تبلیغات در ارم بلاگ

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» اشعار زیبای سعدی ، فریدن مشیری ، مولانا


از دلم

 تا لب ایوان شما

راهی نیست؛

نیمه جانی ست در این فاصله،

قربان شما...

فریدون مشیری



با مدعی بگوی
که ما خود شکسته‌ایم
محتاج نیست پنجه که با ما درافکنی

سعدی

رقیب گفت؛
برین در چه می‌کنی شب و روز؟

چه می‌کنم؟
دل گم کرده باز می‌جویم!

سعدی



تو مپندار کز این در، به ملامت بروم

دلم این جاست،
بده
تا به سلامت بروم

سعدی


من در این جای
همین صورت بی‌جانم و بس
دلم آنجاست که آن دلبر عیار آنجاست..

سعدی

خبرت هست که خلقی ز غمت بی‌خبرند؟!
حالِ اُفتاده نداند که نیفتد باری

سعدی




کس بی‌تو خوش نباشد
                 رو قصه‌ی دگر کن
مولانا

این جهان
با تو خوش است

مولانا

ای بی‌نشان بی‌من مرو..

مولانا


بگذار سر به سينه‌ی من تا بگويمت
اندوه چيست،
عشق كدامست،
غم كجاست..

فریدون مشیری


بگذار تا ببوسمت
ای نوشخند صبح

بگذار تا بنوشمت
ای چشمه شراب ...

فریدون مشیری

بیمار خنده های تواَم
بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی
گرمتر بتاب

فریدون مشیری

من از حکایت عشق تو بس کنم؟! هیهات...!!!
سعدی


بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  Telegram SMM Panel   |   مودم اینترنت   |   ساخت وبلاگ حقوقی   |   ساخت وبلاگ   |   خرید آنتی ویروس  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله