خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی

اول به هزار لطف بنواخت مرا

اول به هزار لطف بنواخت مرا

از بادهٔ لعل ناب شد گوهر ماآمد به فغان ز دست ما ساغر مااز بسکه همی خوریم می بر سر میما در سر می شدیم و می در سر مااز حال ندیده تیره ایامان رااز دور ندیده دوزخ آشامان راد...

نظر ۰ بازدید ۱۲۸
 آشفته حالی

آشفته حالی

آشفته حالیاین همه آشفته حالی، این همه نازک خیالیای بدوش افکنده گیسو، از تو دارم ، از تو دارماین غرور عشق و مستی، خنده برغوغای هستیای سیه چشم سیه مو، ...

نظر ۰ بازدید ۱۴۱
 ای گرانمایه مادر - فریدون مشیری

ای گرانمایه مادر - فریدون مشیری

از تو می‌پرسم، ای اهوراچیست سرمایه رستگاری؟می‌رسد پاسخ از آسمان‌هادین خود را به مادر ادا كن!ای گرانمایه مادرجان فدای صفای شما بادبا شما از سَر و زَر چه گویمهستی من ...

نظر ۰ بازدید ۱۲۰
شعر روز مادر از مولوی

شعر روز مادر از مولوی

شعر روز مادر از مولویاشتیاقی که به دیدار تو دارد دل مندل من داند و من دانم و دل داند و منخاک من گل شود و گل شکفد از گل منتا ابد مهر تو بیرون نرود از دل منمولویروز مادر مب...

نظر ۰ بازدید ۲۵۸
شعر در وصف مادر - مولوی

شعر در وصف مادر - مولوی

شعر در وصف مادر ننگرم در تو در آن دل بنگرمتحفه او را آر ای جان بر درمبا تو او چونست هستم من چنانزیر پای مادران باشد جنانمولوی

نظر ۰ بازدید ۱۶۱
خیالت راحت!

خیالت راحت!

خیالت راحت!هم عادت می کنی ، هم فراموش ...یک روز ، در حالی به خودت می آیی که گوشه ی فراغتت لم داده ای و همینطور که به آهنگِ مورد علاقه ات گوش می کنی و چای می نوشی ؛چشمت به د...

نظر ۰ بازدید ۱۶۲
باید راهی یافت، برایِ زندگی را زندگی کردن،

باید راهی یافت، برایِ زندگی را زندگی کردن،

باید راهی یافت، برایِ زندگی را زندگی کردن، نه فقط زندگی را گُذَراندَن .. باید راهی یافت، برایِ صبح ها با اُمید چشم گُشودَن، برایِ شب ها با آرامشِ خیال خوابیدن.. اینطور ...

نظر ۰ بازدید ۱۷۱
جانِ من

جانِ من

جانِ منجان من می‌رقصد از شادی، مگر یار آمده‌ست می‌جهد چشمم همانا وقت دیدار آمده‌ست جان بیمارم به استقبال آمد، تا به لب قوتی از نو مگر، در جان بیمار آمده‌ست می‌رود...

نظر ۰ بازدید ۲۰۵
بهترین اشعار عاشقانه حافظ شیرازی

بهترین اشعار عاشقانه حافظ شیرازی

شبی مجنون به لیلی گفت : کای محبوب بی همتاترا عاشق شود پیدا ، ولی مجنون نخواهد شد---الا ای آهوی وحشی کجاییمرا با توست چندین آشناییدو تنها و دو سرگردان دو بیکسدد و دامت کم...

نظر ۰ بازدید ۱۰۷
آخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتی

آخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتی

ای تو ملول از کار من من تشنه تر هر ساعتیآخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتیبر تو زیانی کی شود از تو عدم گر شیء شودمعدوم یابد خلعتی گیرد ز هستی رایتییا مستحق مرحمت یابد...

نظر ۰ بازدید ۱۶۲
هله هشدار که با بی‌خبران نستیزی

هله هشدار که با بی‌خبران نستیزی

هله هشدار که با بی‌خبران نستیزیپیش مستان چنان رطل گران نستیزیگر نخواهی که کمان وار ابد کژ مانیچون کشندت سوی خود همچو کمان نستیزیگر نخواهی که تو را گرگ هوا بردردچون ت...

نظر ۰ بازدید ۱۳۶
چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن

چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن

وصل را هجران مکنای خدا این وصل را هجران مکنسرخوشان عشق را نالان مکنباغ جان را تازه و سرسبز دارقصد این مستان و این بستان مکنچون خزان بر شاخ و برگ دل مزنخلق را مسکین و سر...

نظر ۰ بازدید ۱۴۱
حکایت

حکایت

کبکی به دهن گرفت موریمی‌کرد بر آن ضعیف زوریزد قهقهه مور بیکرانیکی کبک تو این چنین ندانیشد کبک دری ز قهقهه سستکاین پیشه من نه پیشه تستچون قهقهه کرد کبک حالیمنقار زمور...

نظر ۰ بازدید ۱۳۴
بیا بیا که شدم در غم تو سودایی

بیا بیا که شدم در غم تو سودایی

بیا بیا که شدم در غم تو سوداییدرآ درآ که به جان آمدم ز تنهاییعجب عجب که برون آمدی به پرسش منببین ببین که چه بی‌طاقتم ز شیداییبده بده که چه آورده‌ای به تحفه مرابنه بنه ...

نظر ۰ بازدید ۱۶۳
قاصدی که زندگی را خبر میدهد

قاصدی که زندگی را خبر میدهد

تنِ تو آهنگی استو تنِ من کلمه ای که در آن مینشیندتا نغمه ای در وجود آید،سرودی که تداوم را میتپددر نگاهت همه ی مهربانیهاست،قاصدی که زندگی را خبر میدهدو در سکوتت همه ی ص...

نظر ۰ بازدید ۱۲۶
ای کبوتر از آشیان کرانه کردی

ای کبوتر از آشیان کرانه کردی

ای کبوتر از آشیان کرانه کردیبی سبب چرا ترک آشیانه کردییادی از رفیقان آشنا نکردیزین مکان که با عاشقان درآن چمیدیاز آن چه دیدیناگهان چرا سوی دیگران پریدیترک یار نالان ...

نظر ۰ بازدید ۱۹۶
خوش سحری که روی او باشد آفتاب ما

خوش سحری که روی او باشد آفتاب ما

سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بسگر چه ملول گشته‌ای کم نزنی ز هیچ کسچونک رسول از قنق گشت ملول و شد ترشناصح ایزدی ورا کرد عتاب در عبسگر نکنی موافقت درد دلی بگیردتهمنفس...

نظر ۰ بازدید ۱۴۶
حریق خزان بود! - فریدون مشیری

حریق خزان بود! - فریدون مشیری

حریق خزان بود!همه برگ ها آتش سرخ،همه شاخه ها شعلهء زرد،درختان، همه دودِ پیچانبه تاراج باد!و برگی که می سوخت،میریخت،می مُرد.من از جنگل شعله ها می گذشتمغبار غروببه روی ...

نظر ۰ بازدید ۱۲۳
نظری بدان تمنا نظری بدین تماشا

نظری بدان تمنا نظری بدین تماشا

چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالاز مقربان حضرت بشدم غریب و تنهابه میان حبس ناگه قمری مرا قرین شدکه فکند در دماغم هوسش هزار سوداهمه کس خلاص جوید ز بلا و حبس من نیچه رو...

نظر ۰ بازدید ۱۴۷
اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت

اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت

اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافتزمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافتدل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانیدوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافتدرخت یادگ...

نظر ۰ بازدید ۲۰۴




۱۲۳۴۵
 ... 
۴۶



  ساخت وبلاگ تبلیغاتی   |   تعمیر پکیج در شیراز   |   جاذبه های گردشگری   |   عمان۷۷۷  


چاپ انواع پرچم های ساحلی ، تبلیغاتی و تشریفات چاپ انواع پرچم های ساحلی ، تبلیغاتی و تشریفات مشاهده