من و شبها و درد انتظار و دل طپیدنها
تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدنها من و این دشت بیپایان و بیحاصل دویدنها تو و یک وعده و فارغ ز من هر شب به خواب خوش من و شبها و درد انتظ...
اشعار حافظ,اشعار سعدی,اشعار نظامی,اشعار مولوی,شعر غزل,غزلیات
تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدنها من و این دشت بیپایان و بیحاصل دویدنها تو و یک وعده و فارغ ز من هر شب به خواب خوش من و شبها و درد انتظ...
هر که در عاشقی قدم نزده است بر دل از خون دیده نم نزده است او چه داند که چیست حالت عشق که بر او عشق، تیر غم نزده است عشق را مرتبت نداند آنک همه جز در و...
جهان بی عشق سامانی ندارد فلک بی میل دورانی ندارد نه مردم شد کسی کز عشق پاکست که مردم عشق و باقی آب و خاکست چراغ جمله عالم عقل و دینست تو عاشق شو که...
کار عشق از وصل و هجران درگذشت درد ما از دست درمان درگذشت کار، صعب آمد به همت برفزود گوی، تیز آمد ز چوگان درگذشت در زمانه کار کار عشق توست از سر ای...
نگر کز چشم شاهد چیست پیدا رعایت کن لوازم را بدینجا ز چشمش خاست بیماری و مستی ز لعلش گشت پیدا عین هستی ز چشم اوست دلها مست و مخمور ز لعل اوست جانها ...
هرکس به طریقی دل ما می شکندبیـگانه جـدا دوست جـدا می شکندبیگانه اگر می شکند ، حـرفی نیستاز دوست بپرسید که چرا می شکند؟از دوست بپرسید که چرا می شکند؟گل همیشه نازم ، نب...
ایهاالناس جهان جای تن آسانی نیست مرد دانا، به جهان داشتن ارزانی نیست خفتگان را چه خبر زمزمهٔ مرغ سحر؟ حیوان را خبر از عالم انسانی نیست داروی تربیت ا...
عید سعید فطر در اشارات شعر و ادب فارسی عید سعید فطر ” را عید سرفرازی و نیکبختی انسان مومن و فرمانبردار حق نیز خوانده اند ، این عید بزرگ در تاریخ فرهنگ و ادب همو...
ای آن که گاه گاه ز من یاد می کنی پیوسته شادزی که دلی شاد می کنی گفتی: "برو!" ولیک نگفتی کجا رود این مرغ پر شکسته که آزاد می کنی پنهان مساز راز غم خویش در سکوت باری، در آن ن...
آه … بر دیوار سخت سینه ام گوئی ناشناسی مشت می کوبد «باز کن در … اوست باز کن در … اوست» من به خود آهسته می گویم: باز هم رؤیا آنهم اینسان تیره و درهم بای...
نه این دیگه فقط یه آرزو نیست تو اینجا روبروی من نشستی حقیقت داره این تصویر ِ زیبا چه حالی داره این زیبا پرستی دیگه آب از سرم شاید گذشته یه جوری که خودم طاقت ند...
ترا من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در شاخ " تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم ترا من چشم در راهم شباهنگام.در آندم که بر جا دره ها چون مرد...
يکي را دوست دارمولي افسوس او هرگز نميداندنگاهش ميکنم شايدبخواند از نگاه منکه او را دوست مي دارمولي افسوس او هرگز نميداندبه برگ گل نوشتم منتو را دوست مي دارمولي افسوس...
چند روزی است که تنها به تو می اندیشم از خودم غافلم اما به تو می اندیشم شب که مهتاب درآیینه ی من می ر قصد می نشینم به تماشا به تو می اندیشم همه ی روز به تصویر تو می پرداز...
« دوستت دارم » رامن دلاویزترین شعر جهان یافته اماین گل سرخ من است. دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلقکه بری خانه دشمنکه فشانی بر دوست،راز خوشیختی هرکس به پر...
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست طاقت بار فراق این همه ایامم نیست خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد سر مویی به غلط در همه اندامم نیست میل آن دانه خالم ...
عاشق نشدی زاهد، دیوانه چه می دانی؟در شعله نرقصیدی، پروانه چه می دانی؟لبریز می غمها، شد ساغر جان منخندیدی و بگذشتی، پیمانه چه می دانی؟یک سلسله دیوانه، افسون نگاه اوا...
مرا ترکیست مشکین موی و نسرین بوی و سیمین بر سها لب مشتری غبغب،هلال ابروی و مه پیکر چوگردد رام وگیرد جام وبخشد کام و تابد رخ ...