خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی


مولانا


انداختن کینه ...

انداختن کینه ...

«انداختن کینه»گر به هر زخمی تو پُرکینه شویپس کجا بی‌‌‌ صیقلْ، آیینه شوی؟‌‌(مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۹۸۰)‌اگر به هر دردسری، به هر حرفی که مردم می‌زنند و این مغ...

نظر ۰ بازدید ۴۸۹
ره آسمان درون است پر عشق را بجنبان

ره آسمان درون است پر عشق را بجنبان

هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نمانددلتان به چرخ پرد چو بدن گران نمانددل و جان به آب حکمت ز غبارها بشوییدهله تا دو چشم حسرت سوی خاکدان نماندنه که هر چه در جهانست نه ...

نظر ۱ بازدید ۱۹۳۷۲
ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم

ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم

ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزمای در دلم نشسته از تو کجا گریزمای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینموی گردنم ببسته از تو کجا گریزمای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رووی رو...

نظر ۰ بازدید ۱۵۳۲
شمس من و خدای من

شمس من و خدای من

شمس من و خدای منپیر من و مراد من درد من و دوای منپیر من و مراد من درد من و دوای منفاش بگویم این سخن شمس من و خدای منشمس من و خدای منشمس من و خدای منشمس من و خدای مناز تو به...

نظر ۱ بازدید ۴۶۸۳
کشتی چو به دریای روان میگذرد

کشتی چو به دریای روان میگذرد

کشتی چو به دریای روان میگذردمی‌پندارد که نیستان میگذردما میگذریم ز این جهان در همه حالمی‌پندارم کاین جهان میگذرد مولوی-دیوان شمس

نظر ۰ بازدید ۹۱۲
ای ظلمت شب مانع خورشید مشو | مولوی

ای ظلمت شب مانع خورشید مشو | مولوی

ای ظلمت شب مانع خورشید مشوای ابر حجاب روز امید مشوای مدت یک ساعته‌ی لذت جسماصل الم حاصل جاوید مشوای عارف گوینده نوائی برگویا قول درست یا خطائی برگودرهای گلستان و چمن...

نظر ۰ بازدید ۷۶۸
بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد - مولوی

بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد - مولوی

بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمدبگذشت شب هجران معشوق پدید آمدآن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شدمعشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمدشد جنگ و نظر آمد شد زهر و شکر آمدشد سنگ و گ...

نظر ۰ بازدید ۵۰۱
عشق ...

عشق ...

عشق درآمد از درمدست نهاد بر سرمدید مرا که بی‌توامگفت مرا که وای تو!مولانا

نظر ۰ بازدید ۴۵۷
در این بحر,در این بحر ...

در این بحر,در این بحر ...

???? مولانا می خواهد بگوید که شما اگر می ترسید به جهان پناه نبرید، به یک چیزی پناه نبرید . درست آنچیزی که سبب ترس شما شده، شما می خواهید به آن پناه ببرید؟ آن به شما کمک ...

نظر ۰ بازدید ۱۰۰۹
من بی‌دل و دستارم در خانه خمارم..

من بی‌دل و دستارم در خانه خمارم..

گفتم ز کجایی تو؟تسخر زد و گفت ای جان!نیمیم ز ترکستان، نیمیم ز فرغانهنیمیم ز آب و گل، نیمیم ز جان و دلنیمیم لب دریا، نیمی همه دردانهگفتم که رفیقی کن با من! که منم خویشت......

نظر ۰ بازدید ۱۰۱۴
عاشقان را شد مدرس حسن دوست

عاشقان را شد مدرس حسن دوست

عاشقان را شد مدرس حسن دوست دفتر و درس و سبقشان روی اوست خامشند و نعرهٔ تکرارشان می‌رود تا عرش و تخت یارشان درسشان آشوب و چرخ و زلزله نه زیاداتس...

نظر ۰ بازدید ۱۱۷۱
چو شهر عشق من شهری ندیدم ...

چو شهر عشق من شهری ندیدم ...

سفر کردم به هر شهری دویدمچو شهر عشق من شهری ندیدمندانستم ز اول قدر آن شهرز نادانی بسی غربت کشیدممولانا

نظر ۰ بازدید ۴۹۷
تکیه بر این جهان مکن

تکیه بر این جهان مکن

ای دلِ پاره‌پاره‌ام،دیدنِ اوست چاره‌ام!اوست پناه و پُشتِ من؛ تکیه بر این جهان مکنمولانا

نظر ۰ بازدید ۶۳۵
تو چیزِ دیگری ...

تو چیزِ دیگری ...

گر شاخه ها دارد تریور سرو دارد سروری ور گل کند صد دلبریای جان !تو چیزِ دیگری ...مولونا

نظر ۰ بازدید ۴۷۷
اگر تو عاشقی غم را رها کن

اگر تو عاشقی غم را رها کن

اگر تو عاشقی غم را رها کن عروسی بین و ماتم را رها کن تو دریا باش و کشتی را برانداز تو عالم باش و عالم را رها کن چو آدم توبه کن وارو به جنت چه و زندا...

نظر ۰ بازدید ۸۴۰




۱۲




لینک پرومکسثبت لینک در پست های رتبه دار گوگل
medca360Cosmetic surgery in iran

  Telegram Premium SMM Panel   |   میزان بلاگ   |   روانشناس ایرانی در لندن   |   خدمات کابل کشی شبکه   |   خرید کتراک   |   ساخت وبلاگ   |   خرید آنتی ویروس