبر و طاقت آنم که از تو درگذرم من از تو روی نخواهم به دیگری آورد که ...

نظر ۰ بازدید ۴۶۳
از سرِ زلفِ تو ...

از سرِ زلفِ تو ...

درِ آفاق گشاده ست و لیکن بسته ستاز سرِ زلفِ تو در پایِ دلِ ما زنجیر سعدی جان

نظر ۰ بازدید ۳۶۱
تو در خانه‌ی مایی ...

تو در خانه‌ی مایی ...

«کُشتنِ شمع چه حاجت بود از بیمِ رقیبانپرتو رویِ تو گوید که تو در خانه‌ی مایی» سعدی

نظر ۰ بازدید ۳۹۲
یادِ تو مصلحتِ خویش ببُرد از یادم...

یادِ تو مصلحتِ خویش ببُرد از یادم...

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی،یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی...سعدی هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای؟من در میان جمع و دلم جای دیگر استسعدی یادِ تو مصلحتِ خ...

نظر ۰ بازدید ۳۶۷
سعدی ...

سعدی ...

دست به بند می دهم گر تو اسیر می بری... سعدی

نظر ۰ بازدید ۳۴۹
ماجرای عشق

ماجرای عشق

فرهاد را چو بر رخ شیرین نظر فتاد دودش به سر آمد و از پای در فتاد مجنون ز جام طلعت لیلی چو مست شد فارغ ز مادر و پدر و سیم و زر فتاد رامین چو اختیار ...

نظر ۰ بازدید ۴۵۸




۱۲




لینک پرومکسثبت لینک در پست های رتبه دار گوگل
medca360Cosmetic surgery in iran

  روانشناس ایرانی در لندن   |   خرید آنتی ویروس   |   خرید کتراک   |   میزان بلاگ   |   Telegram Premium SMM Panel   |   خدمات کابل کشی شبکه   |   ساخت وبلاگ