خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی


مولوی


بگردانَد مرا آن‌کس که گردون را بگردانَد

بگردانَد مرا آن‌کس که گردون را بگردانَد

اگر چرخِ وجودِ من از این گردش فرو‌مانَدبگردانَد مرا آن‌کس که گردون را بگردانَداگر این لشکرِ ما را ز چشمِ بَد شکست اُفتَدبه امرِ شاه لشکرها از آن بالا فرو‌آیداگر با...

نظر ۰ بازدید ۱۲۱
کشتی چو به دریای روان میگذرد

کشتی چو به دریای روان میگذرد

کشتی چو به دریای روان میگذردمی‌پندارد که نیستان میگذردما میگذریم ز این جهان در همه حالمی‌پندارم کاین جهان میگذرد مولوی-دیوان شمس

نظر ۰ بازدید ۱۲۰
ای ظلمت شب مانع خورشید مشو | مولوی

ای ظلمت شب مانع خورشید مشو | مولوی

ای ظلمت شب مانع خورشید مشوای ابر حجاب روز امید مشوای مدت یک ساعته‌ی لذت جسماصل الم حاصل جاوید مشوای عارف گوینده نوائی برگویا قول درست یا خطائی برگودرهای گلستان و چمن...

نظر ۰ بازدید ۱۱۱
بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد - مولوی

بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد - مولوی

بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمدبگذشت شب هجران معشوق پدید آمدآن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شدمعشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمدشد جنگ و نظر آمد شد زهر و شکر آمدشد سنگ و گ...

نظر ۰ بازدید ۹۳
تشنۀ وصلِ تواَم ...

تشنۀ وصلِ تواَم ...

کعبۀ جان‌ها تویی، گِردِ تو آرَم طَوافجغد نِیَم، بر خراب هیچ ندارم طوافپیشه ندارم جُزین، کار ندارم جُزینچون فلکم، روز و شب پیشه و کارم طوافبهتر ازین یار کیست؟ خوش‌ت...

نظر ۰ بازدید ۸۲۶
آمد رمضان و عید با ماست

آمد رمضان و عید با ماست

آمد رمضان و عید با ماستقفل آمد و آن کلید با ماستبربست دهان و دیده بگشادوان نور که دیده دید با ماستآمد رمضان به خدمت دلوان کش که دل آفرید با ماستدر روزه اگر پدید شد رنجگ...

نظر ۰ بازدید ۶۶
گر نور خود نبودی، ذرّات کی نمودی؟

گر نور خود نبودی، ذرّات کی نمودی؟

دل را ز من بپوشی، یعنی که من ندانمخط را کُنی مسلسل، یعنی که من نخوانمبر تختۀ خیالت آن را نه من نِبِشتم؟چون سرِّ دل ندانم کاندر میانِ جانم؟از آفتاب بیشَم، ذرّاتِ روح پ...

نظر ۰ بازدید ۶۳
آمد بهار مهربان سرسبز و خوش دامن کشان

آمد بهار مهربان سرسبز و خوش دامن کشان

نک نوبهار آمد کز او سرسبز گردد عالمیچون یار من شیرین دمی چون لعل او حلواگریهر دم به من گوید رخش داری چو من زیبارخیهر دم بدو گوید دلم داری چو بنده چاکریآمد بهار ای دوست...

نظر ۰ بازدید ۷۰
فقط نفس

فقط نفس

فقط نفسMy place is the no placemy image is without faceof body no the sowi am of the devine homeچه تدبیر ای مسلمانان که من خود را نمیدانمنه ترسا نه یهودم من نه گبر و نه مسلمانمنه شرقیم نه غربیم نه علویم نه ...

نظر ۰ بازدید ۷۷
این دَم که نشَسته‌ایم با هم ...

این دَم که نشَسته‌ایم با هم ...

ما صحبتِ همدگر گُزینیمبر دامنِ همدگر نِشینیمیاران، همه پیش‌تر نِشینیدتا چهرۀ همدگر ببینیمما را ز درون موافقت‌هاستتا ظَن نَبَری که ما همینیماین دَم که نشَسته‌ایم ...

نظر ۰ بازدید ۹۶
اول به هزار لطف بنواخت مرا

اول به هزار لطف بنواخت مرا

از بادهٔ لعل ناب شد گوهر ماآمد به فغان ز دست ما ساغر مااز بسکه همی خوریم می بر سر میما در سر می شدیم و می در سر مااز حال ندیده تیره ایامان رااز دور ندیده دوزخ آشامان راد...

نظر ۰ بازدید ۱۰۶
شعر روز مادر از مولوی

شعر روز مادر از مولوی

شعر روز مادر از مولویاشتیاقی که به دیدار تو دارد دل مندل من داند و من دانم و دل داند و منخاک من گل شود و گل شکفد از گل منتا ابد مهر تو بیرون نرود از دل منمولویروز مادر مب...

نظر ۰ بازدید ۲۴۶
شعر در وصف مادر - مولوی

شعر در وصف مادر - مولوی

شعر در وصف مادر ننگرم در تو در آن دل بنگرمتحفه او را آر ای جان بر درمبا تو او چونست هستم من چنانزیر پای مادران باشد جنانمولوی

نظر ۰ بازدید ۱۴۰
آخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتی

آخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتی

ای تو ملول از کار من من تشنه تر هر ساعتیآخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتیبر تو زیانی کی شود از تو عدم گر شیء شودمعدوم یابد خلعتی گیرد ز هستی رایتییا مستحق مرحمت یابد...

نظر ۰ بازدید ۱۵۲
هله هشدار که با بی‌خبران نستیزی

هله هشدار که با بی‌خبران نستیزی

هله هشدار که با بی‌خبران نستیزیپیش مستان چنان رطل گران نستیزیگر نخواهی که کمان وار ابد کژ مانیچون کشندت سوی خود همچو کمان نستیزیگر نخواهی که تو را گرگ هوا بردردچون ت...

نظر ۰ بازدید ۱۳۰
چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن

چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن

وصل را هجران مکنای خدا این وصل را هجران مکنسرخوشان عشق را نالان مکنباغ جان را تازه و سرسبز دارقصد این مستان و این بستان مکنچون خزان بر شاخ و برگ دل مزنخلق را مسکین و سر...

نظر ۰ بازدید ۱۳۳
بیا بیا که شدم در غم تو سودایی

بیا بیا که شدم در غم تو سودایی

بیا بیا که شدم در غم تو سوداییدرآ درآ که به جان آمدم ز تنهاییعجب عجب که برون آمدی به پرسش منببین ببین که چه بی‌طاقتم ز شیداییبده بده که چه آورده‌ای به تحفه مرابنه بنه ...

نظر ۰ بازدید ۱۵۶
خوش سحری که روی او باشد آفتاب ما

خوش سحری که روی او باشد آفتاب ما

سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بسگر چه ملول گشته‌ای کم نزنی ز هیچ کسچونک رسول از قنق گشت ملول و شد ترشناصح ایزدی ورا کرد عتاب در عبسگر نکنی موافقت درد دلی بگیردتهمنفس...

نظر ۰ بازدید ۱۳۹
نظری بدان تمنا نظری بدین تماشا

نظری بدان تمنا نظری بدین تماشا

چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالاز مقربان حضرت بشدم غریب و تنهابه میان حبس ناگه قمری مرا قرین شدکه فکند در دماغم هوسش هزار سوداهمه کس خلاص جوید ز بلا و حبس من نیچه رو...

نظر ۰ بازدید ۱۴۱
قبای مه شکافیدن ز نور مصطفی باشد

قبای مه شکافیدن ز نور مصطفی باشد

نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشدنشانی ده اگر یابیم وان اقبال ما باشدتو خورشید جهان باشی ز چشم ما نهان باشیتو خود این را روا داری وانگه این روا باشدنگفتی من وفادار...

نظر ۰ بازدید ۱۶۷
بیا جان قدر تو ایشان چه دانند

بیا جان قدر تو ایشان چه دانند

نگارا مردگان از جان چه دانندکلاغان قدر تابستان چه دانندبر بیگانگان تا چند باشیبیا جان قدر تو ایشان چه دانندبپوشان قد خوبت را از ایشانکه کوران سرو در بستان چه دانندخر...

نظر ۰ بازدید ۱۲۹
جفا مکن که مرا طاقت جفای تو نیست

جفا مکن که مرا طاقت جفای تو نیست

چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیستجهان چه دارد در کف که آن عطای تو نیستسزای آنک زید بیرخ تو زین بترستسزای بنده مده گر چه او سزای تو نیستنثار خاک تو خواهم به هر دمی د...

نظر ۰ بازدید ۲۰۲
جودت همه آن کند که دریا نکند

جودت همه آن کند که دریا نکند

جودت همه آن کند که دریا نکنداین دم کرمت وعده به فردا نکندحاجت نبود از تو تقاضا کردنکز شمس کسی نور تقاضا نکندمولوی،دیوان شمس

نظر ۰ بازدید ۱۷۲




۱۲۳۴۵



  جاذبه های گردشگری   |   تعمیر پکیج در شیراز   |   اجاره ویلا   |   عمان۷۷۷   |   ساخت وبلاگ تبلیغاتی  


ساخت وبلاگ تبلیغاتی جهت معرفی خدمات و کسب و کار شما ساخت وبلاگ تبلیغاتی جهت معرفی خدمات و کسب و کار شما مشاهده