خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی

حریق خزان بود! - فریدون مشیری

حریق خزان بود! - فریدون مشیری

حریق خزان بود!همه برگ ها آتش سرخ،همه شاخه ها شعلهء زرد،درختان، همه دودِ پیچانبه تاراج باد!و برگی که می سوخت،میریخت،می مُرد.من از جنگل شعله ها می گذشتمغبار غروببه روی ...

نظر ۰ بازدید ۱۳۴۹
نظری بدان تمنا نظری بدین تماشا

نظری بدان تمنا نظری بدین تماشا

چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالاز مقربان حضرت بشدم غریب و تنهابه میان حبس ناگه قمری مرا قرین شدکه فکند در دماغم هوسش هزار سوداهمه کس خلاص جوید ز بلا و حبس من نیچه رو...

نظر ۰ بازدید ۳۶۰
اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت

اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت

اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافتزمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافتدل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانیدوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافتدرخت یادگ...

نظر ۰ بازدید ۴۲۴
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را می‌تابانی

آه وقتی که تو لبخند نگاهت را می‌تابانی

کاش می‌دیدم، چیستآنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری ست!آه وقتی که تو لبخند نگاهت را می‌تابانی بال مژگان بلندت را می‌خوابانی آه وقتی که تو چشمانت،آن جام لبالب از جان د...

نظر ۰ بازدید ۱۲۴۷
قبای مه شکافیدن ز نور مصطفی باشد

قبای مه شکافیدن ز نور مصطفی باشد

نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشدنشانی ده اگر یابیم وان اقبال ما باشدتو خورشید جهان باشی ز چشم ما نهان باشیتو خود این را روا داری وانگه این روا باشدنگفتی من وفادار...

نظر ۰ بازدید ۴۴۵
بیا جان قدر تو ایشان چه دانند

بیا جان قدر تو ایشان چه دانند

نگارا مردگان از جان چه دانندکلاغان قدر تابستان چه دانندبر بیگانگان تا چند باشیبیا جان قدر تو ایشان چه دانندبپوشان قد خوبت را از ایشانکه کوران سرو در بستان چه دانندخر...

نظر ۰ بازدید ۳۳۵
جفا مکن که مرا طاقت جفای تو نیست

جفا مکن که مرا طاقت جفای تو نیست

چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیستجهان چه دارد در کف که آن عطای تو نیستسزای آنک زید بیرخ تو زین بترستسزای بنده مده گر چه او سزای تو نیستنثار خاک تو خواهم به هر دمی د...

نظر ۰ بازدید ۱۰۳۶
 زندگی معلم بزرگی است…

زندگی معلم بزرگی است…

زندگی معلم بزرگی است…:زندگی می آموزد که شتاب نکن.زندگی می آموزد چیزهایی که می خواهی به آنها برسی وقتیدریافتشان می کنی می بینی آنقدر هم که فکر می کرده ای مهم نبودهشاید...

نظر ۰ بازدید ۳۳۹
بی گل روی تو بس خار که در پای منست

بی گل روی تو بس خار که در پای منست

مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مراچون شدم صید تو بر گیر و نگهدار مرااگرم زار کشی می‌کش و بیزار مشوزاریم بین و ازین بیش میازار مراچون در افتاده‌ام از پای و ندارم سر خو...

نظر ۰ بازدید ۴۹۸
مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو

کمان ابرومرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابروجهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابروغلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستینگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان اب...

نظر ۰ بازدید ۱۵۲۲
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم

گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرمتو شدی مادر و من با همه پیری پسرمتو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوزمن بیچاره همان عاشق خونین جگرمخون دل میخورم و چشم نظر بازم جامجرمم ای...

نظر ۰ بازدید ۲۵۴۱
خاتم به تو بالیده که پایان پیامی

خاتم به تو بالیده که پایان پیامی

خاتم به تو ‌باليده که پايان پيامیهم نقطه‌ی آغازی و هم ختم کلامیقاسم صرافانآخر ز فیض ساقی کوثر تمام سالعید غدیر شد به مقیمان این دیار!صائب تبریزی

نظر ۰ بازدید ۸۶۵
جودت همه آن کند که دریا نکند

جودت همه آن کند که دریا نکند

جودت همه آن کند که دریا نکنداین دم کرمت وعده به فردا نکندحاجت نبود از تو تقاضا کردنکز شمس کسی نور تقاضا نکندمولوی،دیوان شمس

نظر ۰ بازدید ۳۷۷
در نبندیم به نور !

در نبندیم به نور !

در نبندیم به نور !شب آرامی بودمی روم در ایوان، تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟مادرم سینی چایی در دستگل لبخندی چید، هدیه اش داد به منخواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجالب پاش...

نظر ۰ بازدید ۷۲۷
غمت مباد! که یاد تو با من است هنوز...

غمت مباد! که یاد تو با من است هنوز...

شرارهٔ غم عشق، آتش افکن است هنوزبیا که آتشِ مهر تو روشن است هنوز...شکایت از تو ندارم؛ ولی بیا و ببینچه زخم های عمیقی که بر تن است هنوزدرختی ام که بر آن حک شده ست نام کسیغ...

نظر ۰ بازدید ۳۸۷۵
آن دَم کآفتابِ او روزی و نور میدهد

آن دَم کآفتابِ او روزی و نور میدهد

چند گریزی ای قَمَر، هر طرفی ز کویِ من؟صیدِ توایم و مُلْکِ تو، گر صَنَمیم و گر شَمَنهر نفَس از کرانهیی، یاد کنی بهانهییهر نفَسی بُرون کَشی از عَدَمی هزار فَنگر چه کثیف...

نظر ۰ بازدید ۷۷۶
 دوش دوش

دوش دوش

دوش دوشدوش دوش دوش که آن مه لقاخوش ادا، با صفا، با وفااز برم آمد و بنشستبرده دین و دلم از دستباز، باز، باز، مرا سوی خودمی کشد، می برد، می زندبا دو چشم، با دو چشم مستابر...

نظر ۰ بازدید ۶۰۹
دلا خموشی چرا ؟

دلا خموشی چرا ؟

دلا خموشی چرا ؟گریه را به مستی بهانه کردمشکوِه‌ها ز دست زمانه کردمآستین چو از دیده برگرفتمسیل خون به دامان روانه کردمناله دروغین اثر نداردشام ما چو از پی سحر نداردم...

نظر ۰ بازدید ۱۲۵۴
مولوی | تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین

مولوی | تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین

تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بینآنچ ممکن نبود در کف او امکان بینآهن اندر کف او نرمتر از مومی بینپیش نور رخ او اختر را پنهان بیننم اندیشه بیا قلزم اندیشه نگرصورت چرخ ب...

نظر ۰ بازدید ۱۳۳۱
روزنامه می خوانی؟

روزنامه می خوانی؟

روزنامه می خوانی؟روزها عملگی می کنم آقاشب ها با سبدی از درختان بالا می رومستاره های رسیده را می چینمبرای ماه اَدا در می آورمدخترم هر ماهبرایم نامه می نویسداز شهری که ...

نظر ۰ بازدید ۹۵۷
 لیلی

لیلی

دید مجنون را یکی صحرا نورددر میان بادیه بنشسته فردساخته بر ریگ ز انگشتان قلممی زند حرفی به دست خود رقمگفت ای مفتون شیدا چیست اینمی نویسی نامه سوی کیست اینهر چه خواهی ...

نظر ۰ بازدید ۱۰۴۸
اگر تو عاشقی معشوق دور است

اگر تو عاشقی معشوق دور است

اگر تو عاشقی معشوق دور استوگر تو زاهدی مطلوب حور استره عاشق خراب اندر خراب استره زاهد غرور اندر غرور استدل زاهد همیشه در خیال استدل عاشق همیشه در حضور استنصیب زاهدان ...

نظر ۰ بازدید ۸۹۳




۱
 ... 
۳۴۵۶۷
 ... 
۴۸




لینک پرومکسثبت لینک در پست های رتبه دار گوگل
medca360Cosmetic surgery in iran

  میزان بلاگ   |   خدمات کابل کشی شبکه   |   خرید کتراک   |   ساخت وبلاگ   |   خرید آنتی ویروس   |   روانشناس ایرانی در لندن   |   Telegram Premium SMM Panel