مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» عاشقا هستی خود در ره معشوق بباز

عاشقا هستی خود در ره معشوق بباز

عاشقا هستی خود در ره معشوق بباز

زانکه با هستی خود می‌نتوان آنجا شد

روی صحرا چو همه پرتو خورشید گرفت

کی تواند نفسی سایه بدان صحرا شد

قطره‌ای بیش نه‌ای چند ز خویش اندیشی

قطره‌ای چبود اگر گم شد و گر پیدا شد

ای فروغِ ماهِ حُسن، از روی رخشان شما مطلب مرتبط ای فروغِ ماهِ حُسن، از روی رخشان شما

عطار

تگ ها :   عاشقا معشوق عطار
فرم ارسال نظر





  ساخت وبلاگ  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


در تور ایروان 1403؛ از کجاها دیدن کنیم؟ در تور ایروان 1403؛ از کجاها دیدن کنیم؟ مشاهده