مطالب پیشنهادی از سراسر وب
۹ سال پیش
| خفته بودستید تا اکنون شما |
|
که کنون جامه دریدیت از عزا |
| پس عزا بر خود کنید ای خفتگان |
|
زانک بد مرگیست این خواب گران |
| روح سلطانی ز زندانی بجست |
|
جامه چه درانیم و چون خاییم دست |
| چونک ایشان خسرو دین بودهاند |
|
وقت شادی شد چو بشکستند بند |
| سوی شادروان دولت تاختند |
|
کنده و زنجیر را انداختند |
| روز ملکست و گش و شاهنشهی |
|
گر تو یک ذره ازیشان آگهی |
| ور نهای آگه برو بر خود گری |
|
زانک در انکار نقل و حشری |
| بر دل و دین خرابت نوحه کن |
|
که نمیبیند جز این خاک کهن |
فرم ارسال نظر
مطالب پیشنهادی از سراسر وب