قصه ایاز و گوهر شکستن
در قصه مثنوی سلطان یک روز که ارکان دولت در درگاه وی حاضرن گوهری درخشان از جیب بیرون می اورد ،به دست وزیر می دهد و می پرسد بهای این گوهر چند است ؟ وزیر جواب می دهد بیش ا...
اشعار حافظ,اشعار سعدی,اشعار نظامی,اشعار مولوی,شعر غزل,غزلیات
در قصه مثنوی سلطان یک روز که ارکان دولت در درگاه وی حاضرن گوهری درخشان از جیب بیرون می اورد ،به دست وزیر می دهد و می پرسد بهای این گوهر چند است ؟ وزیر جواب می دهد بیش ا...
هیچ نامی بی حقیقت دیدهای یا ز گاف و لام گل گل چیدهای اسم خواندی رو مسمی را بجو مه به بالا دان نه اندر آب جو گر ز نام و حرف خواهی بگذری پاک کن خ...
گفتم: ای عشق!من از چیز دگر میترسمگفت آن چیز دگر نیست، دگر هیچ مگو...
عاشقان را شد مدرس حسن دوست دفتر و درس و سبقشان روی اوست خامشند و نعرهٔ تکرارشان میرود تا عرش و تخت یارشان درسشان آشوب و چرخ و زلزله نه زیاداتس...
گر هزاران دام باشد در قدم چون تو با مایی نباشد هیچ غم چون عنایاتت بود با ما مقیم کی بود بیمی از آن دزد لئیم
ديگرانت "عشق" مي خوانند و من "سلطانِ عشق" ...اي تو بالاتر ز وهمِ اين و آنبي من مرو!...
سفر کردم به هر شهری دویدمچو شهر عشق من شهری ندیدمندانستم ز اول قدر آن شهرز نادانی بسی غربت کشیدممولانا
هر که او از همزبانی شد جدا بی زبان شد گرچه دارد صد نوا چونک گل رفت و گلستان درگذشت نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت جمله معشوقست و عاشق پردهای زن...
خواجه شمسالدین محمد شیرازی متخلص به "حافظ"، غزلسرای بزرگ و از خداوندان شعر و ادب پارسی است. وی حدود سال ۷۲۶ هجری قمری در شیراز متولد شد. علوم و فنون را در محفل درس ...
خفته بودستید تا اکنون شما که کنون جامه دریدیت از عزا پس عزا بر خود کنید ای خفتگان زانک بد مرگیست این خواب گران روح سلطانی ز زندانی بجست جامه چه درانیم ...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده