شادی یک فرمان است از جانب خداوند یا زندگي. غیر از این عمل کنیم دچار مشکل خواهیم شد.
تمامی مشکلات ، بیماری ها ، ناراحتی ها و ناهنجاری ها در زندکی ما حاکی از بی توجهی ما به این موضوع مهم است که هر لحظه باید با شوخی و امتحان انگاشتنِ اتفاق این لحظه، در نهایت رضایت و شادی و تسلیم باشیم.
(مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۲۸۲)
توقیع: امضا کردن نامه، فرمان، نوشتن عبارتی در ذیلِ نامه و کتاب
جَزم: تصمیم قطعی و استوار
ای شاه من، فرمان و مشیت قطعیِ تو این بوده که من هر لحظه خرّم و شاد و آباد باشم؛ اما این فرمان با خون دل من امضا شده، یعنی قرار است با انداختن همانیدگیها و صبر و سکوت، درد هشیارانه بکشم. با ریختنِ خونِ هر همانیدگی، زندگیِ بهتلهافتاده در آن لحظهبهلحظه آزاد و جاری میشود و فضا باز میگردد.
خونِ دل میریزد، که نشان جاری شدن زندگی است.
[فرمان زندگی این است که ما باید همیشه شاد باشیم و ذرات وجودمان به او ارتعاش کنند. نمیشود این فرمان را زیر پا گذاشت.]